جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'دنبال'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • انجمن رساگیم
  • مطالب مرتبط با انجمن
    • قوانین انجمن
    • درباره انجمن
    • اطلاعیه ها
    • جشنواره ها و مسابقات
  • اتاق های خصوصی
    • اتاق مدیران انجمن
    • اتاق کاربران ویژه
    • اتاق تیم تحریریه
  • اخبار و تازه ها
    • اخبار بازی های رایانه ای
    • اخبار پلتفورم‌های بازی
    • اخبار سازندگان بازی
    • سایر خبرها
  • مقالات سایت
    • نقد و بررسی
    • پیش نمایش
    • داستان بازی ها
    • راهنمای بازی ها
    • سایر مقالات
  • بازی ها
    • بازی ها نقش آفرینی
    • بازی های جهان باز
    • بازی های مبارزه ای
    • بازی های ترسناک
    • بازی های اکشن و مخفی کاری
    • بازی های جنگی
    • بازی های رانندگی
    • بازی های استراتژیک
    • بازی های آنلاین
    • بازی های ورزشی
    • بازی ها هک اند اسلش
    • بازی های ماجراجویی
    • بازی های ایرانی
    • سایر بازی ها
  • پلتفورم‌های بازی
    • کامپیوتر شخصی (PC)
    • نینتندو
    • پلی استیشن (PS)
    • ایکس باکس (XBOX)
    • سایر کنسول ها
  • مرتبط با بازی
    • موسیقی متن
    • نمایشگاه های بازی
    • دانلود بازی
    • سایر مطالب مرتبط با بازی
  • صنعت بازی سازی
    • آموزش ساخت و توسعه بازی
    • موتور های بازی سازی
    • گرافیک
    • انجمن بازی سازان ایرانی
    • سایر مطالب
  • فیلم و سریال و کارتون
    • فیلم و سریال و کارتون مورتال کمبت
    • سایر فیلم ها و کارتون ها
    • اخبار فیلم و سریال
    • تحلیل فیلم و کارتون
  • دانشنامه
    • دانشنامه بازی ها
  • تکنولوژی
    • سخت افزار
    • نرم افزار
    • سایر مطالب
  • مطالب متفرقه
  • بایگانی
  • گروه طرفداران ساب زیرو گروه طرفداران ساب زیرو Topics
  • بچه های قدیمیfg بچه های قدیمیfg Topics
  • بچه های با معرفت fg بچه های با معرفت fg Topics
  • طرفداران اسکورپیون طرفداران اسکورپیون Topics

وبلاگ‌ها

چیزی برای نمایش وجود ندارد

چیزی برای نمایش وجود ندارد


جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من

16 نتیجه پیدا شد

  1. White Night

    Christian Bale در فیلم "Ferrari"

    به نام خدا سلام.مقدمه: آیا Christian Bale رو می شناسین؟Michel Mann رو چطور؟ حتما هرکدومتون تا حدود با ایندو شخص مشهور آشنایی دارید.مایکل مان کارگردان و تهیه کننده و همچنین نویسنده مشهور فیلم های به یاد ماندنی زیادی برای ما ساخته! و اما کریستین بیل با بازی در فیلم های ترمیناتور4 و بتمن سه گانه و فیلم های تخیلی بی شماری که ما را شیفته خود کرده! اما اخبار فیلم رو اعلام خواهیم کرد. پس با ما همراه باشید... خبر: مایکل مان حدود 15 سال به ساخت فیلم هایی مرتبط با ماشین آلات پرداخت همانند محصول:Ford و their Battle of speed و Glory of Le Mans! اما قبل از این پروژه وی اعلام به ساخت فیلمی در آینده کرده بود که در مورد یک محصول جدید در آن موقع بوده یعنی Ferrari! سال 1957 اولین فیلم ساخته شده توس وی با عنوان Ferrari اعلام شد اما اکران نشد و حالا این فیلم جبران فیلم قبلیست.با بازی کریستین بیل! مایک مان تصمیم گرفت اینبار به دنبال حامی بهتری چون Walt Disney به جای Sydney Pollack باشد. این فیلم بر اساس داستان AJ و نوشته Baim طراحی ده که نقل از داستان زندگی سازنده فراری و البته حواشی جذاب آن است. مدتها پیش کریستین بیل به فرش قرمز هالیوود سری زد و آنجا از وی سوال شد آیا پروژه ای در دست وی میباشد و وی جواب داد:بله! در همان موقع میکل مان از راه میرسد و بعد از خوش و بش های خودمانی با بیل پروژه جدیدش را مطرح کرد. نقل از(مدرک): FirstShowing.netنویسنده(منبع): Fighting-game.ir
  2. پوتانیاک افسانه ای در مورد زنی می باشد که حامله بوده و فوت کرده. او به صورت یک زن زشت و رنگ پریده، دارای مو های بلند سیاه و سفید، ناخن های تیز و برنده و دارای لباس سفید توصیف می شود. او شب هنگامی که همه خوابیده اند، صدایی همانند نوزاد در حال گریه ایجاد می کند، و به دنبال یک انسان بخت برگشته و بیچاره می گردد. او به مردان حمله می کند و خون آنها را می نوشد. او با ناخن های تیز خود به سمت شکم مرد حمله می کند، او تمام ارگان های داخلی بدن شما را با ناخن های خود پاره می کند و آنها را می خورد. همچنین او می تواند به راحتی چشم هایتان را از سرتان بیرون آورد. او اغلب خود را به شکل زنی زیبا در می آورد و مردان هوس ران را گول می زند. تنها راه مقابله با او استفاده از چکش و ضربه به پشت گردن اوست.
  3. White Night

    تاریخچه فوتبال از دید کجکی

    به نام خدا سلام. مقدمه: چند وقت پیش همتن دیدین که خلاقیت من کور شده بود و فقط دنبال اخبار میرفتم! اخبار خوب بود اما نه خلاقیت داشت و نه کسی با علاقه تشکر میکرد...با اجازتون این تاریخچه باحال رو میزنم! با ما همراه باشید... هدف تاپیک: #تشویق به مطالعه #پیشروی مستمر در حوصله افزایی #علاقمند شدن به فوتبال #نشان دادن کاربران و استعداد فوتبالیشون #بالا رفتن اطلاعات عمومی کاربران و بالاخره #آشنایی صحیح با تاریخچه فوتبال روند تاپیک: هر از چند گاهی اشخاص یک مطلب جالب درباره یک بازیکن،تیم،پیشکسوتان،ورزش گاه و ... در قالب پست قرار میدن! بعدش من یک امتیاز به اون مطلب میدم.امتیاز بندی رو هم از ده توپ انتخاب کردم.هر کس که ده Goal بزنه یک کاپ به اسمش در میاد! برترین گل زنها و آمارشون در پست اول قرار میگیره! فعلا بازی دوستانست عزیزان!بعدا لیگ قرار میدم تا مستر لیگ هم حتی انتخاب بشه!البته اگه تاپیک علاقمند پیدا کرد! Mester Goals / آقایان گل: White Night منبع: اوهه!انتظار دارین کجا باشه؟خوب همین جاست دیگه! انجمن بازی های مبارزه ای یا Fighting-Game.ir!
  4. White Night

    مکان Valentine Mansion از Soul Calibur

    به نام خدا سلام. مقدمه: هیچی... پیش نویس: موقعیت: انگلستان(لندن-منطقه متروکه) مبارز مربوط: Ivy در Soul Calibur I,III Charade در Soul Calibur III حضور بازی: Soul Calibur I,III موزیک زمینه: Unblessed در Soul Calibur Face your Fate در Soul Calibur ----------------------------------- توضیحات: Valentine Masion (عمارت ولنتاین) متعلق به آیوی است که در قسمت 3 توسط چریت نیز استفاده شد. این مکان که در انگلیس پیش بینی می شود همچنان سالم مانده و داستان های زیادی دیده. از محدود مکان هایی می باشد که بدون بهره گیری از مکان حقیقی ساخته شده. در داستان بازی آمده که پدر آیوی از داستانی به نام شمشیر لبه ارواح مطلع می شود. وی که یک شمشیرزن قوی و سریع بوده تصمیم می گیرد قبل از اینکه شمشیر او را پیدا کند خودش شمشیر را پیدا کند. اما Azure Knight از وی قوی تر است...Nightmare پیروز میدان است و روح ولنتاین را در لبه ی شمشیرش حبس می کند. آیوی جسد پدرش را میبیند و تصمیم میگرد با شکستن شمشیر Soul Edge انتقام پدرش را از نایتمر بگیرد. وی که ابتدا نامش Isabella Valentine بود به Ivy تغییر نام داده و از لباس اشرافی به لباس مبارزه تغییر پوشش داد.(متأسفانه هرساله حجابش بدتر میشه) او تصمیم می گیرد شمشیر و سلاح هایی در عمارت ولنتاین بسازد تا شاید از سول ادج قوی تر باشد.پس یک زنجیر تیغه ای می سازد. وی در قسمت اول اطلاعتی به دست می آورد و متوجه حضور شمشیر قدرتمندتری به نام Soul Calibur می شود. پس تصمیم میگیرد به دنبال او بگردد پس در قسمت بعد(دوم)به عمارت خانوادگیش بازنگشت و به دنبال سول کالیبر گشت. زمانی که عمارتش کاملا در تاریکی فرو رفت به خانه برگشت و تصمیم گرفت منتظر مبارزان دیگر بماند تا یکی یکی آنها را شکست دهد.(قسمت 3) همچنان این عمارت منتظر حضور مجدد است... نویسنده(منبع): Fighting-Game.ir
  5. به نام خدا سلام.مقدمه: همه ما تاحدودی با Acclius یا Achill آشنایی داریم! بزرگترین مبارز یونانی در تمام تاریخ!حتی از اسپارتاکوس هم بزرگتر!قصد دارم یکم دربارش توضیح بدم! قصد دارم مقصود آشیل رو از مرگش عملی کنم... شناسنامه: نام: Acclius/Achill/آشیل/آکلیوس سن: حدودا 25 ساله اولین حضور: TROY / تروا آخرین حضور: TROY / تروا بازیگر نقش: Brad PITT علاقمندی: Olice،Brisies Troy،شرافت،افتخار،مبارزه و ... تنفرات: Agamemnon،ظلم،از دست دادن عزیزان و ... شغل: فرمانده لشکر غیرسلطنتی اسپارت وضعیت: اسطوره-مهربان و خشن-خوب توضیحات: آشیل مدتها پیش از تولدش توسط پیشگویی در یونان پیشبینی شد. مادرش اعتقاد داشت با فرو کردن تمام بدن آشیل در آب جاودانگی میتونه اونو رویین تن کنه! اما خودش هم میدونست که اون آب جلوی مرگشو نمی گیره!علاوه بر اون مچ پای آشیل با آب تماس نگفت چون که مادرش محکم اونو در دستش گرفته بود و اجازه نفوذ آب بهش نمیداد.اون پیشگو مرگ آشیل رو در بزرگترین جنگ یونان تعریف کرده بود... زندگینامه: TROY جنگ تسالی با مشکلی مواجه شد.برابری در جنگ سربازان.برای همین پادشاه تسالی و پادشاه منفور اسپارت یعنی آگاممنون با هم توافق کردند که مبارزه تن به تن بین برترین مبارزان انجام بشه جنگجوی تسالی زیادی قوی و تنومند به نظر میرسید.آگاممنون علی رغم خواستش آشیل رو صدا کرد اما اون در سپاه نبود.کودکی به عناون پیک به محل اقامت آشیل رفت و شیل با عجله آماده شد. آگاممنون گفت که باید به بدن آشیل بعد از جنگ شلاق زده بشه!آشیل هم که مردی مغرور بود گفت:«پس بهتر است خودت با او بجنگی.»وزیر جنگ اسپارت آشیل را راضی به مبارزه کرد.آشیل بی واهمه پیش رفت و تنها با یک ضربه جنگجوی تنومند تسالی را کشت! پس از این پادشاه تسالی بعد از جویا شدن نام آشیل از اون خواست چوگان فرمانروایی تسالی رو به آگاممنون یعنی پادشاهش بده اما آشیل گفت:«او پادشاه من نیست.»آشیل بعد از اون هرگز به سپاه آگاممنون برنگشت.بعد از مدتی آشیل در حال تمرین با عموزادش یعنی پاتروکولوس بود که صدای اسب های پیک را شنید و نیزه ای به سمت اونا برای اعلام آگاهی از وجودشون پرتاب کرد. تیر به درختی خورد و پادشاه الیس فرمانروای ایتاکا با نیزه پیش آشیل اومد و سعی کرد اونو راضی کنه که در جنگ تروا علیه یونان شرکت کنه.بعد از صحبت های فراوان آشیل احساس دودلی پیدا میکنه و برای همین میره به دنبال مادرش در ساحل. مادرش بلافاصله گفت:«میگویند پادشاه ایتاکا مار را با زبانش از لانه بیرون می کشد.»مادرش براش شرح داد که اگر بمونه صاحب فرزند و خانواده میشه.ولی اگه اونا بمیرن آشیل به فراموشی سپرده میشه. اما اگه به جنگ بره تبدیل به اسطوره خواهد شد...اما دیگه هرگز مادرش اونو نخواهید چون که افتخار برای اون تنها با مرگش بدست میاد.مادرش فاش میکنه اینو از قبل از تولد آشیل میدونسته که این ماجرا براش پیش میاد. آشیل وفادارترین افرادشو جمع میکنه و با کشتی مخصوصش به راه میفته.آشیل سریعتر از همه کشتی ها با افرادش به ساحل نزدیک میشه.همه کشتی ها با دیدن بادبان سیاه میفهمن که اون قهرمان اسپارت یعنی آشیله! آشیل تنها با 50 نفر ساحل تروا رو تسخیر میکنه.اونجا بود که سومین رکوردشو در تمام تاریخ ثبت کرد.رکوردی که هیچ کس توان انجامشو نداشت.آشیل بعد از تصرف ساحل به معبد میره و سر آپولو خدای دروغین تروا رو از تنش جدا میکنه.کاری که حقیقتا درست بود.(البته بی حرمتی هم بود) هکتور و افرادش هم به معبد میرسن.آشیل با دقت و قدرت کامل نیزه ای پرتاب میکنه و به گلوی فرمانده هکتور شراره ای تیز میزنه.هکتور سعی کرد کار اونو تکرار کنه ولی فاصله دور بود و آشیل سریع ! پس خیلی ماهرانه جاخالی داد. هکتور وقتی که به دنبال آشیل وارد معبد شد با حمله غافلگیرانه اسپارت ها مواجه شد پس خودشو به اتاق اصلی معبد رسوند و آشیل رو دید.هکتور که فکر میکرد کشتن راحبان معبد کار آشیله یادآور شد که اونا مسلح نبودن و آشیل هم وانمود کرد که خودش اونا رو کشته و گفت:«آری...بریدن گلوی پیرمردان افتخاری نیست.» -تنها کودکان و ابلهان برای افتخار میجنگند...من برای میهنم میجنگم! بعد سعی کرد آشیل رو بکشه ولی آشیل بهش حمله نکرد و کم کم محاصره شد.آشیل اجازه فرار به هکتور داد. بعد از این در بالای ستون های معبد ایستاد و شمشیرشو به نشانه برتری بالا گرفت و اینطوری بود که ساحل تروا تنها با50 مرد تسخیر شد.بعد از این آشیل به اقامتگاه آگاممنون رفت تا باهاش صحبت کنه.ولی وقتی وارد شد تک تک شاهان سرزمین های فتح شده رو دید که بعد از ذانو مقابل آگاممنون هدیه ای بهش میدن.آگاممنون با دیدن آشیل فرمان خروج به تمام افراد حاضر میده.الیس یواش به آشیل هنگام خروج میگه:«جوانان کشته میشوند و پیران سخن می گویند.هیچ گاه به سیاست اعتنا نکن!» آگاممنون گفت که امروز جنگ بزرگی را پیروز شده و ساحل تروا حالا مال پادشاه تمام یونانه...آشیل هم میگه:«ارزانی خودت...من به دنبال ساحل به اینجا نیامده ام. - برای این آمده که نامت در آینده بماند!شاهان به آشیل تعظیم نمیکنند!شاهان به آشیل هدیه نمیدهند!شاهان به آشیل تبریک نمی گویند!این پیروزی از آن من است. - شاهان از آن کور تر بودند که ببینند این سربازان بودند که پیروز شدند. - سربازها در تاریخ ثبت نمیشوند.تنها شاهان در تاریخ میمانند.پس از فتح تروا فرمان میدم چندین تندیس بسازند و نام آگاممنون رو روی آنها حک کنند.نام تو روی شن ها نوشته خواهد شد...تا دریا بشوید و ببرد. - تند نرو!ابتدا پیروزی را به کف آر! آشیل ی شب صدای ناله زنی رو میشنوه و سریعا به کمکش میره.اون یک راحبه معبد بود.سربازا قصد داشتن نشان داغ روی بازوش بذارن ول اون مقاومت می کرد و در آخر آشیل رسید و خدمت اون(بووووووووووووووقا)رسید. بعد اون دختر که اسمش بریزیس بود رو به چادر خودش برد زخم هاشو ترمیم کرد و بهش غذا داد.و بعد از کلی صحبت گفت:«میخواهم راضی به تو بگویم که الهه ها به تو نگفته اند...آن ها به ما حسادت میکنند چون میرا هستیم.هرگز از اینی که هستی زیباتر نخواهی شد...هرگز گذشته تکرار نمیشود و هرگز دوباره زندگی نخواهی کرد.ما از زندگی لذت بیشتری میبریم چون فانی هستیم...» از اون روز آشیل تا چندین روز کاری در جنگ انجام نداد.سپاه آگاممنون جنگ های پشت سر همی را تجربه میکند.الیس پیشنهاد میدهد پیشنهاد تکرار جنگ اینبار با یاران قدرتمندتری چون آشیل تکرار بشه.پس خودش پیشقدم میشه ولی اینبار موفق به راضی کردن آشیل نمیشه.پاتروکولوس عموزاده آشیل جلو میاد و میگه اگه به خونمون برگردیم این سربازا میمیرن. و ادامه داد:«زمانی که تو در چادرت پنهان شده بودی من با آنها خندیدم و گریستم!»اما آشیل فرمانشو دوباره بلند تر گفت. آشیل شبشو به آرامی و در خواب خوش گذروند.وقتی بیدار شد صدایی شنید...صدای فرماندهش که اونو صدا میکرد.آشیل میاد بیرون و میبینه که اون روی صورتش خون ریخته و شمشیر و زرهش تنشه! پس میفهمه که به جنگ رفته و گفت:«تو از فرمان من سرپیچی کردی...گفته بودم هیچ کدوم از افراد به جنگ نرن.» - می پنداشتیم شما دستور داده اید... - پاتروکولوس کجاست؟پالروکولووووووووووووووس؟ - گمان میکردیم شما هستید...زرهتان را پوشیده بود...کلاه خوردتان،ساق پوشتان... آشیل با یه مشت میندازتش و با خشم میگه کجاست! - هکتور گلویش را برید... آشیل پاشو روی گردنش میذاره و میخواد خفش کنه.اما بریزس میرسه و اونجا گلوی بریزیس رو هم میگیره.اما هردو رو ول میکنه و شمشیرشو بر میداره و توی ساحل قدم میزنه! بعد از قدم زدن جنازه پاتروکولوس رو با احترام کامل میسوزونه!تا صبح اونجا موند و به خاکسترها نگاه میکرد.وقتی روز شد وارد چادرش شد و قبل از اون به فرماندهش گفت که زرهشو براش بیاره. زرهشو پوشید و سوار ارابش شد.قبل از اینکه حرکت کنه بریزیس رسید و با التماس گفت:« نروووووو...صبر کن...هکتور عموزاده من است...مرد خوبیست!خواهش میکنم به جنگ با وی نرو!» اما آشیل حرکت کرد!وقتی به دژ رسید با صدای بلند فریاد زد هکتووووووووووور!هکتور و آشیل با هم حرفایی رد و بدل کردند وبعد مبارزه شروع شد. آشیل تمام حرکات جدیدش را روی هکتور انجام داد. در آخر هم تیغه نیزه ای در شش هکتور فرو کرد...هکتور به سختی نفس میکشید و در آخر آشیل با خنجر مشهورش قلب هکتور رو پاره کرد.خشمش جلوی احترام و خوی مهربانشو گرفت.بعد از اینکه کشتش پاهاشو به ارابه بست و کشان کشان روی زمین به اردوگاه رفت.بعد جسدشو به گوشه ای نزدیک چادرش انداخت.شب هنگام پیرمردی با لباسی کهنه به چادر وارد شد.بعد از چنددقیقه صحبت کردن آشیل رو راضی کرد تا جنازه هکتر رو بهش تحویل بده.اون پریام پادشاه تروا بود. بعد از اینکه خواست بره بریزیس رو هم دید و اونو با اجازه از آشیل برد. آشیل تمام افرادشو به خونه هاشون میفرسته!ولی خودش میمونه تا در جنگ شرکت کنه. یک هدف پوچ سبب وجود هدف واقعی شد.با پنهان شدن در یک مجسمه چوبی که با تخته چوب های کشتی درست شده بود تونست وارد قلعه بشه.اما بجای کشتن سربازان و کارهای دیگر افراد به دنبال بریزیس گشت. در آخر هم دید که بریزیس با آگاممنون درگیر شده و یک خنجر در گردن آگاممنون فرو کرده.سربازهای آگاممنون بریزیس رو گرفتند تا بکشنش که آشیل میرسه و اونو نجات میده.در حالی که آشیل سعی کرد بریزیس رو بلند کنه پاریس شاهزاده جوان و برادرهکتور دچار سوء تفاهم میشه و تیری به پای آشیل پرتاب میکنه. آشیل سعی میکنه نزدیک تر بره تا بتونه از خودش دفاع کنه ولی دیرشده بود و سه تا تیر توی بدنش فرو رفته بود،همه رو از بدنش کشید بیرون.بریزیس با ناراحتی وایساد تا شاید شیل نجات پیدا کنه.پاریس هم گفت که باید سریعا از اونجا دور بشن برای همین هردو رفتند.وقتی که سربازان رسیدند آشیل با یک تیر توی پاش روی زمین دراز کشیده بود... ویدئوهای مربوطه: نبرد هکتور و آشیل به صورت غم انگیز(دوریمه...) فتح ساحل تروا(آیم او...) موزیک فیلم تروا سکانس برتر فیلم تروا از دید تماشاچیان(نبرد هکتور و آشیل) نقل از: خاطرات پادشاه محبوب یونان،الیس! منبع: Fighting-Game.ir
  6. به نام خدا سلام. مقدمه: شخصیت های بالیوودی در نقش های متعددی بازی میکنن و طرفدار جذب میکنن ولی نقششون بی ارزش شناخته میشه.چرا؟ چرا؟...معلومه!چون که بیننده محو نقش بازیگر نمیشه و محو اون بازیگر میشه.امروز میخوام با یک فیلم زیبا با نقش و بازیگران جالب حرف بزنم. از شخصیت مشهور داستان پسر سردار شروع می کنم...جناب...آقای...جاس...وین...� �ار...سینگ! شناسنامه: نام کامل: Juss(Justin) Vindar Sing Randava / جاس(جاستین) وین دار سینگ رانداوا کنیه: Jessie / جسی ملیت: India / هند سن: یادم نیست! سبک مبارزه: Indian Sardar style / سبک سردار هندی سلاح: None / ندارد اولین حضور: Son of Sardar / پسر سردار آخرین حضور: Son of Sardar / پسر سردار بازیگر نقش: Ajay Davegun / آجی دبگان علاقمندی: خانواده سانتو،خنده و ... تنفرات: غم همسرش،توهین به سردا و ... شغل: بیکار(خیابونا رو متر میکنه) ریز توضیح: جاستین با نام شناسنامه ای جاس وین دار سینگ رانداوا همراه با مادر خود در سن کودکی به انگلستان رفت. جاستین اونجا بزرگ میشه و مشهور میشه به سردار جسی!جسی در اون سالها با بوتان که یک جوون هندی بود دوست میشه و در ماجراهای مختلف کنار هم بودن. روزی نامه ای به دست جسی میرسه که نوشته شده یه تیکه زمین از پدرش بهش رسیده! پدر بوتان که یک کلوب دار بود داستان نبرد خاندان رانداوا بر علیه خاندان سانتو رو برای جسی تعریف میکنه. جسی هم که میخواد نشون بده از هیچی نمیترسه سوار قاری میشه و میاد به بمبئی! بعد از اون دختری رو توی ایستگاه میبینه که یک دل نه هزار و یک دل عاشقش میشه(تا بدیدش عقل و هوشش باد...غربت و دل تنگیش از یاد بد) زندگینمامه: جسی که عاشق اون دختر میشه منتظر میمونه تا اون دختره سوار بشه اما قار حرکت میکنه و دختره به دنبالش میدوه. سردار جسی هم میره سراغ در و دست دختره رو میگره تا بکشونتش بالا که حس عاشقونش کر دستش میده و از قطار میفته پایین. بعدش هم قطار می ایسته و جاستین هم سوار میشه.بعدش هم دختره روی صندلی جسی میشنه و جسی هم جلو نمیره. دختره گیر داد به یه مرد کنار جسی و جسی یه کشیده خوابوند در گوش مرده و دختره خندید. جسی اینوری اولین قدم برای ابراز علاقه به دختره رو برداشت.بعد هم ه بهونه اینکه صدای دختر رو نمیشنوه اومد کنارش نشست. اونا از هم سوال میکردن و با هم حرف میزدن.دختره هم لحظه به لحظه اون لحظات رو(چه شعری شد) با دوربینش ثبت کرد. بعد از اون دختره میره و خانوادش میان دنبالش و اون میره.جسی هم که دختره رو نمیبینه به راهش ادامه میده. در میانه راه تصمیم میگره به معبد قدیمی پنجاب بره تا دعاشو به جا بیاره. از پیرمردهای اون محل میپرسه معبد قدیمی و دفتر اسناد شهر کجاست.و اونا هم جواب های چرندی بهش میدن. ولی میفهمه که برای تحویل گرفتن زمین باید پیش ویرو بره.اتفاقا یک نفر هردو جا رو بلده و میاد جسی رو به اونجاها ببره. میون راه پسره ازش میپرسه:اسمت چیه؟» « _ جسی.اسم تو چیه؟» «تونی...تاحالا اینورا ندیمدت اومدی اینجا برای چی؟» «_ پدرم برام یه زمین به ارث گذاشته،راستش اومدم کلک یه چیزیو بکنم.»«_ خوب اسم پدرت چیه؟» «رانداوا.»پسره وایمسته و میگه:«هارجیت سینگ رانداوا» وقتی میفهمه عصبی میشه چون تونی یکی از برادران خانواده سانتوئه. میخواد کلکشو بکنه اما گلوله نداره.یه جایی توی یه روستا نزدیک معبد قدیمی وایمسته و سعی میکنه چیزی پیدا کنه تا جسی رو بکشه. وقتی برگشت جسی اونجا نبود.دنبالش میکنه و داغون میشه و دیگه توان دنبال کردنشو نداشت.جسی به معبد قدیمی رسید. وقتی داشت برای ادای دعاش نارگیل رو شق میکرد نارگیل به کله مرد قد بلندی میخوره. دختر توی قطار میاد و جسی هم دستشو میکنه تو جیب و یه چیزی به دختره میده...همون دوربین دخترک. جسی میگه دنبال ویرو میگرده و بهش میگن که ویرو همون مرده که نارگیل خود تو کلش.ویرو ازش میپرسه واسه چی اومده و اونم جواب میده. بعد میپرسه اسم پدرت چیه که گوشیش زنگ میزنه.تونی بود.ناواضح حرف میزد و بیچاره حرفشو قبول نکردن و فکر کردن ذهر ماری کوفت کرده. پس از یه سری ماجرا دختره هم به جسی علاقمند میشه.دختره مجبور به ازدواج با جوانی میشه که عین برادرش بود...ویکی! بعد از اون افراد سانتو جمع میشن تا حساب جسی رو برسن که همه شل و پل میشن چون یه سردار با 100000 نفر برابری میکنه. آخرم دختره از مراسم بیرون میاد تا به جسی کمک کنه.ویرو ملع میشه و به شهر میاد تا جسی رو بکشه. جسی هم با قدرت باهاش مقابله می کنه و هردو در اواخر دعوا میفتن توی خونه سانتوها.و چون مهمون حبیب خداست دیگه نتونستن ادامه بدن. اما در آخر با یه سری حرف های قشنگ ویرو هم بی خیال جون جسی میشه. جالبه بدونین یک هفته جسی در خونه سانتو ها بود و به خاطر رسم حبیب خدا هیچ آسیبی ندید. نکات بی اهمیت: ویرو دو برادر به نام های تونی و بابی داره. این سه برادر قسم یاد کردند تا وقتی آخرین نفر از نسل رانداوا رو نکشن... 1.ویرو ازدواج نخواهد کرد. 2.بابی بستنی لب نمیزنه. 3.تونی نوشیدنی طبیعی و خنک نمی نوشه. اما بعد از صلح پیمان ها شکسته شد. و یه چیز دیگه اینکه هارجیت سینگ رانداوا پدر ویرو رو کشته و پدر ویرو هم قبل از مرگ هارجیت رو کشته. نقل از: Son of Sardar! منبع: Fighting-Game.ir
  7. (این انیمیشن 45 دقیقه است که منتشر شده) نام انیمیشن : عصر یخبندان 5 موضوع : کمدی ، ماجراجویی حجم : 391 مگابایت کیفیت : خوب زبان : فارسی دوبله شده توسط : گلوری فرمت : rar محصول 2016 آمریکا داستان : دزدان دریایی که از گروه سید شکست خورده بودن ، میخوان کشتیشون رو پس بگیرن و برای این کار تخم هایی که سید سرپرستیشون رو قبول کرده بود رو میدزدن و مندی و سید و دیگو می افتند در یک ماجرای جدید و یک گروه جستجو تشکیل میدن و به دنبال تخم ها میرن .... هم اکنون این انیمیشن زیبا را دانلود کنید برای دانلود کلیک کنید (به محض انتشار نسخه اصلی در تاپیک قرار خواهد گرفت) رمز فایل : fighting-game.ir (نام قدیمی رساگیم) منبع : rasagame.ir
  8. به نام خدا سلام.مقدمه: فیلم Godzilla رو دیدین؟فیلم King Kong رو چطور؟ اگه می گفتن این دو رو علیه هم در یک فیلم قرار میدادن فیلمو میخریدین؟ خوب از نظر من این فیلم دیدنیه چون در این زمان هم سازندگان با استعداد فیلم در تلاشند که این فیلم رو بسازن و از نظر من حرفه ای ها بی گدار به آب نمیزنن!برای همین حدس های من به سمت جذابیت فیلم پیش میره! با ما همراه باشید... خبر: Jordan Vogt-Roberts سازنده فیلم پرطرفدار کینگ کونگ تصمیم گرفت قسمت جدید این فیلم با نام Skull Island(جزیره جمجمه) را بسازد.اما با کسریه بودجه مواجه شد و به جای تک سازی و کمک از یک استودیو تصمیم گرفت حامی بهتری پیدا کند...کمپانی Warner Bros! رئسای شرکت گفتند:«حتما!چرا که نه؟» برای همین انتخابیه جردن وت رابرتس انجام خواهد شد! اما به جای یک فیلم دو فیلم ساخته می شود!اینجور که وت رابرتس اعلام کرده پس از جزیره جمجمه تریلوجی جذابی با نام Godzilla VS King Kong ساخته شد...اینگونه که منتقدان وارنر براس اعلام کرده اند این فیلم تا حدود 5 الی 10 سال جزو برترین و پرطرفدارترین محصولات وارنر براس خواهد بود! البته تصویر بالا همچنان تأیید نشده و ممکن است فضای واقعی تری را دنبال کنیم! این فیلم به صورت تریلوجی(سه گانه)اعلام شده اما منظور خود را از این نام همچنان فاش نکرده! نقل از(مدرک): FirstShowing.net نویسنده(منبع): Fighting-game.ir
  9. White Night

    Colin Farrell در قبل از هری پاتر

    به نام خدا سلام.مقدمه: هواداران داستان و فیلم های هری پاتر دوبرابر طرفداران ورزش ها و بازی هاست. البته این آمار مال زمانی بود که آخرین قسمت این فیلم منتشر نشده بود.بعد از اون قسمت طرفداران ناامید شدن. با خودشون میگفتن یعنی دیگه همه چیز تمام؟من با افتخار اعلام میکنم که رویای هری پاتری شما هنوز ادامه داره فقط یکم باید بریم به عقب اونم با گردنبند هرمیون! اخبار: Colin James Farrell یک مسیحی کاتولیک و شخصیت محبوب کارآگاه واقعی چندی پیش به جمع وحشی های شگفت انگیز پیوست. کالین جیمس فارل از طرف کمپانی Warner Bross برای بازی در نقش یک جادوگر استخدام شد و از ایرلند به آمریکا سفر کرد.(البته ناگفته نمونه برخی جاهاش هم توی خود ایرلند فیلم برداری شده) او اعلام کرده که بازی در کنار Eddie Redmine،Catrine Watersrone،Ezra Miller،Allyson Sadoul،Dan Faglerبرای وی خاطره ای به یادماندنی و افتخاری جاودان خواهد بود.فارل در این فیلم در نقش جادوگری به اسم گرویز خواهد بود که با Note Scamander(ردمین) ملاقاتی کوتاه و سرنوشت ساز خواهد داشت.این فیم اقتباسی از داستان Harry Potter و وحشی های شگفت انگیز و محل زنگی آنها خواهد بود.جالب این است نویسنده هردو یک نفر است و آن کسی نیست جز J.K.Rowling مشهور! ماجرای این فیلم هم از مدتها قبل از تولد هری پاتر شزوع می شود.زمانی که جادوگری به اسم note شروع به ماجراجویی در دنیای مخفی جادوگران و به دنبال موجودات افسانه ای و ثبت آنها میکند. این داستان حدودا 70 سال قبل از اینکه هری پاتر داستان نوت اسکاماندر را بخواند اتفاق میفتد. کارگردان این اقر David Yats می باشد و زحمت فیلمنامه اون هم به گردن J.K.Rowling است.تمام نویسندگان هشت قسمت هری پاتر دور هم جمع شده و به علاوه جی کی رولینگ تیم تهیه کنندگی را تشکیل میدهند. منبع: Fighting-game.ir
  10. White Night

    داستان تیکن4

    به نام خدا سلام. قبل از TEKKEN4: Jin در یک باشگاه سرد و تاریک در حال تمرینه! هیچ کس خبر نداره که اون در استرالیاست!حتی گروه TEKKEN Force! Heihachi Mishima که از یافتن جین ناامید میشه به شرکت G حمله میکنه تا از راه دیگری نیروی شیطانی رو بدست بیاره!شرکت G جسد سالم Kazuya رو پیدا کرده بودند و هیهاچی هم این خبر رو شنیده بود.هیهاچی نیروهای زیادی رو میفرسته تا اونو بگیرن و به آزمایشگاهش بیارن.اما با یک مبارز قوی روبرو میشن.بله ... اون خود کازویا بود که با کمک شرکت G احیا شده بود. هیهاچی بهت زده و نگران به مانیتور خیره میشه...کازویا تک تک سربازان TEKKEN Force رو می کشه! هیهاچی تصمیم میگیره جوهر مسابقات The King of Iron Fist Tournoment رو زنده کنه پس ناقوس تیکن دوباره نواخته میشه! جین هم برای گرفتن انتقام و دیدن پدرش به مسابقات وارد میشه! داستان TEKKEN5: جین کازاما زودتر از کازویا با هیهاچی روبه رو میشه ولی قبل از اینکه بخواد به مبارزه با هیهاچی بپردازه هیهاچی سربازان میشیما زایباتسو رو خبر می کنه جین دلیرانه در مقابل تمام اونا وایساد ولی وقتی می خواست به دنبال هیهاچی بره سربازان با هم تیرهای بیهوشی رو بهش شلیک کردند و اون از هوش رفت و بدین ترتیب از هیهاچی و میشمازایباتسو شکست میخوره هیهاچی هم اونو قل و زنجیر میکنه و منتظر کازویا میمونه.بعداز اینکه با کازویا روبه رو میشه اونوهم شکست میده(توی بیوگرافی هاشون گفتم چطور شکست خورد) و بهش پیشنهاد میده که با هم کار کنن و خبر پسرش رو هم بهش میده. کازویا که دیوانه وار دنبال قدرت میگشت و میخواست قدرت شیطانی جین رو مال خودش بکنه تنهایی سراغش رفت اما جین قبل از هر اقدامی ازسوی کازویا به هوش اومد و نه تنها خودش رو ازاد کرد بلکه کازویا رو هم در اولین مبارزه با پدرش شکست داد.بلافاصله بعد از کازویا هیهاچی میرسه و جین اینبار شکستش رو تلافی میکنه به دویل جین تبدیل میشه تا هردوی اونها رو بکشه اما برای یک لحظه مادرش جون کازما رو میبینه که داره بهش نگاه میکنه.چشماشو به هم میزنه و میبینه که هیچ کس اونجا نیست به جز یک مجسمه بودای مقدی!اما بخاطر مادرش هیهاچی و کازویا رو رها میکنه و اونجا رو ترک میکنه. (جهت اطلاعات دقیق تر بیوگرافی این سه شخص رو بخونین) مدرک:تمام مراجع تیکن! ---------------------------- منبعFighting-Game.ir ---------------------------- ویرایش شد و منبع هم خودمون شدیم!
  11. به نام خدا سلام. راستش داشتم بازی سول کالیبر3 رو انجام میدادم که به شخصیتی با نام Abyss برخوردم! غول آخر بازی که شباهت عجیبی به Shinnok از بازی Mortal Kombat X داشت با تفاوت هیکل و سر و ته بودن شاخها! برای همین تصویر زیر رو ساختم: تونستم با کمی تحقیق متوجه بشم که خصوصیات مشترکی دارن. البته باید افزود سلاح آبیس یه داس روحانیت مربوط به کشیش های سیاهپوشه که شیناک هم در بازی های قدیمی مورتال کمبت از این سلاح استفاده میکرد.در ضمن بدن شیناک شیطانی،از دو تیکه تشکیل شده که با یک شکاف نوری مشخص شده. آبیس هم این شکاف رو داره ولی به صورت یه خط صاف نیست.اگر اسکین ها و فن آرت ها(البته رسمی)ی مورتال کمبت ایکس رو دنبال کنین تصویری از شیناک با کمربند آبیس میبیند که البته بدون اون هم همینطوری شبیهشه. به کناره دست ها و زیر آرنج ها اگر دقت کنین شباهت هردو رو متوجه میشین و البته به صورت کلی شباهت رو خواستم دیروز در یک سایت آزمایش کنم ولی آدرسشو گم کردم.ولی به نظر خودم که حدود 90% به صورت تقریبیه. از نظر من 90% شباهت کمی نیست!هست؟واقعا هست؟ در ضمن شخصیت آبیس هم از یه شخصیت مارول با نام Ex Nihilo و لقب Abyss گرفته شده. منبع: Fighting-Game.ir
  12. Ali.Z

    ویدئو: مروری بر داستان Bloodborne

    بازی Bloodborne که در سبک اکشن نقش آفرینی است، حاصل همکاری From Software و SCE Japan Studio می باشد که توسط آقای Hidetaka Miyazaki کارگردانی هم می شود . وقایع داستانی این بازی شهری به نام Yharnam را در بر خواهد گرفت که ساکنین آن از یک طلسم بیماری زا هولناک رنج می برند و محیط آن پر است از دیوانگی و مرگ. شما باید به دنبال اسرار مختلف از وقایع رخ داده باشید و در عین حال زنده بمانید. Bloodborne در تاریخ ۲۵ مارس ۲۰۱۵ (مصادف با ۵ فروردین) به صورت انحصاری برای PS4 منتشر می شود. دانلود ویدئو: hd: برای دانلود کلیک کنید sd: برای دانلود کلیک کنید گیمفا
  13. Ali.Z

    ویدئوی سلاح های موجود در Bloodborne

    دنیای بازی Bloodborne دارای دشمنانی سرسخت، مرگبار و وحشتناک می باشند. مسلما اگر بخواهید شانسی برای زنده ماندن جلوی آنها داشته باشید، باید سلاح های قدرتمند و فراتر از حد معمول را به کار ببرید. این دقیقا چیزی است که Bloodborne برای بخش مبارزات در نظر گرفته است، ترکیبی از سلاح های سرد و گرم. بازی Bloodborne که در سبک اکشن نقش آفرینی است، حاصل همکاری From Software و SCE Japan Studio می باشد که توسط آقای Hidetaka Miyazaki کارگردانی هم می شود . وقایع داستانی این بازی شهری به نام Yharnam را در بر خواهد گرفت که ساکنین آن از یک طلسم بیماری زا هولناک رنج می برند و محیط آن پر است از دیوانگی و مرگ. شما باید به دنبال اسرار مختلف از وقایع رخ داده باشید و در عین حال زنده بمانید. Bloodborne در تاریخ ۲۵ مارس ۲۰۱۵ (مصادف با ۵ فروردین) به صورت انحصاری برای PS4 منتشر می شود. دانلود ویدئو: HD: برای دانلود کلیک کنید SD: برای دانلود کلیک کنید گیمفا
  14. بازی Assassin’s Creed IV: Black Flag چهارمین نسخه از سری جذاب Assassin’s Creed می باشد . این نسخه از بازی دارای ویزگی های جدید تری نسبت به نسخه های قبلی خود بود و در این نسخه شما به جای یک دزد دریایی به نام ادوارد کنوی ( به انگلیسی edward kenway ) قرار خواهید گرفت و ماجرا های این شخصیت را دنبال خواهید کرد . سبک این نسخه مانند نسخه های قبلی خود اکشن-ماجراجویی و مخفی کاری جهان باز بود اما دنیای بازی در این نسخه بسیار بزرگتر شده است اما بیشتر وسعت این دنیا را دریا پوشانده است . این نسخه از بازی در تاریخ 29 اکتبر 2013 برای دو کنسول نسل هفتمی و هشتمی و PC و وی یو توسط استودیو یوبی سافت منترال عرضه شد . شما در این بازی در نقش شخصیت ادوارد کنوی قرار خواهید گرفت و داستان بازی در ابتدا قرن 17 رخ میدهد و شخصیت اصلی بازی یعنی ادوارد کنوی پدر بزرگ کانر کنوی ( شخصیت اصلی بازی اساسین کرید 3 ) می باشد . حال شما در اینجا می توانید سیستم مورد نیاز این عنوان را ببینید . حداقل سیستم مورد نیاز : سیستم عامل : Windows Vista SP or Windows 7 SP1 or Windows 8 (both 32/64bit versions) پردازنده : Intel Core2Quad Q8400 @ 2.6 GHz or AMD Athlon II X4 620 @ 2.6 GHz رم : 2 گیگ کارت گرافیک : Nvidia Geforce GTX 260 or AMD Radeon HD 4870 (512MB VRAM with shader Model 4.0 or higher) DirectX : DirectX 10 فضای هارد : 30 گیگ سیستم پیشنهادی : سیستم عامل : Windows Vista SP2 or Windows 7 SP1 or Windows 8 (both 32/64bit versions) پردازنده : Intel Core i5 2400S @ 2.5 GHz or better or AMD Phenom II x4 940 @ 3.0 GHz رم : 4 گیگ کارت گرافیک : Nvidia GeForce GTX 470 or AMD Radeon HD 5850 (1024MB VRAM with Shader Model 5.0) or better DirectX : DirectX 11 فضای هارد : 30 گیگ
  15. Fallen Knight

    نقد و بررسی بازی Witcher 3

    سلام دوستان میخوام براتون بازی ویچر 3 رو نقد کنم کمپانی سازنده ی ویچر یکی از معدود کمپانی هایی است که به نظر گیمر ها اهمیت میده و دنبال انچه که خودش میخواد نیست امسال هم یک بازی بدون نقص ساخت (البته تغریبا) بازی ویچر امسال تونست از صد رقیبانی چون متال گیر سالید 5 یا اساسینز کرید سیندیکیت بگذره و به مقام اول در سال برسه از نظر من این بازی در سبک جهان باز نظیر نداره و یکی از بزرگترین جهان ها رو داره به طوری که میشه از شهری به شهر دیگه یا روستایی به روستای دیگه برید و با غول های مختلف بجنگید و اونا رو از پا در بیارید این بازی از گیمپلی روانی برخورداره و حدود 40 ساعت گیمپلی داره (40 یا بیشتر یا شایدم کمتر من که زمان نگرفتم) یکی از بدی های این بازی باگ های عجیبی است که در بازی مشاهده میشود مثلا میبینید موقع شروع بازی اسب گرالت در (یه چیزی مثل برکه) می افتد گرافیک این بازی بسیار بالاست و میتوانید از صحنه هی چشم نواز این بازی بسیار لذت ببرید داستان این بازی در مورد شخصیتی به نام گرالت هست که در جایی که زندگی میکرده مبارزان زیادی اموزش میدیدند که او هم جزوی از انهاست که مبارزان انجا با قدرت های ماورایی مبارزه می کردند. اول بازی در جایی به نام کایر مارن هستیم که در انجا جادوگران اموزش میبیند و به شما هم آموزش میدهند. ولی میفهمید که این خوابی بیش نبوده و داستان اصلی شروع میشود که میفهمید یک پادشاه دیوانه به دنبال شما است و معلوم نیست چرا. شخصیت ها سیری:شاگرد گرالت که به همراه آن چند مرحله رو پشت سر میگذارید نقاط قوت: تغریبا میشه گفت کل بازی نقاط قوت این بازی حساب میشود نقاط ضعف: باگ های عجیب نویسنده:علیرضا(شرلوک) منبع:فایتینگ گیم
  16. با اینکه امسال شاهد بازی*های پر زرق و برق و پر خرج "اسسین کرید" نخواهیم بود اما به این معنی نیست که عناوین دیگر این بازی هم عرضه نخواهند شد. یوبی سافت رسماً اعلام کرد که علاوه بر سری Assassin’s Creed Chronicles، نسخه iOS بازی Assassin Creed این ماه عرضه خواهد شد و Assassin’s Creed Identity نام دارد.بدین ترتیب این بازی اولین بازی از سری بازی*های اسسین است که در سبک RPG برای تلفن*های همراه عرضه می*شود. شما در این بازی قادر خواهید بود تا شخصیت خود را به نحو دلخواه مجهز کرده و وارد میدان نبرد بازی، که در ایتالیا دوران رنسانس قرار دارد وارد کنید. ایتالیا در دوران رنسانس در سال ۲۰۰۹ طی عنوان Assassin’s Creed II برای کنسول*های بازی منتشر شده بود.یوبی سافت در بیانیه رسمی خود اعلام کرد: تجربه منحصر به فردی را تصور کنید که در آن، قاتل آزادانه در بازی حرکت می*کند و پرده از راز «کلاغ» برداشته و در به دنبال حقیقت می*گردد. در بازی می*توانید هم به وسیله کنترلر های مخصوص تلفن*های همراه و هم بدون آنها شخصیت خود را حرکت دهید. نسخه مخصوص iOS در تاریخ ۲۵ فوریه عرضه می*شود و ۵ دلار نیز قیمت خواهد داشت. برای انجام بازی نسخه iOS 7 یا بالاتر و همچنین دستگاه*های iPhone 5 و iPad 3 و یا جدیدتر را نیاز خواهید دشت.یوبی سافت اشاره*ای به نسخه*های مخصوص ویندوزفون و اندروید نکرد. این شرکت قصد دارد تا نسخه بعدی بازی خود را در سال ۲۰۱۷ عرضه کند. خبرهای حاکی از آن است که نسخه جدید کنسولی این بازی در مصر اتفاق میافتد. قسمت آخر فرانچایز این بازی که Assassin’s Creed Chronicles Russia نام دارد، اوایل فوریه ۲۰۱۶ منتشر می*شود. منبع:dbazi