کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از 1 به 3 از 3

موضوع: داستان مدار نخست

  1. #1
    داستان مدار نخست

    تاریخ عضویت
    Sep 2015
    شماره عضويت
    2
    عنوان کاربر
    هیچی!
    محل سکونت
    هرجا که دلبر باشد :))
    نوشته ها
    343
    تشکر
    317
    تشکر شده 434 بار در 184 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 5 پست
    برچسب زده شده
    در 8 تاپیک
    شخصیت مورد علاقه: 
    None

    داستان مدار نخست

    به نام خدا


    دنیای ما در منطقه ی لاوا قرار داده.
    شاید بگید لاوا یعنی چی.
    چندین سال قبل دانشمندان ما وقتی به این نتیجه رسیدند که جهان بسیار بزرگ هست و اصولا نمیشه در اون شمال و جنوب و حتی چپ و راست رو تصور کرد برای همین جهان رو به مناطقی تقسیم و نام گزاری کردند. چون جهان سه بعدی هست بنا بر این میتونیم تصویر کنید این کار چقدر دشوار بوده. و منطقی که سیاره و منظومه ما در اون قرار داده اسمش لاوا هست.

    منظومه ی ما بسیار عجیب هست.
    یک ستاره ی بسیار بسیار بزرگ در وسط منظومه قرار داره و اسمش "شید" هست. اسم منظومه هم منظومه ی شید هست.
    نزدیک ترین مداری که دور شید در حال چرخشه مدار ماست. روی این مدار 4 سیاره با فاصله ی منظم قرار دارند و هر کدوم دارای نژاد های خاص بشری هستند که ما یکی از اون ها هستیم.

    سیاره ما 2 تا قمر داره. ما از این قمر ها به عنوان نیروی دفاعی استفاده کردیم و روشون تجهیزات زیادی گزاشتیم که هر دشمن خارجی ای به سیارمون نزدیک شد نابود بشه.

    در منظومه ما بین هر مدار دیواره ی نامرئی وجود داره که باعث میشه نتونیم ازش خارج شیم. ما هنوز نتونستیم تکنولوژی ای بسازیم که ازش عبور کنیم.
    خب این توضیحات اولیه کافیه.

    قسمت اول از داستان زندگیمونو به زودی قرار میدم.
    Click here to enlarge


  2. 4 کاربر مقابل از HamedWS عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    Awmir.B (02-27-2016),LOGAN (02-27-2016),mojtaba 24 (03-02-2016),White Night (08-26-2019)

  3. #2
    داستان مدار نخست

    تاریخ عضویت
    Sep 2015
    شماره عضويت
    2
    عنوان کاربر
    هیچی!
    محل سکونت
    هرجا که دلبر باشد :))
    نوشته ها
    343
    تشکر
    317
    تشکر شده 434 بار در 184 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 5 پست
    برچسب زده شده
    در 8 تاپیک
    شخصیت مورد علاقه: 
    None

    به نام خدا

    قسمت اول
    «پیشگویی خونین»
    راوی(سرجوخه نامی):هزاران سال پیش پیشگویی مرموز ، حوادثی وحشتناک را پیشگویی کرد...
    "از آتش برمیخیزند، بر خاکستر مردگان میتازند، خون جاری میکنند، آنها قاتلان روز و غارت گران شب اند، مخفیانه میآیند و آشکارا نابود میکنند..."
    این متن پیشگویی بزرگ هست... در این هزاران سال اثری از محقق شدن پیشگویی نبود و برای مردم به یک افسانه ی ترسناک بدل شده بود. تا اینکه موج اول حمله ها شروع شد...

    (کاخ رئیس سیاره تیر)
    دستیار دیدبان قمر آ-یکم: جناب رئیس، ما در حال دیدبانی بودیم که متوجه آتش و دود غلیظی در سیاره میر شدیم.
    رئیس تارو(رئیس سیاره تیر، در حالی که دست در ریش، در حال فکر کردن هست): همممم... وزیر ارتباطات بین سیاره ای را خبر کنید.
    دستیار دیدبان قمر آ-یکم: چشم قربان.
    (دقایقی بعد، وزیر وارد کاخ شد)
    وزیر اِربِس(ارتباطات بین سیاره ای): با من کاری داشتید قربان؟
    رئیس تارو: بله، از دیدبانی خبر رسیده در سیاره همسایه ستون های آتش و دود دیده شده. سریعا با پادشاه سیاره میر تماس بگیرید .
    وزیر اربس: بله جناب رئیس.
    (دقایقی بعد مکالمه رئیس تارو و پادشاه سیاره میر)
    رئیس تارو: سلام بر پادشاهِ میر، در سیاره شما چه اتفاقی افتاده.
    پادشاهِ میر: رئیس تارو، دشمنان ناشناس به ما حمله کردند، از آسمان بر سر ما آتش میریزند اما دیده نمیشوند، ما به پدافند فضایی شما نیازمندیم. به متحد دیرینه خود کمک کنید.

    --------
    [صد ها سال پیش که جنگ های خونینی بین 4 سیاره مدار اول، در گرفته بود، رئیس مارو، جد بزرگِ رئیس تارو در سیاره ما، به قدرت رسید. و پس از قدرت یافتن، ایده ی صلح میان سیاره ای را مطرح کرد، سیاره میر که در آن زمان در اثر جنگ، به شدت آسیب دیده و ضعیف شده بود، اولین قلمروی بود که با ایده رئیس مارو موافقت کرد. به همین دلیل از آن زمان، این دو سیاره ، "متحد دیرینه" نام گرفتند!]
    --------
    رئیس تارو: ما متحدانمان را تنها نمیگذاریم.(پایان تماس)
    -وزیر دفاع و فرماندهان جنگ را خبر کنید.
    (دقایقی بعد، اتاق فرماندهی)
    رئیس تارو: آقای وزیر، متحد ما تحت حملات سنگین دشمنی ناشناس قرار گرفته. ما هرگز از آسمان(همان دیوار نامرئی بین مداری) نگذشتیم و فکر نمیکنم هیچ نیرویی هم بتواند از خارج از آسمان، وارد مدار ما شود. بنا بر این قطعا ، مهاجم از 2 سیاره دیگرِ مدار ،به میر حمله کرده.
    وزیر جنگ: اما چرا یکی از این دو سیاره باید به تیر حمله کند؟
    - مطمئن نیستم، اما در این مدار جز 4 ملت، هیچ ملتی وجود نداره. اگر ما حمله نکردیم پس یکی از دو سیاره دیگر حمله کرده اند.
    + درسته قربان.
    - بنا بر این خطر در کمین ما هم هست، هر لحظه امکان داره به سمت ما شلیکی صورت بگیره. پس بهتر هست که در زمین میر از خود دفاع کنیم!
    + راهبرد درستی هست، اما عقیده من این هست که نیمی از پدافند فضایی را در سیاره خودمان نگه داریم، برای دفاع در برابر حمله غافلگیر کننده ی احتمالی.
    - خوبه
    یکی از فرماندهان: پیشنهاد میکنم چون دشمنان ما نامرئی هستند و دیده نمیشوند، باید از رادار حرارتی برای شناسایی دشمن استفاده کنیم.
    وزیر جنگ: کاملا موافقم. رئیس تارو، دستور حمله را صادر میفرمایید؟
    رئیس تارو: بله، شروع کنید...

    --------
    اینجا و این لحظه، نقطه ی آغازی بود که من (راوی، سرجوخه نامی) قهرمان کتاب داستان سرزمین تیر باشم...


    Click here to enlarge


  4. کاربر مقابل از HamedWS عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    White Night (08-26-2019)

  5. #3
    داستان مدار نخست

    تاریخ عضویت
    Sep 2015
    شماره عضويت
    2
    عنوان کاربر
    هیچی!
    محل سکونت
    هرجا که دلبر باشد :))
    نوشته ها
    343
    تشکر
    317
    تشکر شده 434 بار در 184 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 5 پست
    برچسب زده شده
    در 8 تاپیک
    شخصیت مورد علاقه: 
    None

    به نام خدا

    قسمت دوم
    «حرارت»

    نیمی از ناوگان پدافند فضایی به سمت سیاره میر گسیل شدند، من هم به عنوان فرمانده سوم در فضاپیمای فرماندهی بودم.
    (در سلسله مراتب نظامی سیاره ما، هر فرماندهی یک جانشنین و جانشین هم یک جانشین دیگری داره. یعنی اگر فرمانده یکم و جانشینش کشته شوند، فرمانده سوم ،فرماندهی کل رو به دست میگیره. از اونجایی که هرگز این اتفاق نیفتاده، پس فرمانده سوم بیشتر فرمالیته هست تا جانشین بالقوه)

    در نزدیکی سیاره میر...
    فرمانده یکم(در حال تماشای سیاره): خدای من... چه اوضاع اسفناکی، بعد از جنگ های بین سیاره ای، هرگز جهان شاهد چنین خونریزی ای نبوده.
    یک سرباز(به شدت مضطرب، دوان دوان به سمت فرمانده یکم میاد): فرمانده... فرمانده، دو تا از فضا پیما های مارو زدن.
    فرمانده یکم: رادار های حرارتی رو راه بندازید، سریع. ما باید نابودشون کنیم.
    مسئول فنی رادار ها: روشن شد قربان.
    فرمانده یکم: شلیک کنید.
    (صد ها موشک به سمت پرنده های دشمن روانه شد، دو پرنده سقوط و بقیه متفرق شدن. پیروزمندانه در سیاره میر فرود اومدیم و مورد استقبال گرم پادشاه قرار گرفتیم.
    فرمانده یکم در حال خوش و بش با پادشاه بود که خبر عجیبی رسید)
    مسئول فنی رادار ها: فرمانده یکم ، خبری براتون آوردم.
    فرمانده یکم: مگه نمیبینی در حال گفتگو با پادشاهم؟
    -اما خبر بسیار مهمیه قربان.
    +بگو، میشنوم
    -محرمانه هست قربان.
    +(فرمانده بلند شد، دوست روی شانه های مسئول رادار گذاشت و اونو به سمت گوشه ی خلوتی برد): بگو
    -ما الگو های حرکتی حرارتی پرنده های دشمن رو به دست آوردیم قربان.
    +خب؟
    -نتیجه شگفت انگیزه... متوجه شدیم پرنده های دشمن از سمت دیوار های نامرئی بین مداری به سمت ما هجوم آوردند.
    +چی؟ مطمئنی؟ اما این غیر ممکنه.
    -مطمئنم قربان، این تصویر الگو هاست، نگاه کنید. حرارت در نزدیکی دیوار ها بیشتره.
    +زود تر این مسئله رو به رئیس تارو گزارش بدید.
    -چی در سر دارید قربان؟
    +همممم... باید راهی برای ورود به مدار های بالاتر پیدا کنیم...





    Click here to enlarge


  6. 2 کاربر مقابل از HamedWS عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    LOGAN (04-09-2020),White Night (04-09-2020)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما
انجمن رساگیم برای گردآوری دوستان به دور هم و همینطور گفتگو و فعالیت پیرامون بازی های ویدئویی در محیط اخلاقی ایجاد شده. گروه ما سال ها قبل روی انجمن دیگری با نام "فایتینگ گیمز" کار میکرد که بعد ها با تغییر سیاست و نام، به انجمن رساگیم، تبدیل شد.
به ما بپیوندید
با تشکر از
همه دوستانی که در انجمن و پرتال رساگیم، فعالیت میکنند.