جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'خودش'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • انجمن رساگیم
  • مطالب مرتبط با انجمن
    • قوانین انجمن
    • درباره انجمن
    • اطلاعیه ها
    • جشنواره ها و مسابقات
  • اتاق های خصوصی
    • اتاق مدیران انجمن
    • اتاق کاربران ویژه
    • اتاق تیم تحریریه
  • اخبار و تازه ها
    • اخبار بازی های رایانه ای
    • اخبار پلتفورم‌های بازی
    • اخبار سازندگان بازی
    • سایر خبرها
  • مقالات سایت
    • نقد و بررسی
    • پیش نمایش
    • داستان بازی ها
    • راهنمای بازی ها
    • سایر مقالات
  • بازی ها
    • بازی ها نقش آفرینی
    • بازی های جهان باز
    • بازی های مبارزه ای
    • بازی های ترسناک
    • بازی های اکشن و مخفی کاری
    • بازی های جنگی
    • بازی های رانندگی
    • بازی های استراتژیک
    • بازی های آنلاین
    • بازی های ورزشی
    • بازی ها هک اند اسلش
    • بازی های ماجراجویی
    • بازی های ایرانی
    • سایر بازی ها
  • پلتفورم‌های بازی
    • کامپیوتر شخصی (PC)
    • نینتندو
    • پلی استیشن (PS)
    • ایکس باکس (XBOX)
    • سایر کنسول ها
  • مرتبط با بازی
    • موسیقی متن
    • نمایشگاه های بازی
    • دانلود بازی
    • سایر مطالب مرتبط با بازی
  • صنعت بازی سازی
    • آموزش ساخت و توسعه بازی
    • موتور های بازی سازی
    • گرافیک
    • انجمن بازی سازان ایرانی
    • سایر مطالب
  • فیلم و سریال و کارتون
    • فیلم و سریال و کارتون مورتال کمبت
    • سایر فیلم ها و کارتون ها
    • اخبار فیلم و سریال
    • تحلیل فیلم و کارتون
  • دانشنامه
    • دانشنامه بازی ها
  • تکنولوژی
    • سخت افزار
    • نرم افزار
    • سایر مطالب
  • مطالب متفرقه
  • بایگانی
  • گروه طرفداران ساب زیرو گروه طرفداران ساب زیرو Topics
  • بچه های قدیمیfg بچه های قدیمیfg Topics
  • بچه های با معرفت fg بچه های با معرفت fg Topics
  • طرفداران اسکورپیون طرفداران اسکورپیون Topics

وبلاگ‌ها

چیزی برای نمایش وجود ندارد

چیزی برای نمایش وجود ندارد


جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من

23 نتیجه پیدا شد

  1. Ali.Z

    داستان : گروه پسران ایران

    به نام خدا اول از همه باید بگم این داستان ساخته ذهن خودمه و هدف خاصی از اون ندارم و اگر نامی هم در داستان برده میشه کاملا اتفاقیه و هیچ ربطی به شخصیت دولتی ندارند افرادی که در داستان حضور دارند : مجتبی 24 = سردار مجتبی عزیزی شرلوک = علیرضا حیاتی خودم = سید علی زین الدین حامد = حامد وثوقی پویا = پویا بیاتی دارک نوب = امیرحسین بزرگمهر قسمت اول داستان: سال هاست که داعش برچیده شده توسط ایران و روسیه و منطقه امنه تنها مشکلی که بوده و هست آمریکاست. چندین ساله که از برجام گذشته و صلح همه جهان رو فرا گرفته اما هنوز آمریکا داره مانور میده و به قدرتش اضافه شده ، رئیس جمهور حال حاضر آمریکا آقای جرارد یک جمهوری خواه سفید پوسته که قدرت مدیریتش پایینه و فقط به مسائل خارجی فکر میکنه. داخل آمریکا شورش ها زیاد شده ، جنگ سفید پوستا و سیاه پوستا زیاد تر از قبل شده و آقای جرارد نسبت به این قضیه بی اهمیته. ایران اقتصادش عالیه و مردم در نهایت رفاه زندگی میکنند ، پیشرفت های ایران به قدری بوده که جای روسیه رو گرفته و رقیب آمریکاست .روسیه زیر پر و بال ایرانه. ساعت 8:30 دقیقه صبح ، وزارت اطلاعات ایران ، جلسه مهرمانه علیرضا حیاتی مافوق همه افراد جلسه ، خطاب به افراد حاضر : به نام خدا ، همه میدونید که چند وقتیه که آمریکا داره نقشه میکشه و باز قصد داره گروهک هایی رو به منطقه تزریق کنه ولی این بار هدف روسیه و عراق نیست ، هدف ایران و پاکستانه . قراره این گروهک ها شیعه و سونی ها رو به جون همدیگه بندازن و در آخر ایران و پاکستان از بین برن ، اطلاعات دقیقی از نقشه نداریم ، این کلیات نقشست که سردار در اختیار ما گذاشتن .... سردار ادامه بدید (معرفی سردار : سردار مجتبی عزیزی ، فردی 46 ساله با موهای جو گندمی ، نهایت مهارت در سلاح های گرم ، تک تیراندازی قابل ، متخصص جنگ ها پارتیزانی ، مستشار در کشور های اطراف با سوابقی درخشان ) سردار مجتبی عزیزی خطاب به جمع : دوستان حاضر در جلسه توجه کنند ، ما تصمیم داریم گروهی رو مخفیانه آموزش بدیم که مخالف گروه های تروریستی هستند اما اعضای این گروه مشخص نیست و این گروه باید مخفی باشه ، در نهایت تاریکی. از اعضا خواهش میکنیم در برگه هایی که جلوشونه نام فردی رو که فکر میکنید سلاحیت رهبری گروه رو داره بنویسید و به ما بدید. 20 دقیقه بعد رای ها جمع و شمارش شده سردار مجتبی عزیزی : لطفا نتایح رای ها رو شرح بدید. -بله سردار -از 100 نفر حاضر در جمع - 98 نفر به سرهنگ سید علی زین الدین رای دادن و 1 نفر رای سفید داده و یک نفر هم کلا با این گروه ها مخالفه علیرضا حیاتی بلند میشه و میگه سید علی زین الدین بازنشسته شده و امکان نداره که برای این کار پذیرفته شه. امیر حسین بزرگمهر از داخل جمع بلند میشه و پاسخ میده ( معرفی امیرحسین بزرگمهر : فردی 30 ساله ، جوون ولی با تجربه ، استاد هنر های رزمی ، استاد استفاده از سلاح گرم و سرد) خودش استعفا داد ولی سرهنگ همیشه در خدمت به مردم کوشاست ، اگر بهش بگیم قضیه رو حتما قبول میکنه علیرضا حیاتی : این کار غیر ممکنه ، من مخالفم پویا بیاتی : ولی نظر شما اصلا مهم نیست ، 98 نفر موافقن علیرضا حیاتی جلسه رو ترک میکنه سردار مجتبی عزیزی : آقای امیرحسین بزرگمهر ، خودتون باید سرهنگ رو راضی کنید. امیرحسین بزرگمهر: باشه مشکلی نیست. جلسه به پایان رسید. بیرون جلسه امیرحسین بزرگمهر با خودش میگه : واییییییییییییییی !!!! حال اون بد عنق رو کی میخواد راضی کنه.؟؟؟!!!!!! پایان قسمت اول قسمت دوم به زودی
  2. سلام در این تاپیک به بررسی ناک اوت و تفاوت آن با ناک داون و فلش ناک داون می پردازیم ناک اوت یا همان ضربه فنی که به اصطلاح ko می گویند حرکتی پایانی است که مبارز برنده می شود. در بیشتر ورزش ها همانند کیک بوکسینگ، موی تای، بوکس و.... وجود دارد. ضربه فنی شخص مواقعی اتفاق می افتد که حریف توان مبارزه نداشته باشد، بعضی از ضربه فنی ها باعث می شود مبارز مغزش تکان بخورد یا ضربه زدن به کبد باعث می شود مبارز درد زیادی بکشد و توان مبارزه نداشته باشد. در mma (هنر های رزمی ترکیبی) ممکن است مبارز برروی زمین افتاده باشد و نتواند بلند شود پس حریف می تواند مواقعی که برروی زمین افتاده به او ضربه های متوالی (پشت سر هم) بزند و شخص ناک اوت شود. نکته: ناک اوت در مسابقات امتیاز دارد و مبارز پیروز می شود. ناک داون: این نوع ناک اوت مواقعی اتفاق می افتد که مبارز برروی طناب های رینگ تکیه داده و بین طناب های رینگ گیر افتاده یا بالای طناب ها است و نتواند از آنجا پایین بیاید و از خودش دفاع کند، با شروع ناک داون داور شمارش را شروع میکند. اگر شخص نتواند طی این مدت اعلام شده پایین بیاید و به مبارزه ادامه دهد مسابقه با نتیجه ی ناک داون تمام می شود و مبارز برنده می شود. فلش ناک داون: این ناک داون مواقعی اتفاق می افتد که شخص روی زمین افتاده ولی قبل از این که شمارش شروع شود سریع بلند می شود. نویسنده: salman khan
  3. salman khan

    داستان کامل call of duty black ops

    داستان در مورده الکس میسون (Alex Mason) مامور سازمان CIA هست. که با وجود چند شخصیت قابل بازی دیگر، بیشتر روی اتفاقاتی که برای Mason افتاده تمرکز شده است. در سال 1968 یه گروه ناشناس الکس را دزدیده و به یه اتاق در بسته می برند. وقتی میسون از خواب بلند می شود، یه نفر با یه صدا که افکت داشته باشه (دستکاری شده ) با او صحبت می کند و در مورد اعداد صحبت می کند. میسون حافظه اش را از دست داده و همه چیز از یادش رفته، آن شخص از او اسم و فامیلش و این که اهل کجا هست از او می پرسد. میسون یک فحش بد به او می دهد که از گفتنش معذورم،او می داند میسون کیست و کجا زاده شده و چه سالی به دنیا آمده، او از میسون در مورد اعداد و عملیات می پرسد. و دوباره میسون به او فحش می دهد، بعد از سه یا چهار بار شوک الکتریکی میسون مغزش کمی کار می کند. و خاطرات و عملیات خود را بازگو می کند. عملیات خلیج خوک ها (Bay of Pigs): در سال 1961 میسون به همراه دوستانش وودز (Woods) و بومن (Bowman) به كافه ای در خليج خوك ها در ماموريتی به نام Operation 40 به كوبا رفته بودند. هدف آن ها ترور فیدل کسترو (Fiedl Castro) بود. ناگهان پلیس ها به کافه می آیند و مامور به میسون با یک زبان دیگر صحبت می کند. این دفعه با او انگلیسی صحبت می کند. و به او می گوید اهل کجا هستی؟ ناگهان وودز چاقو را در دست او فرو می کند. و کارلوس صاحب بار که در یک ماموریت دیگر به کمک آنها می آید، به او اسلحه می دهد و بعد از نابودی پلیس ها با ماشین فرار می کنند. بعد از فرار آن ها به خانه ی کاسترو حمله کرده و او را میکشند ولی خبر ندارند که او یه بدل است. میسون و دوستانش ماموریت خود را به پایان رسانده بودند و باید به کشورشان برمی گشتند و برای این کار به هواپیما احتیاج داشتند. بعد از درگیری های زیادی با دشمنان آن ها به هواپیما می رسند و به حرکت در می آورند. ولی تعداد نیرو های امنیتی کوبا بسیار زیاد است و امکان این که هواپیما به سلامت پرواز کند بسیار کم است. پس میسون از هواپیما بیرون پریده و تا در توان دارد به دشمنان تیراندازی می کند. و هواپیما پرواز می کند ولی الکس بیچاره توسط نیرو های کوبایی دستگیر شده. میسون چشم های خود را باز می کند و به کاسترو می گوید تو مردی، ما تو را کشتیم و او می گوید تو یه بدلو کشتی و به دراگوویچ می گوید این مرد آمریکایی (اشاره به میسون) هدیه من به تو خواهد بود. و دراگوویچ شاد و شنگول پیش الکس می آید و به او می گوید من نقشه های زیادی برای تو دارم آمریکایی دراگوویچ میسون را در زندانی به نام ورکوتا در روسیه می اندازد. میسون روز های سختی را در زندان سپری می کند. و با یه فرد روسی به نام ویکتور رزنوو (Victor Reznov) که قبلا در ارتش روسیه بوده دوست می شود. و مدت ها با هم نقشه فرار می کشند. و بالاخره فرار کردند و بسیاری از زندانیان و همین طور رزنو کشته شدند، ولی روح رزنو با میسون همراه است و به او راه فرار را نشان می دهد و میسون فرار می کند و به رزنو می گوید قدم هشتم آزادی و روح او می گوید واسه تو میسون نه برای من و میسون فرار میکند. او به آمریکا بر می گردد و پس از استراحت با رئیس جمهور جان اف کندی ملاقات می کند. که او را به پنتاگون دعوت می کند و ماموریتی مهم به او می دهد. کندی به میسون می گوید برای حفظ جهان از خطراتی که پیش رو خواهد بود، باید دراگوویچ را کشت. میسون هم که دنبال چنین فرصتی بود سریع قبول کرد و به همراه دوستانش به پایگاه موشکی در قزاقستان می روند که توسط روسیه کنترل می شد. آن ها تا جایی که می توانستند عملیات را مخفیانه انجام می دهند. اما به خاطر کم بودن زمان دست به جنگ آشکارا می زنند. آن ها فهمیدند که موشک بزرگی در حال پرتاب است. آن ها به اتاق پرتاب موشک رفتند ولی دیر رسیدند و موشک پرتاب شده بود و نقشه ی دوم را که نابودی موشک به وسیله ی راکت هست اجرا می کنند. و موشک را نابود می کنند و یه فحش از شدت خوشحالی می گویند، ولی هدف اصلی خود را (دراگوویچ) گم می کنند و همین باعث می شود دراگوویچ فرار کند و میسون سال ها در کف کشتن دراگوویچ باشد. در مرحله ای شخصیت بازی به هادسون (Hudson) دوست میسون تغییر می کند. در این مرحله رمز و راز اعداد و همیچنین پروژه ی Nova 6 با خبر می شویم. هادسون به همراه دوستش ویور (Weaver) یکی از اعضای مهم پروژه ی Nova6 را گروگان می گیرند. این همان پروژه ای است که با آن دراگوویچ کل دنیا را تهدید کرد. کلارک در بازجویی ها مقاومت می کند ولی هادسون به قدری او را شکنجه می کند که او به حرف می آید. او محل اختفای استاینر (Steiner) را به هادسون و ویور می گوید و در راه فرار نمی تواند مقاومت کند و کشته می شود. هادسون و تیمش به سمت جایی که کلارک لو داده بود رفتند، آن ها پس از درگیری های فراوان به آن جا می رسند ولی اثری از استاینر نمی بینند. ناگهان استاینر از طریق پیام رادیویی اعلام می کند که حاضرم شما را در دریاچه ی آرال ملاقات کنم. او از همان جا می گوید که اگر نیرو های روسی، این اعداد را از شخص مورد نظر بشنوند مامور می شوند که گاز Nova6 را در سرتاسر آمریکا پخش کنند پس آن ها به دریاچه ی آرال می روند. حالا نوبت به شناخت رزنو می رسد. در این مرحله خاطرات رزناو را مشاهده می کنیم و ریشه های اصلی Nova 6 را پیدا می کنیم. اول از همه رزنو از دوستان خود در جنگ جهانی دوم می گوید. او می گوید که دراگوویچ و کراچنکوف از دوستان او بودند، که در یک عملیات دراگوویچ با آن ها بود، دنبال دانشمند نازی استاینر رفته بودند و بعد از عملیات آن ها به یک کشتی می روند و دراگوویچ وانمود می کند که نیرو های دشمن آنجا اند. و به افرادش خیانت می کند و همانجا آن ها را زندانی می کند. بیشتر آن ها توسط نوا6 کشته می شوند و رزنو مرگ دوستان خود را می بیند، و خود نیز در آستانه ی مرگ است که نیرو های آمریکایی فرا می رسند و پس از درگیری های موفق به فرار می شود. رزنو همیشه خاطرات بد و ترسناک خود را برای دوستش میسون تعریف می کند و به او می گوید دلیل کشتن این سه نفر چیست. به خاطر همین همیشه می گوید (Dragovich, Kravchenkov, Steiner… All Must Die) بعد از چند مدت میسون و تیمش متوجه حضور نیرو های روسی در ویتنام وحضور دراگوویچ و کراچنکوف می شوند، آن ها به ویتنام سفر می کنند و به دنبال نشانه هایی از کار های مخفیانه تیم روسی به ویتنام می روند. میسون به طور ناگهانی رزنو را در ویتنام می بیند رزنو به او می گوید که دراگوویچ قصد حمله ای گسترده به غرب را دارد. او اطلاعاتی به میسون می دهد که آنها را به هواپیمایی سقوط کرده در لائوس می کشاند. آن ها می فهمند که هواپیمای سقوط کرده حاوی گاز Nova6 بوده، و از آن اطلاعاتی به دست می آورند. ولی ناگهان نیرو های روسی و ویتنامی به آن ها حمله می کنند، تیم میسون گیر می افتد و به زندان می رود. آن ها بعد از یه مدت اسارت برای بازجویی فرستاده می شوند. در هنگام بازجویی دوست میسون بومن کشته می شود. وودز و میسون موفق می شوند از حواس پرتی نگهبان سو استفاده کرده و فرار کنند. و با یک هلیکوپتر به منطقه ای که کراچنکوف در آن است بروند. آن ها دوستان خود به خصوص رزنو را آزاد می کنند و به سمت کراچنکوف حمله می کنند، درگیری شدید رخ می دهد ولی بالاخره به کراچنکوف می رسند ولی وودز با افتخار می میرد. ميسون و رزنو متوجه حضور استاينر در دريای آرال شده و برای گرفتن انتقام خودبه آن جا می روند. آن ها پس از درگيری های مخفيانه و آشكارا به استاينر می رسند. استاينر با كمال تعجب به آن ها می گويد كه همه چيز را درست خواهد كرد و می داند چه بلايی سرشان آورده است اما رزنو با اين جمله او را می كشد! "اسم من ويكتور رزنو و من انتقامم را خواهم گرفت!" يك فلش بك چند دقيقه ای می زنيم و اكنون به سراغ به تيم هادسون بر می گرديم آن ها به سمت دريای آرال حركت می كنند و به خاطر دستگيری استاينر و فهميدن چگونگی نجات دنيا، به منطقه ای نظامی در آن جا حمله می كنند. آن ها پس از درگيری گروهی و مسلحانه به اين منطقه ی شيميایی، موفق می شوند به داخل اتاق فرماندهی بروند ولی فردريك استاينر و الكس ميسون را در پشت شيشه های ضدگلوله، در اتاق ديگر می بينند. آن ها می فهمند كه ميسون قصد دارد استاينر را بكشد. گروه هادسون به شدت تلاش می كند كه وارد اتاق شود ولی شيشه ی ضدگلوله جلوی اين كار را می گيرد اما بالاخره موفق می شوند با يك كپسول سنگين شيشه را بشكنند ولی دير شده است. آن ها ميسون را می بينند كه با عصبانيت اين جمله را می گويد و به زندگی فردريك استاينر پايان می دهد: "اسم من ويكتور رزنو و من انتقامم را خواهم گرفت!" انگار تمامی اميد ها نقش برآب شده چون ديگر كسی نمی تواند اطلاعاتی در مورد اين پروژه ی خطرناك بدهد. آن ها پس از اين كه ميسون، استاينر را كشت، دستگيرش می كنند و به جایی كه الان بر روی صندلی بسته است و در حال بازجویی و شكنجه است می برند. داستان چیست؟ افرادی که در حال بازجویی میسون بودند (ویور صدای دستکاری شده و مامور هادسون) دیگر خسته شده بودند و یکی از آن ها خود را نشان می دهد او هادسون است دوست قدیمی میسون، او میسون را باز می کند و می گوید تو چرا نمی فهمی؟ چرا هیچی یادت نمیاد؟ چرا نمی فهمی رزنو مرده؟ رزنو مرده میسون اون موقع فرار از ورکوتا می میره اون هشت سال مرده ! هادسون به میسون همه چیز را توضیح می دهد، او می گويد تو به وسيله ی دراگوويچ، كراچنكوف و استاينر شستشوی مغزی شده ای و اين اعداد را آن ها در مغز تو جای داده اند. آن ها كاری كرده اند كه اين اعداد در ذهن تو ثبت شود و زمانی كه آن ها را شنيدی شروع به انتشار اين گاز ها كنی كه در اين صورت به نيروهای خودی شك كنند نه عوامل بيرونی. من می دونم كه تو خيانت كار نيستی. ولی میسون تا دست هایش باز می شود یه مشت به هادسون می زند و کمی در فضا قدم می زند. و همه چیز را به یاد می آورد. او به یاد می آورد هنگامی که با رزنو فرار کرد رزنو کشته شد، او به یاد می آورد که رزنو هم او را شستشوی مغزی داده، تا هدف اصلی ميسون، كشتن سه نفر به نام های دراگوويچ، كراچنكوف و استاينر شود. به خاطر همين است كه او در تمام اين مدت اين جمله ها را در ذهن خودش دارد و قصد دارد آن ها را بكشد. به خاطر همين است كه به نظرش می آيد رزنو زنده است و بعضی اوقات خودش را جای او فرض می كند. هادسون به او توضيح می دهد كه در حال حاضر تنها شانس آن ها، اطلاعات ميسون از اين اعداد است... از مركز انتشار اين اعداد و اين كه كی قرار است پروژه ی Nova 6 اجرا شود. اين بار هادسون از ميسون خواهش می كند كه به دقت به اعداد گوش دهد. يك بار ديگر اعداد را برای او پخش می كند و ميسون را ياد زمانی می اندازد كه فيدل كاسترو او را به دراگوويچ هديه داد. او می فهمد كه منشأ اين اعداد متعلق به كشتی ای به نام روسالكا (RUSALKA) است كه در كوبا بوده است. او اين اطلاعات را در اختيار هادسون قرار می دهد و به سرعت به آن جا حمله می كنند و باز هم رستگاری (ساختگی) ارتش آمريكا شروع می شود. آن ها موفق می شوند به داخل كشتی حمله كرده و تمام كشتی را از بين ببرند و ميسون می تواند انتقام خودش را از دراگوويچ بگيرد اما دراگوويچ قبل از مرگش سعی می كند كه چيزی را به ميسون بفهماند ولی ميسون به هيچ حرفی جز انتقام فکر نمی کند. آن ها بعد از اين كه ماموريتشان در كشتی تمام شد به سطح آب بر می گردند و پيروزی خود را می بينند، ويور به ميسون می گويد: - بالاخره پيروز شديم - فعلاً... بازی تمام می شود ولی بعد از تيتراژ پايانی بازی، ويدئویی كوتاه نشان داده می شود كه مربوط به صحنه های قبل از ترور رييس جمهور سابق آمريكا جان اف كندی است. با كمی دقت در اين كليپ، متوجه حضور ميسون در آن صحنه می شويم. آيا شستشوی مغزی دراگوويچ، ميسون را مجبور كرده كه در ترور كندی نقشی داشته باشد؟!
  4. White Night

    مکان Silk Road Ruin از Soul Calibur

    به نام خدا سلام. مقدمه: چی بگم؟راس راستی چی بگم؟چیزی هست که بگم؟ هست ولی بهتره نگم...بنابراین پسندیده تره کل تاپیکو بخونین مقدمه رو وللش! پس با ما همراه باشید... پیش شرح: موقعیت: منطقه ای در جاده ابریشم مبارزان مربوط: Hwang در Soul Calibur I Lizardman در Soul Calibur III حضور بازی: Soul Calibur I,III موسیقی زمینه: Beyond the Horizon ------------------------------------- توضیحات: Silk Road Ruin(خرابه جاده ابریشم) در اصل متعلق به هوانگ در سول کالیبر1 و لیزادمن در سول کالیبر3 می باشد. در تاریخچه چین نگاشته شده که یک تاجر ثروتمند این مکان را هم برای استراحت و هم برای کسب درآمد ساخته. جاده ابریشم از این مکان عبور میکند پس مکان خوبی برای درآمد زایی بوده اما اکنون از آن زمان بسیار گذشته و هوانگ جنگجوی قوی و سریع خودش را برای نبرد سول کالیبر آماده کرده.برای تمریناتش از این مکان استفاده می کند. تنها یک بالکون از این محل برای مبارزه و تله های لیزادمن در سول کالیبر3 باقی ماند.هوانگ برای اولین بار در این محل سلاحش را تقویت کرده و آشنایی کامل به تمام بخش های این مکان دارد.به طوری که از پنجاه در میتوانست خودش را پنهان کند. به نظر میرسد که این مکان در چین واقع شده.البته باید گفت جاده کره و چین چرا که هوانگ،Yun Seon و Seong Mi-Na از این مکان استفاده میکردند اما تنها از هوانگ که این مکان را محل اختصاصی خودش قرار داده نام برده شده. در سول کالیبر 3 این مکان در جاده ترکیه برای لیزادمن اختصاص داده شد.اما شکوهش چندان جالب به نظر نیامد چرا که زمین یا به قول سازنده Ring کاملا به بالکون شباهت دارد و بسیار برای دو موجود بزرگ مثل Rock و Astaroth کوچک به نظر میرسد. این مکان واقعیست اما طرح معماریش را کمی متفاوت ساخته اند. نکات ناچیز: این مکان در اصل در ایران واقع شده.چون که اون موقع ترکیه بخشی از ایران بوده انگار. اگه دقت کنید نوشته های میخی و بعضی جاها عربی روی دیوار مشاهده میکنید. نمیتونم به درستی روش تمرکز کنم ولی انگار چیز خاصی نوشته و حتی ممکنه هتاکی باشه. نویسنده(منبع): Fighting-game.ir
  5. به نام خدا سلام.مقدمه: همه ما تاحدودی با Acclius یا Achill آشنایی داریم! بزرگترین مبارز یونانی در تمام تاریخ!حتی از اسپارتاکوس هم بزرگتر!قصد دارم یکم دربارش توضیح بدم! قصد دارم مقصود آشیل رو از مرگش عملی کنم... شناسنامه: نام: Acclius/Achill/آشیل/آکلیوس سن: حدودا 25 ساله اولین حضور: TROY / تروا آخرین حضور: TROY / تروا بازیگر نقش: Brad PITT علاقمندی: Olice،Brisies Troy،شرافت،افتخار،مبارزه و ... تنفرات: Agamemnon،ظلم،از دست دادن عزیزان و ... شغل: فرمانده لشکر غیرسلطنتی اسپارت وضعیت: اسطوره-مهربان و خشن-خوب توضیحات: آشیل مدتها پیش از تولدش توسط پیشگویی در یونان پیشبینی شد. مادرش اعتقاد داشت با فرو کردن تمام بدن آشیل در آب جاودانگی میتونه اونو رویین تن کنه! اما خودش هم میدونست که اون آب جلوی مرگشو نمی گیره!علاوه بر اون مچ پای آشیل با آب تماس نگفت چون که مادرش محکم اونو در دستش گرفته بود و اجازه نفوذ آب بهش نمیداد.اون پیشگو مرگ آشیل رو در بزرگترین جنگ یونان تعریف کرده بود... زندگینامه: TROY جنگ تسالی با مشکلی مواجه شد.برابری در جنگ سربازان.برای همین پادشاه تسالی و پادشاه منفور اسپارت یعنی آگاممنون با هم توافق کردند که مبارزه تن به تن بین برترین مبارزان انجام بشه جنگجوی تسالی زیادی قوی و تنومند به نظر میرسید.آگاممنون علی رغم خواستش آشیل رو صدا کرد اما اون در سپاه نبود.کودکی به عناون پیک به محل اقامت آشیل رفت و شیل با عجله آماده شد. آگاممنون گفت که باید به بدن آشیل بعد از جنگ شلاق زده بشه!آشیل هم که مردی مغرور بود گفت:«پس بهتر است خودت با او بجنگی.»وزیر جنگ اسپارت آشیل را راضی به مبارزه کرد.آشیل بی واهمه پیش رفت و تنها با یک ضربه جنگجوی تنومند تسالی را کشت! پس از این پادشاه تسالی بعد از جویا شدن نام آشیل از اون خواست چوگان فرمانروایی تسالی رو به آگاممنون یعنی پادشاهش بده اما آشیل گفت:«او پادشاه من نیست.»آشیل بعد از اون هرگز به سپاه آگاممنون برنگشت.بعد از مدتی آشیل در حال تمرین با عموزادش یعنی پاتروکولوس بود که صدای اسب های پیک را شنید و نیزه ای به سمت اونا برای اعلام آگاهی از وجودشون پرتاب کرد. تیر به درختی خورد و پادشاه الیس فرمانروای ایتاکا با نیزه پیش آشیل اومد و سعی کرد اونو راضی کنه که در جنگ تروا علیه یونان شرکت کنه.بعد از صحبت های فراوان آشیل احساس دودلی پیدا میکنه و برای همین میره به دنبال مادرش در ساحل. مادرش بلافاصله گفت:«میگویند پادشاه ایتاکا مار را با زبانش از لانه بیرون می کشد.»مادرش براش شرح داد که اگر بمونه صاحب فرزند و خانواده میشه.ولی اگه اونا بمیرن آشیل به فراموشی سپرده میشه. اما اگه به جنگ بره تبدیل به اسطوره خواهد شد...اما دیگه هرگز مادرش اونو نخواهید چون که افتخار برای اون تنها با مرگش بدست میاد.مادرش فاش میکنه اینو از قبل از تولد آشیل میدونسته که این ماجرا براش پیش میاد. آشیل وفادارترین افرادشو جمع میکنه و با کشتی مخصوصش به راه میفته.آشیل سریعتر از همه کشتی ها با افرادش به ساحل نزدیک میشه.همه کشتی ها با دیدن بادبان سیاه میفهمن که اون قهرمان اسپارت یعنی آشیله! آشیل تنها با 50 نفر ساحل تروا رو تسخیر میکنه.اونجا بود که سومین رکوردشو در تمام تاریخ ثبت کرد.رکوردی که هیچ کس توان انجامشو نداشت.آشیل بعد از تصرف ساحل به معبد میره و سر آپولو خدای دروغین تروا رو از تنش جدا میکنه.کاری که حقیقتا درست بود.(البته بی حرمتی هم بود) هکتور و افرادش هم به معبد میرسن.آشیل با دقت و قدرت کامل نیزه ای پرتاب میکنه و به گلوی فرمانده هکتور شراره ای تیز میزنه.هکتور سعی کرد کار اونو تکرار کنه ولی فاصله دور بود و آشیل سریع ! پس خیلی ماهرانه جاخالی داد. هکتور وقتی که به دنبال آشیل وارد معبد شد با حمله غافلگیرانه اسپارت ها مواجه شد پس خودشو به اتاق اصلی معبد رسوند و آشیل رو دید.هکتور که فکر میکرد کشتن راحبان معبد کار آشیله یادآور شد که اونا مسلح نبودن و آشیل هم وانمود کرد که خودش اونا رو کشته و گفت:«آری...بریدن گلوی پیرمردان افتخاری نیست.» -تنها کودکان و ابلهان برای افتخار میجنگند...من برای میهنم میجنگم! بعد سعی کرد آشیل رو بکشه ولی آشیل بهش حمله نکرد و کم کم محاصره شد.آشیل اجازه فرار به هکتور داد. بعد از این در بالای ستون های معبد ایستاد و شمشیرشو به نشانه برتری بالا گرفت و اینطوری بود که ساحل تروا تنها با50 مرد تسخیر شد.بعد از این آشیل به اقامتگاه آگاممنون رفت تا باهاش صحبت کنه.ولی وقتی وارد شد تک تک شاهان سرزمین های فتح شده رو دید که بعد از ذانو مقابل آگاممنون هدیه ای بهش میدن.آگاممنون با دیدن آشیل فرمان خروج به تمام افراد حاضر میده.الیس یواش به آشیل هنگام خروج میگه:«جوانان کشته میشوند و پیران سخن می گویند.هیچ گاه به سیاست اعتنا نکن!» آگاممنون گفت که امروز جنگ بزرگی را پیروز شده و ساحل تروا حالا مال پادشاه تمام یونانه...آشیل هم میگه:«ارزانی خودت...من به دنبال ساحل به اینجا نیامده ام. - برای این آمده که نامت در آینده بماند!شاهان به آشیل تعظیم نمیکنند!شاهان به آشیل هدیه نمیدهند!شاهان به آشیل تبریک نمی گویند!این پیروزی از آن من است. - شاهان از آن کور تر بودند که ببینند این سربازان بودند که پیروز شدند. - سربازها در تاریخ ثبت نمیشوند.تنها شاهان در تاریخ میمانند.پس از فتح تروا فرمان میدم چندین تندیس بسازند و نام آگاممنون رو روی آنها حک کنند.نام تو روی شن ها نوشته خواهد شد...تا دریا بشوید و ببرد. - تند نرو!ابتدا پیروزی را به کف آر! آشیل ی شب صدای ناله زنی رو میشنوه و سریعا به کمکش میره.اون یک راحبه معبد بود.سربازا قصد داشتن نشان داغ روی بازوش بذارن ول اون مقاومت می کرد و در آخر آشیل رسید و خدمت اون(بووووووووووووووقا)رسید. بعد اون دختر که اسمش بریزیس بود رو به چادر خودش برد زخم هاشو ترمیم کرد و بهش غذا داد.و بعد از کلی صحبت گفت:«میخواهم راضی به تو بگویم که الهه ها به تو نگفته اند...آن ها به ما حسادت میکنند چون میرا هستیم.هرگز از اینی که هستی زیباتر نخواهی شد...هرگز گذشته تکرار نمیشود و هرگز دوباره زندگی نخواهی کرد.ما از زندگی لذت بیشتری میبریم چون فانی هستیم...» از اون روز آشیل تا چندین روز کاری در جنگ انجام نداد.سپاه آگاممنون جنگ های پشت سر همی را تجربه میکند.الیس پیشنهاد میدهد پیشنهاد تکرار جنگ اینبار با یاران قدرتمندتری چون آشیل تکرار بشه.پس خودش پیشقدم میشه ولی اینبار موفق به راضی کردن آشیل نمیشه.پاتروکولوس عموزاده آشیل جلو میاد و میگه اگه به خونمون برگردیم این سربازا میمیرن. و ادامه داد:«زمانی که تو در چادرت پنهان شده بودی من با آنها خندیدم و گریستم!»اما آشیل فرمانشو دوباره بلند تر گفت. آشیل شبشو به آرامی و در خواب خوش گذروند.وقتی بیدار شد صدایی شنید...صدای فرماندهش که اونو صدا میکرد.آشیل میاد بیرون و میبینه که اون روی صورتش خون ریخته و شمشیر و زرهش تنشه! پس میفهمه که به جنگ رفته و گفت:«تو از فرمان من سرپیچی کردی...گفته بودم هیچ کدوم از افراد به جنگ نرن.» - می پنداشتیم شما دستور داده اید... - پاتروکولوس کجاست؟پالروکولووووووووووووووس؟ - گمان میکردیم شما هستید...زرهتان را پوشیده بود...کلاه خوردتان،ساق پوشتان... آشیل با یه مشت میندازتش و با خشم میگه کجاست! - هکتور گلویش را برید... آشیل پاشو روی گردنش میذاره و میخواد خفش کنه.اما بریزس میرسه و اونجا گلوی بریزیس رو هم میگیره.اما هردو رو ول میکنه و شمشیرشو بر میداره و توی ساحل قدم میزنه! بعد از قدم زدن جنازه پاتروکولوس رو با احترام کامل میسوزونه!تا صبح اونجا موند و به خاکسترها نگاه میکرد.وقتی روز شد وارد چادرش شد و قبل از اون به فرماندهش گفت که زرهشو براش بیاره. زرهشو پوشید و سوار ارابش شد.قبل از اینکه حرکت کنه بریزیس رسید و با التماس گفت:« نروووووو...صبر کن...هکتور عموزاده من است...مرد خوبیست!خواهش میکنم به جنگ با وی نرو!» اما آشیل حرکت کرد!وقتی به دژ رسید با صدای بلند فریاد زد هکتووووووووووور!هکتور و آشیل با هم حرفایی رد و بدل کردند وبعد مبارزه شروع شد. آشیل تمام حرکات جدیدش را روی هکتور انجام داد. در آخر هم تیغه نیزه ای در شش هکتور فرو کرد...هکتور به سختی نفس میکشید و در آخر آشیل با خنجر مشهورش قلب هکتور رو پاره کرد.خشمش جلوی احترام و خوی مهربانشو گرفت.بعد از اینکه کشتش پاهاشو به ارابه بست و کشان کشان روی زمین به اردوگاه رفت.بعد جسدشو به گوشه ای نزدیک چادرش انداخت.شب هنگام پیرمردی با لباسی کهنه به چادر وارد شد.بعد از چنددقیقه صحبت کردن آشیل رو راضی کرد تا جنازه هکتر رو بهش تحویل بده.اون پریام پادشاه تروا بود. بعد از اینکه خواست بره بریزیس رو هم دید و اونو با اجازه از آشیل برد. آشیل تمام افرادشو به خونه هاشون میفرسته!ولی خودش میمونه تا در جنگ شرکت کنه. یک هدف پوچ سبب وجود هدف واقعی شد.با پنهان شدن در یک مجسمه چوبی که با تخته چوب های کشتی درست شده بود تونست وارد قلعه بشه.اما بجای کشتن سربازان و کارهای دیگر افراد به دنبال بریزیس گشت. در آخر هم دید که بریزیس با آگاممنون درگیر شده و یک خنجر در گردن آگاممنون فرو کرده.سربازهای آگاممنون بریزیس رو گرفتند تا بکشنش که آشیل میرسه و اونو نجات میده.در حالی که آشیل سعی کرد بریزیس رو بلند کنه پاریس شاهزاده جوان و برادرهکتور دچار سوء تفاهم میشه و تیری به پای آشیل پرتاب میکنه. آشیل سعی میکنه نزدیک تر بره تا بتونه از خودش دفاع کنه ولی دیرشده بود و سه تا تیر توی بدنش فرو رفته بود،همه رو از بدنش کشید بیرون.بریزیس با ناراحتی وایساد تا شاید شیل نجات پیدا کنه.پاریس هم گفت که باید سریعا از اونجا دور بشن برای همین هردو رفتند.وقتی که سربازان رسیدند آشیل با یک تیر توی پاش روی زمین دراز کشیده بود... ویدئوهای مربوطه: نبرد هکتور و آشیل به صورت غم انگیز(دوریمه...) فتح ساحل تروا(آیم او...) موزیک فیلم تروا سکانس برتر فیلم تروا از دید تماشاچیان(نبرد هکتور و آشیل) نقل از: خاطرات پادشاه محبوب یونان،الیس! منبع: Fighting-Game.ir
  6. به نام خدا سلام. مقدمه: یه سوال مردونه دارم؟حقیقتا کسی رو میشناسین که فیلم دزدان دریایی کارائیب رو ندیده باشه؟ یا کاپیتان باربوسا،ادوارد ریش سیاه،دیوی جونز عاشق یا مبارزان قوی این چون ویلیم ترنر،دریادار نورینگتون و الیزابت سوان رو نشناسه؟...خوب از همه این شخصیت ها مهم تر یک نفره...کاپیتان جک اسپارو!که علاوه بر اینکه بی عرضست بسیار زیرکه! (بی عرضه بی عرضه هم که نه!) شناسنامه: نام: Jack Sparrow / جک اسپارو ملیت: از همه جا الا جایی که خودش بگه سن: Unknown / نامعلوم سبک مبارزه: Pirates Blade / تیغه دزدان دریایی سلاح اصلی: تاپانچه و شمشیر اولین حضور: Pirates of Caribbean 1 آخرین حضور: Pirates of Caribbean 5 علاقمندی: پول و ثروت،دریانوردی،غارت،قدرت و ... تنفرات: کلک خوردن،تهدید،کمپانی هند شرقی،دزدا دریایی دیگه و ... بازیگر نقش: Johnney Depp / جانی دپ شغل: Pirate of the Caribbean / دزد دریایی کارائیب ریزتوضیح: کاپیتان جک اسپارو ناخدا و عاشق کشتی مروارید سیاه که این مقامو با چاپلوسی بدست آورد. باحال ترین نقشی که تا به حال فیلم های دزدان دریایی به خودش دیده که در دزدان دریایی کارائیب 1،2،3،4 به آن پی برد. بازیگر این نقش یعنی جانی دپ در حال اجرای پروژه دزدان دریایی کارائیب پنجه!البته اینطور که بوش میاد این فیلم بیرون داده شده.اما چه فایده؟ نه محتوا و نه داستان و ... زندگینامه: The Curse Of Black Peare: جک اسپارو پس از یک شورش در کشتی محبوبش کنار گذاشته میشه و در جزیره ای بدون آب و غذا و تنها با یه تپانچه تک تیر رهاش میکنن. اونم با کلک از اونجا فرار میکنه و با قایقی کوچک حرکت میکنه تا به شهر میرسه.اونجا برای پس گرفتن مروارید نقشه ای میکشه. در وحله اول یه کشتی تندرو و قوی لازمه...اینترسمپل!بعدش خدمه...تا دلت بخواد تو تورتوگا گیر میاد. پس پیشقدم میشه وقتی مشغول انجام دزدیش بود دختر فرماندار شهر میفته دریا و جک میره نجاتش میده...الیزابت سوان. دریادار نورینگتون که عاشق الیزابت بود در ابتدا قبول میکنه کاری با جک نداشته باشه ولی بهش عمل نمی کنه و فرمان دستگیریشو میده. اما ج باهوش تر از این حرفاست اول با گروگانگیری بعدم ا جنگولک بازی موفق میشه فرار کنه و وارد کارگاه آهنگری میشه. اونجا با فردی به اسم ویلیام مبارزه میکنه و در آخر مربی ویلیام یه شیشه میشکونه تو کله جک بدبخت و نورینگتون اونو به زندان میبره. دزدان دریایی کارائیب به نیروی نورینگتون حمله میکنه و همه رو میکشن.و اونجا الیزابت رو هم میدزدن اونم به جای ویلیام. روز بعد ویلیام که میبینه کسی کمکش نمیکنه با کمک جک حمله رو شروع میکنه و جک رو فراری میده. جک هم با زیرکی و کمک ویلیام به هدف خودش فکر میکنه ...مروارید سیاه! بعد از یه سری ماجرا ویلیام میفهمه که اونا به دنبال اون بودن نه الیزابت.ویلیام که به جک خیانت کرده بود و حالا جک تنها در مروارید سیاه و کنار کاپیتان باربوسا بود،دقیقا زمانی که مروارید سیاه با کشتی اینترسمپل که جک و ویلیام دزدیده بودن و الآن دست ویلیامه. در آخر با حقه ای جالب از ویلیام و جک توجه افراد باربوسا به کشتی انگلیسیا جلب شده و در زمانی مناسب جک و ویلام به باربوسا و تعداد کمی که در اطراف داشت حمله کرده و اونها رو می کشن.وقتی که موقع اعدام جک اسپارو رسید ویلیام جونشو نجات میده و اون فرار میکنه... Dead Man Chest: At World End: فردا The Stronger Tides: فردا Dead Men tell No Tale: فردا نقل از: Pirates of the Caribbean منبع: Fighting-Game.ir
  7. به نام خدا سلام. ------------------------------------------------------------------------------------- تصویر بالا فنمیدیست که تمام تاپیک را در خودش بازگو می کنید. با توجه به این که تمامی فیلم های MARVEL به هم مربوط اند باید انتظار داشت که اتصالی بین آنها رخ بدهد. اونجرز 3 پارت اول که امیدوار کننده بودن خودش را نتوانسته نشان بدهد و فعلا در خفاست. کارگردان دوم فیلم،Joe Russo: "New characters are going to appear in Avengers: Infinity War," این فعلا نشان می دهد شخصیت های جدیدی وارد میدان انتقام جویان خواهند شد. Anthony Russo: "It’s a big sprawling ambitious movie, it’s about as ambitious as movies get and it should be, and the title alone indicates that there will be an incredible scape and scope to it." "It is intended to be the entire culmination of the Marvel cinematic universe and, in many ways, the end to that part of it," "But we don’t even have the first draft in on that script yet; we’re still in the outline phase. It’s hard not to talk about it too specifically not only because of spoilers but also because we’re still figuring it out." متأسفانه بخاطر اینکه سازنده ها میخوان مزه فیلم نره اخبارش رو نمی گن و برای همین هم ما متأسفانه اخبار نصف و نیمه ای برای شما داریم... ------------------------------------------------------------------------------------- منبع: Fighting-game.ir
  8. به نام خدا سلام. مقدمه: امروز جشنواره بین المللی فیلم ونیز کار خودش را آغاز می کند و این یعنی فصل جوایز رسما آغاز شده است. بنابر گزارشبه نقل از تسنیم، اگرچه هنوز راه زیادی تا پاییز هیجان انگیز امسال باقی است اما وقتی نگاهی به تقویم بیندازیم می بینیم که از همیشه به فصل جوایز نزدیک تریم. ۲ سپتامبر جشنواره بین المللی فیلم ونیز کار خودش را آغاز می کند و بعد از آن هم نوبت به تلوراید می رسد. از دهم تا بیستم سپتامبر جشنواره تورنتو برگزار می گردد و بعد از آن هم نیویورکی ها از فستیوالشان رونمایی می کنند که تا ۱۲ اکتبر به طول خواهد انجامید. ماه نوامبر به میانه نرسیده هم انیستیتو فیلم آمریکا برگزیدگانش را معرفی خواهد کرد و بعد از آن همه چیز برای گولدن گلوب و اسکار آماده می شود. با توجه به این که سال گذشته بهترین فیلم اسکار «مرد پرنده ای» ساخته الخاندرو گونسالس اینیاریتو شد و این فیلم نخستین بار در ونیز به نمایش در آمده بود و همچنین سال قبلش «۱۲ سال بردگی» ابتدا در تلوراید رونمایی شده بود، بد ندیدیم قبل از آغاز همه این داستان ها برای امسال، نگاهی بیندازیم به مهم ترین فیلم های جریان اصلی سال که اکثرا هنوز اکران نشده اند و پیش بینی می شود آثار مهمی باشند. اگرچه سابقه نشان داده همیشه می توان منتظر یک شگفتی، یا یک فیلم بی نام و نشان اروپایی بود که بالاتر از سطح انتظار ظاهر شوند و پیش بینی ها را به باد سپارند. با ما همراه باشید... فیلم های برگزیده: سوخته فیلمنامه این اثر توسط نویسنده و کارگردان Locke نوشته شده. این اثر پیشتر با نام «آدام جونز» شناخته می شد و شنیده ها حاکی از آن بود که قرار است دیوید فینچر آن را بسازد اما در نهایت به کارگردان فیلم منتقد پسند «آگوست: اسیج کانتی»، جان ولز رسید. از آنجایی که تهیه کننده این فیلم هاروی واینستین است می توان توقع داشت که فصل جوایز را دست خالی به پایان نرساند. حضور بردلی کوپر، سینا میلر، اما تورمن، عمر سی، اما تامپسون و جیمی دورنان توقع را از بازیگران این اثر هم بالا می برد. اولین نمایش: اکران جشنواره ای تا این لحظه برای فیلم تعیین نشده است. اکرانش در آمریکا هم به اکتبر می رسد اما ممکن است آن را در تورنتو یا تلوراید هم ببینیم. نامزدی های احتمالی: بردلی کوپر سه بار در ۵ سال اخیر، پشت هم نامزد اسکار بازیگری بوده است. سال ۲۰۱۳ با «کتاب بارقه امید»، سال ۲۰۱۴ با «کلاهبرداری آمریکایی» و امسال با فیلم ضد اسلامی «تک تیرانداز امریکایی». از آنجایی که در «سوخته» هم نقش اول را بازی می کند و با توجه به سابقه کارگردان در بازیگری از چهره هایی مثل جولیا رابرتز و مریل استریپ و نامزدی آنها در اسکار، می توان منتظر دیدن نام بردلی کوپر و برخی دیگر از بازیگران این فیلم در میان نامزدهای اسکار و جوایز مهم پایان سال بود. دیوان هیچ کجا دیگر زمان دست کم گرفتن نتفلیکس گذشته. این شبکه اینترنتی پیش از این با مستندهایش وارد رقابت اسکار می شد اما اخیرا با تهیه کنندگی فیلم کری فوکوناگا نشان داده که آماده است وارد بخش داستانی هم بشود و از آنجایی که سریال های شبکه تنه به پر طرفدارترین سریال های آمریکایی زده اند به نظر می رسد جا دادر کمپانی های هالیوودی از شروع به کار یک غول جدید در صنعت سرگرمی احساس خطر کنند. این فیلم بر اساس رمانی به همین نام نوشته اوزودینما ایوه آلا ساخته شده و در آن ادریس البا نقش آفرینی می کند. داستان این اثر به زندگی یک کودک سرباز در یک کشور بی اسم آفریقایی می پردازد. اولین نمایش: این اثر قرار است روز ۱۶ اکتبر توسط نتفلیکس پخش شود. اما قبل از آن در بخش رقابتی جشنواره بین المللی فیلم ونیز حضور خواهد داشت. نامزدی های احتمالی: دو سال بعد از این که وی به طور عجیبی نتوانست نامزد اسکار برای «ماندلا» شود به نظر می رسد امسال شانس خوبی برای نامزدی در بخش بهترین بازیگر نقش مکمل مرد خواهد داشت. A Bigger Splash این نخستین تجربه انگلیسی زبان لوکا گواداگینو کارگردان ایتالیایی فیلم «من عشق هستم» است. کمپانی فاکس سرچ لایت تهیه این اثر را بر عهده گرفته و در آن آقای کارگردان دوباره با تیلدا سویینتون همکاری کرده است. در این فیلم ما با داستان یک موزیسین با بازی سویینتون و همسرش در طول یک تعطلات همراه می شویم که با آمدن یک میهمان ناخوانده دچار تغییراتی می شود. در این فیلم همبازی تیلدا سویینتون در «هتل بزرگ بوداپست»، رالف فاینس هم بازی می کند. فیلم قبلی این دو سال گذشته نامزد چندین جایزه اسکار شد. اولین نمایش: همان طور که پیش بینی می شد ریشه های ایتالیایی لوکا گواداگینو توانست این فیلم را وارد بخش رقابتی جشنواره بین المللی فیلم ونیز کند. نامزدی های احتمالی: می توان در بازیگری نقش اول زن برای سویینتون، در بخش مکمل برای داکوتا جانسون و در بخش فیلمنامه منتظر اتفاقات خوبی برای این فیلم بود. توده سیاه بعد از چندین فیلم نا امید کننده که به صورت رگباری از جانی دپ اکران شد به نظر می رسد بالاخره می توان منتظر یک اثر قابل اعتنا از او بود. دپ بعد از فیلم ضعیف «مورتدکای» به شدت به یک بازگشت مقتدرانه احتیاج دارد و الا اصلا معلوم نیست چه اتفاقی در آینده برایش رخ دهد. «توده سیاه» می تواند همان بازگشت باشد. گریم سنگین و نقش جذایش می تواند همه طرفداران او را امیدوار نگه دارد. از سوی دیگر حضور یک تیم بازیگر قوی دور او از جمله بندیکت کامبربچ، سینا میلر، جوئل ادگرتون و کوین بیکن می تواند کمک زیادی برایش باشد. اولین نمایش: این فیلم اولین بار در بخش خارج از مسابقه جشنواره بین المللی فیلم ونیز اکران خواهد شد. نامزدی های احتمالی: با توجه به تریلر فیلم، ممکن است بتوان جانی دپ را شانس خوبی برای نامزدی در بخش بازیگری دانست. یادمان باشد کارگردان این فیلم اسکات کوپر است. مردی که با فیلم اولش «دل دیوانه» اسکار را به جف بریجز تقدیم کرد. آیا جانی دپ هم می تواند بعد از سه نامزدی بی ثمر در اسکار بالاخره مجسمه طلایی را به خودش اختصاص دهد؟ پل جاسوس ها اگر نگوییم مهم ترین فیلم سال، قطعا یکی از مهم ترین آثار فصل جوایز امسال است. همکاری مجدد استیون اسپیلبرگ با تام هنکس که سابقه درخشانی در هالیوود دارند، هر کسی را امیدوار به دیدن یک فیلم خوب می کند. این را بگذارید کنار فیلمنامه برادران کوئن که با همکاری یک چهره جدید، مت چارمن نوشته شده و توقعات را بالا می برد. موضوع سیاسی آن بازگشت آقای کارگردان به ژانر مورد علاقه اش است و تام هنکس که در چند سال اخیر فیلم های خوبی مثل «نجات اقای بنکس» و «کاپیتان فیلیپس» را داشته می تواند با این اثر هم آرزوهای بزرگش را جست و جو کند. اولین نمایش: وقتی اسپیلبرگ «لینکلن» را ساخت، فیلمش به طوری ناگهانی در جشنواره نیویورک اکران شد و بعد از آن رفت برای پیگیری ادامه موفقیت هایش در فصل جوایز و در نهایت اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد برای دنیل دی لوییز. این فیلم هم می تواند همان استراتژی را دنبال کند. نامزدی های احتمالی: از آن جایی که در حال صحبت از احتمالاتیم و همین طور با توجه به علاقه هالیوودی ها به فیلم های سیاسی خصوصا یک فیلم سیاسی جنگ سرد در بحبوحه مذاکرات هسته ای آمریکا و ایران و همچنین با در نظر گرفتن کاربلدی استیون اسپیلبرگ و تیم سازنده اش به نظر می رسد بتوانیم این اثر را از هم اکنون نامزد بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر نقش اول مرد برای تام هنکس و بهترین فیلمنامه بدانیم. آثار اسپیلبرگ معمولا در زمینه های فنی هم شانس خوبی دارند. شاید تدوین و فیلمبرداری و… هم در لیست نامزدها قرار گیرند. توماس نیومن که موسیقی «پل جاسوس ها» را ساخته پیش از این نامزد ۱۲ جایزه اسکار شده. شاید سیزدهمیش به خاطر فیلم اسپیلبرگ باشد. کنار دریا آنجلینا جولی چند وقتی هست که به طرز عجیبی توسط هالیوود تحویل گرفته می شود. فیلم نه چندان قوی اولش به عنوان کارگردان، رقیب «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی در بخش بهترین فیلم خارجی زبان گولدن گلوب شد. فیلم دومش «شکست ناپذیر» با فیلمنامه برادران کوئن البته اثر قابل اعتناتری بود و به اندازه خودش هم مورد پسند منتقدین واقع شد و حالا نوبت به فیلم سوم رسیده. اثری که دیگر به جنگ و سیاست ربطی ندارد و یک درام خانوادگی است. فیلمنامه باز هم توسط خود آنجلینا جولی نوشته شده که باعث می شود کمی به شک بیفتیم اما حضور خودش و همسرش برد پیت در مقابل دوربین می تواند نقطه مثبت این اثر باشد. چرا که بی شک آنجلینا جولی فیلمنامه را با توجه به شناختی که از توانایی های خودش و همسرش دارد نوشته. او که سال گذشته یک اسکار افتخاری را برای کارهای خیرخواهانه اش برد فیلم جدیدش را در فرانسه مقابل دوربین برده که همیشه لوکیشن های جذابی را به فیلمسازان ارائه کرده است. اولین اکران: امیدوار بودیم آن را در ونیز ببینیم اما حالا یا باید منتظر اکران جهانیش باشیم یا از احتمال حضورش در تورنتو، تلوراید یا نیویورک صحبت کنیم. نامزدی های احتمالی: این فیلم در بخش بازیگری می تواند شانس خوبی داشته باشد. خدا را چه دیدید شاید آنجلینا جولی بالاخره یک فیلمنامه خوب هم نوشته باشد. کارول فیلم پر حاشیه تاد هینس برای اولین بار در جشنواره بین المللی فیلم کن اکران شد و با نقدهای بسیار مثبتی هم همراه بود. برای همین خیلی ها این اثر همجنسگرایانه را از هم اکنون جزو شانس های اصلی فصل جوایز می دانند. «کارول» که نامزد نخل طلایی هم شده بود، در جشنواره ای که گذشت توانست «نخل دگرباشی» را که به بهترین فیلم همجنسگرایانه اهدا می شود را در کنار جایزه بهترین بازیگری برای رونی مارا کسب کند. اولین اکران: همان طور که اشاره شد، اولین اکران این فیلم بهار گذشته در جشنواره بین المللی فیلم کن بود. نامزدی های احتمالی: سابقه نشان داده فیلمی با چنین موضوعات شنیعی در هالیوود همیشه طرفدار داشته. شاید برای این فیلم هم بتوان شانس نامزدی در بخش های بهترین فیلم، کارگردانی، بازیگر نقش اول زن برای کیت بلانشیت و بازیگر نقش مکمل زن برای رونی مارا متصور بود. کرید بعد از فیلم اول تحسین شده اش، «ایستگاه فروتویل»، ریان کوگر، نویسنده و کارگردان سراغ فیلم دومش «کرید» رفته است. فیلمی که به نوعی مشتق «راکی» به حساب می آید اما با انتشار تریلر آن به نظر می رسد که با فیلم مهم تری از یک مشتق صرف طرف باشیم. مایکل بی جوردن بازیگر اصلی این فیلم به جز «کرید» یک بلاک باستر ابرقهرمانی به نام «۴ شگفت انگیز» را هم امسال داشت اما توقع ندارید که برای یک فیلم ابر قهرمانی جایزه ببرد؟ اولین اکران: اکران عمومی این فیلم قرار است در ماه نوامبر باشد. اما احتمال دارد که اهالی سینما بتوانند آن را زودتر در تورنتو یا نیویورک ببینند. نامزدی های احتمالی: مایکل بی جوردن می تواند با این فیلم شانس خوبی برای نامزد شدن در بخش های بازیگری جوایز پایان سال باشد. دختر دانمارکی بعد از موفقیت های فوق العاده «سخنرانی پادشاه»، هر فیلمی با حضور تام هوپر جذاب می شود. او که بعد از فیلم برنده اسکارش موزیکال «بی نوایان» را روی پرده سینما برد این بار با حضور بازیگر نقش اول برنده اسکار سال گذشته، ادی ردمین سراغ فیلمی با موضوع دو جنسه ها و تغییر جنسیت رفته است. ردمین پس از بردن جایزه اسکار برای بازی در نقش استیون هاوکینگ در فیلم موفق سال گذشته اش «تئوری همه چیز» حالا نقش هنرمندی به نام اینار وگنر را بازی خواهد کرد که در دهه ۲۰ نامش را به لیلی الب تغییر داد. اولین اکران: یکی دیگر از آثاری که در ماه نوامبر اکران خواهد شد، «دختر دانمارکی» است. اما خبر خوب برای هوادارن تام هوپر این است که اولین اکران ساخته جدید وی سه روز دیگر در جشنواره بین المللی فیلم ونیز خواهد بود. نامزدی های احتمالی: بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر برای ادی ردمین، بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای آلیشیا ویکندر و بهترین فیلمنامه. ضمن این که برنده بهترین موسیقی متن سال گذشته اسکار، الکساندر دسپلا، موسیقی این فیلم را هم نواخته است. اورست فیلم های افتتاحیه جشنواره بین المللی فیلم ونیز دو سال است که از اهمیت بیشتری برخوردار شده اند. «جاذبه» فیلم افتتاحیه دو دوره قبل توانست ۷ جایزه اسکار را به خودش اختصاص دهد و نامزد بهترین فیلم اسکار هم شد. سال گذشته هم «بردمن» توانست جایزه اسکار بهترین فیلم سال را از آن خودش کند که باز هم جشنواره ونیز را قبل از آن افتتاح کرده بود. حالا نوبت به فیلم بالتازار کورماکور رسیده که جشنواره ونیز را افتتاح کند. حضور بازیگران منتقد پسندی مثل جیک جلینهال، جیسون کلارک، جاش برولین، سم ورثینگتون، کرا نایتلی، امیلی واتسون، جان هاوکس، رابین رایت و مایکل کلی شانس این اثر را برای موفقیت بالاتر هم می برد. اولین اکران: جشنواره بین المللی فیلم ونیز. نامزدی های احتمالی: بهترین فیلم، کارگردانی و بازیگران مکمل. Everybody Wants Some ریچارد لینک لیتر پس از موفقیت های فیلم «پسربچگی» خیلی سریع سراغ پروژه بعدیش رفته. فیلم جدید او به نوعی دنباله «مات و مبهوت» ساخته خودش در سال ۱۹۹۳ محسوب می شود. در فیلم جدید لینک لیتر چهره هایی چون تایلر هوئشلین، زویی دئوتچ، ریان گوژمن و… حضور دارند. این فیلم ادامه داستان بچه های سال اول کالج در دهه ۸۰ است. اولین اکران: به احتمال زیاد تلوراید یا تورنتو خواهد بود. نامزدی های احتمالی: فیلمنامه نویسی. دایناسور خوب پیکسار امسال با دو انیمیشن در فصل جوایز حضور خواهد داشت که یکی از آنها «دایناسور خوب» است. هنوز کسی این انیمیشن را ندیده اما نقدهای «Inside Out» آن قدر مثبت بوده که «دایناسور خوب» کار بسیار سختی برای همراه کردن نظر منتقدان دارد. به این وجود خیلی سخت است که پیکسار انیمیشنی بسازد و آن محصول مورد توجه قرار نگیرد یا نامزد اسکار نشود. این نخستین تجربه کارگردانی انیمیشن بلند پیتر سوهن است اما وی با وظایف مختلف در بسیاری از آثار مطرح دیزنی و پیکسار از جمله «دانشگاه هیولاها»، «داستان اسباب بازی۳»، «وال- ای»، «رتاتویی»، «در جست و جوی نمو» و «شگفت انگیزان» حضور داشته است. اولین اکران: طرفداران دیزنی- پیکسار باید تا کریسمس صبر کنند اگر می خواند شاهکار جدید آنها را ببینند. البته این موضوع به ضرر «دایناسور خوب» خواهد بود چرا که «Inside Out» ماه ها قبل در جشنواره بین المللی فیلم کن افتتاحیه باشکوهی داشت. برای همین شاید سازندگان «دایناسور خوب» هم یک افتتاحیه در AFI برای محصولشان تدارک ببینند. نامزدی احتمالی: بهترین انیمیشن سال هشت نفرت انگیز پس از حرف و حدیث های فراوان بالاخره فیلم جدید کوئنیتن تارانتینو ساخته شد و حالا ما در حال ارزیابی شانسش برای فصل جوایز هستیم. تارانتینو همیشه کارگردان محبوبی برای منتقدان بوده اما به نظر می رسد جایگاه فعلی او پس از دو اثر قبلی فوق العاده اش «لعنتی های بی آبرو» و «جانگوی رها از بند» دست نیافتنی تر شده است. خیلی ها در حال حاضر او را در بلوغ کارنامه کاریش می دانند و امیدوارند وسترن اسپاگتی جدیدش هم به خوبی قبلی باشد. ساموئل ال جکسون، کرت راسل، جنیفر جیسون لی، تیم راث، مایکل مدسن، بروس درن و… از مهم ترین بازیگران ساخته جدید کارگردان «پالپ فیکشن» به حساب می آیند. اولین اکران: این فیلم هم قرار است برای نخستین بار در کریسمس اکران شود اما ممکن است تارانتینو یک اکران برای فیلمش در AFI هم در نظر بگیرد. نامزدی های احتمالی: بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگری و بهترین فیلمنامه. هولوگرامی برای پادشاه تام هنکس امسال با دو فیلم در فصل جوایز حاضر خواهد بود: «پل جاسوس ها» ساخته استیون اسپیلبرگ و همین فیلم «هولوگرامی برای پادشاه». تام تایکور و تام هنکس پیش از این در Cloud Atlas با هم همکاری کرده بودند و حالا این دومین تجربه همکاریشان به حساب می آید. گفته می شود نقش هنکس در این فیلم موفق تر از نقش او در فیلم اسپیلبرگ درآمده و می تواند یک نامزدی را برایش به ارمغان آورد. اولین اکران: پیش از این می گفتند ممکن است در ونیز اکران شود اما هنوز هیچ تاریخی برای اکران قطعی آن وجود ندارد. نامزدی احتمالی: تام هنکس در بخش بازیگری. البته این فیلم تهیه کنندگان یهودی و سرشناسی مثل حیم سبان دارد و با توجه به موضوع خاورمیانه ایش می تواند در بخش های دیگر هم نامزد اسکار شود. مدرک: Tansneem.comمنبع: Cinemabox.ir شرمندم: به خدا معذرت میخوام مطلبشو توی سایتای خارجی دیدم ولی وقت ترجمه نداشتم و ترنسلیتمم خراب بود! دیگه مجبور شدم برم سایتای ایرانی دیدم این خبر رو سینماباکس زده!واقعا شرمنده! این اولین تاپیک با منبع دیگر سایت ها در این چند ماه منه!جبران میکنم! ------------------------------------------ Anjam shod! وقت: یکم زمان میخوام تا عکس های دیگری برای این تاپیک در نظر بگیرم چون عکسهایی که از منبع خبر گرفتم از صحنه فیلمه که چندان هم جالب نیست!
  9. به نام خدا سلاممقدمه: اگر اخبار زندگی بازیگران مشهور را دنبال کنین متوجه میشین که برخی از اونها خیّر تشریف دارن. بین این این انسان های خیر نام آنجلینا جولی همسر رابرت پیت میدرخشد.... که البته از موسسات خیریه و عمال خیرش در آفریقا بالاخره به افغانشتان هم سری زد و تصمیمی جالب گفت... خبر: آنجلینا جولی یکی از پولدارترین بازیگر زن دنیاست که به علت زیبایی در تمام جهان شناخته میشه(والا قوانین زیبایی خارجیا با ما فرق داره) آنجلینا جولی پیت همسر رابرت پیت مشهور روزی متوجه میشه سرطان (برین بگردین من روم نمیشه بگم چیه!) داره. برای اینکه از لحظه مرگش دیگه خبر نداشت تصمیم گرفت کارهای خیرشو شروع کنه واز اونجا بود که اولین کارهای خیرخواهانه آنجلینا جولی پخش شد. تأسیس چند موسسه خیریه در آفریقا! آنجلینا جولی که چندوقت پیش به افغانستان سفر کرده بود تحت تأثیر قرار گرفت و تصمیم گرفت تهیه کنندگی یک انیمشین به اسم نان آور را بگیرد. این انیمیشن نیز یک داستان اقتباسی و البته به کارگردانی Andara Norra Taomi می باشد. داستان این فیلم درباره یک دختر است که در دوران طالبان در افغانستان میزیسته و البته نان آور خانواده بوده. نام دختر نیز ایرانیست و پروانه میباشد.پروانه پس از دستگیری پدرش توسط طالبان خودش را بیه مردان میکند و شبیه مردان رفتار میکند. این فیلم به دو زبان دری و پشتوی افغانستان و انگلیسی امریکی عرضه خواهد شد.قرار است تاریخ غنی افغان ها نیز در انیمیشن نمایش داده شود. همین ماه این پروژه کلیک خواهد خورد و البته احتمالا سال 2017 اکران میشود. اولین کمپانی حامی این انیمیشن(اسپانسر) شرکت Cartoon Soul است و اعضای اعلام شده ان گروه هم تا حدودی ایرانی و افغانی هستند. نقل از: Tasneem.comمنبع: Fighting-game.ir
  10. RedDragon

    بیوگرافیBrad Burns

    به نام خدا [TABLE=width: 400, align: center] [TR] [TD][/TD] [/TR] [/TABLE] نام براد برنز کشور ایتالیا سبک مبارزه موی تای گروه خونی B (گروه خونی من هم B هستش) ارتفاع 178 سانتیمتر وزن 68 کیلو گرم شغل مبارز سرگرمی به دنبال هیجان رقیب Aoi Umenokoji اولین حضور Virtua Fighter 4 Evolution صدا پیشه دومینیک آلن در مورد شخصیت براد برنز (ブ ラ ッ ド · バ ー ン ズ، Buraddo Bānzu) در داستان یک کیک بوکسینگ کار است که متولد کشور ایتالیاست و در سری بازی های ویدئویی مبارزات ویرتا شناخته شده است. او در بازی "مبارزات ویرتا 4: تکامل" حاضر بوده است، که بروز رسانی مبارزات ویرتا 4 است. او، همراه با "گوه هینوگامی" معرفی شد، که یکی از دو تازه وارد در این نسخه میباشند. "براد" چیزی بیش از هیجان مبارزه را میخواهد داشته باشد . براد هیجان یک مبارزه گرم و کنپانی از زنان زیبا را میخواهد (چشم مادر اش روشن با این پسر بزرگ کردن اش:kung jin). سبک مبارزه او موی تای بوده . داستان Virtua Fighter 4 Evolution در جهان کیک بوکسینگ، این سبک جدید ایجاد شده. یک تازه وارد، به نام براد برنز، به طور ناگهانی ظاهر میشود و موفق به کسب پیروزی های پی در پی میشود. از آنجا که به نظر میرسه که کارش درسته، او طرفدار خانم خیلی زیاد پیدا میکنه، که بعد از مبارزه های که انجام میده با دختر ها بیرون میره و خودش را برای آنها یک جورایی جذاب نشون میده. در رینگ، شیوه او در طول مبارزه در مقابل حریف اش این شکلیه که از خود جاذبه نشان میده که او را تحت الشعاع جمع مخالفان قرار میدهد و چیز دیگه اینکه حملات او تند و تیز میباشد. به سرعت او پیشرفت میکند و به صندلی قهرمان نزدیک میشود. بهد از تبدیل شدن به قهرمان هیچ وقت شکست نمیخورد، هیچ کس وجود ندارد در منطقه که حریف او شود، بنابراین او شروع به نگاه کردن به مراحل بعدی میکند. در همین زمان، یک خانمی او را از مسابقات جهانی آگاه میکند. که این یک نوع متفاوت از مبارزه از هنرهای رزمی بود، او می خواست هیجان یک مبارزه گرم باحال داشته باشد. بنابراین، مصمم شد که در این مسابقات شرکت کند. Virtua Fighter 5 موفقیت براد در جهان کیک بوکسینگ برای اش احترام را بدست آورد و بسیاری از حریف های خود را که شکست داده بود را به مسابقات مبارزه جهانی دعوت کرد. خوب او جذابیت ایتالیایی داره دیگه، پس طرفدار زن هم خوب گفتم زیاد داره و معاشرت با خانم ها رو هم دوست داره(برم براش زن بگیرم اینجوری نمیشه). شیوه او در طول مبارزه در مقابل حریف اش جاذبه از خود نشان دادنه که او را تحت الشعاع جمع مخالفان قرار میدهد و حملات او تند و تیز میباشد، چنین حملاتی شامل ضربات بسیار قدرتمند ، آرنج، زانو و مشت، تکنیک عمدتا موی تای میباشد. براد یک قسمت از زندگی اش در مسابقات جهان مبارزه چهارم بود. او بسیاری ماهر بود، در مقابل حریفان ارزشمند شد و با بسیاری از زنان زیبا ملاقات میکرد. هنگامی که مسابقات به پایان رسید، براد برای بازگشت به مسابقات کیک بوکسینگ خود رفت (یعنی رفت شهر خودشون)،دید که او دیگر در این سبک سلطان نیست پس غمگین شد. بدتر از آن، هیچ یک از خانم ها (که اینها طرفدارت بودن؟؟) برای دیدن مسابقات او به ملاقات اش نمیامدند و با او تماس هم نمیگیرند(دیدی ...بیا این هم آخرش:19:). هنگامی که بک دعوت نامه برای مسابقات پنجم به دست اش رسید، "براد" مشتاقانه وارد مسابقات شد. او متوجه نام یک خانم جوان شد که او تا حالا اسمش را نشنیده بود(حالا انگار همه خانم های روی زمین رو باید بشناسه...زشت:31:) . اون به خودش می گیه: "هممم ... به نظر میرسه که باید برم ملاقاتش." . ارتباط های شخصیت رقیب Aoi Umenokoji بوده. او را در مسابقات 4 روم شکست میدهد. ترجمه رد دراگن منبع rasagame.ir
  11. به نام خدا سلام. مقدمه: مدتیست که اخبار فیلم ها نشاندهنده این است که بازی های امسال فوق العاده خواهند بود. یکی از این بازی ها که ما اینقدر بهش بی اهمیتیم که یه بخش مجزا براش نزدیم بازی Fallout است... خبر: شرکت آمازون اطلاعیه ای منتشر کرده که حامل این است که بازی Fallout 4 در لیست فروش این انجمن خواهد بود. آمازون نویدی جالب تری داد.هواداران این بازی به گوش باشید... هواداران میتوانند تخفیف ویژه ای بگیرند که تا الآن 10% اعلام شده. این مبلغ که در ابتدا هواداران فکر میکردند پیش پرداخت است 52.99$ بود که ثابت شد قیمت کلی این محصول است. این تخفیف تنها در یک شرایط وجود دارد. در صورت عضویت در انجمن آمازون. هواداران بجنبن و تخفیف بگیرن...(عجب تبلیغی!) دیگه لازم نیست به فروشگاه برین و محصول بخرین از شبیه سازهای آمازون استفاده کنین چون وارد خودش شاید نتونین بشین. مدت زمان فروش اینترنتی این بازی هم دهم نوامبر اعلام شده. این محصول برای PC و همینطور PS4 و Xbox one عرضه خواهد شد. نقل از: GameZone.com منبع: Fighting-game.ir
  12. RedDragon

    اسرار بازی Grand Theft Auto V

    کارل جانسون در لوس سانتوس محبوب ترین کرکتر در سری بازی Grand Theft Auto که در نسخه GTA: San Andreas حضور داشت. نیکو، دوست خوب پسر مایکل! وقتی کنترل شخصیت مایکل رو بدست گرفتید، یه سری به آقا زاده، جیمی گل، بزنید ببینید با کیا می گرده... ! بروس شهرت خودش رو در اینترنت گسترش میده! این بروس یکی از شخصیت های شاد GTA IV بود که به جز قتل، توی دو رشته تخصص داشت: ورزش و اینترنت. حالا توی GTA V اگه یکم زیادی توی اینترنت جستوجو کنید، می بینید یه سایت زده برای خودش... حال Packie McReary چطوره؟ حوصله بانک زدن داره؟! این پاتریک رو یادتونه توی GTA IV با نیکو دوست بود که بعدش خواهرش هم با نیکو دوست میشه... ؟! اولین زمانی که کنترل Franklin رو بدست گرفتید، وقتی میخواید برید خونه، اطراف خونتون یه گشتی بزنید. اگه خوب دقت کنید، Packie رو می بینید که با دوستاش داره از یه مغازه دزدی می کنه. بهش کمک کنید تا در مراحل بعدی، به عنوان یک همکار در دزدی های بزرگ بهتون کمک کنه. کتاب یک اسطوره... کدوم کنسول گیمری پیدا میشه که حداقل اسم Red Dead Redemption رو نشنیده باشه؟! اگه یه سری به کتاب های فرانکلین بندازید، کتاب Red Dead رو هم اونجا می بینید... زامبی ـی که از دست جان مارستون فرار کرد! بسته الحاقی Undead Nightmare برای Red Dead Redemption رو یادتونه؟! یکی از زامبی های اون dlc رو می تونید در شهر لوس سنتوس واقع در GTA V پیدا کنید
  13. grandmaster888

    تورنمنت بهترین شخصیت کامبت 9

    سلام گفتم انجمن از حال خودش دربیاد یه تاپیک زدم خب اینجا اشخاص مورتال کمبت 9 رو میگید تا 32 تا بشه بعد تورنمنتو برگزار میکنم (توجه:هرکی 4 شخصیت بگه) خودمم بزودی میگم
  14. White Night

    داستان بازی تیکن3

    به نام خدا سلام. قبل از TEKKEN3: Jin Mishima نام پسری زیرک و با استعداد و از این هم مهم تر فرزند Kazuya Mishimaـست! Jun همسر Kazuya و مادر Jin زندگی خودش رو در کوهستانی دور از شهر همراه با فرزندش ادامه میداد. نیروهای TEKKEN Force زیر نظارت Heihachi Mishima به دنبال موجودی شیطانی به نام Ogre به معبدی دورافتاده واقع در ژاپن میرن.دلیل این دنباله گرفتن هم میل هیهاچی میشیما به پیوند زدن نیروی شیطانی به DNA خودش بود! اما وقتی TEKKEN Force به معبد میرسه اوگر رو نمیبینه!هیهاچی بسیار هولناک به خانه خودش در هیروشیما میره!و اونجا با پسر کوچکی به اسم جین کازاما روبرو میشه!پسری که ادعا می کرد فرزند کازویاست ولی نام خانوادگیش مال مادرش بوده! اینجور که جین تعریف کرده با مادرش در کلبه بودن که ناگهان در بارون شدید صدای مهیبی اومد.یک مرتبه موجودی ترسناک وارد کلبه میشه.جون به جین میگه فرار کنه و پیش پدربزرگش در منقه هیروشیما بره اما جین با ترس به اوگر حمله میکنه و اوگر با یه ضربه محکم اونو پرتاب میکنه و جین بیهوش روی زمین میفته.وقتی که بیدار شد مادرش رو ندید و کلبه هم ویران شده بود. جین تنها 15 سال داشت! داستان TEKKEN3: جین حدود سه ساله که سبک خانوادگی کاراته میشیما رو توسط هیهاچی آموخته و سخت تمرین کرده! اینجور که مدیران Katsuhiro Harada گفتن هیهاچی دلش به حال جین سوخته و اونو راه داده! اما هیهاچی میفهمه که نشانی که روی بازوی جین قرار داره یک نیروی شیطانی برای اون به ارمغان آورده!پس امید داشت که بتونه اوگر رو در مسابقات شکست بده و پس اون نیروی شیطانی اوگر به هیهاچی برسه! اما چیزی که هیهاچی بیش از اون بهش اهمیت میداد بالا بردن اعتبار شرکتش بود. هیهاچی که احساس می کرد جین برای نبرد آمادست مشعل تورنمنت سوم رو هم روشن کرد. اوگر که برای بار دوم نیروی جذاب جین کازاما رو احساس کرده بود به تورنمنت اومد.Paul Phoenix هم که مبارزی بی بدیل بود و دیگه حریفی در جهان نداشت به تورنمنت اومد.هیهاچی هم شخصا در مبارزه شرکت کرد اما مبارزات زیادی انجام نمیداد. جین و پاول تک تک رقیبان خود را شکست می دادند اما پاول سریه تر به اوگر رسید.با ضربه مرگبارش تونست اوگر رو شکست بده و برنده تورنمنت سوم بشه.پس از یک مصاحبه کوتاه وسایلشو جمع کرد و به آمریکا برگشت تا تمریناتش کامل کنه! غافل از اینکه اون اوگر حقیقی نبوده True Ogre پس از اینکه پاول وارد هواپیماش شد به جین اعلام جنگ کرد.تمام صحنه های غم انگیز از جلوی چشمان جین رد میشد با تمام قدرت مارزه کرد.درحین مبارزه هیهاچی دید که جین تنها با سبک میشیما نمی جنگه بلکه سبک کازاما رو هم بلده!هیهاچی میبینه که یه رقیب برای خودش پرورش داده.مبارزه به اتمام میرسه!اوگر درب و داغون و بی جون روی زمین افتاده و جین هم نفس نفس میزنه!جین می خواست سرشو به عقب برگردونه که یک تیر درست وسط پیشونیش شلیک میشه! هیهاچی و تیکن فورس از اونجا دور میشن چون که کارشونو انجام داده بودن اما جین بلند میشه و بال های عظیمش رو باز می کنه!تمام تیکن فورس نابود میشه و جین هم هیهاچی رو بلند می کنه اما در کمال تعجب اونو نمی کشه و روی صخره ای ولش می کنه(بازم گلی به کمال و جمال تو) مدرک: تمام مراجع تیکن منبع: Fighting-Game.ir
  15. White Night

    داستان تیکن4

    به نام خدا سلام. قبل از TEKKEN4: Jin در یک باشگاه سرد و تاریک در حال تمرینه! هیچ کس خبر نداره که اون در استرالیاست!حتی گروه TEKKEN Force! Heihachi Mishima که از یافتن جین ناامید میشه به شرکت G حمله میکنه تا از راه دیگری نیروی شیطانی رو بدست بیاره!شرکت G جسد سالم Kazuya رو پیدا کرده بودند و هیهاچی هم این خبر رو شنیده بود.هیهاچی نیروهای زیادی رو میفرسته تا اونو بگیرن و به آزمایشگاهش بیارن.اما با یک مبارز قوی روبرو میشن.بله ... اون خود کازویا بود که با کمک شرکت G احیا شده بود. هیهاچی بهت زده و نگران به مانیتور خیره میشه...کازویا تک تک سربازان TEKKEN Force رو می کشه! هیهاچی تصمیم میگیره جوهر مسابقات The King of Iron Fist Tournoment رو زنده کنه پس ناقوس تیکن دوباره نواخته میشه! جین هم برای گرفتن انتقام و دیدن پدرش به مسابقات وارد میشه! داستان TEKKEN5: جین کازاما زودتر از کازویا با هیهاچی روبه رو میشه ولی قبل از اینکه بخواد به مبارزه با هیهاچی بپردازه هیهاچی سربازان میشیما زایباتسو رو خبر می کنه جین دلیرانه در مقابل تمام اونا وایساد ولی وقتی می خواست به دنبال هیهاچی بره سربازان با هم تیرهای بیهوشی رو بهش شلیک کردند و اون از هوش رفت و بدین ترتیب از هیهاچی و میشمازایباتسو شکست میخوره هیهاچی هم اونو قل و زنجیر میکنه و منتظر کازویا میمونه.بعداز اینکه با کازویا روبه رو میشه اونوهم شکست میده(توی بیوگرافی هاشون گفتم چطور شکست خورد) و بهش پیشنهاد میده که با هم کار کنن و خبر پسرش رو هم بهش میده. کازویا که دیوانه وار دنبال قدرت میگشت و میخواست قدرت شیطانی جین رو مال خودش بکنه تنهایی سراغش رفت اما جین قبل از هر اقدامی ازسوی کازویا به هوش اومد و نه تنها خودش رو ازاد کرد بلکه کازویا رو هم در اولین مبارزه با پدرش شکست داد.بلافاصله بعد از کازویا هیهاچی میرسه و جین اینبار شکستش رو تلافی میکنه به دویل جین تبدیل میشه تا هردوی اونها رو بکشه اما برای یک لحظه مادرش جون کازما رو میبینه که داره بهش نگاه میکنه.چشماشو به هم میزنه و میبینه که هیچ کس اونجا نیست به جز یک مجسمه بودای مقدی!اما بخاطر مادرش هیهاچی و کازویا رو رها میکنه و اونجا رو ترک میکنه. (جهت اطلاعات دقیق تر بیوگرافی این سه شخص رو بخونین) مدرک:تمام مراجع تیکن! ---------------------------- منبعFighting-Game.ir ---------------------------- ویرایش شد و منبع هم خودمون شدیم!
  16. White Night

    دانلود بازی Tekken Tag Turnoment2 برای xbox360

    سلام. میشه به جرأت گفت که تیکن جزو برترین بازی های فایتینگ تاریخ پلتفرم هاست. پس از اتمام سری تیکن تا قسمت سوم کاتسوهیروهارادا بازی جالبی به نام TekkenTagTurnoment در لیست بازی های تیکن قرار داد،که در این قسمت تمام کاراکترهای تیکن تا قسمت سوم قرار داشتن. در زمان خودش خیلی فروش کرد. بعد از این سری بازی های تیکن با کیفیتی کم نظیر ساخته شدن که همین کیفیت در کمبو و تصویر سبب افزایش بیننده و طرفدار شد ولی مهم ترین دلیل فروشش همون کیفیت و داستان قوی بود. بعد از گذشت از بازی Tekken6 بازی ای معرفی شد که حتی از تیکن های چهار و پنچ و شش هم بیشتر طرفدار داشت و فروشی چشمگیر از خودش نشون داد.این بازی در سال 2013 ساخته شد.و نشان از بازگشت ستاره بازی های نیمه اول از سری تیکن بود یعنی........تکن تگ تورنمنت!!! البته با کیفیتی برتر و مسائلی که در حد قسمت اولش نبود. در این قسمت تمام کاراکترهای تیکن هستن که واقعا هم جذابه ولی ز من می شنوین بعضی اندینگ ها رو نبینین که مناسب نیست! برای آشنایی بیشتر این عکسارو میذارم: قابلیت ها و تفاوت های این قسمت با قسمت قبل:سرعت بیشتر،کیفیت بهتر،کاراکتر بیشتر،رتبه کنسول بیشتر،دارای داستان مستقل،داستان جداگانه شخصیت ها،بخش های بیشتر لینک های دانلود: نام فایل : پارت1 لینک دانلود : Direct Link ">کلیک کنید نام فایل : پارت2 لینک دانلود : Direct Link ">کلیک کنید نام فایل : پارت3 لینک دانلود : Direct Link ">کلیک کنید نام فایل : پارت4 لینک دانلود : Direct Link ">کلیک کنید نام فایل : پارت5 لینک دانلود : Direct Link ">کلیک کنید نام فایل : پارت6 لینک دانلود : Direct Link ">کلیک کنید نام فایل : پارت7 لینک دانلود : Direct Link ">کلیک کنید نام فایل : پارت8 لینک دانلود : Direct Link ">کلیک کنید نام فایل : پارت9 لینک دانلود : Direct Link ">کلیک کنید منبع و رمز درصورت نیاز: Downloadha.com نویسنده توصیحات خودم بودم چون احساس کردم توضیحات ناقص بودن!
  17. به نام خدا سلام. \----------------------------------------------------------------------------------------------/ این کلیپ که احتمالا ادامشو بعدا منتشر میکنه مارول درمورد حمله آلترون به بشریته. نام انیمیشن Avengers: Ultron revolution به معنی "انتقام جویان: قیام آلترون".احتمالا این داستان به اجیر کردن موجودات خارق العاده توسط سنگ ابدیت باز میگردد.در همه این انیمیشن فعالیت های اونجرز را بر علیه گروه آلترون می بینید. در این قسمت که آن را مارول گذاشته میبینید که... Hawkeye میان افراد آلترون به دام افتاده همه او را در قلمرو خودش محاصره کرده اند. او در تکاپوی گریز است. اینگونه: این ویدئو اولین کلیپ از فصل 3 این انیمیشنه. |----------------------------------------------------------------------------------------------| منبع: RasaGame.ir /----------------------------------------------------------------------------------------------\
  18. بازی Batman Begins | بتمن آغاز می کند ، از بازی هایی بود که برای کنسول PS2 اومد و طرفداران روبه وجد آورد . داستان بازی به فیلم وفادار بود و طبق فیلم بتمن پیش می رفت و از گرافیک نسبتا خوبی در آن زمان برخردار بو د . بازی هر چقدر که پیش میرفت به انگیزه گیمر افزوده میشد زیرا بسیار ماهرانه آیتم های بتمن را در اون گنجانده بودند و بازی به هیچ وجه ممکن امکان نداشت که باعث خستگی گیمر شود ( مگه اینکه توی یک مرحله گیر کنی!). نقدی که از بازی میکنم به چند بخش تقسیم میشه : 1 – توضیحات 2 – گرافیک 3 – مشکلات بازی 4 – یادش بخیر 5 – نمرات بازی توضیحات : بازی بتمن آغاز می کند از بازی هایی بود که حتی وسایل بتمن هم در آن گنجانده شده بود و این گیمر ها را به شدت به وجد آورد و موجب خستگی ناپذیری در گیمر میشد ، یکی از جاذبه های بازی ، مراحلی بود که با بت موبیل پشت سر گذاشته میشد ، بت مبیل با سرعت بالای خودش و امکاناتی که داشت در مراحلی به دست گیمر می افتاد و گیمر به عنوان شخصیت بتمن در بت موبیل به تعقیب تبهکاران میپرداخت. بازی در مراحلی با آمیخته شدن به موزیک و محیط های برنامه ریزی شده ، کاملا حس اضطراب را به گیمر منتقل می کرد و حتی باعث ترس هم میشد . رد کردن مراحلی که بتمن باید در تاریکی میموند تا پلیس ها و تبهکاران او را نبینند و باید از درگیری ها جلوگیری میشد ، در برخی مواقع آزار دهنده بود ولی حس خیلی خوبی داشت و ارتباط خوبی با گیمر برقرار می کرد و گیمر خود را با لباسی خفاشی و شنلی بلند در نقش بتمن میدید گرافیک : گرافیک این بازی در دوره ای که هستیم شاید خیلی عالی نباشد ولی در زمان خود ، گرافیک بسیار بالایی داشت و استفاده کردن از محیط های طبیعی مثلا عبور بتمن از کنار پنجره و ریزش خاک به پایین ، از چیز هایی بود که بازی را واقعی تر جلوه میداد. در بازی از نور پردازی خوبی استفاده شده بود که این عمر در قسمت های بعدی بازی های بتمن بسیار بهتر هم شد و طرفداران را خوش حال تر از قبل کرد و راضی نگه داشت.گرافیک بازی های بتمن هر چه که به جلو تر میرویم بیشتر میشود ولی یکی از نسخه های اثرگذاری که ساخت شد ، همین بازی بتمن آغاز می کند بود. مشکلات بازی : از نظر بنده بازی در زمان خود ، مشکلات زیادی نداشت ( هر چند که در حال حاضر شاید مشکلات آن را زیاد بدانید) و فقط به گفتن باگ های وحشتناکی که بعضی اوقات آدم در اوج بازی باهاشون رو به رو میشد و کمی زجر آور بود بسنده میکنیم که خود مشکل کوچکی نیست که البته این مشکل در نسخه های بعدی بازی بتمن کاملا اصلاح که نشد ولی کمتر شد. یادش بخیر : شاید از هیجان انگیز ترین بازی های PS2 همین بازی بود که خود من با این بازی خاطرات زیادی دارم . یادش بخیر ! دسته را بر میداشتیم و به بازی مشغول میشدیم و اگر برادر کوچکمان تمام سیو هایمان را پاک میکرد ، اول ناراحت میشدیم ولی بعد میگفتیم تجربمان بیشتر میشود و دوباره بازی را تا آخر میرفتیم. یادش بخیر ! با این که گرافیک بازی به بازی های حال حاضر نمیرسید ولی بتمن را واقعی میدیدم واو را قهرمانی شکست ناپذیر میدانستیم . یاددددددددددددش بخییییییییییییییییییییییییییییر! نمره : اگر بخواهیم بازی را به سبک امروز بسنجیم ، نمره بالایی نخواهد آورد ولی اگر در زمان خودش بسنجیم ، میتوانیم نمرات بالایی به بازی بدهیم. نمره من به بازی : 8 /10 نویسنده : خودم منبع : Rasagame.ir کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد
  19. بازی از جایی شروع میشه که استاد ، لئو رو به دور از شهر فرستاده تا توانایی هاش رو افزایش بده و بتونه رهبر خوبی باشه ، در این مدت بقیه برادر ها نباید کاری بکنن ولی راف که از بی عدالتی متنفره ، در قالب شب زنده دار به مبارزه با ظلم دور از چشم استاد و برادراش میپردازه لئو که این قضیه رو متوجه میشه ، مقابل راف قرار میگیره در این بین ، نیرو های پلیدی به زمین میان و برادر ها باید جلوی اونها رو بگیرن که ماجرا های زیادی پیش میاد. بازی در هر مرحله ای که رد میکنید ، امتیازی به شما میده که خودش ، باعث ایجاد رقابت میشه. ضمننا ، این بازی سیستم خاصی نمیخواد و فکر میکنم در اکثر رایانه ها اجرا بشه. تقریبا با این سیستم اجرا میشه : رم : 512 گرافیک : 256 سی پی یو : 2.00GHz (حتی با این سیستم هم اجرا میشه ) در ادامه شما را به دانلود بازی دعوت میکنیم . بازی سه تا پارت 100 مگابایتیه دانلود : پارت یک پارت دو پارت سه این پارت ها رو باید در یک پوشه اکسترکت کنید و سپس به نصب بازی بپردازید رمز فایل فشرده : fighting-game.ir (نام قدیمی رساگیم) منبع : rasagame.ir کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع است.
  20. به نام خدا چند وقت پیش کارگردانان دو فیلم خبر دادن که این دو شخصیت در یک قسمت مشترک با هم همکاری میکنن،حالا بازیگر فلش یک عکس از خودش منتشر کرد که نشون دهنده اینه که به زودی سریال رو میبینیم. *عکس به دلیل نا مناسب بودن قرار نگرفت*
  21. Ali.Z

    داستان جان کری

    به نام خدا اول از همه باید بگم قصد من در این داستان اصلا مسخره کردن و ... نیست و این داستان ها فقط ساخته ذهن من برای خندیدن است . در واقع یک طنز معنی دار است. قسمت اول : شب بود و ظریف بعد یک روز کاری سخت در هتل خوابیده بود ، یک دفعه تلفن زنگ میخوره ، ظربف اول نمیخواد جواب بده اما بعد با خودش میگه که شاید کار مهمی داشته باشن گوشی برمیداره و یک صوتی نا مفهومی شبیه سلام بفرمایید از خودش درمیاره. کری پشت خط آب دهانش رو قورت میده و سکوت میکنه ظریف : کیه؟ کری : جانم ظریف : تو زنگ زدی ، من باید بگم جانم؟ کری : ظریف جان ، جانم ظریف : باز میگه جانم ! کری : جانم ، جان کری ام ظریف : نصف شبی مذاکره نمیکنم آقای کری کری : مگه اونجا شبه؟؟ ظریف : پ ن پ کری : فک کردم روزه ظریف : کلا تو فکر نکن ، فکر کردن رو بسپار به ما کری : یک کار مهم داشتم ظریف : چی کار داری؟ کری : به عراقچی بگو خودکارش رو تو روز تولدم بده به من ظریف : برو بابا ، مارو گرفته نصف شبی کری : شوخی کردم ، یک کار مهم دارم ظریف : بگووووووووووووو کری : چند تا از قایق های ما اومده تو آب شما .... کری : بخدا دست ما نبود ، نقص فنی بود ظریف : اگه قایقاتون برعکس حرکت میکنه ، حتما تفنگ هاتونم برعکس شلیک میکنه کری : ما تجهیزاتمون یکه یکه ظریف : هه هه هه یکی استیکر بفرسته ، سعی کنید با هیچ کس جنگ نکنید چون تنفنگ هاتون برعکس شلیک میکنه کل ارتشتون به فنا میره کری : چشم فقط شما قایق ها رو پس بدید ظریف : ببین یاروئه ، اولا که باید خواهش کنید ، دوما هم خواهش کنید ، سوما هم باید معذرت خواهی کنید بعد از چند ثانیه یک صدا از اتاق کری آمد : معذرت .... معذرت .... لطفا ما رو ببخشید ، فرش زیر پاااااااتون یلدای کویر کاشون ( بخش آخرش پیام بازرگانی بود) ظریف : داشتید سرود ملی کشورتون رو میخوندید؟؟ کری : نه داشتیم غلط میخوردیم ظریف : باید رسما معذرت خواهی کنید کری : روی مردمک چشممون ، قایق ها رو پس میدید؟؟ ظریف : بزار یک 20000 تا از روش کپ بزنیم بعدش دربارش فک میکنیم کری : تو رو خدا پس بدید ظریف : دلم سوخت ، اوخی ، باشه کری : مرسی ظریف : شبیه خرسی کری : دمتون گرم ظریف : باشه ، باز بخوای حرف بزنی میام اونجا ها کری : ببخشید ، معذرت کری : پس دیگه خدافظ ، کارت داشتم ایمیل میدم ظریف : ستاره بچینیییی ، ایرانی تهدید نکنییییییی ، بوس بوس ، خدافظ کری : خدافففففففظ ظریف خداحاففففففففففففففففففففففظ ظریف گوشی را قطع کرد و گفت این جان هم وقت گیر آورده ها و گرفت خوابید قسمت بعدی بزودی قرار خواهد گرفت
  22. به نام خدا توی این مقاله به مقایسه بتمن مارول و بتمن دی سی میپردازیم(دلیل اینکه به مون نایت میگن بتمن مارول،اینه که... خودتون بخونین میفهمین) نام:مون نایت تنفرات:دزدی،سرقت،اذیت کردن مردم بیگناه . . . نام:بتمن نام واقعی:بروس وین تنفرات:جوکر،اذیت کردن مردم بی گناه شباهت های ظاهری: مون نایت لباس کاملا سفیدی داره با یک شنل سفید و علامت ماه هم روی سینه مون نایت هست.بتمن هم لباس کاملا سیاهی داره که شنل سیاهی هم به اون بسته شده و همچنین علامت خفاش روی اونه. مون نایت چیزی شبیه هلال ماه داره که با اون رو پرت میکنه و دشمنان رو میزنه،بتمن هم بترنگ رو داره که شباهت این دو تا غیر قابل انکار هستن. مون نایت توی شب ها کار میکنه و دزدا رو میگیره،بتمن هم اغلب در شب ها مون نایت به مردم بی گناه کمک میکنه و از اذیت کردن اونا هم تنفر داره،مانند بتمن. تفاوت های شخصیتی و اخلاقی: مون نایت در اصل یک پلیسه و خودش نخواسته که مون نایت بشه،ولی بروس وین یک ثروتمند خوشگذرانه که به میل خودش بتمن شد. مون نایت توسط یکی از خدایان مصری دستور گرفت که کار کنه. مون نایت معمولا با گروه کار میکنه ولی بتمن معمولا تنهایی. مون نایت شب هایی که ماه دیده میشه دست به کار میشه. منبع:fg
  23. باسمه تعالى خوب بالاخره انتظارات به سر رسيد و تريلر رسمى كامبت پك توسط استوديو ندررلم پخش شد شخصيت ها عبارتند از : bu ri cho - alien - leather face and tri brog ميرويم سراغ نقد شخصيت ها : Bu ri cho : مردى دائم الخمر و دوست و رفيق رايدن كه هميشه كنارش بوده و بر خلاف ظاهر تپل و مپلش استاد ليوكنگ در كونگ فو بوده و اونو به اينجا رسونده tri brog : تركيبى از سه شخصيت سايركس و سايبورگ و سكتور كه تقريبا يك رباط است Leather face : معروف به صورت چرمى كه در سرى فيلم هاى اره برقى در تگزاز بوده است Alien : شخصيتى فضايى كه در واقع با پريديتر كل كل دارند و در يك سفينه ى فضايى از تخم بيرون مياد و خيلى ها رو ميكشه كه اسم فيلم اين شخصيت هم آلين هست. همونطور كه دوستم لوح و قلم ( حامد جان ) فرمودند همچنين ظاهرا شاهد بخش جديد داستانى خواهيم شد زيرا در يكى از بخش هاى تريلر ارمك و كوانچى كه در حال راه رفتن در جنگل هستند صورت جرمى وارد ميشه و شكم ارمك رو با اره معروف خودش پاره ميكنه .