جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'راضی'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • انجمن رساگیم
  • مطالب مرتبط با انجمن
    • قوانین انجمن
    • درباره انجمن
    • اطلاعیه ها
    • جشنواره ها و مسابقات
  • اتاق های خصوصی
    • اتاق مدیران انجمن
    • اتاق کاربران ویژه
    • اتاق تیم تحریریه
  • اخبار و تازه ها
    • اخبار بازی های رایانه ای
    • اخبار پلتفورم‌های بازی
    • اخبار سازندگان بازی
    • سایر خبرها
  • مقالات سایت
    • نقد و بررسی
    • پیش نمایش
    • داستان بازی ها
    • راهنمای بازی ها
    • سایر مقالات
  • بازی ها
    • بازی ها نقش آفرینی
    • بازی های جهان باز
    • بازی های مبارزه ای
    • بازی های ترسناک
    • بازی های اکشن و مخفی کاری
    • بازی های جنگی
    • بازی های رانندگی
    • بازی های استراتژیک
    • بازی های آنلاین
    • بازی های ورزشی
    • بازی ها هک اند اسلش
    • بازی های ماجراجویی
    • بازی های ایرانی
    • سایر بازی ها
  • پلتفورم‌های بازی
    • کامپیوتر شخصی (PC)
    • نینتندو
    • پلی استیشن (PS)
    • ایکس باکس (XBOX)
    • سایر کنسول ها
  • مرتبط با بازی
    • موسیقی متن
    • نمایشگاه های بازی
    • دانلود بازی
    • سایر مطالب مرتبط با بازی
  • صنعت بازی سازی
    • آموزش ساخت و توسعه بازی
    • موتور های بازی سازی
    • گرافیک
    • انجمن بازی سازان ایرانی
    • سایر مطالب
  • فیلم و سریال و کارتون
    • فیلم و سریال و کارتون مورتال کمبت
    • سایر فیلم ها و کارتون ها
    • اخبار فیلم و سریال
    • تحلیل فیلم و کارتون
  • دانشنامه
    • دانشنامه بازی ها
  • تکنولوژی
    • سخت افزار
    • نرم افزار
    • سایر مطالب
  • مطالب متفرقه
  • بایگانی
  • گروه طرفداران ساب زیرو گروه طرفداران ساب زیرو Topics
  • بچه های قدیمیfg بچه های قدیمیfg Topics
  • بچه های با معرفت fg بچه های با معرفت fg Topics
  • طرفداران اسکورپیون طرفداران اسکورپیون Topics

وبلاگ‌ها

چیزی برای نمایش وجود ندارد

چیزی برای نمایش وجود ندارد


جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من

5 نتیجه پیدا شد

  1. Ali.Z

    داستان : گروه پسران ایران

    به نام خدا اول از همه باید بگم این داستان ساخته ذهن خودمه و هدف خاصی از اون ندارم و اگر نامی هم در داستان برده میشه کاملا اتفاقیه و هیچ ربطی به شخصیت دولتی ندارند افرادی که در داستان حضور دارند : مجتبی 24 = سردار مجتبی عزیزی شرلوک = علیرضا حیاتی خودم = سید علی زین الدین حامد = حامد وثوقی پویا = پویا بیاتی دارک نوب = امیرحسین بزرگمهر قسمت اول داستان: سال هاست که داعش برچیده شده توسط ایران و روسیه و منطقه امنه تنها مشکلی که بوده و هست آمریکاست. چندین ساله که از برجام گذشته و صلح همه جهان رو فرا گرفته اما هنوز آمریکا داره مانور میده و به قدرتش اضافه شده ، رئیس جمهور حال حاضر آمریکا آقای جرارد یک جمهوری خواه سفید پوسته که قدرت مدیریتش پایینه و فقط به مسائل خارجی فکر میکنه. داخل آمریکا شورش ها زیاد شده ، جنگ سفید پوستا و سیاه پوستا زیاد تر از قبل شده و آقای جرارد نسبت به این قضیه بی اهمیته. ایران اقتصادش عالیه و مردم در نهایت رفاه زندگی میکنند ، پیشرفت های ایران به قدری بوده که جای روسیه رو گرفته و رقیب آمریکاست .روسیه زیر پر و بال ایرانه. ساعت 8:30 دقیقه صبح ، وزارت اطلاعات ایران ، جلسه مهرمانه علیرضا حیاتی مافوق همه افراد جلسه ، خطاب به افراد حاضر : به نام خدا ، همه میدونید که چند وقتیه که آمریکا داره نقشه میکشه و باز قصد داره گروهک هایی رو به منطقه تزریق کنه ولی این بار هدف روسیه و عراق نیست ، هدف ایران و پاکستانه . قراره این گروهک ها شیعه و سونی ها رو به جون همدیگه بندازن و در آخر ایران و پاکستان از بین برن ، اطلاعات دقیقی از نقشه نداریم ، این کلیات نقشست که سردار در اختیار ما گذاشتن .... سردار ادامه بدید (معرفی سردار : سردار مجتبی عزیزی ، فردی 46 ساله با موهای جو گندمی ، نهایت مهارت در سلاح های گرم ، تک تیراندازی قابل ، متخصص جنگ ها پارتیزانی ، مستشار در کشور های اطراف با سوابقی درخشان ) سردار مجتبی عزیزی خطاب به جمع : دوستان حاضر در جلسه توجه کنند ، ما تصمیم داریم گروهی رو مخفیانه آموزش بدیم که مخالف گروه های تروریستی هستند اما اعضای این گروه مشخص نیست و این گروه باید مخفی باشه ، در نهایت تاریکی. از اعضا خواهش میکنیم در برگه هایی که جلوشونه نام فردی رو که فکر میکنید سلاحیت رهبری گروه رو داره بنویسید و به ما بدید. 20 دقیقه بعد رای ها جمع و شمارش شده سردار مجتبی عزیزی : لطفا نتایح رای ها رو شرح بدید. -بله سردار -از 100 نفر حاضر در جمع - 98 نفر به سرهنگ سید علی زین الدین رای دادن و 1 نفر رای سفید داده و یک نفر هم کلا با این گروه ها مخالفه علیرضا حیاتی بلند میشه و میگه سید علی زین الدین بازنشسته شده و امکان نداره که برای این کار پذیرفته شه. امیر حسین بزرگمهر از داخل جمع بلند میشه و پاسخ میده ( معرفی امیرحسین بزرگمهر : فردی 30 ساله ، جوون ولی با تجربه ، استاد هنر های رزمی ، استاد استفاده از سلاح گرم و سرد) خودش استعفا داد ولی سرهنگ همیشه در خدمت به مردم کوشاست ، اگر بهش بگیم قضیه رو حتما قبول میکنه علیرضا حیاتی : این کار غیر ممکنه ، من مخالفم پویا بیاتی : ولی نظر شما اصلا مهم نیست ، 98 نفر موافقن علیرضا حیاتی جلسه رو ترک میکنه سردار مجتبی عزیزی : آقای امیرحسین بزرگمهر ، خودتون باید سرهنگ رو راضی کنید. امیرحسین بزرگمهر: باشه مشکلی نیست. جلسه به پایان رسید. بیرون جلسه امیرحسین بزرگمهر با خودش میگه : واییییییییییییییی !!!! حال اون بد عنق رو کی میخواد راضی کنه.؟؟؟!!!!!! پایان قسمت اول قسمت دوم به زودی
  2. به نام خدا سلام.مقدمه: همه ما تاحدودی با Acclius یا Achill آشنایی داریم! بزرگترین مبارز یونانی در تمام تاریخ!حتی از اسپارتاکوس هم بزرگتر!قصد دارم یکم دربارش توضیح بدم! قصد دارم مقصود آشیل رو از مرگش عملی کنم... شناسنامه: نام: Acclius/Achill/آشیل/آکلیوس سن: حدودا 25 ساله اولین حضور: TROY / تروا آخرین حضور: TROY / تروا بازیگر نقش: Brad PITT علاقمندی: Olice،Brisies Troy،شرافت،افتخار،مبارزه و ... تنفرات: Agamemnon،ظلم،از دست دادن عزیزان و ... شغل: فرمانده لشکر غیرسلطنتی اسپارت وضعیت: اسطوره-مهربان و خشن-خوب توضیحات: آشیل مدتها پیش از تولدش توسط پیشگویی در یونان پیشبینی شد. مادرش اعتقاد داشت با فرو کردن تمام بدن آشیل در آب جاودانگی میتونه اونو رویین تن کنه! اما خودش هم میدونست که اون آب جلوی مرگشو نمی گیره!علاوه بر اون مچ پای آشیل با آب تماس نگفت چون که مادرش محکم اونو در دستش گرفته بود و اجازه نفوذ آب بهش نمیداد.اون پیشگو مرگ آشیل رو در بزرگترین جنگ یونان تعریف کرده بود... زندگینامه: TROY جنگ تسالی با مشکلی مواجه شد.برابری در جنگ سربازان.برای همین پادشاه تسالی و پادشاه منفور اسپارت یعنی آگاممنون با هم توافق کردند که مبارزه تن به تن بین برترین مبارزان انجام بشه جنگجوی تسالی زیادی قوی و تنومند به نظر میرسید.آگاممنون علی رغم خواستش آشیل رو صدا کرد اما اون در سپاه نبود.کودکی به عناون پیک به محل اقامت آشیل رفت و شیل با عجله آماده شد. آگاممنون گفت که باید به بدن آشیل بعد از جنگ شلاق زده بشه!آشیل هم که مردی مغرور بود گفت:«پس بهتر است خودت با او بجنگی.»وزیر جنگ اسپارت آشیل را راضی به مبارزه کرد.آشیل بی واهمه پیش رفت و تنها با یک ضربه جنگجوی تنومند تسالی را کشت! پس از این پادشاه تسالی بعد از جویا شدن نام آشیل از اون خواست چوگان فرمانروایی تسالی رو به آگاممنون یعنی پادشاهش بده اما آشیل گفت:«او پادشاه من نیست.»آشیل بعد از اون هرگز به سپاه آگاممنون برنگشت.بعد از مدتی آشیل در حال تمرین با عموزادش یعنی پاتروکولوس بود که صدای اسب های پیک را شنید و نیزه ای به سمت اونا برای اعلام آگاهی از وجودشون پرتاب کرد. تیر به درختی خورد و پادشاه الیس فرمانروای ایتاکا با نیزه پیش آشیل اومد و سعی کرد اونو راضی کنه که در جنگ تروا علیه یونان شرکت کنه.بعد از صحبت های فراوان آشیل احساس دودلی پیدا میکنه و برای همین میره به دنبال مادرش در ساحل. مادرش بلافاصله گفت:«میگویند پادشاه ایتاکا مار را با زبانش از لانه بیرون می کشد.»مادرش براش شرح داد که اگر بمونه صاحب فرزند و خانواده میشه.ولی اگه اونا بمیرن آشیل به فراموشی سپرده میشه. اما اگه به جنگ بره تبدیل به اسطوره خواهد شد...اما دیگه هرگز مادرش اونو نخواهید چون که افتخار برای اون تنها با مرگش بدست میاد.مادرش فاش میکنه اینو از قبل از تولد آشیل میدونسته که این ماجرا براش پیش میاد. آشیل وفادارترین افرادشو جمع میکنه و با کشتی مخصوصش به راه میفته.آشیل سریعتر از همه کشتی ها با افرادش به ساحل نزدیک میشه.همه کشتی ها با دیدن بادبان سیاه میفهمن که اون قهرمان اسپارت یعنی آشیله! آشیل تنها با 50 نفر ساحل تروا رو تسخیر میکنه.اونجا بود که سومین رکوردشو در تمام تاریخ ثبت کرد.رکوردی که هیچ کس توان انجامشو نداشت.آشیل بعد از تصرف ساحل به معبد میره و سر آپولو خدای دروغین تروا رو از تنش جدا میکنه.کاری که حقیقتا درست بود.(البته بی حرمتی هم بود) هکتور و افرادش هم به معبد میرسن.آشیل با دقت و قدرت کامل نیزه ای پرتاب میکنه و به گلوی فرمانده هکتور شراره ای تیز میزنه.هکتور سعی کرد کار اونو تکرار کنه ولی فاصله دور بود و آشیل سریع ! پس خیلی ماهرانه جاخالی داد. هکتور وقتی که به دنبال آشیل وارد معبد شد با حمله غافلگیرانه اسپارت ها مواجه شد پس خودشو به اتاق اصلی معبد رسوند و آشیل رو دید.هکتور که فکر میکرد کشتن راحبان معبد کار آشیله یادآور شد که اونا مسلح نبودن و آشیل هم وانمود کرد که خودش اونا رو کشته و گفت:«آری...بریدن گلوی پیرمردان افتخاری نیست.» -تنها کودکان و ابلهان برای افتخار میجنگند...من برای میهنم میجنگم! بعد سعی کرد آشیل رو بکشه ولی آشیل بهش حمله نکرد و کم کم محاصره شد.آشیل اجازه فرار به هکتور داد. بعد از این در بالای ستون های معبد ایستاد و شمشیرشو به نشانه برتری بالا گرفت و اینطوری بود که ساحل تروا تنها با50 مرد تسخیر شد.بعد از این آشیل به اقامتگاه آگاممنون رفت تا باهاش صحبت کنه.ولی وقتی وارد شد تک تک شاهان سرزمین های فتح شده رو دید که بعد از ذانو مقابل آگاممنون هدیه ای بهش میدن.آگاممنون با دیدن آشیل فرمان خروج به تمام افراد حاضر میده.الیس یواش به آشیل هنگام خروج میگه:«جوانان کشته میشوند و پیران سخن می گویند.هیچ گاه به سیاست اعتنا نکن!» آگاممنون گفت که امروز جنگ بزرگی را پیروز شده و ساحل تروا حالا مال پادشاه تمام یونانه...آشیل هم میگه:«ارزانی خودت...من به دنبال ساحل به اینجا نیامده ام. - برای این آمده که نامت در آینده بماند!شاهان به آشیل تعظیم نمیکنند!شاهان به آشیل هدیه نمیدهند!شاهان به آشیل تبریک نمی گویند!این پیروزی از آن من است. - شاهان از آن کور تر بودند که ببینند این سربازان بودند که پیروز شدند. - سربازها در تاریخ ثبت نمیشوند.تنها شاهان در تاریخ میمانند.پس از فتح تروا فرمان میدم چندین تندیس بسازند و نام آگاممنون رو روی آنها حک کنند.نام تو روی شن ها نوشته خواهد شد...تا دریا بشوید و ببرد. - تند نرو!ابتدا پیروزی را به کف آر! آشیل ی شب صدای ناله زنی رو میشنوه و سریعا به کمکش میره.اون یک راحبه معبد بود.سربازا قصد داشتن نشان داغ روی بازوش بذارن ول اون مقاومت می کرد و در آخر آشیل رسید و خدمت اون(بووووووووووووووقا)رسید. بعد اون دختر که اسمش بریزیس بود رو به چادر خودش برد زخم هاشو ترمیم کرد و بهش غذا داد.و بعد از کلی صحبت گفت:«میخواهم راضی به تو بگویم که الهه ها به تو نگفته اند...آن ها به ما حسادت میکنند چون میرا هستیم.هرگز از اینی که هستی زیباتر نخواهی شد...هرگز گذشته تکرار نمیشود و هرگز دوباره زندگی نخواهی کرد.ما از زندگی لذت بیشتری میبریم چون فانی هستیم...» از اون روز آشیل تا چندین روز کاری در جنگ انجام نداد.سپاه آگاممنون جنگ های پشت سر همی را تجربه میکند.الیس پیشنهاد میدهد پیشنهاد تکرار جنگ اینبار با یاران قدرتمندتری چون آشیل تکرار بشه.پس خودش پیشقدم میشه ولی اینبار موفق به راضی کردن آشیل نمیشه.پاتروکولوس عموزاده آشیل جلو میاد و میگه اگه به خونمون برگردیم این سربازا میمیرن. و ادامه داد:«زمانی که تو در چادرت پنهان شده بودی من با آنها خندیدم و گریستم!»اما آشیل فرمانشو دوباره بلند تر گفت. آشیل شبشو به آرامی و در خواب خوش گذروند.وقتی بیدار شد صدایی شنید...صدای فرماندهش که اونو صدا میکرد.آشیل میاد بیرون و میبینه که اون روی صورتش خون ریخته و شمشیر و زرهش تنشه! پس میفهمه که به جنگ رفته و گفت:«تو از فرمان من سرپیچی کردی...گفته بودم هیچ کدوم از افراد به جنگ نرن.» - می پنداشتیم شما دستور داده اید... - پاتروکولوس کجاست؟پالروکولووووووووووووووس؟ - گمان میکردیم شما هستید...زرهتان را پوشیده بود...کلاه خوردتان،ساق پوشتان... آشیل با یه مشت میندازتش و با خشم میگه کجاست! - هکتور گلویش را برید... آشیل پاشو روی گردنش میذاره و میخواد خفش کنه.اما بریزس میرسه و اونجا گلوی بریزیس رو هم میگیره.اما هردو رو ول میکنه و شمشیرشو بر میداره و توی ساحل قدم میزنه! بعد از قدم زدن جنازه پاتروکولوس رو با احترام کامل میسوزونه!تا صبح اونجا موند و به خاکسترها نگاه میکرد.وقتی روز شد وارد چادرش شد و قبل از اون به فرماندهش گفت که زرهشو براش بیاره. زرهشو پوشید و سوار ارابش شد.قبل از اینکه حرکت کنه بریزیس رسید و با التماس گفت:« نروووووو...صبر کن...هکتور عموزاده من است...مرد خوبیست!خواهش میکنم به جنگ با وی نرو!» اما آشیل حرکت کرد!وقتی به دژ رسید با صدای بلند فریاد زد هکتووووووووووور!هکتور و آشیل با هم حرفایی رد و بدل کردند وبعد مبارزه شروع شد. آشیل تمام حرکات جدیدش را روی هکتور انجام داد. در آخر هم تیغه نیزه ای در شش هکتور فرو کرد...هکتور به سختی نفس میکشید و در آخر آشیل با خنجر مشهورش قلب هکتور رو پاره کرد.خشمش جلوی احترام و خوی مهربانشو گرفت.بعد از اینکه کشتش پاهاشو به ارابه بست و کشان کشان روی زمین به اردوگاه رفت.بعد جسدشو به گوشه ای نزدیک چادرش انداخت.شب هنگام پیرمردی با لباسی کهنه به چادر وارد شد.بعد از چنددقیقه صحبت کردن آشیل رو راضی کرد تا جنازه هکتر رو بهش تحویل بده.اون پریام پادشاه تروا بود. بعد از اینکه خواست بره بریزیس رو هم دید و اونو با اجازه از آشیل برد. آشیل تمام افرادشو به خونه هاشون میفرسته!ولی خودش میمونه تا در جنگ شرکت کنه. یک هدف پوچ سبب وجود هدف واقعی شد.با پنهان شدن در یک مجسمه چوبی که با تخته چوب های کشتی درست شده بود تونست وارد قلعه بشه.اما بجای کشتن سربازان و کارهای دیگر افراد به دنبال بریزیس گشت. در آخر هم دید که بریزیس با آگاممنون درگیر شده و یک خنجر در گردن آگاممنون فرو کرده.سربازهای آگاممنون بریزیس رو گرفتند تا بکشنش که آشیل میرسه و اونو نجات میده.در حالی که آشیل سعی کرد بریزیس رو بلند کنه پاریس شاهزاده جوان و برادرهکتور دچار سوء تفاهم میشه و تیری به پای آشیل پرتاب میکنه. آشیل سعی میکنه نزدیک تر بره تا بتونه از خودش دفاع کنه ولی دیرشده بود و سه تا تیر توی بدنش فرو رفته بود،همه رو از بدنش کشید بیرون.بریزیس با ناراحتی وایساد تا شاید شیل نجات پیدا کنه.پاریس هم گفت که باید سریعا از اونجا دور بشن برای همین هردو رفتند.وقتی که سربازان رسیدند آشیل با یک تیر توی پاش روی زمین دراز کشیده بود... ویدئوهای مربوطه: نبرد هکتور و آشیل به صورت غم انگیز(دوریمه...) فتح ساحل تروا(آیم او...) موزیک فیلم تروا سکانس برتر فیلم تروا از دید تماشاچیان(نبرد هکتور و آشیل) نقل از: خاطرات پادشاه محبوب یونان،الیس! منبع: Fighting-Game.ir
  3. به نام خدا سلام. ---------------------------------------------------------------------------------------------- Hugh Jackman in "Xmen:Acolypse/هیو جکمن در "مردان ایکس:آخرالزمان" مدتهاست که اخباری از فیلم آکولیپس که در حال ساخته به گوش میرسه اما هنوز که هنوزه یک مسئله مشخص نشده! قهرمان اصلی این قسمت که معمولا ولورینه چه بازیگری رو در نقش خودش جای میده؟ در تریلرهای مختلف ما شاهد این بودیم که فقط شن و ماسه کنار زده مشه یا فریادهایی به گوش میرسه اما خبری از ولورین نبود. حالا میخوام به صورت قدم به قدم یک خبر خوش رو بهتون بدم. پس از اخبار کمیک های فاکس که حامل نزدیک بودن اکران فیلم آخرالزمان بود بهانه مارول برای روستر ندادن و فاش نکردن اطلاعات شخصیت های کلیدی داستان بود. خبرنگاران و بیشتر خبرنگاران وبگرد به دنبال جواب سوال این که ولورین چه کسی خواهد بود گشتن.اما هیچ چیزی پیدا نکردن. سرانجام کمپانی چرم سازی کیکای واقع در نیویورک رازی رو فاش کرد که خیلی به خبرنگارا کمک کرد. هیو جکمن بازیگر فوق العاده و مشهور نقش های قبلی ولورین در ایکس من یک کیف چرمی مخصوص بازی در فیلم آپوکالیپس سفارش داده! هیوجکمن که در سن 43 سالگی هنوز همون قابلیت های قدیمشو داره در فیلم آخرالزمان نیز قهرمان اصلی خواهد بود. !Wolverin is return سرانجام مارول در روسترها و پوسترهای جدیدش هیوجکمن استرالیایی،جیمز مک آووی،مایکل فاسبندر،جنیفر لاورنس،نیکلاس هولت،اسکار آیزاک،تای شریدن،سوفی ترنر،بن هاردی،الویا مان و ... رو نشون داد و با این کار علاقمندان این فیلم رو تا مدتی راضی نگه داشته! فیلم در مونترال و به کارگردانی برایان سینگر آمریکایی تبار و ساکن آمریکا در حال ساخته! به تمام طرفدارانش تبریک میگم! ---------------------------------------------------------------------------------------------- منبع: Fighting-game.ir یا علی مدد! خداحافظ!
  4. به نام خدا سلام. مقدمه: کمپانی برادران وارنر از کمتر از دوسال پیش شروع به بازپروری آثار کهن خود از جمله سیندرلا،جک و لوبیای سحرآمیز،آلیس در سرزمین عجایب و ... کرده. و پس از مدتها نوبت به پینوکیو رسید که بسیار خبرهای خوشحال کننده ای را از خود انتشار کرده! رابرت داونی جونیور در این فیلم حضور خواهد داشت.اما او به جز اینکه در فیلم بازی خواهد کرد به عنوان یک نقش گزین که وظیفه سنگینیست عمل می کند. رابرت داونی جی آر در نقش پدر ژپتو و در کارگاه نجاری بازی خواهد کرد.وی تأثیر زیادی روی جذب طرفدار این فیلم داشته! اما ماجرای کامل را کوش دهید. ماجرا: پل توماس اندرسون فیلمنامه نویسی اثر پینوکیو را آغاز کده و در این کار از مهارت های کارگردانی خود نیز بهره گرفته! او که بسیار به جذب طردار فیلم اهمیت میدا رابرت داونی جونیور را دعوت کرد و رابرت با کمال میل پذیرفت. تیم برتون که از ابتدای پروژه برای کارگردانی استخدام شده بود به دلایلی نا مشخص استفا داد و وارنر براس که پل توماس را قبول داشت مقام کارگردان فیلم به وی سپرد. اما وی که متواضع و فوتن بود به جای خود بن استیلر مشهور را انتخاب کرد.بن استیلر که تجربه زیادی نسبت به توماس در کارگردانی نداشت مورد توجه وارنر براس قرار نگرفت. اما با حمایت های رابرت داونی جونیور وارنر براس موفقیت خود را اعلام کرد. اما مشکل دیگری هم وجود داشت...اینکه فقط وارنر براس مخالفت نمیکرد بلکه خود بن استیلر هم مردد بود. رابرت داونی که از کار گذشته اش با وی(طوفان استوایی)راضی بود پافشاری زیادی می کرد و سر انجام موفق به راضی کردن وی شد. بن استیلر کارگردانی فیلم را بر عهده گرفت و از آنجایی که وی تخصص زیادی در بازیگری دارد احتمال بازی او نیز در فیلم زیاد است. اما نکته جالب این است که شروع کار از سوی بن استیلر انکار شد هرچند که همه ما از دروغ بودن ماجرا خبر داریم. با استفاده از نسخه قدیی فیلم نامه که ابتدایی و ساخته دست مایکل میتنیک است و خلاقیت پل توماس فردریک اندرسون داستان جذاب تر میشود. برای آشنایی بیشتر با نام های برده شده عکس اشخاص رو با نام انگلیسی و فارسی قرار میدم. ------------------------ پل توماس فردریک اندرسون/Pual Thomas Fredrick Anderson: کارگردان پیشین،فیلم نامه نویس،صاحب نظر اصلی پروژه ----------------------- رابرت داونی جونیور/Robbert Downey J.R: بازیگر،نقش گرین ----------------------- بن استیلر/Ben Stiller: کارگردان اصلی ----------------------- تیم برتون/Tim Burton: کارگردان پیشین منبع: Fighting-game.ir از این به بعد اخبار مربوط به این اشخاص که البته به فیلم پینوکیو هم مربوط باشه اینجا قرار بدید لطفا! بقیه اخبار درمورد فیلم رو میتونین جداگانه و به صورت تاپیک بزنین. با اجازه خداحافظتون!
  5. به نام خدا سلام. ----------------------------------------------------------------- پس از مدتها خبری از Ace Combat که یک بازی قدیمی محسوب می شود به دست ما رسیده. هم اکنون به محتویات آن خواهیم پرداخت: اولین نسخه ایس کمبت برای Playstation2 منتشر شد که استقبال چندانی نداشت و زیاد مشهور نشد. بار دیگر در سال 2014 نسخه جدید گرافیکی بازی برای PS3 با نام Infinity و یک نسخه بدل و کپی برای PC منتشر شد.اینبار حامیان این بازی یعنی Bandai namco از فروش و استقبال راضی بودند اما همچنان انتقادهایی از مراحل و ... وجود داشت.برای همین همین امروز و چند ساعت پیش تریلری از آماده سازی آپدیت بازی منتشر شد. این آپدیت سیزدهمین و کامل ترین آپدیت این بازیست که شامل خصوصیات تمام آپدیت های پیشین به اضافه کاربردهایی جدید است. این خصوصیات شامل کاربرد های تریلر ذیل می باشد و قرار است تنها برای PS3 منتشر شود... تریلر: ----------------------------------------------------------------- منبع: Fighting-Game.ir