جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'ولی'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • انجمن رساگیم
  • مطالب مرتبط با انجمن
    • قوانین انجمن
    • درباره انجمن
    • اطلاعیه ها
    • جشنواره ها و مسابقات
  • اتاق های خصوصی
    • اتاق مدیران انجمن
    • اتاق کاربران ویژه
    • اتاق تیم تحریریه
  • اخبار و تازه ها
    • اخبار بازی های رایانه ای
    • اخبار پلتفورم‌های بازی
    • اخبار سازندگان بازی
    • سایر خبرها
  • مقالات سایت
    • نقد و بررسی
    • پیش نمایش
    • داستان بازی ها
    • راهنمای بازی ها
    • سایر مقالات
  • بازی ها
    • بازی ها نقش آفرینی
    • بازی های جهان باز
    • بازی های مبارزه ای
    • بازی های ترسناک
    • بازی های اکشن و مخفی کاری
    • بازی های جنگی
    • بازی های رانندگی
    • بازی های استراتژیک
    • بازی های آنلاین
    • بازی های ورزشی
    • بازی ها هک اند اسلش
    • بازی های ماجراجویی
    • بازی های ایرانی
    • سایر بازی ها
  • پلتفورم‌های بازی
    • کامپیوتر شخصی (PC)
    • نینتندو
    • پلی استیشن (PS)
    • ایکس باکس (XBOX)
    • سایر کنسول ها
  • مرتبط با بازی
    • موسیقی متن
    • نمایشگاه های بازی
    • دانلود بازی
    • سایر مطالب مرتبط با بازی
  • صنعت بازی سازی
    • آموزش ساخت و توسعه بازی
    • موتور های بازی سازی
    • گرافیک
    • انجمن بازی سازان ایرانی
    • سایر مطالب
  • فیلم و سریال و کارتون
    • فیلم و سریال و کارتون مورتال کمبت
    • سایر فیلم ها و کارتون ها
    • اخبار فیلم و سریال
    • تحلیل فیلم و کارتون
  • دانشنامه
    • دانشنامه بازی ها
  • تکنولوژی
    • سخت افزار
    • نرم افزار
    • سایر مطالب
  • مطالب متفرقه
  • بایگانی
  • گروه طرفداران ساب زیرو گروه طرفداران ساب زیرو Topics
  • بچه های قدیمیfg بچه های قدیمیfg Topics
  • بچه های با معرفت fg بچه های با معرفت fg Topics
  • طرفداران اسکورپیون طرفداران اسکورپیون Topics

وبلاگ‌ها

چیزی برای نمایش وجود ندارد

چیزی برای نمایش وجود ندارد


جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من

68 نتیجه پیدا شد

  1. Ali.Z

    داستان : گروه پسران ایران

    به نام خدا اول از همه باید بگم این داستان ساخته ذهن خودمه و هدف خاصی از اون ندارم و اگر نامی هم در داستان برده میشه کاملا اتفاقیه و هیچ ربطی به شخصیت دولتی ندارند افرادی که در داستان حضور دارند : مجتبی 24 = سردار مجتبی عزیزی شرلوک = علیرضا حیاتی خودم = سید علی زین الدین حامد = حامد وثوقی پویا = پویا بیاتی دارک نوب = امیرحسین بزرگمهر قسمت اول داستان: سال هاست که داعش برچیده شده توسط ایران و روسیه و منطقه امنه تنها مشکلی که بوده و هست آمریکاست. چندین ساله که از برجام گذشته و صلح همه جهان رو فرا گرفته اما هنوز آمریکا داره مانور میده و به قدرتش اضافه شده ، رئیس جمهور حال حاضر آمریکا آقای جرارد یک جمهوری خواه سفید پوسته که قدرت مدیریتش پایینه و فقط به مسائل خارجی فکر میکنه. داخل آمریکا شورش ها زیاد شده ، جنگ سفید پوستا و سیاه پوستا زیاد تر از قبل شده و آقای جرارد نسبت به این قضیه بی اهمیته. ایران اقتصادش عالیه و مردم در نهایت رفاه زندگی میکنند ، پیشرفت های ایران به قدری بوده که جای روسیه رو گرفته و رقیب آمریکاست .روسیه زیر پر و بال ایرانه. ساعت 8:30 دقیقه صبح ، وزارت اطلاعات ایران ، جلسه مهرمانه علیرضا حیاتی مافوق همه افراد جلسه ، خطاب به افراد حاضر : به نام خدا ، همه میدونید که چند وقتیه که آمریکا داره نقشه میکشه و باز قصد داره گروهک هایی رو به منطقه تزریق کنه ولی این بار هدف روسیه و عراق نیست ، هدف ایران و پاکستانه . قراره این گروهک ها شیعه و سونی ها رو به جون همدیگه بندازن و در آخر ایران و پاکستان از بین برن ، اطلاعات دقیقی از نقشه نداریم ، این کلیات نقشست که سردار در اختیار ما گذاشتن .... سردار ادامه بدید (معرفی سردار : سردار مجتبی عزیزی ، فردی 46 ساله با موهای جو گندمی ، نهایت مهارت در سلاح های گرم ، تک تیراندازی قابل ، متخصص جنگ ها پارتیزانی ، مستشار در کشور های اطراف با سوابقی درخشان ) سردار مجتبی عزیزی خطاب به جمع : دوستان حاضر در جلسه توجه کنند ، ما تصمیم داریم گروهی رو مخفیانه آموزش بدیم که مخالف گروه های تروریستی هستند اما اعضای این گروه مشخص نیست و این گروه باید مخفی باشه ، در نهایت تاریکی. از اعضا خواهش میکنیم در برگه هایی که جلوشونه نام فردی رو که فکر میکنید سلاحیت رهبری گروه رو داره بنویسید و به ما بدید. 20 دقیقه بعد رای ها جمع و شمارش شده سردار مجتبی عزیزی : لطفا نتایح رای ها رو شرح بدید. -بله سردار -از 100 نفر حاضر در جمع - 98 نفر به سرهنگ سید علی زین الدین رای دادن و 1 نفر رای سفید داده و یک نفر هم کلا با این گروه ها مخالفه علیرضا حیاتی بلند میشه و میگه سید علی زین الدین بازنشسته شده و امکان نداره که برای این کار پذیرفته شه. امیر حسین بزرگمهر از داخل جمع بلند میشه و پاسخ میده ( معرفی امیرحسین بزرگمهر : فردی 30 ساله ، جوون ولی با تجربه ، استاد هنر های رزمی ، استاد استفاده از سلاح گرم و سرد) خودش استعفا داد ولی سرهنگ همیشه در خدمت به مردم کوشاست ، اگر بهش بگیم قضیه رو حتما قبول میکنه علیرضا حیاتی : این کار غیر ممکنه ، من مخالفم پویا بیاتی : ولی نظر شما اصلا مهم نیست ، 98 نفر موافقن علیرضا حیاتی جلسه رو ترک میکنه سردار مجتبی عزیزی : آقای امیرحسین بزرگمهر ، خودتون باید سرهنگ رو راضی کنید. امیرحسین بزرگمهر: باشه مشکلی نیست. جلسه به پایان رسید. بیرون جلسه امیرحسین بزرگمهر با خودش میگه : واییییییییییییییی !!!! حال اون بد عنق رو کی میخواد راضی کنه.؟؟؟!!!!!! پایان قسمت اول قسمت دوم به زودی
  2. سلام در این تاپیک ما به شما کمک می کنیم تا این بازی را به پایان برسانید.:65: انتظار نداشته باشید همه ی قسمت ها را در یک روز توضیح بدهم. اگر کسی از دوستان قصد همکاری در جهت به پایان رساندن هر چه سریع تر تاپیک دارد اعلام کند. معرفی کوتاه مافیا 2: این بازی در سال 2010 توسط 2k ساخته شد و ادامه ی بازی مافیا 1 یا همان مافیا بهشت گمشده است. قسمت اول: old country ھنگامی که بازی شروع میشود شما کنترل شخصی به نام ویتو را در دست دارید.اولین کار شما کشتن چند سرباز که در جلوی سالن شھر مستقر شده اند است. شما می توانید آنھا را با کلیک چپ موس بکشید و برای ھدف گیری بھتر از کلیک راست موس استفاده کنید. لازم نیست شما ھمه ی سرباز ھا را بکشید زیرا دوستانتان می توانند به شما کمک کنند. ورود به سالن شھر: با استفاده از کلید ctrl کاور بگیرید، راه خود را ادامه دھید تا به ورودی اصلی سالن شھر برسید. دشمنان شروع به تیراندازی به شما خواھند کرد پس مراقب باشید. یک سوراخ بزرگ در سمت چپ ورودی اصلی مشاھده خواھید کرد، با استفاده از کلید SPACE می توانید از طریق سوراخ وارد سالن شھر شوید. تامین امنیت سالن شھر: با استفاده از کلید ctrl ، به وسیله دیوار سمت راست کاور بگیرید در ھمان زمان که کاور گرفته اید به سمت چپ دیوار حرکت کنید شما باید در کنار یک پنجره ی باز شده به ایستید. با استفاده از کلید سمت چپ موس ھدف بگیرید و با استفاده از کلید سمت راست موس نارنجک را به پشت کیسه ھای شنی (دشمنان در آنجا مخفی شده اند!) پرتاب کنید.بعد از دیدن دمو شما مقداری از سلامتی شما کاھش یافته ولی نگران نباشید اندکی صبر کنید دوباره به حالت عادی بر می گردید. کلید 3 را فشار بدھید و rifle.را انتخاب کنید، در اتاق بعدی شما اسلحه ھای زیادی پیدا می کنید اگر می خواھید اسلحه ی جدیدی را انتخاب کنید از کلید E استفاده کنید. نگران ویتو نباشید زیرا با استفاده از انواع اسلحه و سرعت زیاد از پس ھر دشمنی بر می آید به در بعدی نزدیک شوید، یکی از دوستانتان با ضربه ی لگد آن در را باز خواھد کرد. پشت دیوار کاور بگیرید و تعداد زیاد دشمنان را در نظر بگیرید. اسلحه ی rifle برای نابودی سریع دشمنان خوب است شما می توانید از اسلحه ی دیگری استفاده کنید، یادتان باشد ھنگامی که جلوتر میروید عده ی زیادی از دشمنان در انتظار شما ھستند، خوشبختانه شما تنھا نیستید و به راحتی ھمه ی آنھا را نابود می کنید.به منطقه اصلی سالن شھر وارد نشوید تا وقتی که مطمئن نشدید آنجا امن است. از راھروی آتش گرفته دوری کنید و به سمت پله ھا بروید. به سمت چپ بروید و اتاق جدیدی را مشاھده خواھید کرد که ظاھرا آرام است. دو نفر از افراد دشمن در ھمین نزدیکی ھا کاور گرفته اند، شما می توانید با استفاده از کاور گرفتن به سمت آنھا نارنجک پرتاب کنید. یا به سمت آنھا شلیک کنید و آن ھا را بکشید. به اتاقی وارد شوید که در آن افرادی که پنھان شده بودند را کشتید بروید، در ھمین نزدیکی ھا یک در جدید مشاھده خواھید کرد، با استفاده از کلید Q .به در ضربه بزنید و وارد آن بشوید متوجه می شوید که یک سرباز یک شھروند عادی را گروگان گرفته، شما می توانید با استفاده از ھد شات(شلیک گلوله به سر) کار او را تمام کنید یا به ھمکاران خود اجازه دھید تا از آن شخص پذیرایی کنند. متوجه می شوید که دشمنان یک در را که نزدیک شماست به رگبار گلوله می گیرند. مخفیانه حرکت کنید و یک سلاح بھتر انتخاب کنید. تنھا انتخاب شما ادامه دادن مسیری است که به بالکن ختم می شود. تعداد زیادی از دشمنان در خیابان ھستند،اما یک سرباز جدید خیلی زود راھی را پیدا میکند و به بالکن می آید و شما باید او را بکشید،آن سرباز خیلی زود جلوی شما ظاھر می شود. دفاع از تالار شھر: شما به زودی در راھتان به آخرین اتاق سالن شھر می رسید. را فشار دھید تا از آن استفاده کنید f کلید،mg42 در یکی از بالکن ھا این اسلحه را پیدا می کنید اگر می خواھید تیر ھای دشمن به شما اصابت نکند، داخل سالن شھر کاور بگیرید. شما می توانید در مکان امن تری قرار بگیرید و لازم نیست حتما از ام جی 42 استفاده کنید. بھ شدت توصیه می شود، در این جنگ، کامیون ھای پارک شده در کنار دشمنان را منفجر کنید. زیرا منفجر کردن کامیون ھا تعداد زیادی از افراد دشمن را که در اطراف آن ھا ھستند، نابود میکند. شما باید افرادی را که در نزدیکی شما قرار دارند یا ایستاده اند را نابود کنید. به زودی یک تانک را در نزدیکی سالن شھر خواھید دید نگران نباشید، شما نمی توانید با آن مبارزه کنید. فقط منتظر به پایان رسیدن قسمت اول باشید و دموی پایانی در انتظار شماست مترجم: salman khan توجه:کپی برداری بدون ذکر منبع حرام است.
  3. سلام در بیشتر مواقع این وضعیت برای شما پیش آمده که نرم افزار یا بازی ای را نصب کرده اید ولی اجرا نمی شود و سیستم پیغام های خطا (Error) با پسوند .dll به شما نمایش می دهد. با استفاده از این نرم افزار می توانید سیستم خود را به طور کامل اسکن (بررسی) کنید و مشکلات سیستم خود را پیدا کنید و تعمیرش کنید. ویژگی های نرم افزار: بهینه سازی رجیستری با یک روش هوشمند و ساده Defrag نمودن رجیستری ویندوز رفع خطاهای DLL توقف برنامه ها و PC از crashing بهبود عملکرد و زمان پاسخ سیستم افزایش سرعت عملکرد سیستم عامل تعمیر و پاکسازی رجیستری از entry های نامعتبر و ناخواسته تصاویری از محیط نرم افزار: درباره ی نرم افزار: شرکت سازنده: dll-files.com قیمت: 29.95 دلار آمریکا حجم فایل: 5.0 مگابایت رمز و منبع: fighting-game.ir لینک دانلود
  4. سلام در این تاپیک به بررسی ناک اوت و تفاوت آن با ناک داون و فلش ناک داون می پردازیم ناک اوت یا همان ضربه فنی که به اصطلاح ko می گویند حرکتی پایانی است که مبارز برنده می شود. در بیشتر ورزش ها همانند کیک بوکسینگ، موی تای، بوکس و.... وجود دارد. ضربه فنی شخص مواقعی اتفاق می افتد که حریف توان مبارزه نداشته باشد، بعضی از ضربه فنی ها باعث می شود مبارز مغزش تکان بخورد یا ضربه زدن به کبد باعث می شود مبارز درد زیادی بکشد و توان مبارزه نداشته باشد. در mma (هنر های رزمی ترکیبی) ممکن است مبارز برروی زمین افتاده باشد و نتواند بلند شود پس حریف می تواند مواقعی که برروی زمین افتاده به او ضربه های متوالی (پشت سر هم) بزند و شخص ناک اوت شود. نکته: ناک اوت در مسابقات امتیاز دارد و مبارز پیروز می شود. ناک داون: این نوع ناک اوت مواقعی اتفاق می افتد که مبارز برروی طناب های رینگ تکیه داده و بین طناب های رینگ گیر افتاده یا بالای طناب ها است و نتواند از آنجا پایین بیاید و از خودش دفاع کند، با شروع ناک داون داور شمارش را شروع میکند. اگر شخص نتواند طی این مدت اعلام شده پایین بیاید و به مبارزه ادامه دهد مسابقه با نتیجه ی ناک داون تمام می شود و مبارز برنده می شود. فلش ناک داون: این ناک داون مواقعی اتفاق می افتد که شخص روی زمین افتاده ولی قبل از این که شمارش شروع شود سریع بلند می شود. نویسنده: salman khan
  5. این سه رشته رزمی از سبک های مبارزه ی آزاد هستند و شباهت هایی هم دارند. از لحاظ تکنیکی: ساندا فنون درگیری و گلاویزی بیشتر و کامل تری نسبت به موی تای دارد زیرا کشتی خشن و کهن چینی به نام شو آی جیائو ( که شباهت هایی به دفاع شخصی نیز دارد) در ساندا گنجانده شده است. از لحاظ سرعت: باز هم در هر سه سبک، سرعت بالایی وجود دارد زیرا مبارزات کیک بوکس،ساندا و موی تای به گونه ای است که فایتر در حین حمله حریف باید بتواند ضربه خود را وارد کند پس سرعت در میان این سه رشته تقریبا برابر است اما در مبارزات موی تای ضربات ناگهانی به صورت پرشی نیز بیشتر دیده می شود که سرعت بالایی را خواستار است. از لحاظ بدنسازی: در این مورد معمولا کیک بوکسور ها و موی تای کارها بیشتر کار میکنند اما در مسابقات ساندا به دلیل بستن هوگو کمتر روی بدنسازی تمرکز دارند ولی ساندا مسابقاتی در قالب فوق حرفه ای نیز دارد که در آن از هوگو، کلاه، ساق بند و دستکش استفاده نمی کنند، این نوع ساندا به سانداوانگ (ساندای نظامی) معروف است و به ارتش یک میلیاردی چین آموزش داده می شود. از لحاظ قدمت: در این بین ساندا دارای عمری بسیار طولانی ست که هنوز قدمت آن نامعلوم است،موی تای نیز قدمتی طولانی به اندازه 2000 سال دارد اما کیک بوکسینگ فقط دارای 45 سال قدمت است. با این حال هر سه رشته قابلیت ها و فنون کاربردی مخصوص خود را دارند و از ارزش های این سه سبک چیزی کم نمی شود.
  6. salman khan

    داستان کامل call of duty black ops

    داستان در مورده الکس میسون (Alex Mason) مامور سازمان CIA هست. که با وجود چند شخصیت قابل بازی دیگر، بیشتر روی اتفاقاتی که برای Mason افتاده تمرکز شده است. در سال 1968 یه گروه ناشناس الکس را دزدیده و به یه اتاق در بسته می برند. وقتی میسون از خواب بلند می شود، یه نفر با یه صدا که افکت داشته باشه (دستکاری شده ) با او صحبت می کند و در مورد اعداد صحبت می کند. میسون حافظه اش را از دست داده و همه چیز از یادش رفته، آن شخص از او اسم و فامیلش و این که اهل کجا هست از او می پرسد. میسون یک فحش بد به او می دهد که از گفتنش معذورم،او می داند میسون کیست و کجا زاده شده و چه سالی به دنیا آمده، او از میسون در مورد اعداد و عملیات می پرسد. و دوباره میسون به او فحش می دهد، بعد از سه یا چهار بار شوک الکتریکی میسون مغزش کمی کار می کند. و خاطرات و عملیات خود را بازگو می کند. عملیات خلیج خوک ها (Bay of Pigs): در سال 1961 میسون به همراه دوستانش وودز (Woods) و بومن (Bowman) به كافه ای در خليج خوك ها در ماموريتی به نام Operation 40 به كوبا رفته بودند. هدف آن ها ترور فیدل کسترو (Fiedl Castro) بود. ناگهان پلیس ها به کافه می آیند و مامور به میسون با یک زبان دیگر صحبت می کند. این دفعه با او انگلیسی صحبت می کند. و به او می گوید اهل کجا هستی؟ ناگهان وودز چاقو را در دست او فرو می کند. و کارلوس صاحب بار که در یک ماموریت دیگر به کمک آنها می آید، به او اسلحه می دهد و بعد از نابودی پلیس ها با ماشین فرار می کنند. بعد از فرار آن ها به خانه ی کاسترو حمله کرده و او را میکشند ولی خبر ندارند که او یه بدل است. میسون و دوستانش ماموریت خود را به پایان رسانده بودند و باید به کشورشان برمی گشتند و برای این کار به هواپیما احتیاج داشتند. بعد از درگیری های زیادی با دشمنان آن ها به هواپیما می رسند و به حرکت در می آورند. ولی تعداد نیرو های امنیتی کوبا بسیار زیاد است و امکان این که هواپیما به سلامت پرواز کند بسیار کم است. پس میسون از هواپیما بیرون پریده و تا در توان دارد به دشمنان تیراندازی می کند. و هواپیما پرواز می کند ولی الکس بیچاره توسط نیرو های کوبایی دستگیر شده. میسون چشم های خود را باز می کند و به کاسترو می گوید تو مردی، ما تو را کشتیم و او می گوید تو یه بدلو کشتی و به دراگوویچ می گوید این مرد آمریکایی (اشاره به میسون) هدیه من به تو خواهد بود. و دراگوویچ شاد و شنگول پیش الکس می آید و به او می گوید من نقشه های زیادی برای تو دارم آمریکایی دراگوویچ میسون را در زندانی به نام ورکوتا در روسیه می اندازد. میسون روز های سختی را در زندان سپری می کند. و با یه فرد روسی به نام ویکتور رزنوو (Victor Reznov) که قبلا در ارتش روسیه بوده دوست می شود. و مدت ها با هم نقشه فرار می کشند. و بالاخره فرار کردند و بسیاری از زندانیان و همین طور رزنو کشته شدند، ولی روح رزنو با میسون همراه است و به او راه فرار را نشان می دهد و میسون فرار می کند و به رزنو می گوید قدم هشتم آزادی و روح او می گوید واسه تو میسون نه برای من و میسون فرار میکند. او به آمریکا بر می گردد و پس از استراحت با رئیس جمهور جان اف کندی ملاقات می کند. که او را به پنتاگون دعوت می کند و ماموریتی مهم به او می دهد. کندی به میسون می گوید برای حفظ جهان از خطراتی که پیش رو خواهد بود، باید دراگوویچ را کشت. میسون هم که دنبال چنین فرصتی بود سریع قبول کرد و به همراه دوستانش به پایگاه موشکی در قزاقستان می روند که توسط روسیه کنترل می شد. آن ها تا جایی که می توانستند عملیات را مخفیانه انجام می دهند. اما به خاطر کم بودن زمان دست به جنگ آشکارا می زنند. آن ها فهمیدند که موشک بزرگی در حال پرتاب است. آن ها به اتاق پرتاب موشک رفتند ولی دیر رسیدند و موشک پرتاب شده بود و نقشه ی دوم را که نابودی موشک به وسیله ی راکت هست اجرا می کنند. و موشک را نابود می کنند و یه فحش از شدت خوشحالی می گویند، ولی هدف اصلی خود را (دراگوویچ) گم می کنند و همین باعث می شود دراگوویچ فرار کند و میسون سال ها در کف کشتن دراگوویچ باشد. در مرحله ای شخصیت بازی به هادسون (Hudson) دوست میسون تغییر می کند. در این مرحله رمز و راز اعداد و همیچنین پروژه ی Nova 6 با خبر می شویم. هادسون به همراه دوستش ویور (Weaver) یکی از اعضای مهم پروژه ی Nova6 را گروگان می گیرند. این همان پروژه ای است که با آن دراگوویچ کل دنیا را تهدید کرد. کلارک در بازجویی ها مقاومت می کند ولی هادسون به قدری او را شکنجه می کند که او به حرف می آید. او محل اختفای استاینر (Steiner) را به هادسون و ویور می گوید و در راه فرار نمی تواند مقاومت کند و کشته می شود. هادسون و تیمش به سمت جایی که کلارک لو داده بود رفتند، آن ها پس از درگیری های فراوان به آن جا می رسند ولی اثری از استاینر نمی بینند. ناگهان استاینر از طریق پیام رادیویی اعلام می کند که حاضرم شما را در دریاچه ی آرال ملاقات کنم. او از همان جا می گوید که اگر نیرو های روسی، این اعداد را از شخص مورد نظر بشنوند مامور می شوند که گاز Nova6 را در سرتاسر آمریکا پخش کنند پس آن ها به دریاچه ی آرال می روند. حالا نوبت به شناخت رزنو می رسد. در این مرحله خاطرات رزناو را مشاهده می کنیم و ریشه های اصلی Nova 6 را پیدا می کنیم. اول از همه رزنو از دوستان خود در جنگ جهانی دوم می گوید. او می گوید که دراگوویچ و کراچنکوف از دوستان او بودند، که در یک عملیات دراگوویچ با آن ها بود، دنبال دانشمند نازی استاینر رفته بودند و بعد از عملیات آن ها به یک کشتی می روند و دراگوویچ وانمود می کند که نیرو های دشمن آنجا اند. و به افرادش خیانت می کند و همانجا آن ها را زندانی می کند. بیشتر آن ها توسط نوا6 کشته می شوند و رزنو مرگ دوستان خود را می بیند، و خود نیز در آستانه ی مرگ است که نیرو های آمریکایی فرا می رسند و پس از درگیری های موفق به فرار می شود. رزنو همیشه خاطرات بد و ترسناک خود را برای دوستش میسون تعریف می کند و به او می گوید دلیل کشتن این سه نفر چیست. به خاطر همین همیشه می گوید (Dragovich, Kravchenkov, Steiner… All Must Die) بعد از چند مدت میسون و تیمش متوجه حضور نیرو های روسی در ویتنام وحضور دراگوویچ و کراچنکوف می شوند، آن ها به ویتنام سفر می کنند و به دنبال نشانه هایی از کار های مخفیانه تیم روسی به ویتنام می روند. میسون به طور ناگهانی رزنو را در ویتنام می بیند رزنو به او می گوید که دراگوویچ قصد حمله ای گسترده به غرب را دارد. او اطلاعاتی به میسون می دهد که آنها را به هواپیمایی سقوط کرده در لائوس می کشاند. آن ها می فهمند که هواپیمای سقوط کرده حاوی گاز Nova6 بوده، و از آن اطلاعاتی به دست می آورند. ولی ناگهان نیرو های روسی و ویتنامی به آن ها حمله می کنند، تیم میسون گیر می افتد و به زندان می رود. آن ها بعد از یه مدت اسارت برای بازجویی فرستاده می شوند. در هنگام بازجویی دوست میسون بومن کشته می شود. وودز و میسون موفق می شوند از حواس پرتی نگهبان سو استفاده کرده و فرار کنند. و با یک هلیکوپتر به منطقه ای که کراچنکوف در آن است بروند. آن ها دوستان خود به خصوص رزنو را آزاد می کنند و به سمت کراچنکوف حمله می کنند، درگیری شدید رخ می دهد ولی بالاخره به کراچنکوف می رسند ولی وودز با افتخار می میرد. ميسون و رزنو متوجه حضور استاينر در دريای آرال شده و برای گرفتن انتقام خودبه آن جا می روند. آن ها پس از درگيری های مخفيانه و آشكارا به استاينر می رسند. استاينر با كمال تعجب به آن ها می گويد كه همه چيز را درست خواهد كرد و می داند چه بلايی سرشان آورده است اما رزنو با اين جمله او را می كشد! "اسم من ويكتور رزنو و من انتقامم را خواهم گرفت!" يك فلش بك چند دقيقه ای می زنيم و اكنون به سراغ به تيم هادسون بر می گرديم آن ها به سمت دريای آرال حركت می كنند و به خاطر دستگيری استاينر و فهميدن چگونگی نجات دنيا، به منطقه ای نظامی در آن جا حمله می كنند. آن ها پس از درگيری گروهی و مسلحانه به اين منطقه ی شيميایی، موفق می شوند به داخل اتاق فرماندهی بروند ولی فردريك استاينر و الكس ميسون را در پشت شيشه های ضدگلوله، در اتاق ديگر می بينند. آن ها می فهمند كه ميسون قصد دارد استاينر را بكشد. گروه هادسون به شدت تلاش می كند كه وارد اتاق شود ولی شيشه ی ضدگلوله جلوی اين كار را می گيرد اما بالاخره موفق می شوند با يك كپسول سنگين شيشه را بشكنند ولی دير شده است. آن ها ميسون را می بينند كه با عصبانيت اين جمله را می گويد و به زندگی فردريك استاينر پايان می دهد: "اسم من ويكتور رزنو و من انتقامم را خواهم گرفت!" انگار تمامی اميد ها نقش برآب شده چون ديگر كسی نمی تواند اطلاعاتی در مورد اين پروژه ی خطرناك بدهد. آن ها پس از اين كه ميسون، استاينر را كشت، دستگيرش می كنند و به جایی كه الان بر روی صندلی بسته است و در حال بازجویی و شكنجه است می برند. داستان چیست؟ افرادی که در حال بازجویی میسون بودند (ویور صدای دستکاری شده و مامور هادسون) دیگر خسته شده بودند و یکی از آن ها خود را نشان می دهد او هادسون است دوست قدیمی میسون، او میسون را باز می کند و می گوید تو چرا نمی فهمی؟ چرا هیچی یادت نمیاد؟ چرا نمی فهمی رزنو مرده؟ رزنو مرده میسون اون موقع فرار از ورکوتا می میره اون هشت سال مرده ! هادسون به میسون همه چیز را توضیح می دهد، او می گويد تو به وسيله ی دراگوويچ، كراچنكوف و استاينر شستشوی مغزی شده ای و اين اعداد را آن ها در مغز تو جای داده اند. آن ها كاری كرده اند كه اين اعداد در ذهن تو ثبت شود و زمانی كه آن ها را شنيدی شروع به انتشار اين گاز ها كنی كه در اين صورت به نيروهای خودی شك كنند نه عوامل بيرونی. من می دونم كه تو خيانت كار نيستی. ولی میسون تا دست هایش باز می شود یه مشت به هادسون می زند و کمی در فضا قدم می زند. و همه چیز را به یاد می آورد. او به یاد می آورد هنگامی که با رزنو فرار کرد رزنو کشته شد، او به یاد می آورد که رزنو هم او را شستشوی مغزی داده، تا هدف اصلی ميسون، كشتن سه نفر به نام های دراگوويچ، كراچنكوف و استاينر شود. به خاطر همين است كه او در تمام اين مدت اين جمله ها را در ذهن خودش دارد و قصد دارد آن ها را بكشد. به خاطر همين است كه به نظرش می آيد رزنو زنده است و بعضی اوقات خودش را جای او فرض می كند. هادسون به او توضيح می دهد كه در حال حاضر تنها شانس آن ها، اطلاعات ميسون از اين اعداد است... از مركز انتشار اين اعداد و اين كه كی قرار است پروژه ی Nova 6 اجرا شود. اين بار هادسون از ميسون خواهش می كند كه به دقت به اعداد گوش دهد. يك بار ديگر اعداد را برای او پخش می كند و ميسون را ياد زمانی می اندازد كه فيدل كاسترو او را به دراگوويچ هديه داد. او می فهمد كه منشأ اين اعداد متعلق به كشتی ای به نام روسالكا (RUSALKA) است كه در كوبا بوده است. او اين اطلاعات را در اختيار هادسون قرار می دهد و به سرعت به آن جا حمله می كنند و باز هم رستگاری (ساختگی) ارتش آمريكا شروع می شود. آن ها موفق می شوند به داخل كشتی حمله كرده و تمام كشتی را از بين ببرند و ميسون می تواند انتقام خودش را از دراگوويچ بگيرد اما دراگوويچ قبل از مرگش سعی می كند كه چيزی را به ميسون بفهماند ولی ميسون به هيچ حرفی جز انتقام فکر نمی کند. آن ها بعد از اين كه ماموريتشان در كشتی تمام شد به سطح آب بر می گردند و پيروزی خود را می بينند، ويور به ميسون می گويد: - بالاخره پيروز شديم - فعلاً... بازی تمام می شود ولی بعد از تيتراژ پايانی بازی، ويدئویی كوتاه نشان داده می شود كه مربوط به صحنه های قبل از ترور رييس جمهور سابق آمريكا جان اف كندی است. با كمی دقت در اين كليپ، متوجه حضور ميسون در آن صحنه می شويم. آيا شستشوی مغزی دراگوويچ، ميسون را مجبور كرده كه در ترور كندی نقشی داشته باشد؟!
  7. Fallen Knight

    نقد بازی Street Fighter V

    نام بازی :Street Fighter V سازنده:Capcom ناشر:Capcom سبک:اکشن فایتینگ سلام من امروز میخوام براتون بازی استریت فایتر 5 رو نقد کنم پس با من همراه باشید The game is on از آرکید تا ایکس باکس وان و پلی 4 بازی استریت فایتر یک عنوان نام آشنا در زمینه ی گیم و برای گیمر های قدیمی آشنا تر بوده چون از خیلی وقت پیش در گیم نت ها و نسخه های آرکید و سگا تجربه شدند ولی حالا این نام پیشرفت کرده و از نسخه ی آرکید و سگا به ایکس باکس وان و پلی 4 رسیده و از نسخه ی کم گرافیک و دو بعدی خود در ارکید به نسخه ی با گرافیک خود در کنسول های نسل هشتمی رسیده منظورم اینه که استریت فایتر از سال 1987 تا حالا در زمینه ی بازی های فایتینگ فعال بوده و امیدواریم فعال بمونه تازه کار ها مراقب باشند این بازی برای تازه کار ها قراره بسیار سخت و دشوار باشه به دلیل اینکه قسمت آموزشی مبهمی داره و در قسمت Command listاین بازی چیز قابل درک و فهمی وجود ندارد پس برای اینکه بتوانید در این بازی استاد بشید باید وقت زیادی رو در تمرینات با هر یک از شخصیت ها بپردازید و به این راحتی ها هم یادگرفتنش نیست و فکر کمبو رو حالا حالا ها از کلتون بندازید بیرون چون کمبو های این بازی بستگی به فنون بازی دارد و تا فنون رو یاد نگیرید و نفهمید که کی باید آنها رو بزنید ول معطلید آشنا و بیگانه در این بازی برخی از جنگجویانی که از قبل بودند رو هنوز نگه داشتند ولی چندتا از اونها رو کنار گزاشتن و کاراکتر های جدیدی اوردن مثل:Necalli،Rashid،Lauraو... و برخی از خاصیت های قدیمی رو حذف کردند و چندتا جدید گزاشتن یکی از اونا V-Abilities هست که به شما چند قدرت میده.و نوار آبی پایین که اسمشو نمیدونم به شما کمک میکنه تا برخی از کار هایی که در بازی به صورت عادی انجام میشه رو باحالتر انجام بدی شخصیت های کم گیمپلی دشوار شخصیت های بازی بسیار کم هستند و گیمر حق انتخابش محدود به 16 کاراکتر میشه که چندتاشون از لحاظ گیمپلی شبیه هم هستند (مثل ریو و کن) ولی در دیگر کاراکتر های این بازی گیمپلی متفاوت است و هرکدام فنون مخصوص به خودشون رو دارن که همونطور که گفتم یادگیری فنون نیاز به تمرین بسیار با شخصیت را می طلبد داستان سطحی بازی داستان واحدی ندارد و هر شخصیت برای خودش داستان جداگونه داره که هم خوبه هم بد.خوبی این کار اینه که یک خلاقیت به خرج دادن که در دیگر بازی های فایتینگ همچون مورتال کامبت یا تیکن وجود ندارد. و بدی این کار اینه که برخی به امید یک داستان واحد و دلچسب یه بازی رو می خرند و دیدن همچین چیزی باعث دلسردی بعضی از گیمر ها از جمله من میشه. و داستان هر کاراکتر هم چیز جالبی ندارد و هیچ حالت فیلمی یا انیمیشینی ندارد بلکه حالت استوری بردی جلو میرود و شما فقط مبارزه میکنید انیمیشن یا بازی؟ گرافیک و همینطور تم و موسیقی های این بازی به گونه ای استکه گیمر یاد کارتون ها دو بعدی ژاپنی می افتد و این از نظر من یکجور نقطه ضعف است که نتوانستند گرافیک بازی رو جوری در بیاورند که گیمر واقعا فکر کنه که داره واقعا بازی میکنه یه کارتون می بینه مخصوصا میسیقی و تم این بازی منو یاد یه کارتونی میندازه که یادم نمیاد (چی گفتم) و این یک امتیاز منفی برای تیم سازنده ی کپکامه و همین باعث میشه که بعضی سراغ این بازی نروند بازی در نور من نمیفهمم چرا استیج ها این بازی انقدر نورانیه و حتی استیج هایی که در شب هم هستند هم انقدر نورانی هستند که فکر میکنی 100تا پروژکتور بالا سر این گزاشتن و نداشتن محیط های تاریک و ترسناک باعث میشه هیجان بازی کم بشه و اگر بخواهیم در این مورد با بازی محبوب مورتال کامبت مقایسش کنیم این بازی هیچ چیزی برای گفتن نداره چون مورتال کامبت ایکس پرچم دار این سری نصف استیج هاش تاریکه. و دیگر مشکل این بازی اینه که تمامی استیج ها در فضای باز هست به جز دوتا که اونا هم انقدر فضا داره که میشه باز حسابش کرد نقاط قوت: گیمپلی متفاوت ، شخصیت های جدید ، قابلیت های جدید نقاط ضعف: سخت بودن فنون ، استیج های تقریبا تکراری ، موسیقی و تم های کارتونی نمره ی ما به بازی : 6.5 کاری از شمشیر زن ولگرد
  8. Fallen Knight

    نقد بازی Qantom break

    نام بازی:Qantom break استودیو سازنده:Remedy ناشر:Microsoft سبک:اکشن سوم شخص سلام به تازگی ماکروسافت برای کنسول نسل هشتمی خود xbox one و windows 10 بازی جدیدی معرفی کرده که کوانتوم بریک نام دارد و من میخوام براتون این بازی رو نقد کنم وقتی اسم رمدی میاد گیمر ناخوداگاه به سمت بازی Max pain یا Alan wake میره و اون خواطراتی که در بازی به وجود امده بوده براش تداعی میشه. این بار هم قراره با بازی کوانتوم بریک این خاطرات رقم بخوره . و دل گیمر ها رو شاد کنه. بازی کوانتوم بریک از اون دست بازی هایی که من خیلی دوست دارم چون کنترل همه چیز در اخطیار توست و کسی نمیتونه جلوت رو بگیره به غیر از چند نفر محدود داستان بازی از اون جایی شروع میشه که یک آزمایشگاه به نام مونارک رو ارزوی همیشگی دانشمندان یعنی سفر در زمان شروع به فعالیت میکند تا اینکه مردم به این عملیات شکایت کردند اما رئیس شرکت (paul serene)به این چیزا توجه نکرد و به صورت غیر علنی به فعالیت خود ادامه داد حتی در این راه دانشمند خود را از دست داد و به برادر این دانشمند (jack joyce اگه اشتباه نکنم اسمش همین بود) گفت که برای امتحان این دستگاه کمکش کنه ولی دستگاه درست کار نکرد و باعث شد خثارات زیادی به بار بیاره ولی طی اون آزمایش تشعشعاتی منتشر شد که قدرتی رو پل و جک داد که بتونه زمان رو نگه داره سرعتش رو زیاد تر کنه و ... همانطور که گفتم اختیر همه چیز دست توئه و این هم بده هم خوب خوبی این اینه که گیمر های تازه کار میتونن راحت بازی رو تموم کنن و بدی این اینه که گیمر های حرفه ای چالشی در این بازی نخواهند داشت و به جز صحنه های فکری چالش مبارزه ای ندارند و گیمر های حرفه ای رقبت به خرید این بازی ها نمیکنند گرافیک این بازی میتونه نقطه ی قوت این بازی بشه چون تصاویر بسیار زیبایی رو خلق کردند و میتوان یکی از بهترین های گرافیک نام بردش و این بازی باگ های کمی داره و مثل ویچر نیست که سر تا پاگ باشه گیمپلی بازی دارای نقص هایی میباشد که برای همین از طرفداران و منتقدان نمره ی کمی میگیرد و این مشکل در بخش پلتفرمینگ فرقی نمیکند موسیقی و صدای این بازی حرف ندارد و دیالوگ ها و زحمتی که دوبلور ها کشیده اند قبل تقدیر است و تم های زیبای این بازی شوق بسیار زیادی به گیمر میدهد نقاط ضعف:گیمپلی ناقص نقاط قوت: صداگزاری خوب و تم ها جالب و گرافیک عالی نمره ما به بازی:7 از 10 کاری از شمشیر زن ولگرد
  9. به نام خدا سلام. ------------------------------------------------------------------------------------- World Cup 2018 در راهه و قراره توپ این کشور رو روس ها بسازن. اما روس ها که جدیدا گرفتار فروش تسلیحات نظامی به کشورهای متحد شده کارشو به پاکستانی ها سپرده. پاکستانی ها که کار با چرمشون عین افغان ها خوبه بدون شرط و شروط پذیرفتن و آب از آب هم تکون نخورد که مسئولیت چه کشوری بوده. حالا فدراسیون جهانی به روسیه نپره خوبه.روس ها و کشورهایی هم گفتن قرعه به اسم پاکستانی ها دراومده بود که البته من هم قبول دارم. همیشه قانون این بوده که کشوری انتخاب میشده تا فدراسیون توش تشکیل بشه و مقدمه این کار تولید توپه.تولید توپ از قرعه های عجیبی بود که دامن پاکستانی ها رو گرفته و ول نمی کنه. دیگه ولی واقعا این وضعشه؟: ------------------------------------------------------------------------------------- منبع: Fighting-Game.ir
  10. White Night

    اخبار فوتبال داخلی(ایران)

    به نام خدا سلام. مقدمه: قبلا یه بخش درخواست داده بودم برای مباحث ورزشی ولی انگار یکی از مدیران زد حذفش کرد! برای اینکه اختشاش نشه در اخبار ورزشی من این تاپیکو زدم! اون موقع اولین خبر که سایت مشهور Goal ارائه داده بود نامزدهای برترین بازیکن و کاپ طلا بود که یک هفته بعد از اینکه من خبرو زدم توی اخبار شبانگاهی پخش شده!یه کف به افتخارم بزنین... خوب اون تاپیک برای اخبار جهانی فوتبال بود که همیشه سایتا از تلویزیون و اخبارصدا و سیما سریع تر میگن. اما این تاپیک مال اخبار داخلیه که بسیار سخته کارش!چون که گاها سایتا و گاها صدا و سیما پیشی می گیرن. خیلی خیلی سخته... توضیحات: اخبار رو وقتی میذارین باید مدرکی هم براش ارائه بدین!البته اگه از سایت ایرانی کپی میکنید باید منبعش رو بگین نه مدرکشو! این خبر هم لازم نیست که حتما از یک جای خارجی در آورده باشید. فقط به فکر اعتبار انجمن هم باشید! با تشکر بدرود! منبع: Fighting-Game.ir
  11. White Night

    مکان Silk Road Ruin از Soul Calibur

    به نام خدا سلام. مقدمه: چی بگم؟راس راستی چی بگم؟چیزی هست که بگم؟ هست ولی بهتره نگم...بنابراین پسندیده تره کل تاپیکو بخونین مقدمه رو وللش! پس با ما همراه باشید... پیش شرح: موقعیت: منطقه ای در جاده ابریشم مبارزان مربوط: Hwang در Soul Calibur I Lizardman در Soul Calibur III حضور بازی: Soul Calibur I,III موسیقی زمینه: Beyond the Horizon ------------------------------------- توضیحات: Silk Road Ruin(خرابه جاده ابریشم) در اصل متعلق به هوانگ در سول کالیبر1 و لیزادمن در سول کالیبر3 می باشد. در تاریخچه چین نگاشته شده که یک تاجر ثروتمند این مکان را هم برای استراحت و هم برای کسب درآمد ساخته. جاده ابریشم از این مکان عبور میکند پس مکان خوبی برای درآمد زایی بوده اما اکنون از آن زمان بسیار گذشته و هوانگ جنگجوی قوی و سریع خودش را برای نبرد سول کالیبر آماده کرده.برای تمریناتش از این مکان استفاده می کند. تنها یک بالکون از این محل برای مبارزه و تله های لیزادمن در سول کالیبر3 باقی ماند.هوانگ برای اولین بار در این محل سلاحش را تقویت کرده و آشنایی کامل به تمام بخش های این مکان دارد.به طوری که از پنجاه در میتوانست خودش را پنهان کند. به نظر میرسد که این مکان در چین واقع شده.البته باید گفت جاده کره و چین چرا که هوانگ،Yun Seon و Seong Mi-Na از این مکان استفاده میکردند اما تنها از هوانگ که این مکان را محل اختصاصی خودش قرار داده نام برده شده. در سول کالیبر 3 این مکان در جاده ترکیه برای لیزادمن اختصاص داده شد.اما شکوهش چندان جالب به نظر نیامد چرا که زمین یا به قول سازنده Ring کاملا به بالکون شباهت دارد و بسیار برای دو موجود بزرگ مثل Rock و Astaroth کوچک به نظر میرسد. این مکان واقعیست اما طرح معماریش را کمی متفاوت ساخته اند. نکات ناچیز: این مکان در اصل در ایران واقع شده.چون که اون موقع ترکیه بخشی از ایران بوده انگار. اگه دقت کنید نوشته های میخی و بعضی جاها عربی روی دیوار مشاهده میکنید. نمیتونم به درستی روش تمرکز کنم ولی انگار چیز خاصی نوشته و حتی ممکنه هتاکی باشه. نویسنده(منبع): Fighting-game.ir
  12. White Night

    مکان Kunpaetku Shrine Ruid از Soul Calibur

    به نام خدا سلام. مقدمه: از TEKKEN و Mortal Kombat مکان میذاریم خوب چرا از Soul Calibur نذاریم؟ چی میشه؟اصلا چیزی میشه؟اصلا هرچی میخواد بشه به من چه؟وجدانا به من چه؟ با من و تو و او و ما و شما و آنها همراه باشید... پیش شرح: موقعیت: کشور ایران(حوالی مشهد) مبارز مربوط: The Giant Astaroth حضور بازی: Soul Calibur III موزیک زمینه: Bred from the Gap ------------------------------------------ توضیحات: Kunpaetku Shrine Ruin (مقبره تخریب شده کانپائتکو) مختص شخصیت آستاروث در سول کالیبر3 می باشد. این مکان کاملا اشتباه طرح ریزی شده و تنها مکانیست که اشتباهی در آن رخ داده.متأسفانه مشکل بزرگی هم هست. بعضی این اشتباه رو هتاکی و بی حرمتی میدونن که کاملا هم حق دارند. نام این مکان با لهجه هندی و ژاپنی تلفظ میشه.آستاروث یک ترکیب از یک غول عرب و هندیه! سلاحش هم مربوط به سرخ پوستان آمریکای شمالیه که به علت بزرگ بودنش تنها خان ها و واکینگ ها میتونستن اونو داشته باشن. در این مکان که مقدس تلقی میشه چندین مجسمه بدحجاب وجود داره که هممون میدونیم ما اون موقع دین زرتشت داشتیم و برهنگی اصلا در دین و سرزمینمون وجود نداشت.بهتره بگیم شرافتمند ترین کشور آن دوره بودیم.(شاید الآن هم باشیم!) آستاروث از روی کله مجسمه ها میپره و سپس با تبرش به حریف به صورت نامردی ضربه وارد میکنه که شاید حریف دفع کنه و شایدم نکنه.این قابلیت تنها در سول کالیبر3 وجود داره. نکات ناچیز: موقعیت این مکان رو Greek یعنی یونان اعلام کردند و واقعا گند زدند با این کارشون! چرا که در بازی سول کالیبر3 در بخش Tales of Blade یا Soul روی نقشه شمال شری ایران رو نشون میده یعنی خراسان. آستاروث هم یونانی معرفی شده ولی تمامی کارهاشو الکی ایرانی جلوه دادند. و البته تمام استیج هاشم همیشه ایرانی/یونانی بوده. نویسنده(منبع): Fighting-Game.ir
  13. به نام خدا سلام.مقدمه: همه ما تاحدودی با Acclius یا Achill آشنایی داریم! بزرگترین مبارز یونانی در تمام تاریخ!حتی از اسپارتاکوس هم بزرگتر!قصد دارم یکم دربارش توضیح بدم! قصد دارم مقصود آشیل رو از مرگش عملی کنم... شناسنامه: نام: Acclius/Achill/آشیل/آکلیوس سن: حدودا 25 ساله اولین حضور: TROY / تروا آخرین حضور: TROY / تروا بازیگر نقش: Brad PITT علاقمندی: Olice،Brisies Troy،شرافت،افتخار،مبارزه و ... تنفرات: Agamemnon،ظلم،از دست دادن عزیزان و ... شغل: فرمانده لشکر غیرسلطنتی اسپارت وضعیت: اسطوره-مهربان و خشن-خوب توضیحات: آشیل مدتها پیش از تولدش توسط پیشگویی در یونان پیشبینی شد. مادرش اعتقاد داشت با فرو کردن تمام بدن آشیل در آب جاودانگی میتونه اونو رویین تن کنه! اما خودش هم میدونست که اون آب جلوی مرگشو نمی گیره!علاوه بر اون مچ پای آشیل با آب تماس نگفت چون که مادرش محکم اونو در دستش گرفته بود و اجازه نفوذ آب بهش نمیداد.اون پیشگو مرگ آشیل رو در بزرگترین جنگ یونان تعریف کرده بود... زندگینامه: TROY جنگ تسالی با مشکلی مواجه شد.برابری در جنگ سربازان.برای همین پادشاه تسالی و پادشاه منفور اسپارت یعنی آگاممنون با هم توافق کردند که مبارزه تن به تن بین برترین مبارزان انجام بشه جنگجوی تسالی زیادی قوی و تنومند به نظر میرسید.آگاممنون علی رغم خواستش آشیل رو صدا کرد اما اون در سپاه نبود.کودکی به عناون پیک به محل اقامت آشیل رفت و شیل با عجله آماده شد. آگاممنون گفت که باید به بدن آشیل بعد از جنگ شلاق زده بشه!آشیل هم که مردی مغرور بود گفت:«پس بهتر است خودت با او بجنگی.»وزیر جنگ اسپارت آشیل را راضی به مبارزه کرد.آشیل بی واهمه پیش رفت و تنها با یک ضربه جنگجوی تنومند تسالی را کشت! پس از این پادشاه تسالی بعد از جویا شدن نام آشیل از اون خواست چوگان فرمانروایی تسالی رو به آگاممنون یعنی پادشاهش بده اما آشیل گفت:«او پادشاه من نیست.»آشیل بعد از اون هرگز به سپاه آگاممنون برنگشت.بعد از مدتی آشیل در حال تمرین با عموزادش یعنی پاتروکولوس بود که صدای اسب های پیک را شنید و نیزه ای به سمت اونا برای اعلام آگاهی از وجودشون پرتاب کرد. تیر به درختی خورد و پادشاه الیس فرمانروای ایتاکا با نیزه پیش آشیل اومد و سعی کرد اونو راضی کنه که در جنگ تروا علیه یونان شرکت کنه.بعد از صحبت های فراوان آشیل احساس دودلی پیدا میکنه و برای همین میره به دنبال مادرش در ساحل. مادرش بلافاصله گفت:«میگویند پادشاه ایتاکا مار را با زبانش از لانه بیرون می کشد.»مادرش براش شرح داد که اگر بمونه صاحب فرزند و خانواده میشه.ولی اگه اونا بمیرن آشیل به فراموشی سپرده میشه. اما اگه به جنگ بره تبدیل به اسطوره خواهد شد...اما دیگه هرگز مادرش اونو نخواهید چون که افتخار برای اون تنها با مرگش بدست میاد.مادرش فاش میکنه اینو از قبل از تولد آشیل میدونسته که این ماجرا براش پیش میاد. آشیل وفادارترین افرادشو جمع میکنه و با کشتی مخصوصش به راه میفته.آشیل سریعتر از همه کشتی ها با افرادش به ساحل نزدیک میشه.همه کشتی ها با دیدن بادبان سیاه میفهمن که اون قهرمان اسپارت یعنی آشیله! آشیل تنها با 50 نفر ساحل تروا رو تسخیر میکنه.اونجا بود که سومین رکوردشو در تمام تاریخ ثبت کرد.رکوردی که هیچ کس توان انجامشو نداشت.آشیل بعد از تصرف ساحل به معبد میره و سر آپولو خدای دروغین تروا رو از تنش جدا میکنه.کاری که حقیقتا درست بود.(البته بی حرمتی هم بود) هکتور و افرادش هم به معبد میرسن.آشیل با دقت و قدرت کامل نیزه ای پرتاب میکنه و به گلوی فرمانده هکتور شراره ای تیز میزنه.هکتور سعی کرد کار اونو تکرار کنه ولی فاصله دور بود و آشیل سریع ! پس خیلی ماهرانه جاخالی داد. هکتور وقتی که به دنبال آشیل وارد معبد شد با حمله غافلگیرانه اسپارت ها مواجه شد پس خودشو به اتاق اصلی معبد رسوند و آشیل رو دید.هکتور که فکر میکرد کشتن راحبان معبد کار آشیله یادآور شد که اونا مسلح نبودن و آشیل هم وانمود کرد که خودش اونا رو کشته و گفت:«آری...بریدن گلوی پیرمردان افتخاری نیست.» -تنها کودکان و ابلهان برای افتخار میجنگند...من برای میهنم میجنگم! بعد سعی کرد آشیل رو بکشه ولی آشیل بهش حمله نکرد و کم کم محاصره شد.آشیل اجازه فرار به هکتور داد. بعد از این در بالای ستون های معبد ایستاد و شمشیرشو به نشانه برتری بالا گرفت و اینطوری بود که ساحل تروا تنها با50 مرد تسخیر شد.بعد از این آشیل به اقامتگاه آگاممنون رفت تا باهاش صحبت کنه.ولی وقتی وارد شد تک تک شاهان سرزمین های فتح شده رو دید که بعد از ذانو مقابل آگاممنون هدیه ای بهش میدن.آگاممنون با دیدن آشیل فرمان خروج به تمام افراد حاضر میده.الیس یواش به آشیل هنگام خروج میگه:«جوانان کشته میشوند و پیران سخن می گویند.هیچ گاه به سیاست اعتنا نکن!» آگاممنون گفت که امروز جنگ بزرگی را پیروز شده و ساحل تروا حالا مال پادشاه تمام یونانه...آشیل هم میگه:«ارزانی خودت...من به دنبال ساحل به اینجا نیامده ام. - برای این آمده که نامت در آینده بماند!شاهان به آشیل تعظیم نمیکنند!شاهان به آشیل هدیه نمیدهند!شاهان به آشیل تبریک نمی گویند!این پیروزی از آن من است. - شاهان از آن کور تر بودند که ببینند این سربازان بودند که پیروز شدند. - سربازها در تاریخ ثبت نمیشوند.تنها شاهان در تاریخ میمانند.پس از فتح تروا فرمان میدم چندین تندیس بسازند و نام آگاممنون رو روی آنها حک کنند.نام تو روی شن ها نوشته خواهد شد...تا دریا بشوید و ببرد. - تند نرو!ابتدا پیروزی را به کف آر! آشیل ی شب صدای ناله زنی رو میشنوه و سریعا به کمکش میره.اون یک راحبه معبد بود.سربازا قصد داشتن نشان داغ روی بازوش بذارن ول اون مقاومت می کرد و در آخر آشیل رسید و خدمت اون(بووووووووووووووقا)رسید. بعد اون دختر که اسمش بریزیس بود رو به چادر خودش برد زخم هاشو ترمیم کرد و بهش غذا داد.و بعد از کلی صحبت گفت:«میخواهم راضی به تو بگویم که الهه ها به تو نگفته اند...آن ها به ما حسادت میکنند چون میرا هستیم.هرگز از اینی که هستی زیباتر نخواهی شد...هرگز گذشته تکرار نمیشود و هرگز دوباره زندگی نخواهی کرد.ما از زندگی لذت بیشتری میبریم چون فانی هستیم...» از اون روز آشیل تا چندین روز کاری در جنگ انجام نداد.سپاه آگاممنون جنگ های پشت سر همی را تجربه میکند.الیس پیشنهاد میدهد پیشنهاد تکرار جنگ اینبار با یاران قدرتمندتری چون آشیل تکرار بشه.پس خودش پیشقدم میشه ولی اینبار موفق به راضی کردن آشیل نمیشه.پاتروکولوس عموزاده آشیل جلو میاد و میگه اگه به خونمون برگردیم این سربازا میمیرن. و ادامه داد:«زمانی که تو در چادرت پنهان شده بودی من با آنها خندیدم و گریستم!»اما آشیل فرمانشو دوباره بلند تر گفت. آشیل شبشو به آرامی و در خواب خوش گذروند.وقتی بیدار شد صدایی شنید...صدای فرماندهش که اونو صدا میکرد.آشیل میاد بیرون و میبینه که اون روی صورتش خون ریخته و شمشیر و زرهش تنشه! پس میفهمه که به جنگ رفته و گفت:«تو از فرمان من سرپیچی کردی...گفته بودم هیچ کدوم از افراد به جنگ نرن.» - می پنداشتیم شما دستور داده اید... - پاتروکولوس کجاست؟پالروکولووووووووووووووس؟ - گمان میکردیم شما هستید...زرهتان را پوشیده بود...کلاه خوردتان،ساق پوشتان... آشیل با یه مشت میندازتش و با خشم میگه کجاست! - هکتور گلویش را برید... آشیل پاشو روی گردنش میذاره و میخواد خفش کنه.اما بریزس میرسه و اونجا گلوی بریزیس رو هم میگیره.اما هردو رو ول میکنه و شمشیرشو بر میداره و توی ساحل قدم میزنه! بعد از قدم زدن جنازه پاتروکولوس رو با احترام کامل میسوزونه!تا صبح اونجا موند و به خاکسترها نگاه میکرد.وقتی روز شد وارد چادرش شد و قبل از اون به فرماندهش گفت که زرهشو براش بیاره. زرهشو پوشید و سوار ارابش شد.قبل از اینکه حرکت کنه بریزیس رسید و با التماس گفت:« نروووووو...صبر کن...هکتور عموزاده من است...مرد خوبیست!خواهش میکنم به جنگ با وی نرو!» اما آشیل حرکت کرد!وقتی به دژ رسید با صدای بلند فریاد زد هکتووووووووووور!هکتور و آشیل با هم حرفایی رد و بدل کردند وبعد مبارزه شروع شد. آشیل تمام حرکات جدیدش را روی هکتور انجام داد. در آخر هم تیغه نیزه ای در شش هکتور فرو کرد...هکتور به سختی نفس میکشید و در آخر آشیل با خنجر مشهورش قلب هکتور رو پاره کرد.خشمش جلوی احترام و خوی مهربانشو گرفت.بعد از اینکه کشتش پاهاشو به ارابه بست و کشان کشان روی زمین به اردوگاه رفت.بعد جسدشو به گوشه ای نزدیک چادرش انداخت.شب هنگام پیرمردی با لباسی کهنه به چادر وارد شد.بعد از چنددقیقه صحبت کردن آشیل رو راضی کرد تا جنازه هکتر رو بهش تحویل بده.اون پریام پادشاه تروا بود. بعد از اینکه خواست بره بریزیس رو هم دید و اونو با اجازه از آشیل برد. آشیل تمام افرادشو به خونه هاشون میفرسته!ولی خودش میمونه تا در جنگ شرکت کنه. یک هدف پوچ سبب وجود هدف واقعی شد.با پنهان شدن در یک مجسمه چوبی که با تخته چوب های کشتی درست شده بود تونست وارد قلعه بشه.اما بجای کشتن سربازان و کارهای دیگر افراد به دنبال بریزیس گشت. در آخر هم دید که بریزیس با آگاممنون درگیر شده و یک خنجر در گردن آگاممنون فرو کرده.سربازهای آگاممنون بریزیس رو گرفتند تا بکشنش که آشیل میرسه و اونو نجات میده.در حالی که آشیل سعی کرد بریزیس رو بلند کنه پاریس شاهزاده جوان و برادرهکتور دچار سوء تفاهم میشه و تیری به پای آشیل پرتاب میکنه. آشیل سعی میکنه نزدیک تر بره تا بتونه از خودش دفاع کنه ولی دیرشده بود و سه تا تیر توی بدنش فرو رفته بود،همه رو از بدنش کشید بیرون.بریزیس با ناراحتی وایساد تا شاید شیل نجات پیدا کنه.پاریس هم گفت که باید سریعا از اونجا دور بشن برای همین هردو رفتند.وقتی که سربازان رسیدند آشیل با یک تیر توی پاش روی زمین دراز کشیده بود... ویدئوهای مربوطه: نبرد هکتور و آشیل به صورت غم انگیز(دوریمه...) فتح ساحل تروا(آیم او...) موزیک فیلم تروا سکانس برتر فیلم تروا از دید تماشاچیان(نبرد هکتور و آشیل) نقل از: خاطرات پادشاه محبوب یونان،الیس! منبع: Fighting-Game.ir
  14. به نام خدا سلام. مقدمه: یه سوال مردونه دارم؟حقیقتا کسی رو میشناسین که فیلم دزدان دریایی کارائیب رو ندیده باشه؟ یا کاپیتان باربوسا،ادوارد ریش سیاه،دیوی جونز عاشق یا مبارزان قوی این چون ویلیم ترنر،دریادار نورینگتون و الیزابت سوان رو نشناسه؟...خوب از همه این شخصیت ها مهم تر یک نفره...کاپیتان جک اسپارو!که علاوه بر اینکه بی عرضست بسیار زیرکه! (بی عرضه بی عرضه هم که نه!) شناسنامه: نام: Jack Sparrow / جک اسپارو ملیت: از همه جا الا جایی که خودش بگه سن: Unknown / نامعلوم سبک مبارزه: Pirates Blade / تیغه دزدان دریایی سلاح اصلی: تاپانچه و شمشیر اولین حضور: Pirates of Caribbean 1 آخرین حضور: Pirates of Caribbean 5 علاقمندی: پول و ثروت،دریانوردی،غارت،قدرت و ... تنفرات: کلک خوردن،تهدید،کمپانی هند شرقی،دزدا دریایی دیگه و ... بازیگر نقش: Johnney Depp / جانی دپ شغل: Pirate of the Caribbean / دزد دریایی کارائیب ریزتوضیح: کاپیتان جک اسپارو ناخدا و عاشق کشتی مروارید سیاه که این مقامو با چاپلوسی بدست آورد. باحال ترین نقشی که تا به حال فیلم های دزدان دریایی به خودش دیده که در دزدان دریایی کارائیب 1،2،3،4 به آن پی برد. بازیگر این نقش یعنی جانی دپ در حال اجرای پروژه دزدان دریایی کارائیب پنجه!البته اینطور که بوش میاد این فیلم بیرون داده شده.اما چه فایده؟ نه محتوا و نه داستان و ... زندگینامه: The Curse Of Black Peare: جک اسپارو پس از یک شورش در کشتی محبوبش کنار گذاشته میشه و در جزیره ای بدون آب و غذا و تنها با یه تپانچه تک تیر رهاش میکنن. اونم با کلک از اونجا فرار میکنه و با قایقی کوچک حرکت میکنه تا به شهر میرسه.اونجا برای پس گرفتن مروارید نقشه ای میکشه. در وحله اول یه کشتی تندرو و قوی لازمه...اینترسمپل!بعدش خدمه...تا دلت بخواد تو تورتوگا گیر میاد. پس پیشقدم میشه وقتی مشغول انجام دزدیش بود دختر فرماندار شهر میفته دریا و جک میره نجاتش میده...الیزابت سوان. دریادار نورینگتون که عاشق الیزابت بود در ابتدا قبول میکنه کاری با جک نداشته باشه ولی بهش عمل نمی کنه و فرمان دستگیریشو میده. اما ج باهوش تر از این حرفاست اول با گروگانگیری بعدم ا جنگولک بازی موفق میشه فرار کنه و وارد کارگاه آهنگری میشه. اونجا با فردی به اسم ویلیام مبارزه میکنه و در آخر مربی ویلیام یه شیشه میشکونه تو کله جک بدبخت و نورینگتون اونو به زندان میبره. دزدان دریایی کارائیب به نیروی نورینگتون حمله میکنه و همه رو میکشن.و اونجا الیزابت رو هم میدزدن اونم به جای ویلیام. روز بعد ویلیام که میبینه کسی کمکش نمیکنه با کمک جک حمله رو شروع میکنه و جک رو فراری میده. جک هم با زیرکی و کمک ویلیام به هدف خودش فکر میکنه ...مروارید سیاه! بعد از یه سری ماجرا ویلیام میفهمه که اونا به دنبال اون بودن نه الیزابت.ویلیام که به جک خیانت کرده بود و حالا جک تنها در مروارید سیاه و کنار کاپیتان باربوسا بود،دقیقا زمانی که مروارید سیاه با کشتی اینترسمپل که جک و ویلیام دزدیده بودن و الآن دست ویلیامه. در آخر با حقه ای جالب از ویلیام و جک توجه افراد باربوسا به کشتی انگلیسیا جلب شده و در زمانی مناسب جک و ویلام به باربوسا و تعداد کمی که در اطراف داشت حمله کرده و اونها رو می کشن.وقتی که موقع اعدام جک اسپارو رسید ویلیام جونشو نجات میده و اون فرار میکنه... Dead Man Chest: At World End: فردا The Stronger Tides: فردا Dead Men tell No Tale: فردا نقل از: Pirates of the Caribbean منبع: Fighting-Game.ir
  15. به نام خدا سلام. مقدمه: شخصیت های بالیوودی در نقش های متعددی بازی میکنن و طرفدار جذب میکنن ولی نقششون بی ارزش شناخته میشه.چرا؟ چرا؟...معلومه!چون که بیننده محو نقش بازیگر نمیشه و محو اون بازیگر میشه.امروز میخوام با یک فیلم زیبا با نقش و بازیگران جالب حرف بزنم. از شخصیت مشهور داستان پسر سردار شروع می کنم...جناب...آقای...جاس...وین...� �ار...سینگ! شناسنامه: نام کامل: Juss(Justin) Vindar Sing Randava / جاس(جاستین) وین دار سینگ رانداوا کنیه: Jessie / جسی ملیت: India / هند سن: یادم نیست! سبک مبارزه: Indian Sardar style / سبک سردار هندی سلاح: None / ندارد اولین حضور: Son of Sardar / پسر سردار آخرین حضور: Son of Sardar / پسر سردار بازیگر نقش: Ajay Davegun / آجی دبگان علاقمندی: خانواده سانتو،خنده و ... تنفرات: غم همسرش،توهین به سردا و ... شغل: بیکار(خیابونا رو متر میکنه) ریز توضیح: جاستین با نام شناسنامه ای جاس وین دار سینگ رانداوا همراه با مادر خود در سن کودکی به انگلستان رفت. جاستین اونجا بزرگ میشه و مشهور میشه به سردار جسی!جسی در اون سالها با بوتان که یک جوون هندی بود دوست میشه و در ماجراهای مختلف کنار هم بودن. روزی نامه ای به دست جسی میرسه که نوشته شده یه تیکه زمین از پدرش بهش رسیده! پدر بوتان که یک کلوب دار بود داستان نبرد خاندان رانداوا بر علیه خاندان سانتو رو برای جسی تعریف میکنه. جسی هم که میخواد نشون بده از هیچی نمیترسه سوار قاری میشه و میاد به بمبئی! بعد از اون دختری رو توی ایستگاه میبینه که یک دل نه هزار و یک دل عاشقش میشه(تا بدیدش عقل و هوشش باد...غربت و دل تنگیش از یاد بد) زندگینمامه: جسی که عاشق اون دختر میشه منتظر میمونه تا اون دختره سوار بشه اما قار حرکت میکنه و دختره به دنبالش میدوه. سردار جسی هم میره سراغ در و دست دختره رو میگره تا بکشونتش بالا که حس عاشقونش کر دستش میده و از قطار میفته پایین. بعدش هم قطار می ایسته و جاستین هم سوار میشه.بعدش هم دختره روی صندلی جسی میشنه و جسی هم جلو نمیره. دختره گیر داد به یه مرد کنار جسی و جسی یه کشیده خوابوند در گوش مرده و دختره خندید. جسی اینوری اولین قدم برای ابراز علاقه به دختره رو برداشت.بعد هم ه بهونه اینکه صدای دختر رو نمیشنوه اومد کنارش نشست. اونا از هم سوال میکردن و با هم حرف میزدن.دختره هم لحظه به لحظه اون لحظات رو(چه شعری شد) با دوربینش ثبت کرد. بعد از اون دختره میره و خانوادش میان دنبالش و اون میره.جسی هم که دختره رو نمیبینه به راهش ادامه میده. در میانه راه تصمیم میگره به معبد قدیمی پنجاب بره تا دعاشو به جا بیاره. از پیرمردهای اون محل میپرسه معبد قدیمی و دفتر اسناد شهر کجاست.و اونا هم جواب های چرندی بهش میدن. ولی میفهمه که برای تحویل گرفتن زمین باید پیش ویرو بره.اتفاقا یک نفر هردو جا رو بلده و میاد جسی رو به اونجاها ببره. میون راه پسره ازش میپرسه:اسمت چیه؟» « _ جسی.اسم تو چیه؟» «تونی...تاحالا اینورا ندیمدت اومدی اینجا برای چی؟» «_ پدرم برام یه زمین به ارث گذاشته،راستش اومدم کلک یه چیزیو بکنم.»«_ خوب اسم پدرت چیه؟» «رانداوا.»پسره وایمسته و میگه:«هارجیت سینگ رانداوا» وقتی میفهمه عصبی میشه چون تونی یکی از برادران خانواده سانتوئه. میخواد کلکشو بکنه اما گلوله نداره.یه جایی توی یه روستا نزدیک معبد قدیمی وایمسته و سعی میکنه چیزی پیدا کنه تا جسی رو بکشه. وقتی برگشت جسی اونجا نبود.دنبالش میکنه و داغون میشه و دیگه توان دنبال کردنشو نداشت.جسی به معبد قدیمی رسید. وقتی داشت برای ادای دعاش نارگیل رو شق میکرد نارگیل به کله مرد قد بلندی میخوره. دختر توی قطار میاد و جسی هم دستشو میکنه تو جیب و یه چیزی به دختره میده...همون دوربین دخترک. جسی میگه دنبال ویرو میگرده و بهش میگن که ویرو همون مرده که نارگیل خود تو کلش.ویرو ازش میپرسه واسه چی اومده و اونم جواب میده. بعد میپرسه اسم پدرت چیه که گوشیش زنگ میزنه.تونی بود.ناواضح حرف میزد و بیچاره حرفشو قبول نکردن و فکر کردن ذهر ماری کوفت کرده. پس از یه سری ماجرا دختره هم به جسی علاقمند میشه.دختره مجبور به ازدواج با جوانی میشه که عین برادرش بود...ویکی! بعد از اون افراد سانتو جمع میشن تا حساب جسی رو برسن که همه شل و پل میشن چون یه سردار با 100000 نفر برابری میکنه. آخرم دختره از مراسم بیرون میاد تا به جسی کمک کنه.ویرو ملع میشه و به شهر میاد تا جسی رو بکشه. جسی هم با قدرت باهاش مقابله می کنه و هردو در اواخر دعوا میفتن توی خونه سانتوها.و چون مهمون حبیب خداست دیگه نتونستن ادامه بدن. اما در آخر با یه سری حرف های قشنگ ویرو هم بی خیال جون جسی میشه. جالبه بدونین یک هفته جسی در خونه سانتو ها بود و به خاطر رسم حبیب خدا هیچ آسیبی ندید. نکات بی اهمیت: ویرو دو برادر به نام های تونی و بابی داره. این سه برادر قسم یاد کردند تا وقتی آخرین نفر از نسل رانداوا رو نکشن... 1.ویرو ازدواج نخواهد کرد. 2.بابی بستنی لب نمیزنه. 3.تونی نوشیدنی طبیعی و خنک نمی نوشه. اما بعد از صلح پیمان ها شکسته شد. و یه چیز دیگه اینکه هارجیت سینگ رانداوا پدر ویرو رو کشته و پدر ویرو هم قبل از مرگ هارجیت رو کشته. نقل از: Son of Sardar! منبع: Fighting-Game.ir
  16. به نام خدا سلام. برنامه سیستم کد ایرانی تمام رموز سیم کارت های رایتل،ایرانسل،همراه اول و همچنین کدهای سیستم عامل اندروید را دارد. این برنامه با نام سیستم کد در سایرکشورها شناخته میشود و تا چند مه پیش به ایرانی تبدیل نشده بود. نام ایرانی این محصول همه کدهاست و کدهای عجیبی همراه خود دارد.اما نام این محصول اشتباها Secret mobile code گذاشته شده. (باور کنین برنامه خوبیه...هرچند که زیاد مشهور نیست ولی خوب کار میکنه!) نام فایل : Secret mobile code لینک دانلود : کلیک کنید منبع و پسورد فایل: SpecialBuy.ir
  17. به نام خدا سلام. مقدمه: برای لذت بردن از بازی ها پیشروی در اون مهمه اما ممکنه چیزی بخواین ولی حوصله کشیدن زحمتشو ندارین. بازی Avatar:The Last Airbender اولین بازی در رابطه به آواتاره و در عین سادگی بسیار دشواره و حتی برترین ها هم گاهی از کدهاش استفاده می کنن. پس با این کدها از بازی لذت ببرید! رمزها: ابتدا در منوی اصلی روی گزینه Extras کلیک کنید و سپس در منوی Extra وارد گزینه Code Entry شوید! سپس این کدها رو وارد کنید: [TABLE=class: grid, width: 500, align: center] [TR] [TD=align: center]رمز کاربردی[/TD] [TD=align: center]عملکرد رمز کاربردی[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]54641[/TD] [TD=align: center]آماری از تجاوزات آتش افزارها(لیست حملات)[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]97831[/TD] [TD=align: center]آزاد کردن تصاویر کاراکترها در Concept Gallery(عکس های شخصت ها)[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]34743[/TD] [TD=align: center]خسارت دوبرابر حین ضربه(نیرو دوبرابر)[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]53467[/TD] [TD=align: center]مخفی کاری بی پایان (اعمال منفی سری)[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]23637[/TD] [TD=align: center]مس بی پایان(فلزافزاری نامحدود و ...)[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]24463[/TD] [TD=align: center]انرژی Chi نامحدود(انرژِ دفاع و ضربه بی پایان)[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]94677[/TD] [TD=align: center]سلامتی نامحدود (بهبودی کامل)[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]37437[/TD] [TD=align: center]آزاد کردن تمام نقشه های گنج[/TD] [/TR] [/TABLE] نقل از: GameFaqs.com منبع: Fighting-Game.ir
  18. White Night

    5 بازی برتر آگوست کنسول ps4

    به نام خدا سلام. مقدمه: الآن تنها اسامی اونها رو قرار میدم ولی توضیحات رو بعدا اضافه می کنم! در پست اول اسامی قرار میگیره و توضیحات در پست های بعد! با ما همراه باشید. بازیهای معرفی شده: Everybody's gone to the Rapture Dishonored:Definitive Edition Maden NFL Mega Man:Legacy Collection Until Dawn نقل از(مدرک): GameZone.com نویسنده(منبع): Fighting-Game.ir
  19. به نام خدا سلام. مقدمه: بی شک همه ما تا حدودی شرکت Apple(سیب-اپل) رو میشناسیم! کیه که اسم Apple Mini یا Apple Iphone و... رو نشنیده باشه؟شرکت اپل که در زمینه سخت افزارهای کامپیوتری و تلفن های همراه و حتی تبلت و کیف های مخصوص فروش بسیار بالایی داره دست از کسب درآمد برنمیداره!(چقدر زیاده خواه)برای همین جدیدترین محصولشو ارائه داده! با ما همراه باشید... اخبار: کارکرد محصول تصویری که در بالا مشاهده می کنید یک اسکرین شات از فناوری جدید شرکت اپله...Apple TV! یک فناوری که حدود یک ساله تولید شده و در مقایسه با دیگر محصولات یک نوزاده!البته نوزاد با استعداد! اپل یک سخت وسیله نمیسازه تا فقط چندنفر باهاش برن کانال و فیلم ببینن!این دستگاه کوچک اگر توسط USB به وسایل وصل شود توانایی دخالت در عملکرد آنان را بدست می آورد به طور مثال LED و LCD،گوشی موبایل،تبلت،لپ تاپ و ... برای این دستگاه کوچک یک کنترل همانند کنترل تلویزیون طراحی شده...ولی مهم تر از این... Apple Controller جهت رقابت با کنسول هایی چون PS4 و Xbox one که البته از روی دسته کنترل Xbox 360 و Xbox one طرح برداری شده و بسیار به آنها شباهت دارد.(بیشتر ایکس باکس وان) -------------------------------------------- نام و اطلاعات لازم به ذکر است نام دستگاه های مربوط به این را Nimbus به معنای هاله گذاشته اند. در اصل این دسته مربوط به IOS پیشرفته روی دستگاه های بزرگ تر از گوشیست! دکمه کنترل معکوس که در قبل سونی از آن بهره میگرفت الآن در دستان مایکروسافت است و در این پروژه جدید عملی شده! -------------------------------------------- بازی های دستگاه بازی های مربوط به این دستگاه نیز فعلا Lego Star Wars،GTA : San Andreas و Call of Duty : Strike Team اعلام شده اند. البته بازی های این محصول تنها به اینجا ختم نمی شود و قرار است بازی های جدیدی هم انحصارا برای این دستگاه ساخته شود! جهت اطلاعات بیشتر به Apple.com مراجعه کنید... -------------------------------------------- تاریخ تاریخ انتشار اولین نمونه این کنترولر اواخر اوکتبر اعلام شده! البته این تاریخ تنها برای نمونه اول است و انتظار می رود که اگر پروژه نمونه های بعد هم پذیرفته شد تاریخ تغییر کند. البته این تاریخ تنها برای انتشار در فروشگاه هاست ولی در خرده پا فروشی های اپل میتوانید آن را زودتر خریداری نموده! البته نه به صورت اوریجینال بلکه با انواع دسته های اپل! -------------------------------------------- قیمت قیمت این محصول نیز 49.99$ به صورت اوریجینال و 150 از خرده فروشی های اپل ابلاغ شده! اوریجینال نسخه کامل شده کنترولر به علاوه تمام امکانات جدید است که توسط مایکروسافت تکمیل شده اما چیزی در مورد نسخه های خرده پا فروشی اعلام نشده!اما احتمال میرود این نسخه ها تنها طرح اولیه باشند زیرا قیمت بسیار بسیار پایینی دارند! -------------------------------------------- تصویر تصویر این کنترولر نیز در همین تاپیک قرار میگیرد. این کنترولر کمی بزرگ تر از دسته ایکس باکس است اما کارایی های خود را به طور کامل افشا نکرده! تصویر کنترلر: کلیک کنید نقل از(مدرک): GameZone.com نویسنده(منبع): Fighting-Game.ir
  20. به نام خدا سلام.مقدمه: پس از چند روز اضطراب برای هنرمندان با استعداد کشورمان جشنواره برگذار شد. سودای سیمرغ یعنی سی و چهارمین جشنواره فجر اجرا گشت و با وجود بی نظمی های فراوان پایان خوبی را دارا بود. در قبل گفتیم که نامزدهای سیمرغ که هستند و حال برترین ها... نتایج: تصویر بالا از مرحوم استاد خسرو شکیبایی می باشد...روحش شاد! ابد و یک روز بهترین فیلم جشنواره شناخته شد و جایزه اش را در همان لحظه اول دریافت کرد. در بین تمام جوایز جایزه ایرج کریمی حس دیگری گرفت.این جایزه برای کارگردانی فیلم «نیم رخ ها» بود که بدلیل نبودن ایشان در قید حیات مادر محترمشان به روی صحنه آمده و این جایزه را با کمال قدردانی از تمام دست اندرکاران تحویل گرفت. در بخش انیمیشن نیز بهترین کارگردان محمد کاتبی برای «در مسیر باران» و بهترین انیمیشن نیز محمد امین همدانی برای «مسیر مقدس» بود. در بخش کارگردانی سینما سعید روستایی برای «ابد و یک روز» و محمد حسین مهدویان برای «ایستاده در غبار» مورد تجلیل قرار گرفتند و با امتیازات بسیار نزدیک جایزه سیمرغ به جناب آقای روستایی رسید که کارگردانی بسیار خوبی ارائه داده بودند.اما جناب آقای مهدویان با سخنانی زیبا در مورد ابراهیم حاتمی کیا لوح تقدیر خود را دریافت نمود و سپس از صحنه بیرون رفت. در بخش جلوه های بصری سید هادی اسلامی برای «بادیگارد» سیمرغ خود را دریافت نمود ولی این سیمرغ را به آقای حاتمی کیا تقدیم کرد. محمد رضا دلپاک روی صحنه اشک ریخت و سپس گفت:"جایزه ام را به یدالله نجفی که اکنون 20 روز است صدایش خاموش گشته است،تقدیم می کنم." جناب آقای دلپاک برای جایزه بهترین صدا را برای «لانتوری» دریافت کرده بود. جایزه بهترین موسیقی متن به محمد رضا علیقلی برای «امکان مینا» رسید که به دلیل غیبتش رضا میرکریمی آن ا دریافت کرد. بهترین تدوینگر جشنواره بهرام دهقان برای «ابد و یک روز» شناخته شد و پس از تمجید هایش از جناب آقای روستایی به صندلی اش بازگشت. اما سکوتی عجیب از برنده نقش اول مرد، نوید محمد زاده برای «خشم و هیاهو» که پس از سالها سیمرغ دریافت می کرد.او از خوشحالی به بهت فرو رفت. پرویز پرستویی بهترین بازیگر جشنواره شناخته شد و جایزه اش را به عزت الله انتطامی، جمشید مشایخی، علی نصیریان، محمدعلی کشاورز،داوود رشیدی و بالاخره به دوستش ابراهیم حاتمی کیا که اثر بادیگارد را خلق کرده بود تقدیم کرد. و چند جایزه دیگر که به سینما چندان ربطی نداشت جشنواره به پایان رسید و سردبیر جشنواره 35ـم جناب آقای محمد حیدری گشت که در این جشنواره جناب آقای بهرام رادان بود. منبع: Fighting-game.ir
  21. به نام خدا سلام. ---------------------------------------------------------------------------------------- خبری لو رفته از یک بازیگر در فیلمی بسیار مهم... خبرگذاری شبکه CW : "In episode 13, so in a couple weeks, you'll see me as Deathstorm, and Caitlin as Killer Frost. So I get to come back, and I kill a series regular. So there's that, I'm probably going to get in trouble for saying that," نوشته بالا پیامی از Robbie Amell و تصویر بالا تصویری از او در یک سکانس از فیلم است. تا امروز ما حتی نمی دانستیم که آیا دثستروم در فیلم وجود دارد و اگر هم باشد بازیگر پیشین آن نقشش را ادامه خواهد داد ولی غافل از اینکه نقش به یک بازیگر هیجان زده و نچندان مشهور می رسد که بخاطر بُهت خود خبر را لو خواهد داد. Heroes and Villains Fan Fest نام پلنی است که تصویرش در بالا قرار داده شده و در New Jersy گرفته شده که بسیار مرموز است.بازیگر پیشین این نقش Ronnie Raymond بود که در یک اتفاق سینماتیک حذف شد و جایگزینی برای او انتخاب شد. رابی امل مدل Earth-2 این شخصیت را بازی خواهد کرد و در کنار Killer Frost جلوه خواهد نمود ... ---------------------------------------------------------------------------------------- منبع: Fighting-game.ir
  22. به نام خدا سلام.مقدمه: حدود نصف سال 2015 رو با چه صحنه ای و چه فیلمی گذروندیم؟ در بین تمام خبرهای سینما کدام یک مرموزتر و غیر قابل فهم تر و درکل مبهوم بوده؟خبرهای مارول؟دیسی؟فاکس؟نتفلیکس؟ در جواب این سوالات تنها میگم : هیچکدام! مبهوم ترین اخبار متعلق به فیلم PotC 5 بوده که شرکت Disney حامی اون بوده... خبر : بی شک همه ما با سری فیلم های Pirates of the Caribben یا "دزدان دریایی کارائیب" آشنایی داریم. چهار قسمت اول مدتهاست به زیباترین آثار امریکا تبدیل شده و حدود نیم سال است که از اخبار قسمت جدید یعنی پنجم این فیلم مطلع شده ایم.عنوان این قسمت با مشارکت نویسنده و اتاق فکر نوشته شده که به آن Pirates of the Caribbean : Dead Man Tall No Tales گفته می شود و باز هم با بازی درخشان Johnny Depp مشهور همراه است که باز هم در نقش Captain Jack Sparrow بازی میکند. تاریخ انتشار این فیلم تا دیروز 5 جولای 2017 برای ایتالیا بود و همچنان تاریخ دیگرکشورها مشخص نشده بود.اما امروز تاریخ جدید این فیلم برای جهان مشخص میشه که دقیقا اعلام شده به : 26 می 2017. این تاریخ همین امروز و چند ساعت پیش مشخص شده. تکمیل و اتمام کار این فیلم 7 جولای است ولی در سینماها تا روز 26 می بازار یابی خواهد کرد. نقش های اصلی بدین گونه است ... Jonney Depp در نقش جک اسپارو ........ Geoffray Rush در نقش کاپیتان باربوسا ........ Orlando Bloom در نقش ویل ترنر و بازیگر جدید Javier Bardem در نقش کایپتان سالازار. پس از مدتها لوگوی این فیلم نیز تغییر کرده و این گونه شده: منبع:
  23. به نام خدا سلام.مقدمه: خانوم Heyley Atwell که به علت بازی در فیلم های متعدد مارول به شهرت رسیده به فیلم دکتر هو سلام خواهد کرد.هیلی اتول در اصل شهرتش بخاطر بازی در نقش مأموز پگی کارتر مشهور است که نامزد کاپیتان آمریکا بود ولی قابل ذکر است مأمور کارتر فیلم مجزایی برای خود دارد. برای ادامه این مباحث باما همراه باشید... خبر: خانوم هیلی اتول که قراردادهای بسیار زیای با شرکت مارول بسته امسال کار متنوعی انجام خواهد داد.خانوم اتول در توییتر خود به صورت غیر مستقیم اعلام نمودند که قراره در فیلم Doctor Who ایفای نقش کنند. چندروز بعد یکی از طرفداران ایشان ازشون پرسید که آیا در فیلم دکترهو حضور خواهند داشت و خانوم هیلی اتول نتنها انکار نکردند بلکه اطلاعاتی را نیز منتشر کردند.روز بعد از این ماجرا یعنی 14 آگوست از این شخص یک تصویر در فیلم دکتر هو پخش شد که وی در ماشینی منتظر مانده بود. (شرمنده اون تصویره افتضاح بود برا همین قرارش ندادم!ان شالله بقیه تصاویر رو اگه اومدن میذارم.) اتول قرار است در ان قسمت نقش مهمی داشته باشد و نخالف دیگر شخصیت های زن این مجموعه وی یک مبارز حرفه ای در این فیلم خواهد بود. اینجور که اخبار منتشرشده توسط وی نشان میدهد اتول قرار است مقابل میشل گومز به بازی بپردازد که مبارزه جالبی خواهد بود. نقل از: Gamezone.ir منبع: Fighting-game.ir
  24. به نام خدا سلام.مقدمه: می دونین که من از خوندن و مطلعه خوشم میاد ولی بیش از اون کمیک می خونم! داشتم دنبال کمیک های جدید میگشتم که توی سایت ComicBook به یه خبر جدید رسیدم...پنج فیلم کمیکی که مستحق نامزدی Emmy هستند! با ما همراه باشید... خبر: در همین آخر هفته برترین فیلم های کمیکی امسال در جشنواره Emmy مشخص خواهند شد. جشنواره امی تقریبا همان Oscar است با این تفاوت که در زمینه های خاص فیلم فعالیت می کند اما Oscar اینطور نیست! قبل از این مسابقه 5 فیلم منتخب باید نام برده شوند تا پس از آن ارزیابی ها دقیق پیش برود. اسامی بدین گونه است... ---------------------------------------- DareDevil2: این فیلم یحتمل نامزد سه جایزه امی خواهد شد. سه جایزه ای که برترین تدوین صدا،برترین جلوه های ویژه و برترین عنوان اثر پیش بینی شده اند. البته احتمال اینکه جایزه برترین درام و جوایز فنی را نیز کسب کند زیاد است! البته برترین داستان نیز جزو این جوایز میتواند باشد که سرجمع حدود شش جایزه برای این فیلم پیش بینی میشود که برد این اثر را در این جشنواره قطعی می کند.اما اینکه تمام جوایز را ببرد مشخص نیست. ---------------------------------------- Arrow4: تعجب بر انگیزترین خبر! پرطرفدارترین سریال کمیکی معاصر همین فیلم است ولی جوایزی برایش صدور نمی کنند. طی چهار فصل عظیم این سریال پرزحمت هیچ جایزه ای برایش در نظر گرفته نشده.تصور میشد با لباس جدید و زیبای Oliver Queen این روند تغییر باید اما تأثیر چندان از خود نشان نداد.در این سه سال هنوز هم اررو افتخاری جز طرفدارانش ندارد. البته تقدیری از فصل دوم سریال یعنی وعده برای طراحی فوق العاده اش شد. شاهکاری همچون این فیلم یعنی پیکان تا به حال نظیر نداشته! ---------------------------------------- Flash2: دو جایزه برترین طراحی صحنه و لباس و همچنین برترین جلوه های ویژه برای این فیلم احتمال می رود. اما اگر به فیلم فلش نگاه کنید وقتی فیلم شروع می شود واترمارک(نماد)فلش را بالای فیلم می بینید. این یک حفظ سنت از کمیک های مشهور فلش است که البته همین امر موجب درج تصویر بازیگر فلش روی کمیک هایش شد. این فیلم نیز یکی از شاهکارهای دنیای کمیکیست. ---------------------------------------- Agent Carter2: این فیلم که ترکیبی از طنز،عمل و درام مجموعه ای از 1940 می باشد شعله ای برای ورود قهرمان بزرگ دنیای مارول یعنی Captain America به دوره قهرمانان می باشد.البته خود شخصیت مأمور کارتر نیز قهرمانی به یاد ماندنیست! مأمور کارتر جزو اولین عشق های Seven Rogers می باشد که با نام کاپیتان آمریکا بیشتر شناخته می شود. سه مورد برای این فیلم پیش بینی شده...برترین نقش اول زن برای Haylay Atwell در نقش مأمور کارتر،برترین نقش مکمل مرد برای Dominic Cooper یا شاید هم James D'Arcy و برترین طراحی برای صحنه و لباس که بسیار جالب بود. ---------------------------------------- The Walking Dead6: واکینگ دد یا مرد متحرک از محدود کمیک هاییست که به دلیل گریم به سزا در لیست منتخبان سالانه قرار می گیرد. البته دلیل مهم تر برای حضور این کمیک در لیست دارا بودن یک درام و نقش آفرینیه فوق العاده بود. واکینگ دد کمیکی با توسعه فراوان است که در همه زمینه ها جوایز نفسیس کسب کرده. نش آفرینی جذاب این فیلم توسط Norman Reedus،Melissa McBride یا Andrew Lincoln قرار است در امی به مسابقه گذاشته شود. نقل از(مدرک): ComicBook.com نویسنده(منبع): Rasagame.ir