رفتن به مطلب
جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'داستان'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • انجمن رساگیم
  • مطالب مرتبط با انجمن
    • قوانین انجمن
    • درباره انجمن
    • اطلاعیه ها
    • جشنواره ها و مسابقات
  • اتاق های خصوصی
    • اتاق مدیران انجمن
    • اتاق کاربران ویژه
    • اتاق تیم تحریریه
  • اخبار و تازه ها
    • اخبار بازی های رایانه ای
    • اخبار پلتفورم‌های بازی
    • اخبار سازندگان بازی
    • سایر خبرها
  • مقالات سایت
    • نقد و بررسی
    • پیش نمایش
    • داستان بازی ها
    • راهنمای بازی ها
    • سایر مقالات
  • بازی ها
    • بازی ها نقش آفرینی
    • بازی های جهان باز
    • بازی های مبارزه ای
    • بازی های ترسناک
    • بازی های اکشن و مخفی کاری
    • بازی های جنگی
    • بازی های رانندگی
    • بازی های استراتژیک
    • بازی های آنلاین
    • بازی های ورزشی
    • بازی ها هک اند اسلش
    • بازی های ماجراجویی
    • بازی های ایرانی
    • سایر بازی ها
  • پلتفورم‌های بازی
    • کامپیوتر شخصی (PC)
    • نینتندو
    • پلی استیشن (PS)
    • ایکس باکس (XBOX)
    • سایر کنسول ها
  • مرتبط با بازی
    • موسیقی متن
    • نمایشگاه های بازی
    • دانلود بازی
    • سایر مطالب مرتبط با بازی
  • صنعت بازی سازی
    • آموزش ساخت و توسعه بازی
    • موتور های بازی سازی
    • گرافیک
    • انجمن بازی سازان ایرانی
    • سایر مطالب
  • فیلم و سریال و کارتون
    • فیلم و سریال و کارتون مورتال کمبت
    • سایر فیلم ها و کارتون ها
    • اخبار فیلم و سریال
    • تحلیل فیلم و کارتون
  • دانشنامه
    • دانشنامه بازی ها
  • تکنولوژی
    • سخت افزار
    • نرم افزار
    • سایر مطالب
  • مطالب متفرقه
  • بایگانی
  • گروه طرفداران ساب زیرو گروه طرفداران ساب زیرو Topics
  • بچه های قدیمیfg بچه های قدیمیfg Topics
  • بچه های با معرفت fg بچه های با معرفت fg Topics
  • طرفداران اسکورپیون طرفداران اسکورپیون Topics

وبلاگ‌ها

چیزی برای نمایش وجود ندارد

چیزی برای نمایش وجود ندارد


جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من

89 نتیجه پیدا شد

  1. White Night

    Christian Bale در فیلم "Ferrari"

    به نام خدا سلام.مقدمه: آیا Christian Bale رو می شناسین؟Michel Mann رو چطور؟ حتما هرکدومتون تا حدود با ایندو شخص مشهور آشنایی دارید.مایکل مان کارگردان و تهیه کننده و همچنین نویسنده مشهور فیلم های به یاد ماندنی زیادی برای ما ساخته! و اما کریستین بیل با بازی در فیلم های ترمیناتور4 و بتمن سه گانه و فیلم های تخیلی بی شماری که ما را شیفته خود کرده! اما اخبار فیلم رو اعلام خواهیم کرد. پس با ما همراه باشید... خبر: مایکل مان حدود 15 سال به ساخت فیلم هایی مرتبط با ماشین آلات پرداخت همانند محصول:Ford و their Battle of speed و Glory of Le Mans! اما قبل از این پروژه وی اعلام به ساخت فیلمی در آینده کرده بود که در مورد یک محصول جدید در آن موقع بوده یعنی Ferrari! سال 1957 اولین فیلم ساخته شده توس وی با عنوان Ferrari اعلام شد اما اکران نشد و حالا این فیلم جبران فیلم قبلیست.با بازی کریستین بیل! مایک مان تصمیم گرفت اینبار به دنبال حامی بهتری چون Walt Disney به جای Sydney Pollack باشد. این فیلم بر اساس داستان AJ و نوشته Baim طراحی ده که نقل از داستان زندگی سازنده فراری و البته حواشی جذاب آن است. مدتها پیش کریستین بیل به فرش قرمز هالیوود سری زد و آنجا از وی سوال شد آیا پروژه ای در دست وی میباشد و وی جواب داد:بله! در همان موقع میکل مان از راه میرسد و بعد از خوش و بش های خودمانی با بیل پروژه جدیدش را مطرح کرد. نقل از(مدرک): FirstShowing.netنویسنده(منبع): Fighting-game.ir
  2. به نام خدا سلام. پیش نویس: نام: Dr. Geppetto Bosconovith / دکتر ژپتو بوسکونوویچ وضعیت: زنده سبک مبارزه: هرچیزی که بشناسه ملیت: روسیه قد: نامعلوم وزن: نامعلوم رنگ چشم: آبی رنگ مو: سفید علاقمندی ها: آزمایشات اثربخش و موفق، ودکا ، ربات های جک، آلیسا الکس، راجر، یوشیمیتسو و ... تنفرات: دکتر آبل، کازویا میشیما، آزمایشات ناموفق و کمردرد گونه: انسان جنسیت: مذکر سن: سری (:| مثل خانوما که نمیشه سنشون رو پرسید از دکی هم نمیشه:|) گروه خونی: نامعلوم جهت (گروه): خوب اولین حضور: TEKKEN 2 دیگر حضورها: TEKKEN 3 TEKKEN Tag Tournament TEKKEN 4 TEKKEN 5 TEKKEN 6: Bloodline Rebellion TEKKEN Tag Tournament 2 سرگرمی: شطرنج شغل: مخترع، دانشمند و پژوهشگر صداپیشه: Tamio Oki در نسخه ژاپنی TEKKEN The Motion Picture Ken Webster در نسخه انگلیسی TEKKEN The Motion Picture ریز توضیح: دکتر بوسکونوویچ دانشمندی باهوش و باسواد است که دوستی به شدت نزدیکی با یوشیمیتسو دارد. این دوستی موجب رابطه صمیمانه او با قبیله مانجی می شود و آنها حتی از او محافظ هم می کنند. تمامی حرکات او برگرفته از حرکات سایر شخصیت هاست با این تفاوت که کمی متناسب با جسم فرتوت او تغییر کرده. سبک او همواره Various (متغیر) یا Panic Fighting (مبارزه استرسی) ذکر شده. داستان: دکتر بوسکونوویچ ملقب به خالق (در تیکن 3)، پیرمرد خوش طینت ، مهربان و خردمندی ست که از دانش بسیار بالایی در تمام رشته های علمی و تجربی برخوردار است و از همین روی به عنوان بزرگترین دانشمند خصوصا در زمینه ساخت موجودات فرا انسانی و همچنین ربات های جنگنده، شناخته می شود هرچند که خود او چندان به ساخت جنگنده ها علاقه نشان نمی دهد. درواقع او از اعضای سابق USSR بود و در 12 سالگی توانست مدل جدیدی موشک بالستیک بسازد و اینگونه برای اولین بار در جهان دانشمندان شناخته شد. پس از مرگ دخترش آلیسا زندگیش را صرف تحقیق درمورد ماشین خواب سرد کرد که باعث میشد بدن و درواقع هوش و قلب انسان تا مدتها از نابودی در امان باشند و در همین جهت اطلاعات زیادی از سیستم اندروید رباتیک بدست آورد و حاصل آن تولید مجموعه موفق Jack شد. بی توجه به اینکه این ابتکارها شاید در راه های شیطانی بکار برده شوند زیرا او تنها بازگشت دختر جگرگوشه اش را می خواست. TEKKEN 2: [TABLE=width: 300, align: center] [TR] [TD][/TD] [/TR] [/TABLE] شهرت دکتر برایش دردسر ساز شد و در دوران نزدیک به آغاز دومین تورنمنت از "پادشاه مشت آهنین" رئیس شرکت میشیما زایباتسو، کازویا میشیما او را می رباید و به اجبار از او کار می کشد. حاصل این اجبار بی میلی دکتر به ساخت بهترین و خلاقانه ترین مخلوقاتش بود. در ابتدا دو حیوان جهش یافته به اسم های الکس و راجر بودند که چندان مورد رضایت کازویا قرار نگرفت و دیگر اختراع او یک سلاح فوق قدرتمند بود با عنوان "جک اولیه" (Prototype Jack) که وقتی دکتر به میزان خساراتی که این ربات می توانست به بار بیاورد بیشتر فکر کرد تصمیم گرفت ضعف های عمده ای را در او قرار دهد. پس از انجام این مسئولیت ها کازویا که احساس میکرد به او نیاز ندارد دستور به کشته شدنش داد اما این اتفاق نیفتاد، یوشیمیتسو دوست دکتر و کسی که در گذشته توسط او نجات پیدا کرده بود برای نجات این پیرمرد آمده بود. TEKKEN 3: [TABLE=width: 300, align: center] [TR] [TD][/TD] [/TR] [/TABLE] دکتر که تا پیش از گرفتاری های تیکن 2 همواره در حال تحقیق درمورد هنرهای رزمی و ژنتیک و هرچیزی که به بازپس گیری دخترش کمک کند، بود تمام این سالهایی که از تورنمنت دوم گذشت را صرف ترمیم ایده ماشین خواب سرد کرد. اما بطور ناگهانی بیماری ناشناخته ای گریبان دکتر را گرفت. بیماری ای که از این بابت او را آزار میداد که اگر به مرگ او ختم شود هرگز دخترش به زندگی باز نخواهد گشت و زحماتش بر باد می رود. او که برای درمان بیماری خود و همچنین منبع ماشین خواب سرد به یک سوخت غیرعادی و جاودان و با پتانسیل تولید انرژی بالا نیاز داشت مدام به دنبال مواد خاص و قدرتمند بود. تا اینکه یوشیمیتسو نیروی عظیم و قدرتمندی حس کرد که اوگر بود معروف به خدای جنگ و البته هدف تورنمنت سوم. یوشیمیتسو در تورنمنت شرکت کرد و با وجود اینکه نتوانست خود به اوگر برسد اما پس از کشته شدنش توسط جین بالای جسد او رفت و نمونه خونی از او برداشت. با آزمایش دکتر از این نمونه روی یک موش نتیجه جالبی پیش آمد. یوشیمیتسو دکتر را زیر بغل گذاشت و به سرعت شروع به دویدن کرد؛ زیرا موش غول پیکر شده بود. (احتمالا علت زنده ماندن دکتر بعد این همه مدت همین باشه چون تزریق ماده درون خون باعث ارتقاع ژن و توان سلول هاش شده) TEKKEN 4: [TABLE=width: 300, align: center] [TR] [TD][/TD] [/TR] [/TABLE] [او حضور Cameo در اندینگ برایان فیوری داشت و خودش داستانی را دنبال نمی کند] [این اتفاقات حاوی چیز خاصی نیست و در تیکن 5 توضیحات بیشتری ارائه خواهد شد] دکتر بسیار با صبر و عطوفت سعی در خاموش کردن سلاح درون برایان دارد که توسط دکتر آبل شیطان صفت درون او کاشته شده. دکتر به او قول سازگاری در یک بدن جدید و شروعی بهتر را داد و با گاز خواب آور او را به خواب فرو برد. TEKKEN 5: [TABLE=width: 300, align: center] [TR] [TD][فاقد عکس][/TD] [/TR] [/TABLE] [او حضور Cameo در خط داستانی برایان و یوشیمیتسو دارد و حتی عکسی از او در این بازی موجود نیست] یوشیمیتسو بدن کم جان و آسیب دیده برایان را پس از ماجرای میشیما زایباتسو (بعد از اون درگیری کوتاه توی هانمارو) پیدا کرد و او را نزد دکتر بوسکونوویچ برد. دکتر سعی در انتقال او به یک بدن جدید و کامل تر کرد. (و فکر میکنم موفق شد) با وقتی که روی او گذاشت متوجه شد اعضای داخلی بدن او پیچیدگی های عجیبی دارد و شامل یک جنراتور همیشگی ست. برایان بیدار شد و به دکتر حمله کرد و همه افراد قبیله مانجی (قبیله نینجایی تحت امر یوشیمیتسو) که آنجا بودند را کشت. یوشیمیتسو به قصد سر زدن به دکتر به آزمایشگاه آمد که با صحنه بدی روبرو شد اجساد افراد مانجی و البته دکتر بوسکونوویچی که زنده ماند اما بسیار آسیب دیده بود. یوشیمیتسو قسم خورد انتقامش را از برایان بگیرد و رد او را تا تورنمنت پنجم دنبال کرد... TEKKEN 6: [TABLE=width: 300, align: center] [TR] [TD][/TD] [/TR] [/TABLE] [باز هم یک حضور Cameo دیگر برای دکتر اینبار در اندینگ دخترش] در منطقه ای سرسبز و حاصلخیز در سری ترین و تحت حفاظت ترین شرایط ممکن محفظه ای کپسولی حاوی یک دختر جوان وجود داشت که برای میشیما زایباتسو حائز اهمیت فراوانی بود. نام او را از سازنده اش، بوسکونوویچ گرفتند. آلیسا بوسکونوویچ دختری که برای خدمت به جین کازاما برنامه ریزی شده بود. دختری که قرار است همان جگرگوشه دکتر پیر و مهربان قصه ما باشد... مطالب جالب: جالبه بدونین دکتر بوسکونوویچ قبلا هم ماشین خواب سرد رو مابین یا کمی بعد از تیکن 2 استفاده کرده. اون هم روی آنا و نینا خواهرهای همیشه دشمن (ولی زیاد بهش اشاره نمیشه نمی دونم چرا:|) نام او از Basconian یک شخصیت از بازی Asteroid مانند شرکت نامکو در سال 1981 گرفته شده. با وجود اینکه در سری تیکن چندین شخصیت قابل بازی و غیرقابل بازی روسی هست اما او تنها کسی ست که در سری تیکن روسی حرف میزند. (سرگی حرف نمی زنه) (آلیسا ژاپنی حرف میزنه) (جک هم فقط سر و صدا می کنه) در پروفایل یوشیمیتسو در بازی تیکن 2، نام او واسکونوویچ ذکر شده و ضمنا در اندینگ راجر در تیکن 5 نام او روی تابلو به اشتباه Boskonovitch نوشته شده. با وجود اینکه سایت های مرجع تیکن اصرار به این دارند که آلیسا دختر حقیقی دکتر نیست اما بارها آلیس برای لارس گفته پدرش Dr B می باشد. یک ابتکار جالب درمورد او این که از آنجا که او در تیکن 3 دچار بیماری ایست که او را ضعیف کرده در برخی حالات او ناخواسته زمین میفتد حتی یک اینترو اینچنینی دارد. لباس دوم او در تیکن 3 همان لباس مشهور یوشیمیتسو در تورنمنت سوم است. یک تگ (جایگزینی یار مبارز) مخصوص در تیکن تگ 2 بین دکتر و آلیسا هست که وقتی دکتر هدبات می زنه ناخواسته میخواد بیفته که آلیسا ظاهر میشه و اونو تو دست هاش میگیره و بعد از ضربه به دشمن دکتر رو زمین میذاره و خودش شروع به مبارزه می کنه. ضمنا این دو حالت پس از پیروزی خاص خودشون رو دارن وقتی با هم هستن. البته دکتر یک حالت پیروزی خاص با برایان هم داره که بهش نزدیک میشه تا بهش تبریک بگه اما برایان بی اعتنایی می کنه. خاص ترین حالت پیروزی رو دکتر با بهترین دوستش یوشیمیتسو داره که به هم دست میدن و یوشیمیتسو در همین حالت با شمشیرش پرواز میکنه. در تیکن تگ 2 میشود او را به شکل فردی کروگر در آورد. برای برایان هم این قابلیت هست اما ظاهر دکتر بسیار شبیه به Rubert Englund بازیگر معروف این نقش می شود. در حالیکه دکتر در TEKKEN Blood Vengeance حضور ندارد اما آلیسا از او نام برده و گفته گشتن برای پیدا کردن او جزوی از برنامه اش است. منبع: انجمن بازی های رایانه ای Rasagame.ir مابقی عکس ها بعدا قرار خواهد گرفت.
  3. Ali.Z

    داستان : گروه پسران ایران

    به نام خدا اول از همه باید بگم این داستان ساخته ذهن خودمه و هدف خاصی از اون ندارم و اگر نامی هم در داستان برده میشه کاملا اتفاقیه و هیچ ربطی به شخصیت دولتی ندارند افرادی که در داستان حضور دارند : مجتبی 24 = سردار مجتبی عزیزی شرلوک = علیرضا حیاتی خودم = سید علی زین الدین حامد = حامد وثوقی پویا = پویا بیاتی دارک نوب = امیرحسین بزرگمهر قسمت اول داستان: سال هاست که داعش برچیده شده توسط ایران و روسیه و منطقه امنه تنها مشکلی که بوده و هست آمریکاست. چندین ساله که از برجام گذشته و صلح همه جهان رو فرا گرفته اما هنوز آمریکا داره مانور میده و به قدرتش اضافه شده ، رئیس جمهور حال حاضر آمریکا آقای جرارد یک جمهوری خواه سفید پوسته که قدرت مدیریتش پایینه و فقط به مسائل خارجی فکر میکنه. داخل آمریکا شورش ها زیاد شده ، جنگ سفید پوستا و سیاه پوستا زیاد تر از قبل شده و آقای جرارد نسبت به این قضیه بی اهمیته. ایران اقتصادش عالیه و مردم در نهایت رفاه زندگی میکنند ، پیشرفت های ایران به قدری بوده که جای روسیه رو گرفته و رقیب آمریکاست .روسیه زیر پر و بال ایرانه. ساعت 8:30 دقیقه صبح ، وزارت اطلاعات ایران ، جلسه مهرمانه علیرضا حیاتی مافوق همه افراد جلسه ، خطاب به افراد حاضر : به نام خدا ، همه میدونید که چند وقتیه که آمریکا داره نقشه میکشه و باز قصد داره گروهک هایی رو به منطقه تزریق کنه ولی این بار هدف روسیه و عراق نیست ، هدف ایران و پاکستانه . قراره این گروهک ها شیعه و سونی ها رو به جون همدیگه بندازن و در آخر ایران و پاکستان از بین برن ، اطلاعات دقیقی از نقشه نداریم ، این کلیات نقشست که سردار در اختیار ما گذاشتن .... سردار ادامه بدید (معرفی سردار : سردار مجتبی عزیزی ، فردی 46 ساله با موهای جو گندمی ، نهایت مهارت در سلاح های گرم ، تک تیراندازی قابل ، متخصص جنگ ها پارتیزانی ، مستشار در کشور های اطراف با سوابقی درخشان ) سردار مجتبی عزیزی خطاب به جمع : دوستان حاضر در جلسه توجه کنند ، ما تصمیم داریم گروهی رو مخفیانه آموزش بدیم که مخالف گروه های تروریستی هستند اما اعضای این گروه مشخص نیست و این گروه باید مخفی باشه ، در نهایت تاریکی. از اعضا خواهش میکنیم در برگه هایی که جلوشونه نام فردی رو که فکر میکنید سلاحیت رهبری گروه رو داره بنویسید و به ما بدید. 20 دقیقه بعد رای ها جمع و شمارش شده سردار مجتبی عزیزی : لطفا نتایح رای ها رو شرح بدید. -بله سردار -از 100 نفر حاضر در جمع - 98 نفر به سرهنگ سید علی زین الدین رای دادن و 1 نفر رای سفید داده و یک نفر هم کلا با این گروه ها مخالفه علیرضا حیاتی بلند میشه و میگه سید علی زین الدین بازنشسته شده و امکان نداره که برای این کار پذیرفته شه. امیر حسین بزرگمهر از داخل جمع بلند میشه و پاسخ میده ( معرفی امیرحسین بزرگمهر : فردی 30 ساله ، جوون ولی با تجربه ، استاد هنر های رزمی ، استاد استفاده از سلاح گرم و سرد) خودش استعفا داد ولی سرهنگ همیشه در خدمت به مردم کوشاست ، اگر بهش بگیم قضیه رو حتما قبول میکنه علیرضا حیاتی : این کار غیر ممکنه ، من مخالفم پویا بیاتی : ولی نظر شما اصلا مهم نیست ، 98 نفر موافقن علیرضا حیاتی جلسه رو ترک میکنه سردار مجتبی عزیزی : آقای امیرحسین بزرگمهر ، خودتون باید سرهنگ رو راضی کنید. امیرحسین بزرگمهر: باشه مشکلی نیست. جلسه به پایان رسید. بیرون جلسه امیرحسین بزرگمهر با خودش میگه : واییییییییییییییی !!!! حال اون بد عنق رو کی میخواد راضی کنه.؟؟؟!!!!!! پایان قسمت اول قسمت دوم به زودی
  4. HamedWS

    داستان مدار نخست

    به نام خدا دنیای ما در منطقه ی لاوا قرار داده. شاید بگید لاوا یعنی چی. چندین سال قبل دانشمندان ما وقتی به این نتیجه رسیدند که جهان بسیار بزرگ هست و اصولا نمیشه در اون شمال و جنوب و حتی چپ و راست رو تصور کرد برای همین جهان رو به مناطقی تقسیم و نام گزاری کردند. چون جهان سه بعدی هست بنا بر این میتونیم تصویر کنید این کار چقدر دشوار بوده. و منطقی که سیاره و منظومه ما در اون قرار داده اسمش لاوا هست. منظومه ی ما بسیار عجیب هست. یک ستاره ی بسیار بسیار بزرگ در وسط منظومه قرار داره و اسمش "شید" هست. اسم منظومه هم منظومه ی شید هست. نزدیک ترین مداری که دور شید در حال چرخشه مدار ماست. روی این مدار 4 سیاره با فاصله ی منظم قرار دارند و هر کدوم دارای نژاد های خاص بشری هستند که ما یکی از اون ها هستیم. سیاره ما 2 تا قمر داره. ما از این قمر ها به عنوان نیروی دفاعی استفاده کردیم و روشون تجهیزات زیادی گزاشتیم که هر دشمن خارجی ای به سیارمون نزدیک شد نابود بشه. در منظومه ما بین هر مدار دیواره ی نامرئی وجود داره که باعث میشه نتونیم ازش خارج شیم. ما هنوز نتونستیم تکنولوژی ای بسازیم که ازش عبور کنیم. خب این توضیحات اولیه کافیه. قسمت اول از داستان زندگیمونو به زودی قرار میدم.
  5. HamedWS

    داستان برادران قهرمان

    سلام داستان برادران قهرمان از این به بعد در این تاپیک قرار میگیره. [spoiler=قسمت اول]برو به قسمت اول
  6. mojtaba 24

    روایت داستان بازی Devil May Cry 5

    با سلام قطعا سری بازی Devil May Cry ( به فارسی : شیطان هم میگرید ) جز بهترین عناوین سبک هک اند اسلش بوده اند و از این سری همواره میتوان به عنوان پایه های این سبک یاد کرد ، به همین جهت تصمیم گرفتیم که مقاله ای راجب قسمت پنجم این سری بنویسیم . در این مقاله سعی داریم به بررسی و تحلیل داستان بازی Devil May Cry 5 بپردازیم و اینکه چگونه قسمت پنجم از سری بازی DMC میتواند به یکی از بهترین عناوین سبک hack and slash تبدیل شود . Devil May Cry 5 یک بازی اکشن و ماجراجویی hack and slash میباشد که توسط کپکام ساخته و انتشار یافت . این نسخه در واقع ششمین قسمت از سری بازی DMC میباشد ( اگر ریبوت dmc devil may cry هم جز این سری حساب کنید ) اما از آنجایی که ادامه دهنده داستان اصلی این سری میباشد به عنوان قسمت پنجم این فرانچایز معرفی شد . این بازی در تاریخ 8 March سال 2019 برای کنسول های نسل هشتم و رایانه های شخصی عرضه شد و هم اکنون میتوانید آن را تجربه کنید . وقایع بازی Devil May Cry 5 پنج سال بعد از اتفاقات قسمت چهارم رخ میدهد و داستان سه جنگجو به نام های دانته (Dante) و نرو (Nero) و وی (V) را روایت میکند که قرار است شیطانی قدرتمند به نام Urizen را قبل از اینکه دنیا را نابود کند از بین ببرند . از بین سه شخصیت اصلی ما قبلتر با نرو و دانته آشنا شده بودیم اما وی که به تازگی در این قسمت معرفی شد شخصیتی مرموز دارد که با پیشبرد بازی با هویت او آشنا خواهید شد . اگر تا به حال هیچ یک از بازی های این فرانچایز را بازی نکردید بهتر است بدانید که وقایع داستانی این سری به این ترتیب میباشد ( توجه کنید که dmc devil may cry در لیست نیست چون به عنوان یک ریبوت برای این سری محسوب میشود و داستان کاملا متفاوتی دارد ) : Devil May Cry 3 Devil May Cry Devil May Cry: The Animated Series Devil May Cry 2 Devil May Cry 4 Devil May Cry 5 ***توجه کنید که ادامه این مقاله حاوی اسپول بخش داستانی بازی میشود*** پیش از اینکه به بررسی داستان بازی بپردازیم ابتدا لازم است که به معروفی کوتاهی از شخصیت V بپردازیم . معرفی شخصیت V نام : V گونه : انسان وضعیت : غیر فعال ( به Urizen پیوست ) دوستان : Vergil ( بعد اصلی ) Urizen ( بعد شیطانی ) صحبت وی با دانته در اولین ملاقاتشان وی ( V ) به عنوان یکی از کاراکتر های اصلی و سومین شخصیت قابل بازی Devil May Cry 5 معرفی شد . او یک انسان است که از طریق جادوگری میتواند شیاطین خود (که به عنوان سلاح از آنها در مبارزات استفاده میکند) را کنترل کند . وی بر خلاف دانته و نرو از قدرت کمتری برخوردار است و برای همین در مبارزات از شیاطین خود به نام های Griffon و Shadow و Nightmare استفاده میکند . در طول وقایع بازی وی خود را به عنوان مشتری دانته معرفی میکند و از دانته میخواهد تا Urizen را نابود کند در ادامه معلوم خواهد شد که وی در حقیقت بعد انسانی ورجیل بوده و استفاده از نام وی در واقع به معنای همان Vergil بوده است . داستان بازی : بازی در تاریخ 16 MAY و در شهر Red Grave آغاز میشود جایی که نرو ( nero ) یک دست ، شیطانی به نام Urizen را پیدا میکند که درختی به اسم Qliphoth را به وجود آورده و این درخت از خون انسان ها رشد میکند . دانته و همکارانش ( لیدی و تریش ) که قبلتر از نرو آنجا بودند در مبارزه با Urizen شکست خورده اند و در این لحظه این نرو یک دست است که باید در مبارزه با این شیطان پیروز شود ( نگفته نماند که اگر در این مبارزه بسیار سخت و دشوار بتوانید اوریزن را شکست دهید بازی به اتمام میرسد ! ) اما از آنجایی که نرو یک دست بیشتر ندارد و توانایی لازم برای مقابله با او را ندارد در این مبارزه شکست میخورد اما اینبار دانته از جا برخواسته و با تغییر ظاهر خود به نسخه قدرتمندترش به مبارزه با اوریزن میرود در همین لحظه V از راه میرسد و نرو را متقاعد میکند که او هنوز توانایی مقابله کردن با اوریزن در نهایت نرو و V از آنجا فرار میکنند ، اما دانته شمشیرش میشکند ( در مراحل جلوتر بازی فلش بکی به تاریخ 16 MAY میزند و نشان میدهد که دانته چگونه توانست جان سالم به در ببرد و تسخیر اوریزن نشود که در واقع تریش با پرتاب کردن شمشیر اسپاردا برای دانته و حمله دوباره دانته به اوریزن که در نهایت اوریزن با یک دست او را به هوا پرتاب کرد و همین باعث شد تا دانته یک ماه به کما برود ) و تریش و لیدی تسخیر اوریزن میشود . در اینجاست که بازی ما را به یک ماه بعد یعنی 15 JUNE میبرد جایی که باز هم نرو به شهر Red Grave باز میگردد اما اینبار قضیه کاملا فرق میکند ، اینبار نرو با متصل کردن یک دست مصنوعی به نام devil breaker و یک دوست به نام نیکو ( زنی که دست مصنوعی devil breaker برای نرو طراحی کرده ) بازگشسته تا شیاطین Red Grave را نابود کند . در ادامه بازی فلش بکی به 2 ماه قبل میزند و نرو را نشان میدهد که درحال تعمیر ماشین میباشد که ناگهان مردی غریبه با صورتی پوشیده از راه میرسد و دست نرو را از جا میکند و آن را تبدیل به شمشیر یاماتو میکند . بازی دوباره به زمان حال برمیگردد و نرو تلاش میکند تا وی را پیدا کند و با او صحبت کند . وقتی که این دو با یکدیگر ملاقات میکنند وی که نرو میگوید که درخت Qliphoth توانایی به وجود آودن میوه ای را دارد که هر فردی که آن را بخورد میتواند بر جهان مردگان حکم فرمایی کند و برای همین مجبور میشوند که به جست و جوی ریشه های این درخت بپردازند که آن ها را نابود کنند . در ادامه راه نرو با نسخه تسخیر شده لیدی به مبارزه میپردازد و او را از بند تسخیر نجات میدهد و وی هم به دنبال یافت شمشیر اسپاردا میرود . در بقیه راه نرو و وی با شیاطین زیادی روبه رو میشوند و با نابود کردن آنها کم کم ریشه های درخت Qliphoth از بین میبرند . نرو تصمیم میگرد که خودش تنهایی به مبارزه با Urizen برود و آن را نابود کند که در نهایت فقط میتواند یک خراش رو دست آن شیطان ایجاد کند و همین موجب خشمگین شدن او میشود اما در همین لحظه است که دانته قدرتمندتر از همیشه بر میگردد !( این لحظه را به خوبی بیاد بسپارید هنوز با آن کار داریم ) در اینجا بازی دوباره فلش بکی به قدیم میزند ، اینبار به چندین هفته قبل یعنی به تاریخ 3 MAY بر میگردد جایی که V به عنوان یک مشتری برای اولین بار با دانته ملاقات میکند . دانته : خوب اسم تو چیه ؟ وی : من اسمی ندارم و فقط دو روز سن دارم..... شوخی کردم ! تو میتونی منو V صدا بزنی در ادامه دانته از وی میپرسد که کار او چیست و وی به دانته میگوید که یک شیطان قدرتمند بزودی بر میخیزد و برای همین از او طلب کمک دارد . در اینجاست که بازی دقیقا به لحظاتی قبلتر از رویارویی نرو و اوریزن برمیگردد و نشان میدهد که وی چگونه شمشیر اسپاردا را به دست می آورد و با آن دانته را از کما خارج میکند . دانته در ادامه راه با نسخه تسخیر شده تریش رو به رو میشود در نهایت موفق به آزاد کردن تریش میشود ،وقتی تریش به هوش می آید به وی میگوید که میداند که اوریزن یک هیولا نیست زیرا خود تریش هم از دنیا مردگان است در اینجاست که وی داستان خود را برای تریش تعریف میکند و میگوید که او در واقع بعد انسانی ورجیل است و زمانی که بدن ورجیل بسیار ضعیف شده بود ، ورجیل با قربانی کردن خود در واقع باعث آزاد کردن بعد انسانی خود میشود و خودش تبدیل به یک شیطان واقعی به نام اوریزن میشود . در ادامه دانته با برگشتن به خانه خود و فرو کردن شمشیر اسپاردا در شکمش باعث میشود قدرتمند شود و در همین جا است که بازی به زمان حال اصلی خود برمیگردد یعنی همان جایی که نرو تصمیم گرفته به مبارزه با اوریزن برود . دانته و اوریزن در آن لحظه به مبارزه سختی با یکدیگر میپردازند که در نهایت اوریزن با غیب کردن خود به بالای درخت Qliphoth میرود . در ادامه راه هر سه قهرمان اصلی بازی تلاش میکنند تا با کشتن شیاطین راه خود را برای رسیدن به بالای درخت باز کنند . دانته با رسیدن به بالا درخت Qliphoth با اوریزن رو به رو میشود و اینبار اوریزن با خوردن میوه Qliphoth قدرتمند میشود اما در نهایت دانته او را شکست میدهد . زمانی که دانته میخواهد اوریزن را نابود کند وی به او میگوید که بگذار من اینکار را انجام دهم در اینجاست که وی با اوریزن یکی میشود و در نهایت ورجیل قدرتمند به وجود می آید ! در ادامه ماجرا دانته با ورجیل درگیر میشود که البته مبارزه آنها نتیجه ای نمیدهد و نرو به دانته میگوید که اگر او برادر توست پس چه اتفاقی برای وی افتاد و دانته میگوید که او به خودش برگشت . دانته از نرو میخواهد که دیگر به خانه برگردد و پیگیر این ماجرا نباشد چون این دیگر جنگ او نیست اما نرو به شدت مخالفت میکند و میگوید که من دستم را بخاطر او از دست دادم اما دانته بار هم مخالفت میکند اما در نهایت مجبور میشود که مسئله را برای نرو روشن کند که ورجیل در واقع پدر نرو است و دانته نمیخواهد که نرو پدر خودش را بکشد . دانته در ادامه راه خود را پیش میگیرد و در این راه با شیاطین وی یعنی همان Griffon و Shadow و Nightmare رو به رو میشود و مجبور میشود که آنها را نابود کند . دانته دوباره با ورجیل رو در رو میشود و در اینجا یکی از بهترین مبارزات بازی رقم میخورد و دانته به او میگوید که نرو پسر اوست اما ورجیل به این موضوع اهمیتی نمیدهد و فقط میخواهد به مبارزه با دانته ادامه دهد . نرو که نمیخواهد و پدر و عمویش یکدیگر را بکشند سعی میکند که جلوی آن دو را بگیرد که در همین لحظه دست واقعی او به وجود می آید و قدرت واقعی او پدیدار میشود . نرو موفق میشود که مبارزه آن دو نفر را متوقف کند اما ورجیل خواهان مبارزه با نرو است که در نهایت در مبارزه با نرو شکست میخورد . ورجیل تصمیم میگیرد تا به دانته برای نابود کردن ریشه های Qliphoth ملحق شود اما برای این کار آنها باید به دنیا مردگان بروند اما نرو به آنها میگوید که اگر آنها این کار را انجام دهند دیگر نمی توانند برگردند ، نرو تلاش میکند تا آنها از انجام دادن این کار منصرف کند که در نهایت یه مشت از دو برادر میخورد ! اما ورجیل کتاب V را به نرو میدهد و به او میگوید که آن را نگه دارد تا روزی که دوباره بر میگردد . در پایان ، بازی نرو را نشان میدهد که دیگر درحال خروج از Red Grave است تا به خانه برگردد که باز هم با دسته ای از شیاطین برخورد میکند در همین حین که مشغول نابود کردن آنها است درخت Qliphoth هم سقوط میکند و نرو میگوید به گمونم این آخرش هست . بازی در سکانسی دیگر دو برادر را نشان میدهد که در دنیا مردگان مشغول مبارزه کردن با شیاطین هستند در سکانسی دیگر چند هفته بعد را به نمایش در می آورد که در آنجا تریش و لیدی در دفتر دانته حضور دارند و جای او استخدام شده اند و اینبار آنها ماموریت شکار شیاطین را انجام میدهند . نویــــــسنده : Mojtaba 24 منبع : rasagame.ir
  7. من در حال رانندگی به سوی خانه بودم، پس از یک روز کاری و طولانی باید استراحت میکردم. هنگام رانندگی در جلوی جاده شخصی که قابل دیدن نبود را مشاهده کردم. در اطرافم هیچ خانه، اتومبیل و هیچ انسانی وجود نداشت. آن شخص ناشناس در حال نزدیک شدن به من بود. میتوانم او را این گونه توصیف کنم: مردی در حالت ایستاده با کت و شلوار مشکی که در وسط جاده ایستاده بود. من آرام آرام به او نزدیک شدم زیرا می ترسیدم او به من آسیب بزند، کمی نزدیک تر شدم، او ماسکی همانند ماسک جیسون ورهیز (قاتل تخیلی و معروف فیلم جمعه سیزدهم ماه) داشت. او به سمت ماشین پرید و سعی داشت مرا متوقف سازد، من نمیتوانستم از آن جهنم (ماشین) بیرون بیایم. من موفق به منحرف کردن (پرت کردن حواس) او شدم و از اطرافش ناپدید شدم. من نفهمیدم او که بود و چرا سعی داشت به من آسیب بزند. من هیچ وقت فراموش نمیکنم که او میخواست به من آسیب بزند و با ماسک جیسون به من خیره شده بود.
  8. White Night

    داستان Mortal Peon

    به نام خدا سلام. اولین پروژه اعلام شده در انجمن رو میخوام شروع کنم البته کمی بعد داستان عظیم سایت خودمون هم نوشته میشه!!! قاصد مرگبار: پیش نویس: نام داستان: Mortal Peon کشور سازنده:ایران ژانر:اکشن،هیجانی،تخیلی زمان:حدود شش ماه یا کمتر شخصت ها:تمام کاراکترهای مورتال کمبت نویسنده:White Night این مثلا تریلر بود!!! چنددقیقه دیگه قسمت اول رو شروع می کنم!!!
  9. نوزاد در جاده: یک شب، دوست من با کامیون خود در حال رانندگی به سوی مین (نام ایالتی در نیو انگلند) بود. از آنجا که او به بیرون از شهر مین رفته بود می گفت در این شهر می توانید ساعت ها رانندگی کنید و هیچ تمدن یا انسانی را در آنجا نمی بینید. فقط درخت وجود داشت، او در حال رانندگی بود که ناگهان در جلوی جاده چیزی را مشاهده کرد. او ماشین را متوقف و نگاهی به اطراف جاده انداخت. او نمیتوانست از کامیون خارج شود، او چیزی را دید که حرکت می کند، بسیار آرام آرام حرکت می کند. او کنجکاو شد بنابراین از کامیون بیرون آمد و به سمت او رفت. آن چیز یک نوزاد بود. او دچار سردرگمی شد که چرا باید یک نوزاد را در جاده رها کنند هنگامی که او به سمت نوزاد رفت، مشاهده کرد که نوزاد یک عروسک بوده که در جاده قدم میزند. او با سرعت به سمت کامیون خود می رود و از آنجا دور می شود. مترجم: salman khan
  10. سلام این داستان ترسناک صد در صد واقعی ست و از یک منبع خارجی ترجمه شده. توصیه می شود داستان را بخوانید. من در حال رانندگی بودم، برای این که زودتر به نیو مکزیکو برسم از طریق بیابان کالیفرنیا میان بر زدم. من در یک جاده ی دوطرفه در حال حرکت بودم،تنها چیزی که پیدا کردم مسیری خلوت و خالی از سکنه بود. در آنجا هیچ چیزی وجود ندارد جز منطقه ای که محل رفت و آمد آزادانه ارواح می باشد. من شایعاتی شنیده بودم که آن محل کانون فعالیت گروهی شیطان پرستان می باشد. اواخر بعد از ظهر بود و هنگام غروب خورشد فرا رسیده بود. هوا داشت تاریک میشد. من در حال رانندگی به سوی دره ای با چمنزار های وسیع که هر دو طرف جاده را در برگرفته بود بودم. جلوتر، متوجه ی حضور چیزی در جاده شدم. راهم را مسدود کرده بود. و به صورت خزیده اما آرام به سوی من آمد. و همانطور به من نزدیک تر میشد. در آنجا یک کامیون از یک ور در خطوط عابر متوقف شده بود. در جاده، چمدانی باز شده وجود داشت که محتویاتش (لباس ها) در اطراف پراکنده شده بود. دو بدن که با صورت بر روی زمین دراز کشیده بودند. یک زن و یک مرد که به نظر می آمد مرده اند. من صد فوت، دور از صحنه ی تصادف ایستاده بودم. مو های پشت گردنم سیخ شده بود. خود را به صندلی عقب رساندم و از جیبم اسلحه را در آوردم. او داخل ماشین آمد و به من آسیب زد. صحنه ی حادثه بسیار عالی بود، مانند جلوه های ویژه شده بود. آیا این حادثه یک حمله غافلگیرانه بود یا یک توهم؟ بسیار عرق کرده بودم، قلبم با سرعت زیادی می تپد، از شدت ترس جرات نداشتم از ماشین بیرون بیایم. جاده را بررسی کردم. یک خط عابر برای رانندگی پیدا کردم. میتونم فرض کنم جسد اون مرد یه دروغ بوده به طرف ماشینم رفتم و با سرعت زیادی سعی داشتم از آنجا بروم، ماشینم با کامیون متوقف شده برخورد کرد. به سمت عقب رفتم و با سرعت زیاد از روی اجساد رد شدم. جلوتر رفتم و به اندازه ی چند صد فوت از آنجا دور شدم. احساس بهتری داشتم و ضربان قلبم به حالت عادی برگشت. به آینه ی ماشین نگاه کردم. دیدم آن دو جسد زانو زده اند و حداقل بیست چهره سایه مانند (منظورش روح هست.) از میان چمنزار های بلند در حال آمدن به دو طرف جاده هستند. در آن لحظه، به وحشت افتادم و پای سمت راستم را بر روی گاز گذاشتم و به پایین جاده رفتم. من هیچ وقت نخواهم فهمید آنچه را برایم اتفاق افتاده، این که آن دو جسد را دیدم یا ماشینم متوقف شد و آن اتفاق ها برایم افتاد. گاهی وقتا زندگیه واقعی ترسناک تر از فیلم ترسناکه مترجم: salman khan
  11. دختری که پرستار بود، یک شب به او وظیفه ای داده می شود و آن نگهداری یک پسر کوچک و دختر کوچک از دوستان فامیلی خود بود. پدر و مادر او مجسمه های دلقک را از سراسر جهان جمع آوری کرده بودند. آن مجسمه ها را در اتاقی گذاشته بودند. آن شب، بچه ها در اتاق دلقک ها بیش از حد مشغول بازی بودند. همه ی مجسمه ها دارای اندازه ای طبیعی بودند، یکی از آن ها، مانند نوزادی بر روی صندلی گهواره ای نشسته بود. پرستار بچه شروع به جستجو کرد و از وجود آن مجسمه کوچک احساس ناراحتی میکرد و هر لحظه ناراحتی او بیشتر میشد. او احساس میکرد چشمانی به دنبال او هستند. او به همراه کودکان حرکت میکرد. پس او تصمیم گرفت این موضوع را به والدین آنها اطلاع رسانی کند. او گفت: خیلی معذرت میخوام که وقت شما را میگیرم، من میخواستم آن مجسمه را که بر روی صندلی گهواره ای نشسته بود را حرکت بدهم ولی آن شروع به ترساندن بچه ها و من کرد. دلقک به تو اشاره میکند؟ من یادم نمیاد همچین دلقکی داشته باشیم! مطمئنی روی صندلی گهواره ای نشسته بود؟ پرستار گفت: بله من مطمئنم، دختر شما گفت او سمت راست آنجا نشسته، من سمت راست آنجا را نگاه کردم. چرا؟ مطمئن شوید که آن مجسمه بسیار قدیمی است و من نمیتوانم آن را حرکت دهم. او با بچه ها به بیرون از خانه رفت. همسایه در آن طرف خیابان به شما پناه می دهد. هنگامی که وجود او را احساس کردید سریع به من زنگ بزنید. مادر تلفن را قطع کرد. خلاصه او وارد خانه ی همسایه شد. مادر از دختر خود پرسید: مشکل چیه؟ اتفاقی افتاده؟ همه حالشون خوبه؟ آنها به او گفتند: بله، لازم نیست در مورد ما نگران باشید. من خوشحالم دوباره زنگ زدید، من میترسم آن اتفاق یکبار دیگر رخ دهد. من به پلیس زنگ زدم و همه چیز را به او توضیح دادم. و مادر تلفن را قطع کرد. او مدتی را به والدین دختر توضیح داده بود. او مشکلات خود را به همسایه ها توضیح داده بود. بررسی شخصیت دلقک و هدف او: او یک بیمار روانی بوده! او به صورت مخفیانه به خانه آمده و سعی در دزدیدن کودکان داشته، او که از موضوع دلقک ها اطلاع داشته، یک لباس که مخصوص دلقک هاست را می پوشد و صورت خود را گریم می کند. او منتظر و بی سر و صدا سعی در دزدیدن بچه ها داشت. پدر و مادر چند بار به پلیس اطلاع داده بودند اما پلیس هیچ گونه مدرکی درباره ی آنچه اتفاق افتاده پیدا نکرد. آنها از دختر تشکر می کنند و به او مبلغی می دهند و او را به خانه اش می رسانند.
  12. سلام در این تاپیک به کالبد شکافی این خرافه کره ای می پردازیم داستانی ترسناک درباره ی مردی ناشناس است که شب ها به دختر ها در خیابان حمله می کند! افسانه شهری کوکو چند سال پیش در کره به شدت گسترش پیدا کرد. اولین شایعات در school yards پخش شد، که می گفتند: یک مرد دیوانه که آقای کوکو کوکو اسمش بود. او در کوچه ها و خیابان های خلوت پنهان شده و منتظر قربانی های خود است. یک روز گروهی از دختران جوان که از خیابان می گذشتند، یک مرد جلوی آنها ظاهر می شود و می گوید: cuckoo cuckoo و به آنها با تمام توانایی حمله می کند، برخی می گویند: او در دستش یک چوب بیس بال بود، عده ای دیگر می گویند: تبر بود! طبق گزارشات گفته شده بسیاری از دختران کره ای توسط آن فرد معلول شدند و بعضی از آنها هم کشته شدند. در یک حادثه بیست یا سی دختر کره ای در حال قدم زدن بودند، ناگهان یک مرد از سایه ها بیرون می آید و آنها را مورد ضرب و شتم قرار می گیرند، قبل از اینکه پلیس برسد مرد فرار کرده و از آنها پنج دختر به شدت زخمی شده بودند. نتیجه گیری: این مرد از یک بیماری روانی شدید رنج می برد. او در یک بیمارستان روانی بستری بوده، او در حال درمان شدن بوده، که توسط یک زن بیمار مورد ضرب و شتم قرار می گیرد و او آن زن را به شدت زخمی می کند. و پس از بهبود نفرت زیادی از زنان پیدا کرده، پس از آن اتفاقات آن مرد از آنجا فرار کرده و همه او را فراموش می کنند. مقامات در جست و جوی او بودند ولی هرگز او را پیدا نکردند. در افسانه ها گفته شده که کوکو از شما یک سوال بی معنی و مضخرف می پرسد: (آیا می دانید کوکو کیه) یا (آیا آقای کوکو) اگر شما پاسخ سوال را نمی دانید و یا جوابی برای این سوال ندارید. به سرعت به شما حمله می کند. بهترین کار این است که به سوال های او بله بگویید و فرار کنید! اغلب اوقات او مردی بسیار بزرگ و قد بلند توصیف می شود. او با یک کلاه سیاه و سفید توصیف می شود. مترجم: salman khan
  13. سلام این داستان جالب است حتما بخوانید. زن و شوهر پیری، خدمتکار جدیدی را استخدام کرده بودند. زن آن مرد مجموعه ای بزرگ از عروسک داشت، و از آن خدمتکار انتظار می رفت که حداقل یک بار در هفته به گردگیری عروسک ها به پردازد. بنابراین آن زن یک بار در هفته به محل نگهداری عروسک ها می رفت و با نفرت به آن ها نگاه می کرد. آن زن از عروسک ها متنفر بود. هنگامی که او در حال گردگیری بود، او یک عروسک عجیب و غریب و مخصوص را دید. آن عروسک حرف میزد و یک سیم به پشت آن وصل شده بود. آن زن از عروسک خوشش آمد و او را گرفت و سیم پشتش را می کشید. عروسک گفت: "سلام" دوباره آن سیم را کشید عروسک گفت: "من مادرم را دوست دارم" آن زن عروسک را در محل مخصوص مابقی عروسک ها گذاشت و به گردگیری ادامه داد. چند هفته بعد، آن زن در حال گردگیری بود، به طور اتفاقی یک عروسک پایین افتاد و شکست. پیرزن صدا را شنید و متوجه شد. هنگامی که به اتاق آمد، متوجه ی شکسته شدن عروسک شد. یک نگاه بسیار غم انگیز بر روی صورت او اومد. خدمتکار تا این صحنه را دید، گفت: "من واقعا متاسفم، من منظوری نداشتم، من دوباره این کار را انجام نمیدهم. پیر زن در حالی که ناراحت و غمگین بود پایین پایش را نگاه کرد. آن زن در صورتی می تواند کار خود را نگه دارد که قول بدهد از این به بعد در کار های خود نهایت دقت را داشته باشد. آن زن جوان موافقت کرد. روز بعد، در حالی که زن و شوهر پیر در حال ترک خانه بودند برای اجرای برخی از کار ها، زن جوان که تنها بود و شرایط روحی بدی داشت زیرا آنها کار های دیگر خانه را به او سپردند. او به آشپزخانه رفته بود و از شکلات های مورد علاقه آن زن و شوهر لذت میبرد. فکر بدی به سراغ او می آید. او به آرامی در اتاق عروسک ها قدم میزند و در مورد این که چگونه باعث ناراحتی آن زن پیر شد و عروسک شکسته اش فکر میکرد. آن زن عروسک را برداشت و گفت: " او واقعا عاشق این عروسک است" او عروسک را زمین انداخت و عروسک شکست و آن زن می خندید. آن زن عاشق این بود که صدای شکسته شدن عروسک ها را بشنود! اما چیزی در آن صدا ها وجود داشت که احساس میکرد باید عروسک های بیشتری بشکند، بنابراین تمام عروسک های آن زن بیچاره را شکست. زمانی که زن و شوهر به خانه آمدند از او پرسیدند: "داری چیکار میکنی؟" وقتی شوهر ناراحتی زن خود را دید بلافاصله آن زن خدمتکار را اخراج کرد. آن زن جوان تمام وسایل خود را جمع کرد و از قبل شرایط روحی بدتری داشت. آن زن بعد از آن شب مخفیانه به خانه ی زن و شوهر پیر رفت، می دانست که آنها خوابیده اند. پس به آشپزخانه می رود و بزرگترین چاقو را بر میدارد و به اتاق خواب می رود. صبح روز بعد به خانه ی آن زن و شوهر برگشت و پلیس از او بازجویی میکرد، او به پلیس گفت: "آنها انسان های خوب و مهربانی بودند، من تا به حال فکر نمیکردم کسی بخواهد آن ها را بکشد." در آن لحظه، او به آرامی به خانه ی آن دو رفت، او میخواست مطمئن شود چیز دیگری از مجموعه ی با ارزش آن زن باقی نمانده است. او عروسک عجیب و غریب را برداشت و سیمش را کشید، عروسک گفت: "سلام" دوباره سیم را کشید عروسک گفت: "چرا مادرم را به قتل رساندی؟" آن زن جوان وحشت زده گفت: "چرا فقط این جمله را می گویی؟" آن زن دچار شوک شده بود و مرتب سیم را می کشید عروسک تا سه مرتبه این جمله را گفت. این دفعه که سیم را کشید، عروسک گفت: "چرا مادرم را به قتل رساندی؟ او مادر خوبی بود و من او را دوست داشتم. چرا او را به قتل رساندی؟" عروسک فریاد زد: تو مادرم را کشتی! آن زن عروسک را زمین انداخته و از آنجا فرار میکند. صبح روز بعد، جسد زن جوان را در تختخواب او پیدا می کنند در حالی که عروسک در بغل اوست. عده ای که برای تحقیقات آمده بودند سیم عروسک را می کشیدند و عروسک می گفت: "او مادرم را کشت، او مادرم را کشت، او مادرم را کشت" مترجم: salman khan
  14. Ali.Z

    رزیدنت اویل 7 منتشر خواهد شد

    در E3 2016 بازی رزیدنت اویل 7 هم معرفی شد. کپکام اعلام کرده است این بازی با موتور RE Engine ساخته خواهد شد و قصد دارد کاری کند که گیمران ترس واقعی را تجربه کنند از این رو دوربین در این بازی به صورت اول شخص خواهد بود . داستان رزیدنت اویل 7 دقیقا پس از رزیدنت اویل 6 در عصر مدرن در آمریکا است و کپکام برای اینکه گیمران ترس را مستقیم تجربه کنند زاویه دوربین را در این بازی اول شخص قرار داده است. به نظر می رسد کپکام قصد دارد با انتشار این نسخه دوباره موفقیتی را که با رزیدنت اویل 4 تجربه کرده بود ، تکرار کند. بازی رزیدنت اویل 7 قرار است در تاریخ 24 ژانویه 2017 برای رایانه های شخصی ، پلی استیشن 4 و ایکس باکس وان منتشر شود. منبع : RasaGame.ir
  15. Fallen Knight

    نقد بازی Street Fighter V

    نام بازی :Street Fighter V سازنده:Capcom ناشر:Capcom سبک:اکشن فایتینگ سلام من امروز میخوام براتون بازی استریت فایتر 5 رو نقد کنم پس با من همراه باشید The game is on از آرکید تا ایکس باکس وان و پلی 4 بازی استریت فایتر یک عنوان نام آشنا در زمینه ی گیم و برای گیمر های قدیمی آشنا تر بوده چون از خیلی وقت پیش در گیم نت ها و نسخه های آرکید و سگا تجربه شدند ولی حالا این نام پیشرفت کرده و از نسخه ی آرکید و سگا به ایکس باکس وان و پلی 4 رسیده و از نسخه ی کم گرافیک و دو بعدی خود در ارکید به نسخه ی با گرافیک خود در کنسول های نسل هشتمی رسیده منظورم اینه که استریت فایتر از سال 1987 تا حالا در زمینه ی بازی های فایتینگ فعال بوده و امیدواریم فعال بمونه تازه کار ها مراقب باشند این بازی برای تازه کار ها قراره بسیار سخت و دشوار باشه به دلیل اینکه قسمت آموزشی مبهمی داره و در قسمت Command listاین بازی چیز قابل درک و فهمی وجود ندارد پس برای اینکه بتوانید در این بازی استاد بشید باید وقت زیادی رو در تمرینات با هر یک از شخصیت ها بپردازید و به این راحتی ها هم یادگرفتنش نیست و فکر کمبو رو حالا حالا ها از کلتون بندازید بیرون چون کمبو های این بازی بستگی به فنون بازی دارد و تا فنون رو یاد نگیرید و نفهمید که کی باید آنها رو بزنید ول معطلید آشنا و بیگانه در این بازی برخی از جنگجویانی که از قبل بودند رو هنوز نگه داشتند ولی چندتا از اونها رو کنار گزاشتن و کاراکتر های جدیدی اوردن مثل:Necalli،Rashid،Lauraو... و برخی از خاصیت های قدیمی رو حذف کردند و چندتا جدید گزاشتن یکی از اونا V-Abilities هست که به شما چند قدرت میده.و نوار آبی پایین که اسمشو نمیدونم به شما کمک میکنه تا برخی از کار هایی که در بازی به صورت عادی انجام میشه رو باحالتر انجام بدی شخصیت های کم گیمپلی دشوار شخصیت های بازی بسیار کم هستند و گیمر حق انتخابش محدود به 16 کاراکتر میشه که چندتاشون از لحاظ گیمپلی شبیه هم هستند (مثل ریو و کن) ولی در دیگر کاراکتر های این بازی گیمپلی متفاوت است و هرکدام فنون مخصوص به خودشون رو دارن که همونطور که گفتم یادگیری فنون نیاز به تمرین بسیار با شخصیت را می طلبد داستان سطحی بازی داستان واحدی ندارد و هر شخصیت برای خودش داستان جداگونه داره که هم خوبه هم بد.خوبی این کار اینه که یک خلاقیت به خرج دادن که در دیگر بازی های فایتینگ همچون مورتال کامبت یا تیکن وجود ندارد. و بدی این کار اینه که برخی به امید یک داستان واحد و دلچسب یه بازی رو می خرند و دیدن همچین چیزی باعث دلسردی بعضی از گیمر ها از جمله من میشه. و داستان هر کاراکتر هم چیز جالبی ندارد و هیچ حالت فیلمی یا انیمیشینی ندارد بلکه حالت استوری بردی جلو میرود و شما فقط مبارزه میکنید انیمیشن یا بازی؟ گرافیک و همینطور تم و موسیقی های این بازی به گونه ای استکه گیمر یاد کارتون ها دو بعدی ژاپنی می افتد و این از نظر من یکجور نقطه ضعف است که نتوانستند گرافیک بازی رو جوری در بیاورند که گیمر واقعا فکر کنه که داره واقعا بازی میکنه یه کارتون می بینه مخصوصا میسیقی و تم این بازی منو یاد یه کارتونی میندازه که یادم نمیاد (چی گفتم) و این یک امتیاز منفی برای تیم سازنده ی کپکامه و همین باعث میشه که بعضی سراغ این بازی نروند بازی در نور من نمیفهمم چرا استیج ها این بازی انقدر نورانیه و حتی استیج هایی که در شب هم هستند هم انقدر نورانی هستند که فکر میکنی 100تا پروژکتور بالا سر این گزاشتن و نداشتن محیط های تاریک و ترسناک باعث میشه هیجان بازی کم بشه و اگر بخواهیم در این مورد با بازی محبوب مورتال کامبت مقایسش کنیم این بازی هیچ چیزی برای گفتن نداره چون مورتال کامبت ایکس پرچم دار این سری نصف استیج هاش تاریکه. و دیگر مشکل این بازی اینه که تمامی استیج ها در فضای باز هست به جز دوتا که اونا هم انقدر فضا داره که میشه باز حسابش کرد نقاط قوت: گیمپلی متفاوت ، شخصیت های جدید ، قابلیت های جدید نقاط ضعف: سخت بودن فنون ، استیج های تقریبا تکراری ، موسیقی و تم های کارتونی نمره ی ما به بازی : 6.5 کاری از شمشیر زن ولگرد
  16. این یه افسانه ی شهری ترسناک درباره ی پنکه هستش که بیشتر مردم معتقد بودند پنکه ها باعث مرگ آن ها می شود. این افسانه به شدت در کره محبوب است. و بسیاری از مردم بر این باورند که این افسانه واقعی و درست است. بسیاری از کره ای ها یک فن (پنکه) در اتاق خود دارند. در کره جنوبی یک افسانه ی عجیب و غریب در مورد پنکه ها وجود دارد، بعضی از آن ها باور دارند پنکه باعث مرگ آن ها می شود، آن ها فکر می کنند که اگه یک فن (پنکه) الکتریکی را در طول شب روشن نکه داشته و در ها و پنجره ها را ببندید، شما در خواب می میرید. به همین دلیل تمام پنکه های فروخته شده در کره دارای تایمر خودکار هستند. برخی بر این باورند که پنکه ها باعث ایجاد خلا و خورد اکسیژن به بیرون از اتاق شود و شما از شدت خفگی می میرید. بعضی دیگر می گویند پنکه سبب کاهش دمای اتاق می شود، و باعث می شود شما از شدت سرما یا هیپوترمی (سرما زدگی که با یخ زدگی فرق دارد.) بمیرید!. متاسفانه حقیقت این است که پنکه ها نمی توانند شما را بکشند، کره جنوبی تنها کشوری است که به این خرافه باور دارد، همچنین دانشمندان در مورد این باور ها مثل سرما زدگی تحقیق کردند و آن را چرت محض نامیدند، پس وجود یک پنکه در اتاق شما کاملا بی خطر است. با توجه به این که مردم کره باهوش و تحصیلکرده هستند ولی اعتقادات عجیب و غریبی دارند، روزنامه هم بعضی مواقع در مورد این داستان می نویسد. مثلا این داستان از هرالد کره در سال 2011: یک مرد 59 ساله بر اثر پنکه می میرد و تنها با نام خانوادگیش او را شناخته اند. یک داستان دیگر در مورد بچه های کالج آمریکایی وجود دارد که تصمیم به یک شوخی با هم اتاقی کره ای خود می گیرند. هنگامی که متوجه می شوند او به داستان پنکه معتقد است به اتاق او می روند و تمام در ها را می بندند و شش پنکه در اتاق او قرار می دهند او برای نجات زندگی اش التماس می کند و مجبور می شود به در راهرو بخوابد، صبح وقتی آن شش نفر بیدار شدند هیچ کدام از آن ها نمرده بودند. آن مرد کره ای مشکوک بود. او گفت: من فهمیدم داشتید باهام شوخی می کردید، حتما یک پنجره را باز گذاشتید. با این حال غیرمعمول نیست، هر کشوری اعتقادات عجیب و غریبی دارد. مردم چین باور دارند که نشستن بر روی سطح گرم باعث ایجاد بواسیر می شود، مردم بریتانیا بر این باورند که نشستن بر روی یک سطح سرد باعث بواسیر می شود. مردم پرو بر این باورند که ایستادن طولانی مقابل یخچال باعث سرطان است. و... اما یک چیز را در ذهن خودتان نگه دارید: اگر به کره جنوبی رفتید و در یک اتاق سربسته و پنکه دار بودید شما شانس این را دارید که اقدام به قتل مقتول(پنکه) کنید!
  17. به نام خدا فیلمنامه نویس گلادیاتور از ساخت فیلم زندگی مولانا ، شاعر و عارف ایرانی با بازی لئوناردو دی کاپریو و رابرت داونی جونیور در نقش شمس تبریزی خبر داد. ------------------------------------------------------------------------------- «دیوید فرانزونی» فیلمنامه نویس برنده اسکاری که آثاری چون «گلادیاتور» را در کارنامه اش دارد، قرار است متن فیلمی را براساس داستان زندگی «مولانا» شاعر، فیلسوف و عارف مسلمان ایرانی را به نگارش درآورد. او اعلام کرده با ساخت این فیلم میخواهد پرتره کلیشه*ای که در سینمای غرب در مورد شخصیت مسلمان وجود دارد را به چالش بکشد. این فیلم به دوران تدریس «مولانا»، آشنایی اش با «شمس» و ارج نهادن به «کیمیا» دختر خوانده خود میپردازد. برخی کارشناسان معتقدند «کیمیا» با «شمس» ازدواج کرده است. «فرانزونی» درباره «مولوی» میگوید: او مثل شکسپیر است، او شخصیتی است با استعداد فوق العاده که بسیار برای مردمش ارزشمند است و مسلما نامش این روزها زیاد شنیده میشود. این افراد همیشه ارزش کشف کردن را دارند. فیلمبرداری این پروژه از سال آینده آغاز میشود. «فرانزونی» هفته گذشته به همراه «استفن جوئل براون» تهیه*کننده به استانبول سفر کردند تا با مولوی شناسان مشورت کنند و از مقبره «مولانا» در قونیه بازدید کنند. به گزارش گاردین، این فیلمنامه نویس ادامه میدهد: این پروژه خیلی هیجان انگیز و مسلما چالش برانگیز است. دلایل زیادی برای ساخت چنین محصولی در این زمان وجود دارد. من فکر میکنم این دنیایی است که نیاز است با آن ارتباط برقرار کنیم. «رومی» در آمریکا خیلی محبوب است، فکر میکنم این فیلم به او یک چهره و داستان میبخشد. «فرانزونی» و «براون» اعلام کرده اند که دوست دارند «لئوناردو دی کاپریو» نقش «مولانا» را در این فیلم ایفا کند و «رابرت داونی جونیور» در نقش «شمس تبریزی» ظاهر شود، اما هنوز برای انتخاب قطعی بازیگران زود است. فیلمنامه نویس این اثر سینمایی همچنین گفت: ما همزمان می خواهیم یک شخصیت را ابداع و احیا کنیم، چون خیلی چیزها در مورد «رومی» در سایه تاریخ از یاد رفته و برخی از این ویژگیها رنگ ایدآل گرایی به خود گرفته؛ بنابراین باید برگردیم و انسانی را پیدا کنیم که تبدیل به یک قدیس شده، چون نمیتوانیم درباره یک قدیس بنویسیم. «فرانزونی» افزود: تصویر کردن شخصیت «شمس» هم کار پیچیده ای است. با وجود این که عوامل این کار او را شخصیتی منفی نمیدانند، اما معتقدند او تاثیر مخربی در دور کردن «مولانا» از تدریس و خانواده اش داشته است. این پیچیدگی و گنگی مجوز، فضای هنری تری را برای نویسندگان و تهیه کنندکان این فیلم صادر میکند. منبع rasagame.ir
  18. White Night

    مکان Valentine Mansion از Soul Calibur

    به نام خدا سلام. مقدمه: هیچی... پیش نویس: موقعیت: انگلستان(لندن-منطقه متروکه) مبارز مربوط: Ivy در Soul Calibur I,III Charade در Soul Calibur III حضور بازی: Soul Calibur I,III موزیک زمینه: Unblessed در Soul Calibur Face your Fate در Soul Calibur ----------------------------------- توضیحات: Valentine Masion (عمارت ولنتاین) متعلق به آیوی است که در قسمت 3 توسط چریت نیز استفاده شد. این مکان که در انگلیس پیش بینی می شود همچنان سالم مانده و داستان های زیادی دیده. از محدود مکان هایی می باشد که بدون بهره گیری از مکان حقیقی ساخته شده. در داستان بازی آمده که پدر آیوی از داستانی به نام شمشیر لبه ارواح مطلع می شود. وی که یک شمشیرزن قوی و سریع بوده تصمیم می گیرد قبل از اینکه شمشیر او را پیدا کند خودش شمشیر را پیدا کند. اما Azure Knight از وی قوی تر است...Nightmare پیروز میدان است و روح ولنتاین را در لبه ی شمشیرش حبس می کند. آیوی جسد پدرش را میبیند و تصمیم میگرد با شکستن شمشیر Soul Edge انتقام پدرش را از نایتمر بگیرد. وی که ابتدا نامش Isabella Valentine بود به Ivy تغییر نام داده و از لباس اشرافی به لباس مبارزه تغییر پوشش داد.(متأسفانه هرساله حجابش بدتر میشه) او تصمیم می گیرد شمشیر و سلاح هایی در عمارت ولنتاین بسازد تا شاید از سول ادج قوی تر باشد.پس یک زنجیر تیغه ای می سازد. وی در قسمت اول اطلاعتی به دست می آورد و متوجه حضور شمشیر قدرتمندتری به نام Soul Calibur می شود. پس تصمیم میگیرد به دنبال او بگردد پس در قسمت بعد(دوم)به عمارت خانوادگیش بازنگشت و به دنبال سول کالیبر گشت. زمانی که عمارتش کاملا در تاریکی فرو رفت به خانه برگشت و تصمیم گرفت منتظر مبارزان دیگر بماند تا یکی یکی آنها را شکست دهد.(قسمت 3) همچنان این عمارت منتظر حضور مجدد است... نویسنده(منبع): Fighting-Game.ir
  19. White Night

    مکان Lakeside Coliseum از Soul Calibur

    به نام خدا سلام. مقدمه: Hmph... هرچی میکشم از همین مقدمست پس بهتره بریم سر اصل مطلب! اگه خواستین با ما همراه باشید... پیش نویس: موقعیت: Italy در Soul Calibur II Rome در Soul Calibur III مبارز مربوط: Necrid در Soul Calibur II Rock در Soul Calibur III حضور بازی: Soul Calibur II,III موزیک زمینه: Confrontation ---------------------------------- توضیحات: Lakeside Coliseum (سوی سالن دریاچه{تالار}) متعلق به نکرید در سول کالیبر 2 و راک در سول کالیبر 3 می باشد. بهه برداری ای مکان از یک بنای ایتالیایی است.البته همچنان شهرش مشخص نیست پس نامش را ایتالیا گذاشتند. در اولین بار نکرید غول ایتالیایی از آن برای خود در سول کالیبر2 استفاده کرد و در آن زندگی میکرد.اما در سول کالیبر 3 راک گلادیاتوری که در اصل گفته شده از یک مبارز یونانی به اسم Ajax که در زمان Achil می زیسته برگرفته شده،این مکان یک بنای رومی تأیید شد. این تالار که یک مکان گچ بری،چوب کاری و آهن کاری یونانیست بی علت یک مکان رومی نوشته شده. در داستان هایی آمده این مکان یک قتلگاه بوده.گودال مخفی ای نیز برای شرط بندی و نبرد بر روی زندگی داشته. این مکان برای مرگ و نبرد گلادیاتورهای رومی ساخته شده که دارای بالکنی نیز برای تماشای اشراف بوده. همچنین آرامشگاهی نیز برای شاهان بوده،در کنار آب...نور خورشید...انعکاس ماه...و خنکی نسیم... نویسنده(منبع): Fighting-Game.ir
  20. White Night

    مکان Battle in the Strait از Soul Calibur

    به نام خدا سلام. مقدمه: مقدمه مقدمه ست...چرا مقدمه ست؟شاید خانوم باشه چون مامانم همیشه میگفت خانوما مقدم ترن!حالا چرا اول میاد؟خوب چون خانوما مقدم ترن! وجدانا چرا اینقدر کم نوشته میشه؟ معلومه چون خانوما لطیفن نمیتونن اینقدر مطلب بخونن. مثل ما که نیستن عین خر درس بخونن بعدم بهشون بگن خرخون! با هر کی دوست دارید همراه باشید اون دنیا فقط یادتون نره... پیش نویس: موقعیت: ژاپن مبارز مربوط: Mitsurugi حضور بازی: Soul Calibur III موسیقی زمینه: The Blade Seeker ------------------------------- توضیحات: Battle in the Strait (نبردی در تنگه) متعلق به میتسوروگی می باشد. در نبرد های مشهور زمان Nobonaga Oda و قبیله Senguko از طایفه و هنر رزمی Samurai نیروی دریایی با حمایت و راهنمایی Mitsunari Acechi نقش بسزایی در فتح شهرها داشت.بندری را در تنگه ای برای مستقر کردن افراد قرار دادند. بعد از آن ده اسکله پهلوی سواحل قرار دادند.نیرو ها دچار پراکندگی شده و بی ثباتی ایجاد گشت.پس یک اسکله را به عنوان اسکله مرکزی محسوب کرده و نامش را نبردی در تنگه گذاشتند.همین امر موجب شهرت بنادر نزدیک به آن شد. این داستان حقیقت دارد و مدت ها پیش نوبوناگا و تویوتومی موجب ساخت این اسکله شدند.بعدها گروه های شورشی به این بندر حمله کرده و آن را تاحدودی به تخریب کشاندند.با گذشت زمان این مکان نابود شد. از کسانی که در خرابی این اسکله میتوان در خیالات نام برد میتسوروگی از جهان سول کالیبر است.در ویدئوی آغازین Soul Calibur II میتوان وی را در حال ناکار کردن قایق های نظامیان سنگوکو دید. وی یک شورشیست که در سول کالیبر3 به عنوان اولین اشخاص مبارز در tales of soul یا blade حضور دارد. این مکان بر طبق نقشه کشی معابد سنگوکو طرح ریزی شده! نویسنده(منبع): Fighting-Game.ir
  21. White Night

    نقد بازی SmackDown VS RAW 2011 برای PS2

    به نام خدا سلام. مقدمه: امروز رفتم کنسول قدیمیو تعمیر کردم و بازی های مختلفو امتحان کردم. دیدم بازی SD vs R خیلی جذابه.یه نقدی برش بردم که شاید خوشتون بیاد شایدم نیاد!با ما همراه باشید... مشخصات: نام بازی: SmackDown VS RAW 2011 رده سنی: +15 پلتفرم: Playstaion2 سال تولید: 2010-2011 سازنده: HTQ توسعه دهنده: Yukes سبک بازی: Action & half-fighting توضیحات: شرکت HTQ در طی تلاش بر ساخت سری های SmackDown به نتیجه مطلوبی رسید ولی برای کسب امتیازات بالا از منتقدان کیفیت بازی رو بالا تر برد اما زیاد هم تفاوتی با اسمک داون نداشت. اولین قسمت با نام SmackDown VS RAW 2006 ساخته و روانه بازارشد.بسیار بسیار طرفداران راضی و خوشنود از خرید بازی و حروم نشدن پولشون بودن.چون که در داستان زندگی شخصیت دیگه صدا هم میشنیدن و لازم نبود زیاد توجه کنن به نوشته ها.علاوه بر این تم ورود کاملا دقیق طرح ریزی شده بود و تماشاچیان میتونستن تابلو کشتی گیرمورد علاقشونو بالا ببرن. علاوه بر این برند ECW به بازی اضافه شده بود.Signature هم در بازی قرار گرفت تا پیش زمینه Finisher بشه.این سری رفته رفته قابلیت های بیشتری پیدا کرد و اینطوری رقبا هم برخاستند. EA Games در سال 2011(اوایل سال بود) بازی جدیدی با نام MMA که اختصار نام Mixed Martial Arts Pro Fighter که به قصد رقابت با بازی SmackDown VS Raw 2011 به بازار روانه شده بود نتوانست علی رغم فروش خوبش به پای این بازی برسد.زیرا طرفداران سال قبل تقاضای تغییراتی کرده بودند و منتظر جوابش بودند.حال که عرضه شده بود دوست داشتند ببینند تغییرات چگونه اعمال شده.اما تغییر خوبی حس نکردند و پس از یک بازی با نام SmackDown VS Raw 2012 که به صورت آزمایشی عرضه شد ای سری به صندوقچه بی مصرف ها منتقل شد.و به جای آن 2K حامی بازی های کشتی کج در جهان شد. اولین سری 2K12 بود که بسیار بسیار زیبا کار شده و برای گرافیک خاصش روی کنسول PS2 اجرا نمی شد. تحلیل بازی: Playstation2 [spoiler=GAMEPLAY]گیم پلی نحوه حرکات خاص مبارزان علی رغم تعریفات زیاد سایت ها چندان تغییری با نسخه 2010 نکرده!اما با تغییر کیفیت دیداری مجبور به اعمال برخی تغییرات بر روی این نسخه شده اند که نسبتا بهتر شده.همانند نسخه های «!SmackDown» حرکات بیشتر شده و هر حرکت شوک R3 منشأ حرکت بعده.طرز گرفتن به سبک کشتی نیز به صورت سریع تر و واقعی تر شده. سرعت دویدن و البته Special Ability ها سبب خاص و محبوب شدن یک کاراکتر میشه.این توانایی ها همه قابل تغییر هستن که همین میتونه در گیم پلی نقش داشته باشه.این مجموعه گیم پلی کاملا طرح ریزی شده از مبارزان نیمه دومی سال 2010 است. پس جای هیچ ایرادی از گم پلی نمیگذارد.اما پیش زمینه خاصی برای Signature و Finisher ترتیب نداده اند و به صورت دستی و طولانی مجبور به انجام حرکاتی چون Drop Kick،Close Line و ... می باشیم. به طور مثال برای Randy Orton باید دو کلوزلاین یک آیشویپ و چرخش سریع(اسمش یادم نیس) بزنین.بعد هم که سیگناچور مخصوص و فینشره!این ترتیبات در نسخه های اول یعنی SmackDown با یک یا دو دکمه انجام میشد. [spoiler=CONTROLLER]کنترل در نسخه 2009 و 2008 مشکل کنترل جزئی ای وجود داشت که در پین کردن زمانی که میخواستیم حرکتی با شوک انجام بدیم پین میکرد و انرژی حریف تا حدودی احیا میشد.این خودش یک ضعف بود چون کنترل دقیقی نمیشه از شوک داشت. و البته در برخی از سری ها هم آیشویپ رو با دکمه های مختلفی میزد.یا مثلا هولدها خوب کار نمیکرد.این مشکلات سبب ضعف در انجام بازی میشد و البته این ضعف برخی جاها هم مفید بوده.اما در این نسخه کاملا کنترل بازی ساده شده. حرکات جمع و جورتر شدن و گیمر دچار سردرگمی نمیشه.سرعت کاراکترها دیگه به میزان سلامتیشون برمیگرده و برای دویدن هم کافیه جهت رو همراه با L1 بگیریم.اینطوریه که میگیم کنترل دستگاه هم آسون تر شده.برای زدن Submission دیگه نیاز نیست حرکت خاصی داشته باشی و همه حرکات شخص رو بلد باشی.تنها کافیه R3 رو به داخل فرو ببرید. میشه گفت تحول کنترل بازی 60% مثبت چرخیده و میشه گفت عالیه! [spoiler=STORY]داستان خط داستانی این بازی با وجود نامی که داره مربوط به نیمه دوم 2010ـه! کاراکترها تماما مال سال 2010 هستن و داستان شخصیت ها هم همینطور. اگه در لیست 6 مبارزه شب،شخصیت های RTWM نام شخصیت های نیمه اول 2010 هم دیده میشه. داستان اصلی مربوط به Road to WratleMania XXVI و شخصیت هایی چون John Cena،Chris Jericho،Christian،Rey Mysterio و Under Taker می باشد.اما سری خط اصلی ماجراها در Universeـه!یعنی جایی که جدول مبارزات شو و رده بندی مسابقات قرار داره.دشمن و دوستی خیلی شخصیت ها هم اونجا انتخاب میشه.یعنی مهم ترین بخش بعد از RTWM. [spoiler=GRAPHYCS]گرافیک دستگاه ساخت گرافیکی این بازی مشخص نشده!(البته بیشتر بازی های PS2 اینطورین!) شخصیت های زیادی،بسیار در گرافیک پیشرفت کرده اند. البته برخی از نسخه های قبل نیز بدتر شده اند. فرم بدن،سالن،اشباء کارآمد و ... همه و همه بسیار طبیعی ای شده اند.اما علی رغم نارضایتی طرفداران از تماشاچیان این سری THQ تغییری در تصاویر تماشاچیان نداده.البته به نوعی خوب نیز هست.اگر در برخی تماشاچیان کمی بیشتر دقت کنید متوجه میشوید که(بعضی)لخت و برهنه هستند یا تنها یک لباس زیر پوشیدن که بسیار جلوه بدی داره برای یک گیمر! تابلوهای طرفداران هم اکثرا شطرنجی و بدرد نخورن!و نکته ناچیز دیگر لباس های هماهنگ و غیرهماهنگ تماشاچیان است که از هر لباس حدود 1000 نفر استفاده می کنند.ولی شخصیت های اصلی همچون ری میستریو بسیار ضریف کار شده و زیبا طراحی شدن. [spoiler=CREATING]ساختن برای سازش و پیچیدگی این بازی زیاد مطلب گیر میاد. به طور مثال ساخت کاراکتر...این بخش کاملا مجهزه و انواع خاکوبی،لباس،صدای کاراکتر،قد و اندازه و مو و ... یافت میشه. یا ساخت تیم...میتونین تگ تیم هایی بسازین و با استفاده از یک تم ورود زیبا تکمیل و به کارببریدش! ساخت حرکت...ابرقدرت کردن یک شخصیت با استفاده از توانایی و حرکات مخصوص. ساخت تم ورود...زیبا و جلاسازی و جذابیت شخصیت حین ورود. [spoiler=CHARACTERS]شخصیت ها فعلا این تصویرو ببینین همه چیز دستگیرتون بشه: تصویر بالا از یک کنسول در کشور فرانسست. کاراکترهایی که باید آزاد بکنین 23 تا هستن.که البته باید گفت یکیش Paul Bearerـه که اصلا قابلیت بازی کردن رو نداره و تنها میتونه به عنوان همراه شخصیت به رینگ بیاد. پس 22 شخصیت Lock و 32 شخصیت Unlock مرد و 8 شخصیت Unlock زن! و اون 32 هم در اصل 33ـه ولی چون Horneswagle هم مثل پاول بیرره 32 حساب میکنیم که میشه. سرجمع میشه 64 شخصیت که دوتاش نباید حسب بشه. [spoiler=CORRIVALS]رقباء و حریفان [TABLE=class: grid, width: 500, align: center] [TR] [TD]نام بازی[/TD] [TD]پوستر[/TD] [TD]وضعیت[/TD] [/TR] [TR] [TD]MMA Pro Fighter[/TD] [TD]کلیک کنید[/TD] [TD]ناموفق[/TD] [/TR] [/TABLE] منبع: Rasagame.ir
  22. به نام خدا سلام. مقدمه: بازی های قدیمی Playsation.2 هنوز داستان هایی چون خوزستان در حال فروشه اما هنوز هم راز و رمزهای زیادی فاش نشدن. این تاپیک یکی از اون رازهاست که در ایران نوشته نشده چون دیگه کمتر کسی به PS2 توجه میکنه. از جله افرادی که هنوز PS2 بازی میکنن خود منم! رمزها: ابتدا به Ember Islands برین و سپس بعد از ورود به ساحل به در سمت چپ نزدیک تور والیبال برین. سپس روی قسمت cheat code کلیک کنید و این رمز ها رو وارد کنین... [TABLE=class: grid, width: 500, align: center] [TR] [TD=align: center]رموز کاربردی[/TD] [TD=align: center]عملکرد کد کاربردی[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]52993833[/TD] [TD=align: center]آزاد شدن تمام مراحل بازی[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]27858343[/TD] [TD=align: center]آزاد شدن تمام تصاویر در Concept Art[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]34737253[/TD] [TD=align: center]آزاد شدن تمام Item های Shop[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]66639224[/TD] [TD=align: center]سکه های نامحدود[/TD] [/TR] [/TABLE] نقل از: GameFaQS.com منبع: Fighting-Game.ir
  23. به نام خدا سلام. مقدمه: داستان فوق العاده جذابی برای بازی تقریبا جدیدی که اوایل سال قبل منتشر شد تدارک دیده شده بود. در این بازی شگفت انگیز اهداف بسیار زیادی نهفته است که جالب بر آن است که با تبلیغات کمی که در رسانه ها شده فروش نسبتا خوبی داشته! این بازی را میتوان با بازی مشهور گروه تجسس کاری از یوبی سافت آمریکا و هم چنین تک تیرانداز محصول کهنه کنسول PS2 مقایسه کرد. با ما همراه باشید... داستان بازی: فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران توسط رژیم صهیونیستی اسرائیل زیر سوال رفته. منابع معتبری خبر دزدیده شدن تسلیحات پیشرفته و مهمات جدید ایران توسط اسرائیل را به حسن نصرالله گزارش داده اند. نیروهای حزب الله با درایت کامل یکی از کارآزموده ترین تکاوران خود به نام "ذوالفقار" را به نبرد نابراری اعزام می کنند. درست ترین راه نیز برای این توتئه همین چاره بود...ذوالفقار! ذوالفقار نترس ترین تکاور که تنها با خود یک Sniper،یک کالیبر22 کوچک و کلت کمری و همچنین یک SMC درب و داغون به عملیات خطیری فرستاده می شود. پیشروی به قدریست که سقوط اسرائیل در یک متری وی بود اما... اهداف بازی: بزودی... نقل از: خودمون... منبع: Fighting-Game.ir
  24. (این انیمیشن 45 دقیقه است که منتشر شده) نام انیمیشن : عصر یخبندان 5 موضوع : کمدی ، ماجراجویی حجم : 391 مگابایت کیفیت : خوب زبان : فارسی دوبله شده توسط : گلوری فرمت : rar محصول 2016 آمریکا داستان : دزدان دریایی که از گروه سید شکست خورده بودن ، میخوان کشتیشون رو پس بگیرن و برای این کار تخم هایی که سید سرپرستیشون رو قبول کرده بود رو میدزدن و مندی و سید و دیگو می افتند در یک ماجرای جدید و یک گروه جستجو تشکیل میدن و به دنبال تخم ها میرن .... هم اکنون این انیمیشن زیبا را دانلود کنید برای دانلود کلیک کنید (به محض انتشار نسخه اصلی در تاپیک قرار خواهد گرفت) رمز فایل : fighting-game.ir (نام قدیمی رساگیم) منبع : rasagame.ir
  25. به نام خدا سلام. ----------------------------------------------------------------------------------------------- یک صحنه از "بتمن و سوپرمن: طلوع عدالت" حذف شده. بنظر می رسدکه این صحنه مرتبط به دو شخصیت Lex Luthor دشمن قدیمی سوپرمن و شخصیت بتمن است. در این صحنه لکس درمورد داستان و تاریخچه کریپتونیت صحبت میکنه و در اون چیزهایی مرتبط با سقوط کریپتونین ها میبینیم و همچنین خییزش مردپولادین کرپیتونی یعنی سوپرمن. به احتمال زیاد تقابل دنیاها در این فیلم رخ خواهد داد.آیا ممکن است که شخصیت Darkseid از دنیایی دیگر وارد فیلم شود؟ ویدئو لحظاتی بعد افزوده خواهد شد... ------------------------------------------------------------------------------------------------ منبع: Fighting-game.ir
×
×
  • اضافه کردن...