جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'میکنه'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • انجمن رساگیم
  • مطالب مرتبط با انجمن
    • قوانین انجمن
    • درباره انجمن
    • اطلاعیه ها
    • جشنواره ها و مسابقات
  • اتاق های خصوصی
    • اتاق مدیران انجمن
    • اتاق کاربران ویژه
    • اتاق تیم تحریریه
  • اخبار و تازه ها
    • اخبار بازی های رایانه ای
    • اخبار پلتفورم‌های بازی
    • اخبار سازندگان بازی
    • سایر خبرها
  • مقالات سایت
    • نقد و بررسی
    • پیش نمایش
    • داستان بازی ها
    • راهنمای بازی ها
    • سایر مقالات
  • بازی ها
    • بازی ها نقش آفرینی
    • بازی های جهان باز
    • بازی های مبارزه ای
    • بازی های ترسناک
    • بازی های اکشن و مخفی کاری
    • بازی های جنگی
    • بازی های رانندگی
    • بازی های استراتژیک
    • بازی های آنلاین
    • بازی های ورزشی
    • بازی ها هک اند اسلش
    • بازی های ماجراجویی
    • بازی های ایرانی
    • سایر بازی ها
  • پلتفورم‌های بازی
    • کامپیوتر شخصی (PC)
    • نینتندو
    • پلی استیشن (PS)
    • ایکس باکس (XBOX)
    • سایر کنسول ها
  • مرتبط با بازی
    • موسیقی متن
    • نمایشگاه های بازی
    • دانلود بازی
    • سایر مطالب مرتبط با بازی
  • صنعت بازی سازی
    • آموزش ساخت و توسعه بازی
    • موتور های بازی سازی
    • گرافیک
    • انجمن بازی سازان ایرانی
    • سایر مطالب
  • فیلم و سریال و کارتون
    • فیلم و سریال و کارتون مورتال کمبت
    • سایر فیلم ها و کارتون ها
    • اخبار فیلم و سریال
    • تحلیل فیلم و کارتون
  • دانشنامه
    • دانشنامه بازی ها
  • تکنولوژی
    • سخت افزار
    • نرم افزار
    • سایر مطالب
  • مطالب متفرقه
  • بایگانی
  • گروه طرفداران ساب زیرو گروه طرفداران ساب زیرو Topics
  • بچه های قدیمیfg بچه های قدیمیfg Topics
  • بچه های با معرفت fg بچه های با معرفت fg Topics
  • طرفداران اسکورپیون طرفداران اسکورپیون Topics

وبلاگ‌ها

چیزی برای نمایش وجود ندارد

چیزی برای نمایش وجود ندارد


جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من

28 نتیجه پیدا شد

  1. Ali.Z

    داستان : گروه پسران ایران

    به نام خدا اول از همه باید بگم این داستان ساخته ذهن خودمه و هدف خاصی از اون ندارم و اگر نامی هم در داستان برده میشه کاملا اتفاقیه و هیچ ربطی به شخصیت دولتی ندارند افرادی که در داستان حضور دارند : مجتبی 24 = سردار مجتبی عزیزی شرلوک = علیرضا حیاتی خودم = سید علی زین الدین حامد = حامد وثوقی پویا = پویا بیاتی دارک نوب = امیرحسین بزرگمهر قسمت اول داستان: سال هاست که داعش برچیده شده توسط ایران و روسیه و منطقه امنه تنها مشکلی که بوده و هست آمریکاست. چندین ساله که از برجام گذشته و صلح همه جهان رو فرا گرفته اما هنوز آمریکا داره مانور میده و به قدرتش اضافه شده ، رئیس جمهور حال حاضر آمریکا آقای جرارد یک جمهوری خواه سفید پوسته که قدرت مدیریتش پایینه و فقط به مسائل خارجی فکر میکنه. داخل آمریکا شورش ها زیاد شده ، جنگ سفید پوستا و سیاه پوستا زیاد تر از قبل شده و آقای جرارد نسبت به این قضیه بی اهمیته. ایران اقتصادش عالیه و مردم در نهایت رفاه زندگی میکنند ، پیشرفت های ایران به قدری بوده که جای روسیه رو گرفته و رقیب آمریکاست .روسیه زیر پر و بال ایرانه. ساعت 8:30 دقیقه صبح ، وزارت اطلاعات ایران ، جلسه مهرمانه علیرضا حیاتی مافوق همه افراد جلسه ، خطاب به افراد حاضر : به نام خدا ، همه میدونید که چند وقتیه که آمریکا داره نقشه میکشه و باز قصد داره گروهک هایی رو به منطقه تزریق کنه ولی این بار هدف روسیه و عراق نیست ، هدف ایران و پاکستانه . قراره این گروهک ها شیعه و سونی ها رو به جون همدیگه بندازن و در آخر ایران و پاکستان از بین برن ، اطلاعات دقیقی از نقشه نداریم ، این کلیات نقشست که سردار در اختیار ما گذاشتن .... سردار ادامه بدید (معرفی سردار : سردار مجتبی عزیزی ، فردی 46 ساله با موهای جو گندمی ، نهایت مهارت در سلاح های گرم ، تک تیراندازی قابل ، متخصص جنگ ها پارتیزانی ، مستشار در کشور های اطراف با سوابقی درخشان ) سردار مجتبی عزیزی خطاب به جمع : دوستان حاضر در جلسه توجه کنند ، ما تصمیم داریم گروهی رو مخفیانه آموزش بدیم که مخالف گروه های تروریستی هستند اما اعضای این گروه مشخص نیست و این گروه باید مخفی باشه ، در نهایت تاریکی. از اعضا خواهش میکنیم در برگه هایی که جلوشونه نام فردی رو که فکر میکنید سلاحیت رهبری گروه رو داره بنویسید و به ما بدید. 20 دقیقه بعد رای ها جمع و شمارش شده سردار مجتبی عزیزی : لطفا نتایح رای ها رو شرح بدید. -بله سردار -از 100 نفر حاضر در جمع - 98 نفر به سرهنگ سید علی زین الدین رای دادن و 1 نفر رای سفید داده و یک نفر هم کلا با این گروه ها مخالفه علیرضا حیاتی بلند میشه و میگه سید علی زین الدین بازنشسته شده و امکان نداره که برای این کار پذیرفته شه. امیر حسین بزرگمهر از داخل جمع بلند میشه و پاسخ میده ( معرفی امیرحسین بزرگمهر : فردی 30 ساله ، جوون ولی با تجربه ، استاد هنر های رزمی ، استاد استفاده از سلاح گرم و سرد) خودش استعفا داد ولی سرهنگ همیشه در خدمت به مردم کوشاست ، اگر بهش بگیم قضیه رو حتما قبول میکنه علیرضا حیاتی : این کار غیر ممکنه ، من مخالفم پویا بیاتی : ولی نظر شما اصلا مهم نیست ، 98 نفر موافقن علیرضا حیاتی جلسه رو ترک میکنه سردار مجتبی عزیزی : آقای امیرحسین بزرگمهر ، خودتون باید سرهنگ رو راضی کنید. امیرحسین بزرگمهر: باشه مشکلی نیست. جلسه به پایان رسید. بیرون جلسه امیرحسین بزرگمهر با خودش میگه : واییییییییییییییی !!!! حال اون بد عنق رو کی میخواد راضی کنه.؟؟؟!!!!!! پایان قسمت اول قسمت دوم به زودی
  2. Awmir.B

    آخرین کمیکی که خوندین

    "به نام خدا" توی این تایپیک اخرین کمیکی که خوندین رو میگین و بهش نمره میدین،ترجیحا کاور کمیک هم بذارین. نام کمیک:venom vs rune ناشر:marvel داستان: یکی دیگه از کمیک های طولانی و تک قسمتی ونومه،توی این کمیک سیمبیوت ونوم با یک خون اشام پیوند میخوره،همه فکر میکنن ونوم خون مردم رو میخوره قافل از اینکه خون اشامس.خون اشامه نامزد ونوم رو میدزده،ونوم میزنه به سیم اخر و میره سراغ خون اشام.به خون اشام که میرسه یک پورتال وا میشه و rune که یک خون اشام دیگه هست وارد ماجرا میشه،سیمبیوت از خون اشام قبلیه میکنه و به rune پیوند میخوره.ونوم با اون مبارزه میکنه و شکستش میده،در اخر rune سیمبیوت رو میخوره،میخواد ونوم هم بکشه که ونوم دوباره پرتش میکنه داخل اون پورتالی که ازش اومده بود... نمره من به طراحی:8 از 10 به داستان:9 از 10 به کاور:6 از 10 به دیالوگ ها:7 از 10 در کل کمیک خوبی بود و پیشنهاد میشه دانلودش کنین... شما هم قرار بدین... لطفا دلیل اینکه به هر کمیک یه نمره ای میدین رو بنویسین. یا علی.
  3. Fallen Knight

    نقد بازی Street Fighter V

    نام بازی :Street Fighter V سازنده:Capcom ناشر:Capcom سبک:اکشن فایتینگ سلام من امروز میخوام براتون بازی استریت فایتر 5 رو نقد کنم پس با من همراه باشید The game is on از آرکید تا ایکس باکس وان و پلی 4 بازی استریت فایتر یک عنوان نام آشنا در زمینه ی گیم و برای گیمر های قدیمی آشنا تر بوده چون از خیلی وقت پیش در گیم نت ها و نسخه های آرکید و سگا تجربه شدند ولی حالا این نام پیشرفت کرده و از نسخه ی آرکید و سگا به ایکس باکس وان و پلی 4 رسیده و از نسخه ی کم گرافیک و دو بعدی خود در ارکید به نسخه ی با گرافیک خود در کنسول های نسل هشتمی رسیده منظورم اینه که استریت فایتر از سال 1987 تا حالا در زمینه ی بازی های فایتینگ فعال بوده و امیدواریم فعال بمونه تازه کار ها مراقب باشند این بازی برای تازه کار ها قراره بسیار سخت و دشوار باشه به دلیل اینکه قسمت آموزشی مبهمی داره و در قسمت Command listاین بازی چیز قابل درک و فهمی وجود ندارد پس برای اینکه بتوانید در این بازی استاد بشید باید وقت زیادی رو در تمرینات با هر یک از شخصیت ها بپردازید و به این راحتی ها هم یادگرفتنش نیست و فکر کمبو رو حالا حالا ها از کلتون بندازید بیرون چون کمبو های این بازی بستگی به فنون بازی دارد و تا فنون رو یاد نگیرید و نفهمید که کی باید آنها رو بزنید ول معطلید آشنا و بیگانه در این بازی برخی از جنگجویانی که از قبل بودند رو هنوز نگه داشتند ولی چندتا از اونها رو کنار گزاشتن و کاراکتر های جدیدی اوردن مثل:Necalli،Rashid،Lauraو... و برخی از خاصیت های قدیمی رو حذف کردند و چندتا جدید گزاشتن یکی از اونا V-Abilities هست که به شما چند قدرت میده.و نوار آبی پایین که اسمشو نمیدونم به شما کمک میکنه تا برخی از کار هایی که در بازی به صورت عادی انجام میشه رو باحالتر انجام بدی شخصیت های کم گیمپلی دشوار شخصیت های بازی بسیار کم هستند و گیمر حق انتخابش محدود به 16 کاراکتر میشه که چندتاشون از لحاظ گیمپلی شبیه هم هستند (مثل ریو و کن) ولی در دیگر کاراکتر های این بازی گیمپلی متفاوت است و هرکدام فنون مخصوص به خودشون رو دارن که همونطور که گفتم یادگیری فنون نیاز به تمرین بسیار با شخصیت را می طلبد داستان سطحی بازی داستان واحدی ندارد و هر شخصیت برای خودش داستان جداگونه داره که هم خوبه هم بد.خوبی این کار اینه که یک خلاقیت به خرج دادن که در دیگر بازی های فایتینگ همچون مورتال کامبت یا تیکن وجود ندارد. و بدی این کار اینه که برخی به امید یک داستان واحد و دلچسب یه بازی رو می خرند و دیدن همچین چیزی باعث دلسردی بعضی از گیمر ها از جمله من میشه. و داستان هر کاراکتر هم چیز جالبی ندارد و هیچ حالت فیلمی یا انیمیشینی ندارد بلکه حالت استوری بردی جلو میرود و شما فقط مبارزه میکنید انیمیشن یا بازی؟ گرافیک و همینطور تم و موسیقی های این بازی به گونه ای استکه گیمر یاد کارتون ها دو بعدی ژاپنی می افتد و این از نظر من یکجور نقطه ضعف است که نتوانستند گرافیک بازی رو جوری در بیاورند که گیمر واقعا فکر کنه که داره واقعا بازی میکنه یه کارتون می بینه مخصوصا میسیقی و تم این بازی منو یاد یه کارتونی میندازه که یادم نمیاد (چی گفتم) و این یک امتیاز منفی برای تیم سازنده ی کپکامه و همین باعث میشه که بعضی سراغ این بازی نروند بازی در نور من نمیفهمم چرا استیج ها این بازی انقدر نورانیه و حتی استیج هایی که در شب هم هستند هم انقدر نورانی هستند که فکر میکنی 100تا پروژکتور بالا سر این گزاشتن و نداشتن محیط های تاریک و ترسناک باعث میشه هیجان بازی کم بشه و اگر بخواهیم در این مورد با بازی محبوب مورتال کامبت مقایسش کنیم این بازی هیچ چیزی برای گفتن نداره چون مورتال کامبت ایکس پرچم دار این سری نصف استیج هاش تاریکه. و دیگر مشکل این بازی اینه که تمامی استیج ها در فضای باز هست به جز دوتا که اونا هم انقدر فضا داره که میشه باز حسابش کرد نقاط قوت: گیمپلی متفاوت ، شخصیت های جدید ، قابلیت های جدید نقاط ضعف: سخت بودن فنون ، استیج های تقریبا تکراری ، موسیقی و تم های کارتونی نمره ی ما به بازی : 6.5 کاری از شمشیر زن ولگرد
  4. White Night

    مکان Kunpaetku Shrine Ruid از Soul Calibur

    به نام خدا سلام. مقدمه: از TEKKEN و Mortal Kombat مکان میذاریم خوب چرا از Soul Calibur نذاریم؟ چی میشه؟اصلا چیزی میشه؟اصلا هرچی میخواد بشه به من چه؟وجدانا به من چه؟ با من و تو و او و ما و شما و آنها همراه باشید... پیش شرح: موقعیت: کشور ایران(حوالی مشهد) مبارز مربوط: The Giant Astaroth حضور بازی: Soul Calibur III موزیک زمینه: Bred from the Gap ------------------------------------------ توضیحات: Kunpaetku Shrine Ruin (مقبره تخریب شده کانپائتکو) مختص شخصیت آستاروث در سول کالیبر3 می باشد. این مکان کاملا اشتباه طرح ریزی شده و تنها مکانیست که اشتباهی در آن رخ داده.متأسفانه مشکل بزرگی هم هست. بعضی این اشتباه رو هتاکی و بی حرمتی میدونن که کاملا هم حق دارند. نام این مکان با لهجه هندی و ژاپنی تلفظ میشه.آستاروث یک ترکیب از یک غول عرب و هندیه! سلاحش هم مربوط به سرخ پوستان آمریکای شمالیه که به علت بزرگ بودنش تنها خان ها و واکینگ ها میتونستن اونو داشته باشن. در این مکان که مقدس تلقی میشه چندین مجسمه بدحجاب وجود داره که هممون میدونیم ما اون موقع دین زرتشت داشتیم و برهنگی اصلا در دین و سرزمینمون وجود نداشت.بهتره بگیم شرافتمند ترین کشور آن دوره بودیم.(شاید الآن هم باشیم!) آستاروث از روی کله مجسمه ها میپره و سپس با تبرش به حریف به صورت نامردی ضربه وارد میکنه که شاید حریف دفع کنه و شایدم نکنه.این قابلیت تنها در سول کالیبر3 وجود داره. نکات ناچیز: موقعیت این مکان رو Greek یعنی یونان اعلام کردند و واقعا گند زدند با این کارشون! چرا که در بازی سول کالیبر3 در بخش Tales of Blade یا Soul روی نقشه شمال شری ایران رو نشون میده یعنی خراسان. آستاروث هم یونانی معرفی شده ولی تمامی کارهاشو الکی ایرانی جلوه دادند. و البته تمام استیج هاشم همیشه ایرانی/یونانی بوده. نویسنده(منبع): Fighting-Game.ir
  5. به نام خدا سلام.مقدمه: همه ما تاحدودی با Acclius یا Achill آشنایی داریم! بزرگترین مبارز یونانی در تمام تاریخ!حتی از اسپارتاکوس هم بزرگتر!قصد دارم یکم دربارش توضیح بدم! قصد دارم مقصود آشیل رو از مرگش عملی کنم... شناسنامه: نام: Acclius/Achill/آشیل/آکلیوس سن: حدودا 25 ساله اولین حضور: TROY / تروا آخرین حضور: TROY / تروا بازیگر نقش: Brad PITT علاقمندی: Olice،Brisies Troy،شرافت،افتخار،مبارزه و ... تنفرات: Agamemnon،ظلم،از دست دادن عزیزان و ... شغل: فرمانده لشکر غیرسلطنتی اسپارت وضعیت: اسطوره-مهربان و خشن-خوب توضیحات: آشیل مدتها پیش از تولدش توسط پیشگویی در یونان پیشبینی شد. مادرش اعتقاد داشت با فرو کردن تمام بدن آشیل در آب جاودانگی میتونه اونو رویین تن کنه! اما خودش هم میدونست که اون آب جلوی مرگشو نمی گیره!علاوه بر اون مچ پای آشیل با آب تماس نگفت چون که مادرش محکم اونو در دستش گرفته بود و اجازه نفوذ آب بهش نمیداد.اون پیشگو مرگ آشیل رو در بزرگترین جنگ یونان تعریف کرده بود... زندگینامه: TROY جنگ تسالی با مشکلی مواجه شد.برابری در جنگ سربازان.برای همین پادشاه تسالی و پادشاه منفور اسپارت یعنی آگاممنون با هم توافق کردند که مبارزه تن به تن بین برترین مبارزان انجام بشه جنگجوی تسالی زیادی قوی و تنومند به نظر میرسید.آگاممنون علی رغم خواستش آشیل رو صدا کرد اما اون در سپاه نبود.کودکی به عناون پیک به محل اقامت آشیل رفت و شیل با عجله آماده شد. آگاممنون گفت که باید به بدن آشیل بعد از جنگ شلاق زده بشه!آشیل هم که مردی مغرور بود گفت:«پس بهتر است خودت با او بجنگی.»وزیر جنگ اسپارت آشیل را راضی به مبارزه کرد.آشیل بی واهمه پیش رفت و تنها با یک ضربه جنگجوی تنومند تسالی را کشت! پس از این پادشاه تسالی بعد از جویا شدن نام آشیل از اون خواست چوگان فرمانروایی تسالی رو به آگاممنون یعنی پادشاهش بده اما آشیل گفت:«او پادشاه من نیست.»آشیل بعد از اون هرگز به سپاه آگاممنون برنگشت.بعد از مدتی آشیل در حال تمرین با عموزادش یعنی پاتروکولوس بود که صدای اسب های پیک را شنید و نیزه ای به سمت اونا برای اعلام آگاهی از وجودشون پرتاب کرد. تیر به درختی خورد و پادشاه الیس فرمانروای ایتاکا با نیزه پیش آشیل اومد و سعی کرد اونو راضی کنه که در جنگ تروا علیه یونان شرکت کنه.بعد از صحبت های فراوان آشیل احساس دودلی پیدا میکنه و برای همین میره به دنبال مادرش در ساحل. مادرش بلافاصله گفت:«میگویند پادشاه ایتاکا مار را با زبانش از لانه بیرون می کشد.»مادرش براش شرح داد که اگر بمونه صاحب فرزند و خانواده میشه.ولی اگه اونا بمیرن آشیل به فراموشی سپرده میشه. اما اگه به جنگ بره تبدیل به اسطوره خواهد شد...اما دیگه هرگز مادرش اونو نخواهید چون که افتخار برای اون تنها با مرگش بدست میاد.مادرش فاش میکنه اینو از قبل از تولد آشیل میدونسته که این ماجرا براش پیش میاد. آشیل وفادارترین افرادشو جمع میکنه و با کشتی مخصوصش به راه میفته.آشیل سریعتر از همه کشتی ها با افرادش به ساحل نزدیک میشه.همه کشتی ها با دیدن بادبان سیاه میفهمن که اون قهرمان اسپارت یعنی آشیله! آشیل تنها با 50 نفر ساحل تروا رو تسخیر میکنه.اونجا بود که سومین رکوردشو در تمام تاریخ ثبت کرد.رکوردی که هیچ کس توان انجامشو نداشت.آشیل بعد از تصرف ساحل به معبد میره و سر آپولو خدای دروغین تروا رو از تنش جدا میکنه.کاری که حقیقتا درست بود.(البته بی حرمتی هم بود) هکتور و افرادش هم به معبد میرسن.آشیل با دقت و قدرت کامل نیزه ای پرتاب میکنه و به گلوی فرمانده هکتور شراره ای تیز میزنه.هکتور سعی کرد کار اونو تکرار کنه ولی فاصله دور بود و آشیل سریع ! پس خیلی ماهرانه جاخالی داد. هکتور وقتی که به دنبال آشیل وارد معبد شد با حمله غافلگیرانه اسپارت ها مواجه شد پس خودشو به اتاق اصلی معبد رسوند و آشیل رو دید.هکتور که فکر میکرد کشتن راحبان معبد کار آشیله یادآور شد که اونا مسلح نبودن و آشیل هم وانمود کرد که خودش اونا رو کشته و گفت:«آری...بریدن گلوی پیرمردان افتخاری نیست.» -تنها کودکان و ابلهان برای افتخار میجنگند...من برای میهنم میجنگم! بعد سعی کرد آشیل رو بکشه ولی آشیل بهش حمله نکرد و کم کم محاصره شد.آشیل اجازه فرار به هکتور داد. بعد از این در بالای ستون های معبد ایستاد و شمشیرشو به نشانه برتری بالا گرفت و اینطوری بود که ساحل تروا تنها با50 مرد تسخیر شد.بعد از این آشیل به اقامتگاه آگاممنون رفت تا باهاش صحبت کنه.ولی وقتی وارد شد تک تک شاهان سرزمین های فتح شده رو دید که بعد از ذانو مقابل آگاممنون هدیه ای بهش میدن.آگاممنون با دیدن آشیل فرمان خروج به تمام افراد حاضر میده.الیس یواش به آشیل هنگام خروج میگه:«جوانان کشته میشوند و پیران سخن می گویند.هیچ گاه به سیاست اعتنا نکن!» آگاممنون گفت که امروز جنگ بزرگی را پیروز شده و ساحل تروا حالا مال پادشاه تمام یونانه...آشیل هم میگه:«ارزانی خودت...من به دنبال ساحل به اینجا نیامده ام. - برای این آمده که نامت در آینده بماند!شاهان به آشیل تعظیم نمیکنند!شاهان به آشیل هدیه نمیدهند!شاهان به آشیل تبریک نمی گویند!این پیروزی از آن من است. - شاهان از آن کور تر بودند که ببینند این سربازان بودند که پیروز شدند. - سربازها در تاریخ ثبت نمیشوند.تنها شاهان در تاریخ میمانند.پس از فتح تروا فرمان میدم چندین تندیس بسازند و نام آگاممنون رو روی آنها حک کنند.نام تو روی شن ها نوشته خواهد شد...تا دریا بشوید و ببرد. - تند نرو!ابتدا پیروزی را به کف آر! آشیل ی شب صدای ناله زنی رو میشنوه و سریعا به کمکش میره.اون یک راحبه معبد بود.سربازا قصد داشتن نشان داغ روی بازوش بذارن ول اون مقاومت می کرد و در آخر آشیل رسید و خدمت اون(بووووووووووووووقا)رسید. بعد اون دختر که اسمش بریزیس بود رو به چادر خودش برد زخم هاشو ترمیم کرد و بهش غذا داد.و بعد از کلی صحبت گفت:«میخواهم راضی به تو بگویم که الهه ها به تو نگفته اند...آن ها به ما حسادت میکنند چون میرا هستیم.هرگز از اینی که هستی زیباتر نخواهی شد...هرگز گذشته تکرار نمیشود و هرگز دوباره زندگی نخواهی کرد.ما از زندگی لذت بیشتری میبریم چون فانی هستیم...» از اون روز آشیل تا چندین روز کاری در جنگ انجام نداد.سپاه آگاممنون جنگ های پشت سر همی را تجربه میکند.الیس پیشنهاد میدهد پیشنهاد تکرار جنگ اینبار با یاران قدرتمندتری چون آشیل تکرار بشه.پس خودش پیشقدم میشه ولی اینبار موفق به راضی کردن آشیل نمیشه.پاتروکولوس عموزاده آشیل جلو میاد و میگه اگه به خونمون برگردیم این سربازا میمیرن. و ادامه داد:«زمانی که تو در چادرت پنهان شده بودی من با آنها خندیدم و گریستم!»اما آشیل فرمانشو دوباره بلند تر گفت. آشیل شبشو به آرامی و در خواب خوش گذروند.وقتی بیدار شد صدایی شنید...صدای فرماندهش که اونو صدا میکرد.آشیل میاد بیرون و میبینه که اون روی صورتش خون ریخته و شمشیر و زرهش تنشه! پس میفهمه که به جنگ رفته و گفت:«تو از فرمان من سرپیچی کردی...گفته بودم هیچ کدوم از افراد به جنگ نرن.» - می پنداشتیم شما دستور داده اید... - پاتروکولوس کجاست؟پالروکولووووووووووووووس؟ - گمان میکردیم شما هستید...زرهتان را پوشیده بود...کلاه خوردتان،ساق پوشتان... آشیل با یه مشت میندازتش و با خشم میگه کجاست! - هکتور گلویش را برید... آشیل پاشو روی گردنش میذاره و میخواد خفش کنه.اما بریزس میرسه و اونجا گلوی بریزیس رو هم میگیره.اما هردو رو ول میکنه و شمشیرشو بر میداره و توی ساحل قدم میزنه! بعد از قدم زدن جنازه پاتروکولوس رو با احترام کامل میسوزونه!تا صبح اونجا موند و به خاکسترها نگاه میکرد.وقتی روز شد وارد چادرش شد و قبل از اون به فرماندهش گفت که زرهشو براش بیاره. زرهشو پوشید و سوار ارابش شد.قبل از اینکه حرکت کنه بریزیس رسید و با التماس گفت:« نروووووو...صبر کن...هکتور عموزاده من است...مرد خوبیست!خواهش میکنم به جنگ با وی نرو!» اما آشیل حرکت کرد!وقتی به دژ رسید با صدای بلند فریاد زد هکتووووووووووور!هکتور و آشیل با هم حرفایی رد و بدل کردند وبعد مبارزه شروع شد. آشیل تمام حرکات جدیدش را روی هکتور انجام داد. در آخر هم تیغه نیزه ای در شش هکتور فرو کرد...هکتور به سختی نفس میکشید و در آخر آشیل با خنجر مشهورش قلب هکتور رو پاره کرد.خشمش جلوی احترام و خوی مهربانشو گرفت.بعد از اینکه کشتش پاهاشو به ارابه بست و کشان کشان روی زمین به اردوگاه رفت.بعد جسدشو به گوشه ای نزدیک چادرش انداخت.شب هنگام پیرمردی با لباسی کهنه به چادر وارد شد.بعد از چنددقیقه صحبت کردن آشیل رو راضی کرد تا جنازه هکتر رو بهش تحویل بده.اون پریام پادشاه تروا بود. بعد از اینکه خواست بره بریزیس رو هم دید و اونو با اجازه از آشیل برد. آشیل تمام افرادشو به خونه هاشون میفرسته!ولی خودش میمونه تا در جنگ شرکت کنه. یک هدف پوچ سبب وجود هدف واقعی شد.با پنهان شدن در یک مجسمه چوبی که با تخته چوب های کشتی درست شده بود تونست وارد قلعه بشه.اما بجای کشتن سربازان و کارهای دیگر افراد به دنبال بریزیس گشت. در آخر هم دید که بریزیس با آگاممنون درگیر شده و یک خنجر در گردن آگاممنون فرو کرده.سربازهای آگاممنون بریزیس رو گرفتند تا بکشنش که آشیل میرسه و اونو نجات میده.در حالی که آشیل سعی کرد بریزیس رو بلند کنه پاریس شاهزاده جوان و برادرهکتور دچار سوء تفاهم میشه و تیری به پای آشیل پرتاب میکنه. آشیل سعی میکنه نزدیک تر بره تا بتونه از خودش دفاع کنه ولی دیرشده بود و سه تا تیر توی بدنش فرو رفته بود،همه رو از بدنش کشید بیرون.بریزیس با ناراحتی وایساد تا شاید شیل نجات پیدا کنه.پاریس هم گفت که باید سریعا از اونجا دور بشن برای همین هردو رفتند.وقتی که سربازان رسیدند آشیل با یک تیر توی پاش روی زمین دراز کشیده بود... ویدئوهای مربوطه: نبرد هکتور و آشیل به صورت غم انگیز(دوریمه...) فتح ساحل تروا(آیم او...) موزیک فیلم تروا سکانس برتر فیلم تروا از دید تماشاچیان(نبرد هکتور و آشیل) نقل از: خاطرات پادشاه محبوب یونان،الیس! منبع: Fighting-Game.ir
  6. به نام خدا سلام. مقدمه: یه سوال مردونه دارم؟حقیقتا کسی رو میشناسین که فیلم دزدان دریایی کارائیب رو ندیده باشه؟ یا کاپیتان باربوسا،ادوارد ریش سیاه،دیوی جونز عاشق یا مبارزان قوی این چون ویلیم ترنر،دریادار نورینگتون و الیزابت سوان رو نشناسه؟...خوب از همه این شخصیت ها مهم تر یک نفره...کاپیتان جک اسپارو!که علاوه بر اینکه بی عرضست بسیار زیرکه! (بی عرضه بی عرضه هم که نه!) شناسنامه: نام: Jack Sparrow / جک اسپارو ملیت: از همه جا الا جایی که خودش بگه سن: Unknown / نامعلوم سبک مبارزه: Pirates Blade / تیغه دزدان دریایی سلاح اصلی: تاپانچه و شمشیر اولین حضور: Pirates of Caribbean 1 آخرین حضور: Pirates of Caribbean 5 علاقمندی: پول و ثروت،دریانوردی،غارت،قدرت و ... تنفرات: کلک خوردن،تهدید،کمپانی هند شرقی،دزدا دریایی دیگه و ... بازیگر نقش: Johnney Depp / جانی دپ شغل: Pirate of the Caribbean / دزد دریایی کارائیب ریزتوضیح: کاپیتان جک اسپارو ناخدا و عاشق کشتی مروارید سیاه که این مقامو با چاپلوسی بدست آورد. باحال ترین نقشی که تا به حال فیلم های دزدان دریایی به خودش دیده که در دزدان دریایی کارائیب 1،2،3،4 به آن پی برد. بازیگر این نقش یعنی جانی دپ در حال اجرای پروژه دزدان دریایی کارائیب پنجه!البته اینطور که بوش میاد این فیلم بیرون داده شده.اما چه فایده؟ نه محتوا و نه داستان و ... زندگینامه: The Curse Of Black Peare: جک اسپارو پس از یک شورش در کشتی محبوبش کنار گذاشته میشه و در جزیره ای بدون آب و غذا و تنها با یه تپانچه تک تیر رهاش میکنن. اونم با کلک از اونجا فرار میکنه و با قایقی کوچک حرکت میکنه تا به شهر میرسه.اونجا برای پس گرفتن مروارید نقشه ای میکشه. در وحله اول یه کشتی تندرو و قوی لازمه...اینترسمپل!بعدش خدمه...تا دلت بخواد تو تورتوگا گیر میاد. پس پیشقدم میشه وقتی مشغول انجام دزدیش بود دختر فرماندار شهر میفته دریا و جک میره نجاتش میده...الیزابت سوان. دریادار نورینگتون که عاشق الیزابت بود در ابتدا قبول میکنه کاری با جک نداشته باشه ولی بهش عمل نمی کنه و فرمان دستگیریشو میده. اما ج باهوش تر از این حرفاست اول با گروگانگیری بعدم ا جنگولک بازی موفق میشه فرار کنه و وارد کارگاه آهنگری میشه. اونجا با فردی به اسم ویلیام مبارزه میکنه و در آخر مربی ویلیام یه شیشه میشکونه تو کله جک بدبخت و نورینگتون اونو به زندان میبره. دزدان دریایی کارائیب به نیروی نورینگتون حمله میکنه و همه رو میکشن.و اونجا الیزابت رو هم میدزدن اونم به جای ویلیام. روز بعد ویلیام که میبینه کسی کمکش نمیکنه با کمک جک حمله رو شروع میکنه و جک رو فراری میده. جک هم با زیرکی و کمک ویلیام به هدف خودش فکر میکنه ...مروارید سیاه! بعد از یه سری ماجرا ویلیام میفهمه که اونا به دنبال اون بودن نه الیزابت.ویلیام که به جک خیانت کرده بود و حالا جک تنها در مروارید سیاه و کنار کاپیتان باربوسا بود،دقیقا زمانی که مروارید سیاه با کشتی اینترسمپل که جک و ویلیام دزدیده بودن و الآن دست ویلیامه. در آخر با حقه ای جالب از ویلیام و جک توجه افراد باربوسا به کشتی انگلیسیا جلب شده و در زمانی مناسب جک و ویلام به باربوسا و تعداد کمی که در اطراف داشت حمله کرده و اونها رو می کشن.وقتی که موقع اعدام جک اسپارو رسید ویلیام جونشو نجات میده و اون فرار میکنه... Dead Man Chest: At World End: فردا The Stronger Tides: فردا Dead Men tell No Tale: فردا نقل از: Pirates of the Caribbean منبع: Fighting-Game.ir
  7. به نام خدا سلام. مقدمه: شخصیت های بالیوودی در نقش های متعددی بازی میکنن و طرفدار جذب میکنن ولی نقششون بی ارزش شناخته میشه.چرا؟ چرا؟...معلومه!چون که بیننده محو نقش بازیگر نمیشه و محو اون بازیگر میشه.امروز میخوام با یک فیلم زیبا با نقش و بازیگران جالب حرف بزنم. از شخصیت مشهور داستان پسر سردار شروع می کنم...جناب...آقای...جاس...وین...� �ار...سینگ! شناسنامه: نام کامل: Juss(Justin) Vindar Sing Randava / جاس(جاستین) وین دار سینگ رانداوا کنیه: Jessie / جسی ملیت: India / هند سن: یادم نیست! سبک مبارزه: Indian Sardar style / سبک سردار هندی سلاح: None / ندارد اولین حضور: Son of Sardar / پسر سردار آخرین حضور: Son of Sardar / پسر سردار بازیگر نقش: Ajay Davegun / آجی دبگان علاقمندی: خانواده سانتو،خنده و ... تنفرات: غم همسرش،توهین به سردا و ... شغل: بیکار(خیابونا رو متر میکنه) ریز توضیح: جاستین با نام شناسنامه ای جاس وین دار سینگ رانداوا همراه با مادر خود در سن کودکی به انگلستان رفت. جاستین اونجا بزرگ میشه و مشهور میشه به سردار جسی!جسی در اون سالها با بوتان که یک جوون هندی بود دوست میشه و در ماجراهای مختلف کنار هم بودن. روزی نامه ای به دست جسی میرسه که نوشته شده یه تیکه زمین از پدرش بهش رسیده! پدر بوتان که یک کلوب دار بود داستان نبرد خاندان رانداوا بر علیه خاندان سانتو رو برای جسی تعریف میکنه. جسی هم که میخواد نشون بده از هیچی نمیترسه سوار قاری میشه و میاد به بمبئی! بعد از اون دختری رو توی ایستگاه میبینه که یک دل نه هزار و یک دل عاشقش میشه(تا بدیدش عقل و هوشش باد...غربت و دل تنگیش از یاد بد) زندگینمامه: جسی که عاشق اون دختر میشه منتظر میمونه تا اون دختره سوار بشه اما قار حرکت میکنه و دختره به دنبالش میدوه. سردار جسی هم میره سراغ در و دست دختره رو میگره تا بکشونتش بالا که حس عاشقونش کر دستش میده و از قطار میفته پایین. بعدش هم قطار می ایسته و جاستین هم سوار میشه.بعدش هم دختره روی صندلی جسی میشنه و جسی هم جلو نمیره. دختره گیر داد به یه مرد کنار جسی و جسی یه کشیده خوابوند در گوش مرده و دختره خندید. جسی اینوری اولین قدم برای ابراز علاقه به دختره رو برداشت.بعد هم ه بهونه اینکه صدای دختر رو نمیشنوه اومد کنارش نشست. اونا از هم سوال میکردن و با هم حرف میزدن.دختره هم لحظه به لحظه اون لحظات رو(چه شعری شد) با دوربینش ثبت کرد. بعد از اون دختره میره و خانوادش میان دنبالش و اون میره.جسی هم که دختره رو نمیبینه به راهش ادامه میده. در میانه راه تصمیم میگره به معبد قدیمی پنجاب بره تا دعاشو به جا بیاره. از پیرمردهای اون محل میپرسه معبد قدیمی و دفتر اسناد شهر کجاست.و اونا هم جواب های چرندی بهش میدن. ولی میفهمه که برای تحویل گرفتن زمین باید پیش ویرو بره.اتفاقا یک نفر هردو جا رو بلده و میاد جسی رو به اونجاها ببره. میون راه پسره ازش میپرسه:اسمت چیه؟» « _ جسی.اسم تو چیه؟» «تونی...تاحالا اینورا ندیمدت اومدی اینجا برای چی؟» «_ پدرم برام یه زمین به ارث گذاشته،راستش اومدم کلک یه چیزیو بکنم.»«_ خوب اسم پدرت چیه؟» «رانداوا.»پسره وایمسته و میگه:«هارجیت سینگ رانداوا» وقتی میفهمه عصبی میشه چون تونی یکی از برادران خانواده سانتوئه. میخواد کلکشو بکنه اما گلوله نداره.یه جایی توی یه روستا نزدیک معبد قدیمی وایمسته و سعی میکنه چیزی پیدا کنه تا جسی رو بکشه. وقتی برگشت جسی اونجا نبود.دنبالش میکنه و داغون میشه و دیگه توان دنبال کردنشو نداشت.جسی به معبد قدیمی رسید. وقتی داشت برای ادای دعاش نارگیل رو شق میکرد نارگیل به کله مرد قد بلندی میخوره. دختر توی قطار میاد و جسی هم دستشو میکنه تو جیب و یه چیزی به دختره میده...همون دوربین دخترک. جسی میگه دنبال ویرو میگرده و بهش میگن که ویرو همون مرده که نارگیل خود تو کلش.ویرو ازش میپرسه واسه چی اومده و اونم جواب میده. بعد میپرسه اسم پدرت چیه که گوشیش زنگ میزنه.تونی بود.ناواضح حرف میزد و بیچاره حرفشو قبول نکردن و فکر کردن ذهر ماری کوفت کرده. پس از یه سری ماجرا دختره هم به جسی علاقمند میشه.دختره مجبور به ازدواج با جوانی میشه که عین برادرش بود...ویکی! بعد از اون افراد سانتو جمع میشن تا حساب جسی رو برسن که همه شل و پل میشن چون یه سردار با 100000 نفر برابری میکنه. آخرم دختره از مراسم بیرون میاد تا به جسی کمک کنه.ویرو ملع میشه و به شهر میاد تا جسی رو بکشه. جسی هم با قدرت باهاش مقابله می کنه و هردو در اواخر دعوا میفتن توی خونه سانتوها.و چون مهمون حبیب خداست دیگه نتونستن ادامه بدن. اما در آخر با یه سری حرف های قشنگ ویرو هم بی خیال جون جسی میشه. جالبه بدونین یک هفته جسی در خونه سانتو ها بود و به خاطر رسم حبیب خدا هیچ آسیبی ندید. نکات بی اهمیت: ویرو دو برادر به نام های تونی و بابی داره. این سه برادر قسم یاد کردند تا وقتی آخرین نفر از نسل رانداوا رو نکشن... 1.ویرو ازدواج نخواهد کرد. 2.بابی بستنی لب نمیزنه. 3.تونی نوشیدنی طبیعی و خنک نمی نوشه. اما بعد از صلح پیمان ها شکسته شد. و یه چیز دیگه اینکه هارجیت سینگ رانداوا پدر ویرو رو کشته و پدر ویرو هم قبل از مرگ هارجیت رو کشته. نقل از: Son of Sardar! منبع: Fighting-Game.ir
  8. به نام خدا سلام. مقدمه: اولین و آخرین اسطوره چینی که در ذهن جنگجویان قدیمی نقش میبست شخصی قدر و قدرتمند به اسم گوان یو بود. اما آیا ما هم ایشونو به درستی میشناسیم.من از بیوگرافی اون در فیلم شمشیرزن گمشده شروع میکنم... شناسنامه: نام کامل: Guan Yu Chang / گوان یو چانگ ملیت: China / چین سن: Unknown / نامشخص سبک مبارزه: Yari Style / سبک نیزه سلاح اصلی: Guan Dao / گوان دائو اولین حضور سینمایی: Three Kingdom Cartoon / کارتون سه امپراتوری آخرین حضور سینمایی: The lost blademan / فیلم شمشیرزن گمشده بازیگران نقش: Donnie Yen / دانی ین علاقمندی: Shu team , Cao Ming & ... / گروه اژدهای سبز،سائو مینگ و ... تنفرات: All team of enemy,Injustice & ... / همه گروه های دشمنان،بی عدالتی و ... شغل: War general / جنرال جنگ ریزتوضیح: جنرال یوچانگ،فرمانده ارشد گروه Shu(اژدهای سبز) که از فرماندهان لرد Liu Bei بودند،می باشد.لیوبی با دوتن از فرماندهان خود پیمان برادری بست و با هردو برادر قسم خورده شد ...ژانگ فی و گوان یو! این سه نفر تبدیل به نماد اولیه Koei ملقب به سه برادر شدند.گوان یو که فردی شریف بود شعاری پاینده داشت:«گوان یو چانگ هرگز بی گناهان رو نمی کشه.» زندگینامه: سه برادر _ شمشیرزن گمشده گاریچی ای در شهر هودونگ که یتیم بزرگ شده و اسمش گوان یو چانگه! در سن بیست سالگی به منطقه ی از هودونگ نقل مکان میکنه و با دختری زیبا آشنا میشه.اون یه دل نه صددل عاشق اون دختره میشه!روزی متوجه میشه که سربازان قصد بدی نسبت به اون دختر دارن (گوان یو همون قیصر چینیه ها!) و شبانه وارد خونه دختره میشن.گوان و هم که سرعتی بی نظیر داشت همه رو کمتر از ده ثانیه می کشه.اما یک مرد کست در حال کوفت کردن ذهرماری اونو میبینه و گوان یو هم که دلش نمیخواست ناحق به زندون بره از شهر فرار میکنه.اینجور بود که گوان یو اولین قتل زندگیشو انجام داد.در راه فرار در مسیر جنگی Cao Cao Ming و Yuan shao قرار میگیره و اونجا برای اولین بار لیوبی رو میبینه.گوان یو که در نوجوانی فنون رزمی رو خوب تعلیم دیده بود فرمانده لشکر شرقی لیوبی میشه و اونجا تمام فرماندهان شرقی یوان شائو رو میکشه.بعد از اون یوان شائو که میبینه چاره ای نداره عقب نشینی می کنه. زمانی که برای جشن به هودونگ بر میگردن گوان یو متوجه مسئله ای میشه...لیوبی برادر همون دختریه که دوستش داره.گوان یو برای حفظ برادریش با لیوبی و اینکه میدونست خیلی از طبقه پاینیه از اون دختره فاصله میگیره! چندوقت بعد درست وقتی که خونه خانواده لیوبی آتشزوزی میشه جنگ شروع میشه و یوان شائو لشکریانش رو آماده نبرد میکنه. اینبار افراد لیوبی آماده نبودن برای همین Cao Cao فرمانده جنگ میشه و گوان و هم وارد میدون نمیشه و مشغول درمان افرادش میشه...اما جنگ تلخ تر از این حرفاست و دروازه هودونگ هم در حال گشایش به روی یوان شائوئه! برای همین سائو سائو،گوان یو رو تشویق به مبارزه میکنه و گوان یو هم دوباره به میدون میره و تنها با سی نفر تمام لشکر مهاجم رو شکست میده و آخر هم سر فرمانده یوان شائو رو از تنش جدا میکنه. امپراتور ضعیف و جوان تصمیم میگیره از گوان یو تقدیر کنه.ولی گوان یو قبول نمیکنه و دلش نمیخواد که هرگز جز مقامات بشه.بعد از نپذیرفتن این سمت تصمیم میگیره خواهر لیو رو ببره پیشش پس آماده میشه.سائو سائو که نمیخواد یک ببر رو در جنگل رها کنه سعی در منصرف کردن اون میکنه اما موفق نمیشه و برای همین به افرادش دستور میده بذارن که اون بره.اما افرادش در کشور پخش میکنن که گوان یو یک خیانت کاره و باید اعدام بشه و این خبر به امپراتور هم میرسه و حکم اعدام گوان یو رو صادر میکنه. در این سفر با مشکلات زیادی روبرو میشه و در آخر سعی می کنه که با کمک افراد قدیمیش از پایتخت فرار کنه و به لیوبی بپیونده.اما افرادش بهش خیانت میکنن و یک سم مهلک وارد بدن گوان میشه. گوان هم تمام اون افراد رو میکشه.بعد از اون وقتی بیدار میشه اولین کسی که بالای سرش میبینه خواهر لیو بود و اینطوری بود که اون هم عاشق گوان میشه. بعد از یک سری اتفاق افراد امپراتور در جنگل جمع میشن و به قصد کشت گوان یو اشتباها خواهر لیو رو با تیر میزنن.گوان هم خشمگین میشه و با سرعتی به شدت همه اونا رو لت پار میکنه.در آخر سراغ امپراتور میره تا اونو بکشه که سائو سائو جلشو میگیره. گوان یو بعد از اون متوجه میشه دختره زندست و معالجش میکنه.بعد از اون گوان یه منطقه در نزدیکی هودونگ رو تبدیل به منطقه خودش میکنه و اونجا اردوگاه میزنه که پس از چندسال با گروه شو ادغام میشه و دوباره سه برادر حمع میشن.روزی گوان یو به قصد تفریح با پسرش به جنگل میره تا شکار کنه که پیکی به دستش میرسه که باید به جنگی بره و اونجا بود که غافلگیر میشه و افراد Sun Quan اونو دستگیر میکنن.سون کوان دستور میده سرشو از تنش جدا کنن و برای سائوسائو بفرستن تا لیوبی فکر کنه کار اون بوده.سائو سائو با دیدن سر بدون تن گوان یو بسیار ناراحت میشه و اون که حس برادر بهش داد تصمیم میگیره انتقامشو از دو امپراطوری SHU و WU بگیره و به جنگ با هردو میپردازه.(دیونست دیگه) نقل از: سری های کارتون و فیلم کوئی منبع: Fighting-Game.ir در آینده تاپیک رو بهتر از اینی که هست میکنم.
  9. به نام خدا سلام. برنامه سیستم کد ایرانی تمام رموز سیم کارت های رایتل،ایرانسل،همراه اول و همچنین کدهای سیستم عامل اندروید را دارد. این برنامه با نام سیستم کد در سایرکشورها شناخته میشود و تا چند مه پیش به ایرانی تبدیل نشده بود. نام ایرانی این محصول همه کدهاست و کدهای عجیبی همراه خود دارد.اما نام این محصول اشتباها Secret mobile code گذاشته شده. (باور کنین برنامه خوبیه...هرچند که زیاد مشهور نیست ولی خوب کار میکنه!) نام فایل : Secret mobile code لینک دانلود : کلیک کنید منبع و پسورد فایل: SpecialBuy.ir
  10. به نام خدا سلام. مقدمه: بازی های قدیمی Playsation.2 هنوز داستان هایی چون خوزستان در حال فروشه اما هنوز هم راز و رمزهای زیادی فاش نشدن. این تاپیک یکی از اون رازهاست که در ایران نوشته نشده چون دیگه کمتر کسی به PS2 توجه میکنه. از جله افرادی که هنوز PS2 بازی میکنن خود منم! رمزها: ابتدا به Ember Islands برین و سپس بعد از ورود به ساحل به در سمت چپ نزدیک تور والیبال برین. سپس روی قسمت cheat code کلیک کنید و این رمز ها رو وارد کنین... [TABLE=class: grid, width: 500, align: center] [TR] [TD=align: center]رموز کاربردی[/TD] [TD=align: center]عملکرد کد کاربردی[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]52993833[/TD] [TD=align: center]آزاد شدن تمام مراحل بازی[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]27858343[/TD] [TD=align: center]آزاد شدن تمام تصاویر در Concept Art[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]34737253[/TD] [TD=align: center]آزاد شدن تمام Item های Shop[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]66639224[/TD] [TD=align: center]سکه های نامحدود[/TD] [/TR] [/TABLE] نقل از: GameFaQS.com منبع: Fighting-Game.ir
  11. به نام خدا سلام. ----------------------------------------------------------------------------------------------- یک صحنه از "بتمن و سوپرمن: طلوع عدالت" حذف شده. بنظر می رسدکه این صحنه مرتبط به دو شخصیت Lex Luthor دشمن قدیمی سوپرمن و شخصیت بتمن است. در این صحنه لکس درمورد داستان و تاریخچه کریپتونیت صحبت میکنه و در اون چیزهایی مرتبط با سقوط کریپتونین ها میبینیم و همچنین خییزش مردپولادین کرپیتونی یعنی سوپرمن. به احتمال زیاد تقابل دنیاها در این فیلم رخ خواهد داد.آیا ممکن است که شخصیت Darkseid از دنیایی دیگر وارد فیلم شود؟ ویدئو لحظاتی بعد افزوده خواهد شد... ------------------------------------------------------------------------------------------------ منبع: Fighting-game.ir
  12. به نام خدا سلام. مقدمه: سالهاست که قرن بیستم کمپانی فاکس با عرضه انیمیشن و فیل های پرفروش توجه رقبای خود را جلب کرده. یکی از موثرترین و پربیننده ترین اثر این کمپانی عصر یخبندان است که از سری اول تا چهارم فروش کم نظیری را داشته. پس از مدتها کمپانی فاکس در مقاله ای اظهار کرد ... خبر: کمپانی فاکس که در مقاله ای اعلام کرده بود پروژه ساخت Ice Age 5 در خفا در حال کار بوده... پس از مدتها تاریخ اکران آن نیز آشکار شد.Ice Age 5 چون تنها یک انیمیشن است صد در صد باید در رقابت با فیلم های سینمایی بپرهیزد تا فروش همچنان خوبی رقم بزند. به همین دلیل تاریخ ابتدایی این انیمیشن از 15 جولای به 22 جولای تغییر یافت تا در مقابل فیلم Ghost Bosters از کمپانی سونی قرار نگیرد. اما آیا این تاریخ نیز متغیر است یا پرجا؟این سوال به دلیل این است که این تاریخ نیز تقریبا همان تاریخ اکران فیلم King Arthur برابر است. به همن دلیل از این تاپیک غافل نشین طرفداران انیمیشنی! بردران وارنر که برای ساخت این فیلم بسیار زحمت کشیده اند میتوانند با قرار دادن این فیلم مقابل یک انیمیشن نگاه مردم را به خود جلب کند. تاریخ اکران این انیمیشن 22/July/2016 است. صداگذاران باحال این مجموعه هنوز هم مثل قبلن ولی اینبار دیگو هم با همسرش حضور پیدا میکنه و مندی هم با بچش که بزرگ شده دیگه. میمونه سید که یه فکری شاید در این قسمت به حالش بشه. نقل از: FirstShowing.netمنبع: Fighting-game.ir
  13. به نام خدا سلام. مقدمه: بازی های قدیمی Playsation.2 هنوز داستان هایی چون خوزستان در حال فروشه اما هنوز هم راز و رمزهای زیادی فاش نشدن. این تاپیک یکی از اون رازهاست که در ایران نوشته نشده چون دیگه کمتر کسی به PS2 توجه میکنه. از جله افرادی که هنوز PS2 بازی میکنن خود منم! رمزها: ابتدا به Ember Islands برین و سپس بعد از ورود به ساحل به در سمت چپ نزدیک تور والیبال برین. سپس روی قسمت cheat code کلیک کنید و این رمز ها رو وارد کنین... [TABLE=class: grid, width: 500, align: center] [TR] [TD=align: center]رموز کاربردی[/TD] [TD=align: center]عملکرد کد کاربردی[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]52993833[/TD] [TD=align: center]آزاد شدن تمام مراحل بازی[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]27858343[/TD] [TD=align: center]آزاد شدن تمام تصاویر در Concept Art[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]34737253[/TD] [TD=align: center]آزاد شدن تمام Item های Shop[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]66639224[/TD] [TD=align: center]سکه های نامحدود[/TD] [/TR] [/TABLE] نقل از: GameFaQS.com منبع: Fighting-Game.ir
  14. RedDragon

    دانلود شخصیت Death Stroke برای بازی GTA:sanandreas

    به نام خدا اسکینی باحال برای بازی جی تی ای پیدا کردم اسکین" دد استروک" از دی سی فقط خودم استفادش نکردم که ببینم کار میکنه یا نه ولی برای شما قرار میدم. حجم فایل: 1,595 KB لینک دانلود رمز فایل: specialbuy.ir (به یاد SB:77:) منبع: rasagame.ir
  15. به نام خدا سلام. مقدمه: در تاپیک قبلی یا شایدم بعدی(چون تاپیکا رو میخوام همزمان بزنم!)گفتم یا میگم که وقتی از یه بازی خوشم بیاد درموردش چیز زیاد میخونم تا چیز زیاد بدونم!از این رو همیشه دلم میخواد یکم این حسو تو ل بقیه هم ایجاد کنم البته اگر بخوان! با ما همراه باشید... داستان: ...Siegfried موفق شده بود روح شیطانی و سابقشو یعنی Azure Knight Nightmare رو شکست بده. تصمیم گرفت تا Soul Edge شمشیر شیطانی و خطرناک نایتمر رو هم بکشه چون عقیده داشت که با فرو کردن شمشیر Soul Calibur در چشم موجود در شمشیر سول ادج میتونه اونو نابود کنه.اما متأسفانه موجب پیشرفت قدرتش شد.پس از فرو کرد شمشیر هردو شمشیر با هم هرازچندگاهی ادغام میشدند یعنی زمانی که به هم نزدیک بودند. اما هنوز هم روح و ژن کثیف نایتمر در وجود سیگفرید جریان پیدا میکرد.سیگفرید اینو زمانی متوجه شد که با شمشیر پهن و شخصی خودش در حال جهانگردی و وسط یک جنگل بود؛چرا که دستش مثل دست راست نایتمر وحشتناک شده بود و بعد به حالت اولش برگشت. نایتمر در گوشه ای دیگر از جهان هنوز زندست و داره با سپاهیانی از شوالیه ها مارزه می کنه. در این بین یک سیاپوست با لباس حشاشیون به نام Zasalamel مبارزه اونو نگاه میکنه و میفهمه به علت شمشیری که در دست داره این قدرت رو تصرف کرده.زاسالامل منتظر میمونه تا نیتمر خسته بشهتا باهاش نبرد کنه و شمشیرشو تصاحب کنه. اما نایتمر به صورت ناگهانی انرژی عظیمی رو از سول ادج ساتع می کنه.زاسالامل در اثر این نیرو خوی شیانیشو بیدار میکنه و حالا نبرد جدیدی در راهه.سیگفرید که قبلا امتحان کرده و فهمیده بود که ترکیب سول ادج و سول کالیبر نیروی خنسی ای داره و بی خطره تصمیم گرفت بار دیگر سول کالیبر و سول ادج رو با هم ترکیب کنه و البته تا حدودی موفق شد. حالا باید با دشمن جدیدی بجنگه...Abyss خوی شیطانی زاسالامل! حالا وقت نبرد استقامته... نویسند(منبع): Fighting-Game.ir
  16. به نام خدا سلام. مقدمه: گفتم اینو هم بذارم تا شاید کسی راحت تر بتونه به بازیش با Soul Calibur 3 برسه. اینا برای PS2 تست شدن ولی اگر از جایی مثل خارج هستین و با آرکید یا کمپیوتر دارید بازی میکنید من نمیدونم کار میکنه یا نه! با سه نفر همراه باشید:«من،خودم و شخص خودم!» روش: اونهایی که ستاره دارن زیر جدول نکتشونو گفتم. [TABLE=class: grid, width: 500, align: center] [TR] [TD=align: center]نام شخصیت[/TD] [TD=align: center]نحوه آزادکردن[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]Abyss*[/TD] [TD=align: center]در Tales of Souls شکستش بدین یا 725 بار بازی کنین[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]Cervantes[/TD] [TD=align: center]در Tales of Souls شکستش بدین یا 625 بار بازی کنین[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]Lizardman[/TD] [TD=align: center]در Tales of Souls شکستش بدین یا 675 بار بازی کنین[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]Night Terror*[/TD] [TD=align: center]در نسخه Playstation2 قابل بازی نیست[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]Olcaden*[/TD] [TD=align: center]در Tales of Souls شکستش بدین یا 575 بار بازی کنین[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]Rock[/TD] [TD=align: center]در Tales of Souls شکستش بدین یا 475 بار بازی کنین[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]Sophitia[/TD] [TD=align: center]در Tales of Souls شکستش بدین یا 525 بار بازی کنین[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]Yoshimitsu[/TD] [TD=align: center]در Tales of Souls شکستش بدین یا 425 بار بازی کنین[/TD] [/TR] [/TABLE] نکات: Abyss = باید تمام شخصیت های رو آزاد کنید برای همین بالاترین شمار برد رو بهتون گفته. Night Terror = این شخصیت هم مثل آبیس آزاد میشه ولی برای دستگاه آرکید فقط قابل بازیه. Olcaden = این شخصیت نقل های زیادی داره و راه بهتری هم هست که من در خاطر ندارم.درضمن در کمتر tales of soulsـی هست که اولکادن حضور داشته باشه. تاپیک: برای اینکه تاپیکو گسترش بدم ممکنه روش آزاد کردن شخصیت ها به صورت کامل در Tales of Souls رو بگم. ولی این کار وقت میخوادکه من زیاد ندارم. نویسنده(منبع): Fighting-game.ir
  17. White Night

    داستان بازی تیکن3

    به نام خدا سلام. قبل از TEKKEN3: Jin Mishima نام پسری زیرک و با استعداد و از این هم مهم تر فرزند Kazuya Mishimaـست! Jun همسر Kazuya و مادر Jin زندگی خودش رو در کوهستانی دور از شهر همراه با فرزندش ادامه میداد. نیروهای TEKKEN Force زیر نظارت Heihachi Mishima به دنبال موجودی شیطانی به نام Ogre به معبدی دورافتاده واقع در ژاپن میرن.دلیل این دنباله گرفتن هم میل هیهاچی میشیما به پیوند زدن نیروی شیطانی به DNA خودش بود! اما وقتی TEKKEN Force به معبد میرسه اوگر رو نمیبینه!هیهاچی بسیار هولناک به خانه خودش در هیروشیما میره!و اونجا با پسر کوچکی به اسم جین کازاما روبرو میشه!پسری که ادعا می کرد فرزند کازویاست ولی نام خانوادگیش مال مادرش بوده! اینجور که جین تعریف کرده با مادرش در کلبه بودن که ناگهان در بارون شدید صدای مهیبی اومد.یک مرتبه موجودی ترسناک وارد کلبه میشه.جون به جین میگه فرار کنه و پیش پدربزرگش در منقه هیروشیما بره اما جین با ترس به اوگر حمله میکنه و اوگر با یه ضربه محکم اونو پرتاب میکنه و جین بیهوش روی زمین میفته.وقتی که بیدار شد مادرش رو ندید و کلبه هم ویران شده بود. جین تنها 15 سال داشت! داستان TEKKEN3: جین حدود سه ساله که سبک خانوادگی کاراته میشیما رو توسط هیهاچی آموخته و سخت تمرین کرده! اینجور که مدیران Katsuhiro Harada گفتن هیهاچی دلش به حال جین سوخته و اونو راه داده! اما هیهاچی میفهمه که نشانی که روی بازوی جین قرار داره یک نیروی شیطانی برای اون به ارمغان آورده!پس امید داشت که بتونه اوگر رو در مسابقات شکست بده و پس اون نیروی شیطانی اوگر به هیهاچی برسه! اما چیزی که هیهاچی بیش از اون بهش اهمیت میداد بالا بردن اعتبار شرکتش بود. هیهاچی که احساس می کرد جین برای نبرد آمادست مشعل تورنمنت سوم رو هم روشن کرد. اوگر که برای بار دوم نیروی جذاب جین کازاما رو احساس کرده بود به تورنمنت اومد.Paul Phoenix هم که مبارزی بی بدیل بود و دیگه حریفی در جهان نداشت به تورنمنت اومد.هیهاچی هم شخصا در مبارزه شرکت کرد اما مبارزات زیادی انجام نمیداد. جین و پاول تک تک رقیبان خود را شکست می دادند اما پاول سریه تر به اوگر رسید.با ضربه مرگبارش تونست اوگر رو شکست بده و برنده تورنمنت سوم بشه.پس از یک مصاحبه کوتاه وسایلشو جمع کرد و به آمریکا برگشت تا تمریناتش کامل کنه! غافل از اینکه اون اوگر حقیقی نبوده True Ogre پس از اینکه پاول وارد هواپیماش شد به جین اعلام جنگ کرد.تمام صحنه های غم انگیز از جلوی چشمان جین رد میشد با تمام قدرت مارزه کرد.درحین مبارزه هیهاچی دید که جین تنها با سبک میشیما نمی جنگه بلکه سبک کازاما رو هم بلده!هیهاچی میبینه که یه رقیب برای خودش پرورش داده.مبارزه به اتمام میرسه!اوگر درب و داغون و بی جون روی زمین افتاده و جین هم نفس نفس میزنه!جین می خواست سرشو به عقب برگردونه که یک تیر درست وسط پیشونیش شلیک میشه! هیهاچی و تیکن فورس از اونجا دور میشن چون که کارشونو انجام داده بودن اما جین بلند میشه و بال های عظیمش رو باز می کنه!تمام تیکن فورس نابود میشه و جین هم هیهاچی رو بلند می کنه اما در کمال تعجب اونو نمی کشه و روی صخره ای ولش می کنه(بازم گلی به کمال و جمال تو) مدرک: تمام مراجع تیکن منبع: Fighting-Game.ir
  18. White Night

    داستان تیکن4

    به نام خدا سلام. قبل از TEKKEN4: Jin در یک باشگاه سرد و تاریک در حال تمرینه! هیچ کس خبر نداره که اون در استرالیاست!حتی گروه TEKKEN Force! Heihachi Mishima که از یافتن جین ناامید میشه به شرکت G حمله میکنه تا از راه دیگری نیروی شیطانی رو بدست بیاره!شرکت G جسد سالم Kazuya رو پیدا کرده بودند و هیهاچی هم این خبر رو شنیده بود.هیهاچی نیروهای زیادی رو میفرسته تا اونو بگیرن و به آزمایشگاهش بیارن.اما با یک مبارز قوی روبرو میشن.بله ... اون خود کازویا بود که با کمک شرکت G احیا شده بود. هیهاچی بهت زده و نگران به مانیتور خیره میشه...کازویا تک تک سربازان TEKKEN Force رو می کشه! هیهاچی تصمیم میگیره جوهر مسابقات The King of Iron Fist Tournoment رو زنده کنه پس ناقوس تیکن دوباره نواخته میشه! جین هم برای گرفتن انتقام و دیدن پدرش به مسابقات وارد میشه! داستان TEKKEN5: جین کازاما زودتر از کازویا با هیهاچی روبه رو میشه ولی قبل از اینکه بخواد به مبارزه با هیهاچی بپردازه هیهاچی سربازان میشیما زایباتسو رو خبر می کنه جین دلیرانه در مقابل تمام اونا وایساد ولی وقتی می خواست به دنبال هیهاچی بره سربازان با هم تیرهای بیهوشی رو بهش شلیک کردند و اون از هوش رفت و بدین ترتیب از هیهاچی و میشمازایباتسو شکست میخوره هیهاچی هم اونو قل و زنجیر میکنه و منتظر کازویا میمونه.بعداز اینکه با کازویا روبه رو میشه اونوهم شکست میده(توی بیوگرافی هاشون گفتم چطور شکست خورد) و بهش پیشنهاد میده که با هم کار کنن و خبر پسرش رو هم بهش میده. کازویا که دیوانه وار دنبال قدرت میگشت و میخواست قدرت شیطانی جین رو مال خودش بکنه تنهایی سراغش رفت اما جین قبل از هر اقدامی ازسوی کازویا به هوش اومد و نه تنها خودش رو ازاد کرد بلکه کازویا رو هم در اولین مبارزه با پدرش شکست داد.بلافاصله بعد از کازویا هیهاچی میرسه و جین اینبار شکستش رو تلافی میکنه به دویل جین تبدیل میشه تا هردوی اونها رو بکشه اما برای یک لحظه مادرش جون کازما رو میبینه که داره بهش نگاه میکنه.چشماشو به هم میزنه و میبینه که هیچ کس اونجا نیست به جز یک مجسمه بودای مقدی!اما بخاطر مادرش هیهاچی و کازویا رو رها میکنه و اونجا رو ترک میکنه. (جهت اطلاعات دقیق تر بیوگرافی این سه شخص رو بخونین) مدرک:تمام مراجع تیکن! ---------------------------- منبعFighting-Game.ir ---------------------------- ویرایش شد و منبع هم خودمون شدیم!
  19. به نام خدا سلام. \----------------------------------------------------------------------------------------------/ این کلیپ که احتمالا ادامشو بعدا منتشر میکنه مارول درمورد حمله آلترون به بشریته. نام انیمیشن Avengers: Ultron revolution به معنی "انتقام جویان: قیام آلترون".احتمالا این داستان به اجیر کردن موجودات خارق العاده توسط سنگ ابدیت باز میگردد.در همه این انیمیشن فعالیت های اونجرز را بر علیه گروه آلترون می بینید. در این قسمت که آن را مارول گذاشته میبینید که... Hawkeye میان افراد آلترون به دام افتاده همه او را در قلمرو خودش محاصره کرده اند. او در تکاپوی گریز است. اینگونه: این ویدئو اولین کلیپ از فصل 3 این انیمیشنه. |----------------------------------------------------------------------------------------------| منبع: RasaGame.ir /----------------------------------------------------------------------------------------------\
  20. Ali.Z

    چگونه یک گیمر حرفه ای شویم؟

    به نام خدا سوال خیلی از افراد اینه که ما چطوری باید یک گیمر حرفه ای شویم ؟؟ ما در حد مبتدی هم گیمر نیستیم ، چه برسه به حرفه ای! در این تاپیک به ایکه چطور میتونیم یک گیمر خوب باشیم بپردازیم و میتونید نظراتتون رو هم پست کنید. ______________________________________________________________________________________________________________________________________ گیمر کیه؟؟ گیمر یک بازی بازه که در بازی های رایانه ای مهارت شدیدی داره و آدم با معرفت و توپیه و هوای بقیه گیمر ها رو هم داره. معمولا ما خصوصیات مثل معرفت و مزه پرونی و اینا رو در خودمون داریم ولی مهارت در بازی ها رو نداریم و می خوایم که اون رو به دست بیاریم .... گیمر اصلا برای چی بازی میکنه؟؟ در بیشتر مواقع به خاطر سرگرمیه ولی به خاطر پول و کل انداختن و رو کم کنی ( نویسنده : این خیلی میچسبه) و .... هم امکان داره که بازی کنند. خب حتما الان با خودتون میخواید بگید که واااااااااای ، میخواد تاریخ شروع گیم رو برامون بگه ! نگران نباشید ، فقط یک بررسی کوچیکی روی گیمر ها داریم و بعد اصل صحبت رو شروع میکنیم. گیمر های حرفه ای معمولا آدم هایی بی صبر ، با هوش ، پرسرعت ، خلاق ، کمک کننده و در بعضی مواقع هم بد جنس هستند. اگر این خصوصیات رو ندارید باید بگم که هیچ کس همشو با همدیگه نداره ( البته بی صبر بودن یا بد جنس بودن جزء خصوصیات نیست) و گفتم که از گیمر ها تعریف کرده باشم ( شوخی) کم کم این خصوصیات رو بدست میارید. اصولا گیمر ها دو دسته اند ، اونایی که کنسول دارن و اونایی pc دارن ( pc = کامپیوتر ) و اونایی که کنسول ندارن و pc باز هستند هم دو دسته اند : اونایی که با دسته بازی میکنن و اونایی که به کیبرد عادت دارن اونایی که دسته دارن معمولا سرعتعملشون بالاست ولی اونایی که با کیبرد راحت ان ، دقتشون بالاست. در گیمر شدن ، مهم ترین کار ، تمرینه ، شاید یک گیمر تو مورتال کمبت ، 5 ماه سر یک کمبوی 85 درصدی وقت بزاره ( خودم رو مثال زدم) ولی وقتی به نتیجه برسید و دیگه این میشه یک نقطه قوت برای شما . ( وقتی کمبوی اصلی سایرکس رو یاد بگیرید ، دیگه باختن رو یادتون میره ، چون وقتی کمبو رو میزنید دیگه حریف فرصت نمیکنه که دفاع کنه ، سایرکس انقدر میزنه تا طرف بمیره . ) بعد از تمرین باید پشتکار داشته باشید و ناامید نشید . بعد از اون باید با فکر عمل کنید. و باید از گیمر های بزرگ کمک بگیرید ( صد در صد خیلی کمکتون میکنه ) و .... زنگ تفریح : تقسیم بندی گیمر ها توسط من : 1 - جوجه گیمر ها : کسانی که یک ترفندی تو یک بازی یاد میگیرند و دو نفر رو میبرن ، فکر میکنند بلد کارن و بعدش هی ضایع میشن ولی خوشم میاد نا امید نمیشن. 2 - گیمر های جو گیر : اونایی که بعد از رد کردن یک مرحله ، 90 متر میپرن رو هوا میگن ::::: هورررررررررررررررررررررا!:::: 3 - گیمر های بد : اونایی که بد جنسی میکنن به بقیه کمک نمیکنن و میخوان همیشه یک باشن ولی بلاخره یک روزی زمین میخورن و دست و پاشون میشکنه. 4 - گیمر های حرفه ای : کسانی که کارشون گیم بازی کردنه و عاشق گیم اند و خوراکشون کمک کردن به گیمر های تازه کاره. 5 - گیمر های تازه کار : کسانی که خیلی دوست دارن حرفه ای بشن و همش از بقیه کمک میگیرن. ادامه دارد .... منبع : Rasagame.ir کپی برداری بدون ذکر منبع ، ممنوع میباشد.
  21. به نام خدا در این تاپیک خصوصیات چهار برادر نینجا ( مایکی ، راف ، دان و لئو) بیان میشود. 1 - رافائل لاک پشتی بی عصاب ، مبارز و قدرتمند در هنر های رزمی ، علاقه مند به سای ، کله شق ولی دلسوز ، بسیار متنفر از بی عدالتی ، بسیار متنفر از رئیس بازی ( کاری که لئو همیشه انجام میده) ، بی صبر و تحمل ، بسیار جدی و رفتاری دور از شوخی ، علاقه مند به برادران و استادش ، یک روانی که عاشق دعواست ( یک سره با کیسی دعوا میکنه ، شوخیش هم دعواست).قدرتمند ترین لاک پشته ولی از مغزش استفاده نمیکنه ، بی حوصله و مغرور و در کل لاک پشتی مهربون و فداکار ولی به شدت مغرور. 2 - دانی دانی ، عاشق تکنولوژی ، بسیار باهوووووووووش ، همیشه میخواد خودش رو به برادراش ثابت کنه ، توانا در بخش کامپیوتر ، بسیار خلااااااق ، محتاط ، عاشق برادراشه و براشون همه کار میکنه ، آروم ، مبارزی با دقت ، بی آزار ، اجتناب از دعوا و مبارزه ی بیخودی ، در کل یک لاک پشت باهوش و توانا. 3 - لئو علاقه مند به کاتانا ، لاک پشتی عاقل ، مدیری لایق ، ارشد به برادران ، سرعت و دقتی بالا در مبارزه ، کمک کننده برای برادران ، عاشق استاد ، مسئولیت پذیر ، همیشه به حرف استاد گوش میکنه و علاقه مند به مبارزه با حریفی لایق و در کل ، لاک پشتی عاقل و مسئولیت پذیر که میشه روش حساب کرد. 4 - مایکی شوخ طبع ، عاشق دیوونه بازی ، علاقه مند به هیجان ، توانا در کار با نانچیکو ، دوستدار برادران ، خوش گذرون ، بی احتیاط ، بی دقت ، همیشه میخواد تکیه گاه برای برادراش باشه و اون ها رو دلداری بده ، علاقه مند به سینما ، هنرپیشه ها و پیتزا ، شیکمو ، خوش قلب و مهربون و در کل لاک پشتی شوخ طبع و مهربون ولی بی دقت . منبع : Rasagame.ir نویسنده : خودم
  22. Ali.Z

    داستان جان کری

    به نام خدا اول از همه باید بگم قصد من در این داستان اصلا مسخره کردن و ... نیست و این داستان ها فقط ساخته ذهن من برای خندیدن است . در واقع یک طنز معنی دار است. قسمت اول : شب بود و ظریف بعد یک روز کاری سخت در هتل خوابیده بود ، یک دفعه تلفن زنگ میخوره ، ظربف اول نمیخواد جواب بده اما بعد با خودش میگه که شاید کار مهمی داشته باشن گوشی برمیداره و یک صوتی نا مفهومی شبیه سلام بفرمایید از خودش درمیاره. کری پشت خط آب دهانش رو قورت میده و سکوت میکنه ظریف : کیه؟ کری : جانم ظریف : تو زنگ زدی ، من باید بگم جانم؟ کری : ظریف جان ، جانم ظریف : باز میگه جانم ! کری : جانم ، جان کری ام ظریف : نصف شبی مذاکره نمیکنم آقای کری کری : مگه اونجا شبه؟؟ ظریف : پ ن پ کری : فک کردم روزه ظریف : کلا تو فکر نکن ، فکر کردن رو بسپار به ما کری : یک کار مهم داشتم ظریف : چی کار داری؟ کری : به عراقچی بگو خودکارش رو تو روز تولدم بده به من ظریف : برو بابا ، مارو گرفته نصف شبی کری : شوخی کردم ، یک کار مهم دارم ظریف : بگووووووووووووو کری : چند تا از قایق های ما اومده تو آب شما .... کری : بخدا دست ما نبود ، نقص فنی بود ظریف : اگه قایقاتون برعکس حرکت میکنه ، حتما تفنگ هاتونم برعکس شلیک میکنه کری : ما تجهیزاتمون یکه یکه ظریف : هه هه هه یکی استیکر بفرسته ، سعی کنید با هیچ کس جنگ نکنید چون تنفنگ هاتون برعکس شلیک میکنه کل ارتشتون به فنا میره کری : چشم فقط شما قایق ها رو پس بدید ظریف : ببین یاروئه ، اولا که باید خواهش کنید ، دوما هم خواهش کنید ، سوما هم باید معذرت خواهی کنید بعد از چند ثانیه یک صدا از اتاق کری آمد : معذرت .... معذرت .... لطفا ما رو ببخشید ، فرش زیر پاااااااتون یلدای کویر کاشون ( بخش آخرش پیام بازرگانی بود) ظریف : داشتید سرود ملی کشورتون رو میخوندید؟؟ کری : نه داشتیم غلط میخوردیم ظریف : باید رسما معذرت خواهی کنید کری : روی مردمک چشممون ، قایق ها رو پس میدید؟؟ ظریف : بزار یک 20000 تا از روش کپ بزنیم بعدش دربارش فک میکنیم کری : تو رو خدا پس بدید ظریف : دلم سوخت ، اوخی ، باشه کری : مرسی ظریف : شبیه خرسی کری : دمتون گرم ظریف : باشه ، باز بخوای حرف بزنی میام اونجا ها کری : ببخشید ، معذرت کری : پس دیگه خدافظ ، کارت داشتم ایمیل میدم ظریف : ستاره بچینیییی ، ایرانی تهدید نکنییییییی ، بوس بوس ، خدافظ کری : خدافففففففظ ظریف خداحاففففففففففففففففففففففظ ظریف گوشی را قطع کرد و گفت این جان هم وقت گیر آورده ها و گرفت خوابید قسمت بعدی بزودی قرار خواهد گرفت
  23. به نام خدا بعضی اوقات میخوایم اطرافیانمون رو با شعبده یا جادو یا ... شگفت زده کنیم که به ما بگن که دمت گرم :D چند ترفند ریاضی این کار رو مقدور میکنه این کار رو تو جمع انجام بدید ( 3 نفر به بالا) خب میریم سراغ کار ساده ولی کاربردیمون : 1 - از فرد مقابلتان بخواهید یک رقمی را غیر از 0 انتخاب کند ( مثال : 4) 2 - آن رقم را در 101 ضرب کند ( 4*101=404 3 - آن عدد را 11 برابر کند ( 404 * 11 = 4444) 4 – ارقام عدد حاصل را جمع کند (4+4+4+4 = 16) 5 – عدد حاصل را بر 4 تقسیم کند 6 – عدد حاصل عدد انتخابی فرد است حالا از همین استفاده کنید و بگید هوشتون بالاست و حالشو ببرید مثلا به مرحله 3 که رسیدید ، عدد را از او بپرسید و مراحل بعدی رو خودتون انجام بدید و جواب رو بهش بگید تا تعجب کنه و بهتون بگه شما یک نابغه اید.:D --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- منبع : RASAGAME.IR نویسنده : خودم کپی برداری بدون ذکر منبع حرام است و پیگرد قانونی دارد
  24. به نام خدا کلش آو کلنز ، بازی آنلاینی که سوپر سل این روز ها داره درآمد زیادی ازش کسب میکنه و در گوشی های بیشتر ما ایرانی ها هست ، اصول اعتیاد در اون رعایت شده و ..... حتما کلیپ رو ببینید من خودم لول 83 بودم ولی با دیدن این کلیپ کلا کلشم رو پاک کرذه و الان به کار های دیگم میرسم تماشای آنلاین کلیپ : دانلود کلیپ با حجم 23 مگابایت یا علی
  25. به نام خدا ----------------------------------------------------- بعضی از ما ها ، بعضی موقع ها ، یادمون میره که از دعای کیه که ایرانمون به اینجا رسیده ، یادمون میره که خانوم فاطمه زهرا (س) داره برای ما و کشورمون دعا میکنه. یادمون میره که شعار ما اینکه ( تا انقلاب مهدی از نهضت خمینی محافظت بفرما) یادمون میره که اگر یک کاری توی این مملکت بکنیم ، باید جواب امام زمانمون رو بدیم یادمون میره که این مملکت مال ما نیست ، برای اون شهداییه که پر پر شدن تا ما اینجا سرمون رو بالا بگیریم و بگیم ایرانی هستیم برای اینکه یادمون بیاد که هستیم باید این کلیپ رو ببینیم : تماشای آنلاین کلیپ : دانلود ویدئو با حجم 10 مگابایت عکس آقای خاتمی با کروات در ویدئو جعلیه