جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'بلند'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • انجمن رساگیم
  • مطالب مرتبط با انجمن
    • قوانین انجمن
    • درباره انجمن
    • اطلاعیه ها
    • جشنواره ها و مسابقات
  • اتاق های خصوصی
    • اتاق مدیران انجمن
    • اتاق کاربران ویژه
    • اتاق تیم تحریریه
  • اخبار و تازه ها
    • اخبار بازی های رایانه ای
    • اخبار پلتفورم‌های بازی
    • اخبار سازندگان بازی
    • سایر خبرها
  • مقالات سایت
    • نقد و بررسی
    • پیش نمایش
    • داستان بازی ها
    • راهنمای بازی ها
    • سایر مقالات
  • بازی ها
    • بازی ها نقش آفرینی
    • بازی های جهان باز
    • بازی های مبارزه ای
    • بازی های ترسناک
    • بازی های اکشن و مخفی کاری
    • بازی های جنگی
    • بازی های رانندگی
    • بازی های استراتژیک
    • بازی های آنلاین
    • بازی های ورزشی
    • بازی ها هک اند اسلش
    • بازی های ماجراجویی
    • بازی های ایرانی
    • سایر بازی ها
  • پلتفورم‌های بازی
    • کامپیوتر شخصی (PC)
    • نینتندو
    • پلی استیشن (PS)
    • ایکس باکس (XBOX)
    • سایر کنسول ها
  • مرتبط با بازی
    • موسیقی متن
    • نمایشگاه های بازی
    • دانلود بازی
    • سایر مطالب مرتبط با بازی
  • صنعت بازی سازی
    • آموزش ساخت و توسعه بازی
    • موتور های بازی سازی
    • گرافیک
    • انجمن بازی سازان ایرانی
    • سایر مطالب
  • فیلم و سریال و کارتون
    • فیلم و سریال و کارتون مورتال کمبت
    • سایر فیلم ها و کارتون ها
    • اخبار فیلم و سریال
    • تحلیل فیلم و کارتون
  • دانشنامه
    • دانشنامه بازی ها
  • تکنولوژی
    • سخت افزار
    • نرم افزار
    • سایر مطالب
  • مطالب متفرقه
  • بایگانی
  • گروه طرفداران ساب زیرو گروه طرفداران ساب زیرو Topics
  • بچه های قدیمیfg بچه های قدیمیfg Topics
  • بچه های با معرفت fg بچه های با معرفت fg Topics
  • طرفداران اسکورپیون طرفداران اسکورپیون Topics

وبلاگ‌ها

چیزی برای نمایش وجود ندارد

چیزی برای نمایش وجود ندارد


جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من

7 نتیجه پیدا شد

  1. Ali.Z

    داستان : گروه پسران ایران

    به نام خدا اول از همه باید بگم این داستان ساخته ذهن خودمه و هدف خاصی از اون ندارم و اگر نامی هم در داستان برده میشه کاملا اتفاقیه و هیچ ربطی به شخصیت دولتی ندارند افرادی که در داستان حضور دارند : مجتبی 24 = سردار مجتبی عزیزی شرلوک = علیرضا حیاتی خودم = سید علی زین الدین حامد = حامد وثوقی پویا = پویا بیاتی دارک نوب = امیرحسین بزرگمهر قسمت اول داستان: سال هاست که داعش برچیده شده توسط ایران و روسیه و منطقه امنه تنها مشکلی که بوده و هست آمریکاست. چندین ساله که از برجام گذشته و صلح همه جهان رو فرا گرفته اما هنوز آمریکا داره مانور میده و به قدرتش اضافه شده ، رئیس جمهور حال حاضر آمریکا آقای جرارد یک جمهوری خواه سفید پوسته که قدرت مدیریتش پایینه و فقط به مسائل خارجی فکر میکنه. داخل آمریکا شورش ها زیاد شده ، جنگ سفید پوستا و سیاه پوستا زیاد تر از قبل شده و آقای جرارد نسبت به این قضیه بی اهمیته. ایران اقتصادش عالیه و مردم در نهایت رفاه زندگی میکنند ، پیشرفت های ایران به قدری بوده که جای روسیه رو گرفته و رقیب آمریکاست .روسیه زیر پر و بال ایرانه. ساعت 8:30 دقیقه صبح ، وزارت اطلاعات ایران ، جلسه مهرمانه علیرضا حیاتی مافوق همه افراد جلسه ، خطاب به افراد حاضر : به نام خدا ، همه میدونید که چند وقتیه که آمریکا داره نقشه میکشه و باز قصد داره گروهک هایی رو به منطقه تزریق کنه ولی این بار هدف روسیه و عراق نیست ، هدف ایران و پاکستانه . قراره این گروهک ها شیعه و سونی ها رو به جون همدیگه بندازن و در آخر ایران و پاکستان از بین برن ، اطلاعات دقیقی از نقشه نداریم ، این کلیات نقشست که سردار در اختیار ما گذاشتن .... سردار ادامه بدید (معرفی سردار : سردار مجتبی عزیزی ، فردی 46 ساله با موهای جو گندمی ، نهایت مهارت در سلاح های گرم ، تک تیراندازی قابل ، متخصص جنگ ها پارتیزانی ، مستشار در کشور های اطراف با سوابقی درخشان ) سردار مجتبی عزیزی خطاب به جمع : دوستان حاضر در جلسه توجه کنند ، ما تصمیم داریم گروهی رو مخفیانه آموزش بدیم که مخالف گروه های تروریستی هستند اما اعضای این گروه مشخص نیست و این گروه باید مخفی باشه ، در نهایت تاریکی. از اعضا خواهش میکنیم در برگه هایی که جلوشونه نام فردی رو که فکر میکنید سلاحیت رهبری گروه رو داره بنویسید و به ما بدید. 20 دقیقه بعد رای ها جمع و شمارش شده سردار مجتبی عزیزی : لطفا نتایح رای ها رو شرح بدید. -بله سردار -از 100 نفر حاضر در جمع - 98 نفر به سرهنگ سید علی زین الدین رای دادن و 1 نفر رای سفید داده و یک نفر هم کلا با این گروه ها مخالفه علیرضا حیاتی بلند میشه و میگه سید علی زین الدین بازنشسته شده و امکان نداره که برای این کار پذیرفته شه. امیر حسین بزرگمهر از داخل جمع بلند میشه و پاسخ میده ( معرفی امیرحسین بزرگمهر : فردی 30 ساله ، جوون ولی با تجربه ، استاد هنر های رزمی ، استاد استفاده از سلاح گرم و سرد) خودش استعفا داد ولی سرهنگ همیشه در خدمت به مردم کوشاست ، اگر بهش بگیم قضیه رو حتما قبول میکنه علیرضا حیاتی : این کار غیر ممکنه ، من مخالفم پویا بیاتی : ولی نظر شما اصلا مهم نیست ، 98 نفر موافقن علیرضا حیاتی جلسه رو ترک میکنه سردار مجتبی عزیزی : آقای امیرحسین بزرگمهر ، خودتون باید سرهنگ رو راضی کنید. امیرحسین بزرگمهر: باشه مشکلی نیست. جلسه به پایان رسید. بیرون جلسه امیرحسین بزرگمهر با خودش میگه : واییییییییییییییی !!!! حال اون بد عنق رو کی میخواد راضی کنه.؟؟؟!!!!!! پایان قسمت اول قسمت دوم به زودی
  2. سلام در این تاپیک به بررسی ناک اوت و تفاوت آن با ناک داون و فلش ناک داون می پردازیم ناک اوت یا همان ضربه فنی که به اصطلاح ko می گویند حرکتی پایانی است که مبارز برنده می شود. در بیشتر ورزش ها همانند کیک بوکسینگ، موی تای، بوکس و.... وجود دارد. ضربه فنی شخص مواقعی اتفاق می افتد که حریف توان مبارزه نداشته باشد، بعضی از ضربه فنی ها باعث می شود مبارز مغزش تکان بخورد یا ضربه زدن به کبد باعث می شود مبارز درد زیادی بکشد و توان مبارزه نداشته باشد. در mma (هنر های رزمی ترکیبی) ممکن است مبارز برروی زمین افتاده باشد و نتواند بلند شود پس حریف می تواند مواقعی که برروی زمین افتاده به او ضربه های متوالی (پشت سر هم) بزند و شخص ناک اوت شود. نکته: ناک اوت در مسابقات امتیاز دارد و مبارز پیروز می شود. ناک داون: این نوع ناک اوت مواقعی اتفاق می افتد که مبارز برروی طناب های رینگ تکیه داده و بین طناب های رینگ گیر افتاده یا بالای طناب ها است و نتواند از آنجا پایین بیاید و از خودش دفاع کند، با شروع ناک داون داور شمارش را شروع میکند. اگر شخص نتواند طی این مدت اعلام شده پایین بیاید و به مبارزه ادامه دهد مسابقه با نتیجه ی ناک داون تمام می شود و مبارز برنده می شود. فلش ناک داون: این ناک داون مواقعی اتفاق می افتد که شخص روی زمین افتاده ولی قبل از این که شمارش شروع شود سریع بلند می شود. نویسنده: salman khan
  3. پوتانیاک افسانه ای در مورد زنی می باشد که حامله بوده و فوت کرده. او به صورت یک زن زشت و رنگ پریده، دارای مو های بلند سیاه و سفید، ناخن های تیز و برنده و دارای لباس سفید توصیف می شود. او شب هنگامی که همه خوابیده اند، صدایی همانند نوزاد در حال گریه ایجاد می کند، و به دنبال یک انسان بخت برگشته و بیچاره می گردد. او به مردان حمله می کند و خون آنها را می نوشد. او با ناخن های تیز خود به سمت شکم مرد حمله می کند، او تمام ارگان های داخلی بدن شما را با ناخن های خود پاره می کند و آنها را می خورد. همچنین او می تواند به راحتی چشم هایتان را از سرتان بیرون آورد. او اغلب خود را به شکل زنی زیبا در می آورد و مردان هوس ران را گول می زند. تنها راه مقابله با او استفاده از چکش و ضربه به پشت گردن اوست.
  4. به نام خدا سلام.مقدمه: همه ما تاحدودی با Acclius یا Achill آشنایی داریم! بزرگترین مبارز یونانی در تمام تاریخ!حتی از اسپارتاکوس هم بزرگتر!قصد دارم یکم دربارش توضیح بدم! قصد دارم مقصود آشیل رو از مرگش عملی کنم... شناسنامه: نام: Acclius/Achill/آشیل/آکلیوس سن: حدودا 25 ساله اولین حضور: TROY / تروا آخرین حضور: TROY / تروا بازیگر نقش: Brad PITT علاقمندی: Olice،Brisies Troy،شرافت،افتخار،مبارزه و ... تنفرات: Agamemnon،ظلم،از دست دادن عزیزان و ... شغل: فرمانده لشکر غیرسلطنتی اسپارت وضعیت: اسطوره-مهربان و خشن-خوب توضیحات: آشیل مدتها پیش از تولدش توسط پیشگویی در یونان پیشبینی شد. مادرش اعتقاد داشت با فرو کردن تمام بدن آشیل در آب جاودانگی میتونه اونو رویین تن کنه! اما خودش هم میدونست که اون آب جلوی مرگشو نمی گیره!علاوه بر اون مچ پای آشیل با آب تماس نگفت چون که مادرش محکم اونو در دستش گرفته بود و اجازه نفوذ آب بهش نمیداد.اون پیشگو مرگ آشیل رو در بزرگترین جنگ یونان تعریف کرده بود... زندگینامه: TROY جنگ تسالی با مشکلی مواجه شد.برابری در جنگ سربازان.برای همین پادشاه تسالی و پادشاه منفور اسپارت یعنی آگاممنون با هم توافق کردند که مبارزه تن به تن بین برترین مبارزان انجام بشه جنگجوی تسالی زیادی قوی و تنومند به نظر میرسید.آگاممنون علی رغم خواستش آشیل رو صدا کرد اما اون در سپاه نبود.کودکی به عناون پیک به محل اقامت آشیل رفت و شیل با عجله آماده شد. آگاممنون گفت که باید به بدن آشیل بعد از جنگ شلاق زده بشه!آشیل هم که مردی مغرور بود گفت:«پس بهتر است خودت با او بجنگی.»وزیر جنگ اسپارت آشیل را راضی به مبارزه کرد.آشیل بی واهمه پیش رفت و تنها با یک ضربه جنگجوی تنومند تسالی را کشت! پس از این پادشاه تسالی بعد از جویا شدن نام آشیل از اون خواست چوگان فرمانروایی تسالی رو به آگاممنون یعنی پادشاهش بده اما آشیل گفت:«او پادشاه من نیست.»آشیل بعد از اون هرگز به سپاه آگاممنون برنگشت.بعد از مدتی آشیل در حال تمرین با عموزادش یعنی پاتروکولوس بود که صدای اسب های پیک را شنید و نیزه ای به سمت اونا برای اعلام آگاهی از وجودشون پرتاب کرد. تیر به درختی خورد و پادشاه الیس فرمانروای ایتاکا با نیزه پیش آشیل اومد و سعی کرد اونو راضی کنه که در جنگ تروا علیه یونان شرکت کنه.بعد از صحبت های فراوان آشیل احساس دودلی پیدا میکنه و برای همین میره به دنبال مادرش در ساحل. مادرش بلافاصله گفت:«میگویند پادشاه ایتاکا مار را با زبانش از لانه بیرون می کشد.»مادرش براش شرح داد که اگر بمونه صاحب فرزند و خانواده میشه.ولی اگه اونا بمیرن آشیل به فراموشی سپرده میشه. اما اگه به جنگ بره تبدیل به اسطوره خواهد شد...اما دیگه هرگز مادرش اونو نخواهید چون که افتخار برای اون تنها با مرگش بدست میاد.مادرش فاش میکنه اینو از قبل از تولد آشیل میدونسته که این ماجرا براش پیش میاد. آشیل وفادارترین افرادشو جمع میکنه و با کشتی مخصوصش به راه میفته.آشیل سریعتر از همه کشتی ها با افرادش به ساحل نزدیک میشه.همه کشتی ها با دیدن بادبان سیاه میفهمن که اون قهرمان اسپارت یعنی آشیله! آشیل تنها با 50 نفر ساحل تروا رو تسخیر میکنه.اونجا بود که سومین رکوردشو در تمام تاریخ ثبت کرد.رکوردی که هیچ کس توان انجامشو نداشت.آشیل بعد از تصرف ساحل به معبد میره و سر آپولو خدای دروغین تروا رو از تنش جدا میکنه.کاری که حقیقتا درست بود.(البته بی حرمتی هم بود) هکتور و افرادش هم به معبد میرسن.آشیل با دقت و قدرت کامل نیزه ای پرتاب میکنه و به گلوی فرمانده هکتور شراره ای تیز میزنه.هکتور سعی کرد کار اونو تکرار کنه ولی فاصله دور بود و آشیل سریع ! پس خیلی ماهرانه جاخالی داد. هکتور وقتی که به دنبال آشیل وارد معبد شد با حمله غافلگیرانه اسپارت ها مواجه شد پس خودشو به اتاق اصلی معبد رسوند و آشیل رو دید.هکتور که فکر میکرد کشتن راحبان معبد کار آشیله یادآور شد که اونا مسلح نبودن و آشیل هم وانمود کرد که خودش اونا رو کشته و گفت:«آری...بریدن گلوی پیرمردان افتخاری نیست.» -تنها کودکان و ابلهان برای افتخار میجنگند...من برای میهنم میجنگم! بعد سعی کرد آشیل رو بکشه ولی آشیل بهش حمله نکرد و کم کم محاصره شد.آشیل اجازه فرار به هکتور داد. بعد از این در بالای ستون های معبد ایستاد و شمشیرشو به نشانه برتری بالا گرفت و اینطوری بود که ساحل تروا تنها با50 مرد تسخیر شد.بعد از این آشیل به اقامتگاه آگاممنون رفت تا باهاش صحبت کنه.ولی وقتی وارد شد تک تک شاهان سرزمین های فتح شده رو دید که بعد از ذانو مقابل آگاممنون هدیه ای بهش میدن.آگاممنون با دیدن آشیل فرمان خروج به تمام افراد حاضر میده.الیس یواش به آشیل هنگام خروج میگه:«جوانان کشته میشوند و پیران سخن می گویند.هیچ گاه به سیاست اعتنا نکن!» آگاممنون گفت که امروز جنگ بزرگی را پیروز شده و ساحل تروا حالا مال پادشاه تمام یونانه...آشیل هم میگه:«ارزانی خودت...من به دنبال ساحل به اینجا نیامده ام. - برای این آمده که نامت در آینده بماند!شاهان به آشیل تعظیم نمیکنند!شاهان به آشیل هدیه نمیدهند!شاهان به آشیل تبریک نمی گویند!این پیروزی از آن من است. - شاهان از آن کور تر بودند که ببینند این سربازان بودند که پیروز شدند. - سربازها در تاریخ ثبت نمیشوند.تنها شاهان در تاریخ میمانند.پس از فتح تروا فرمان میدم چندین تندیس بسازند و نام آگاممنون رو روی آنها حک کنند.نام تو روی شن ها نوشته خواهد شد...تا دریا بشوید و ببرد. - تند نرو!ابتدا پیروزی را به کف آر! آشیل ی شب صدای ناله زنی رو میشنوه و سریعا به کمکش میره.اون یک راحبه معبد بود.سربازا قصد داشتن نشان داغ روی بازوش بذارن ول اون مقاومت می کرد و در آخر آشیل رسید و خدمت اون(بووووووووووووووقا)رسید. بعد اون دختر که اسمش بریزیس بود رو به چادر خودش برد زخم هاشو ترمیم کرد و بهش غذا داد.و بعد از کلی صحبت گفت:«میخواهم راضی به تو بگویم که الهه ها به تو نگفته اند...آن ها به ما حسادت میکنند چون میرا هستیم.هرگز از اینی که هستی زیباتر نخواهی شد...هرگز گذشته تکرار نمیشود و هرگز دوباره زندگی نخواهی کرد.ما از زندگی لذت بیشتری میبریم چون فانی هستیم...» از اون روز آشیل تا چندین روز کاری در جنگ انجام نداد.سپاه آگاممنون جنگ های پشت سر همی را تجربه میکند.الیس پیشنهاد میدهد پیشنهاد تکرار جنگ اینبار با یاران قدرتمندتری چون آشیل تکرار بشه.پس خودش پیشقدم میشه ولی اینبار موفق به راضی کردن آشیل نمیشه.پاتروکولوس عموزاده آشیل جلو میاد و میگه اگه به خونمون برگردیم این سربازا میمیرن. و ادامه داد:«زمانی که تو در چادرت پنهان شده بودی من با آنها خندیدم و گریستم!»اما آشیل فرمانشو دوباره بلند تر گفت. آشیل شبشو به آرامی و در خواب خوش گذروند.وقتی بیدار شد صدایی شنید...صدای فرماندهش که اونو صدا میکرد.آشیل میاد بیرون و میبینه که اون روی صورتش خون ریخته و شمشیر و زرهش تنشه! پس میفهمه که به جنگ رفته و گفت:«تو از فرمان من سرپیچی کردی...گفته بودم هیچ کدوم از افراد به جنگ نرن.» - می پنداشتیم شما دستور داده اید... - پاتروکولوس کجاست؟پالروکولووووووووووووووس؟ - گمان میکردیم شما هستید...زرهتان را پوشیده بود...کلاه خوردتان،ساق پوشتان... آشیل با یه مشت میندازتش و با خشم میگه کجاست! - هکتور گلویش را برید... آشیل پاشو روی گردنش میذاره و میخواد خفش کنه.اما بریزس میرسه و اونجا گلوی بریزیس رو هم میگیره.اما هردو رو ول میکنه و شمشیرشو بر میداره و توی ساحل قدم میزنه! بعد از قدم زدن جنازه پاتروکولوس رو با احترام کامل میسوزونه!تا صبح اونجا موند و به خاکسترها نگاه میکرد.وقتی روز شد وارد چادرش شد و قبل از اون به فرماندهش گفت که زرهشو براش بیاره. زرهشو پوشید و سوار ارابش شد.قبل از اینکه حرکت کنه بریزیس رسید و با التماس گفت:« نروووووو...صبر کن...هکتور عموزاده من است...مرد خوبیست!خواهش میکنم به جنگ با وی نرو!» اما آشیل حرکت کرد!وقتی به دژ رسید با صدای بلند فریاد زد هکتووووووووووور!هکتور و آشیل با هم حرفایی رد و بدل کردند وبعد مبارزه شروع شد. آشیل تمام حرکات جدیدش را روی هکتور انجام داد. در آخر هم تیغه نیزه ای در شش هکتور فرو کرد...هکتور به سختی نفس میکشید و در آخر آشیل با خنجر مشهورش قلب هکتور رو پاره کرد.خشمش جلوی احترام و خوی مهربانشو گرفت.بعد از اینکه کشتش پاهاشو به ارابه بست و کشان کشان روی زمین به اردوگاه رفت.بعد جسدشو به گوشه ای نزدیک چادرش انداخت.شب هنگام پیرمردی با لباسی کهنه به چادر وارد شد.بعد از چنددقیقه صحبت کردن آشیل رو راضی کرد تا جنازه هکتر رو بهش تحویل بده.اون پریام پادشاه تروا بود. بعد از اینکه خواست بره بریزیس رو هم دید و اونو با اجازه از آشیل برد. آشیل تمام افرادشو به خونه هاشون میفرسته!ولی خودش میمونه تا در جنگ شرکت کنه. یک هدف پوچ سبب وجود هدف واقعی شد.با پنهان شدن در یک مجسمه چوبی که با تخته چوب های کشتی درست شده بود تونست وارد قلعه بشه.اما بجای کشتن سربازان و کارهای دیگر افراد به دنبال بریزیس گشت. در آخر هم دید که بریزیس با آگاممنون درگیر شده و یک خنجر در گردن آگاممنون فرو کرده.سربازهای آگاممنون بریزیس رو گرفتند تا بکشنش که آشیل میرسه و اونو نجات میده.در حالی که آشیل سعی کرد بریزیس رو بلند کنه پاریس شاهزاده جوان و برادرهکتور دچار سوء تفاهم میشه و تیری به پای آشیل پرتاب میکنه. آشیل سعی میکنه نزدیک تر بره تا بتونه از خودش دفاع کنه ولی دیرشده بود و سه تا تیر توی بدنش فرو رفته بود،همه رو از بدنش کشید بیرون.بریزیس با ناراحتی وایساد تا شاید شیل نجات پیدا کنه.پاریس هم گفت که باید سریعا از اونجا دور بشن برای همین هردو رفتند.وقتی که سربازان رسیدند آشیل با یک تیر توی پاش روی زمین دراز کشیده بود... ویدئوهای مربوطه: نبرد هکتور و آشیل به صورت غم انگیز(دوریمه...) فتح ساحل تروا(آیم او...) موزیک فیلم تروا سکانس برتر فیلم تروا از دید تماشاچیان(نبرد هکتور و آشیل) نقل از: خاطرات پادشاه محبوب یونان،الیس! منبع: Fighting-Game.ir
  5. به نام خدا سلام. مقدمه: در عصر حاضر به پرفروش ترین کنسول دنیا بی اهمیتی میشه و به بازی هاش هم همچنین! در دفعات قبل بازی های متنوعی گذاشتم که Shrek2 هم بینشون بود برای همین میخوام کاملش کنم! پس با ما همراه باشید... رمزها: این جدول Cheat Code های بازیه! سه تای آخری رو توی منو بزنین و اولی رو لطفا در Gift Shop! وارد کنین: [TABLE=class: grid, width: 500, align: center] [TR] [TD=align: center]رمز کاربردی[/TD] [TD=align: center]عملکرد رمز کاربردی[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]بالا،بالا،پایین،بالا،راست ،چپ[/TD] [TD=align: center]10000 سکه طلا[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]راست،راست،پایین،چپ،چپ،بال ا،راست[/TD] [TD=align: center]لباس های سرّی1[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]چپ،چپ،بالا،راست،راست،بالا ،چپ[/TD] [TD=align: center]لباس های سرّی2[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]چپ،پایین،راست،بالا،راست،ر است،راست[/TD] [TD=align: center]نشون دادن مرجله بچه های شرک[/TD] [/TR] [/TABLE] و البته اینا هم موثرن: پاداش ها(سود) خسارت بیشتر = خرید در Gift Shop با 10,500 سکه ! گرده پری ها = خرید در Gift Shop با 7,700 سکه! ------------------------- تفسیرات(گزارشات اعمال) دانشگاه زمین شناسی = خرید در Gift Shop با 1,500 سکه! دخمه = خرید در Gift Shop با 5,000 سکه! اسکله = خرید در Gift Shop با 1,000 سکه! قلعه ملکه شیطان = خرید در Gift Shop با 5,000 سکه! دریاچه یخی = خرید در Gift Shop با 3,000 سکه! مرلین هیلز = خرید در Gift Shop با 4,000 سکه! بلوک های همراه زندانیان = خرید در Gift Shop با 2,000 سکه! خیابان مختصر و مفید = خرید در Gift Shop با 6,000 سکه! کارگاه استرومبولی = خرید در Gift Shop با 5,000 سکه! ----------------------- لباس ها(مدل ها) خره-لباس مبدل اژدها = خرید در Gift Shop با 3,650 سکه! فیونا-لباس مراسم تشییع جنازه = خرید در Gift Shop با 2,150 سکه! چهره-شوالیه مبدل شیطان = خرید در Gift Shop با 2,850 سکه! شرک-لباس دست شوالیه ای = خرید در Gift Shop با 3,500 سکه! شرک-لباس دزدان دریایی = خرید در Gift Shop با 4,250 سکه! شرک-شاهانه = خرید در Gift Shop با 3,200 سکه! شرک-تنه شنا = خرید در Gift Shop با 3,350 سکه! زیبای خفته-جمه بلند = خرید در Gift Shop با 2,250 سکه! نقل از: GameFaqs.com منبع: Fighting-Game.ir
  6. به نام خدا سلام. مقدمه: آیا آلیس رو میشناسین؟ در چند سال اخیر بازیهای زیادی اقتباس شده از شخصیت های Disney که ما تا حدودی اونها رو میشناسیم! پس از بازرسی این لیست بسیار بلند ما به نام درخواست یک بازی رسیدیم.آلیس سوم! برای شنیدن خبر با ما همراه باشید... خبر: Alice McGee آمریکایی سازنده بازی های خیالی کامپیوتریست. مدتی پیش طرفداران بازی های آلیس به وی پیشنهاد ساخت بازی ای را دادند. پس از مدتها E3 نیز این خواسته اش را با وی مطرح کرد و البته صحنه هایی از محیط شبیه سازی این بازی منتشر کرد.(این تصاویر مال قسمت های قبله) آلیس مک گی که نمیتوانست این پیشنهاد چشمگیر را که به قسط های عقب افتاده اش کمک میکرد رد کند در اینترنت صحبت های خود را به هواداران رساند. آلیس سوم بر اساس آلیس در سرزمین عجایب طرح نشده و انتظار میرود که در سبک ماجراجویی باشد. نقل از: GameZone.com منبع: Fighting-Game.ir
  7. White Night

    داستان بازی تیکن3

    به نام خدا سلام. قبل از TEKKEN3: Jin Mishima نام پسری زیرک و با استعداد و از این هم مهم تر فرزند Kazuya Mishimaـست! Jun همسر Kazuya و مادر Jin زندگی خودش رو در کوهستانی دور از شهر همراه با فرزندش ادامه میداد. نیروهای TEKKEN Force زیر نظارت Heihachi Mishima به دنبال موجودی شیطانی به نام Ogre به معبدی دورافتاده واقع در ژاپن میرن.دلیل این دنباله گرفتن هم میل هیهاچی میشیما به پیوند زدن نیروی شیطانی به DNA خودش بود! اما وقتی TEKKEN Force به معبد میرسه اوگر رو نمیبینه!هیهاچی بسیار هولناک به خانه خودش در هیروشیما میره!و اونجا با پسر کوچکی به اسم جین کازاما روبرو میشه!پسری که ادعا می کرد فرزند کازویاست ولی نام خانوادگیش مال مادرش بوده! اینجور که جین تعریف کرده با مادرش در کلبه بودن که ناگهان در بارون شدید صدای مهیبی اومد.یک مرتبه موجودی ترسناک وارد کلبه میشه.جون به جین میگه فرار کنه و پیش پدربزرگش در منقه هیروشیما بره اما جین با ترس به اوگر حمله میکنه و اوگر با یه ضربه محکم اونو پرتاب میکنه و جین بیهوش روی زمین میفته.وقتی که بیدار شد مادرش رو ندید و کلبه هم ویران شده بود. جین تنها 15 سال داشت! داستان TEKKEN3: جین حدود سه ساله که سبک خانوادگی کاراته میشیما رو توسط هیهاچی آموخته و سخت تمرین کرده! اینجور که مدیران Katsuhiro Harada گفتن هیهاچی دلش به حال جین سوخته و اونو راه داده! اما هیهاچی میفهمه که نشانی که روی بازوی جین قرار داره یک نیروی شیطانی برای اون به ارمغان آورده!پس امید داشت که بتونه اوگر رو در مسابقات شکست بده و پس اون نیروی شیطانی اوگر به هیهاچی برسه! اما چیزی که هیهاچی بیش از اون بهش اهمیت میداد بالا بردن اعتبار شرکتش بود. هیهاچی که احساس می کرد جین برای نبرد آمادست مشعل تورنمنت سوم رو هم روشن کرد. اوگر که برای بار دوم نیروی جذاب جین کازاما رو احساس کرده بود به تورنمنت اومد.Paul Phoenix هم که مبارزی بی بدیل بود و دیگه حریفی در جهان نداشت به تورنمنت اومد.هیهاچی هم شخصا در مبارزه شرکت کرد اما مبارزات زیادی انجام نمیداد. جین و پاول تک تک رقیبان خود را شکست می دادند اما پاول سریه تر به اوگر رسید.با ضربه مرگبارش تونست اوگر رو شکست بده و برنده تورنمنت سوم بشه.پس از یک مصاحبه کوتاه وسایلشو جمع کرد و به آمریکا برگشت تا تمریناتش کامل کنه! غافل از اینکه اون اوگر حقیقی نبوده True Ogre پس از اینکه پاول وارد هواپیماش شد به جین اعلام جنگ کرد.تمام صحنه های غم انگیز از جلوی چشمان جین رد میشد با تمام قدرت مارزه کرد.درحین مبارزه هیهاچی دید که جین تنها با سبک میشیما نمی جنگه بلکه سبک کازاما رو هم بلده!هیهاچی میبینه که یه رقیب برای خودش پرورش داده.مبارزه به اتمام میرسه!اوگر درب و داغون و بی جون روی زمین افتاده و جین هم نفس نفس میزنه!جین می خواست سرشو به عقب برگردونه که یک تیر درست وسط پیشونیش شلیک میشه! هیهاچی و تیکن فورس از اونجا دور میشن چون که کارشونو انجام داده بودن اما جین بلند میشه و بال های عظیمش رو باز می کنه!تمام تیکن فورس نابود میشه و جین هم هیهاچی رو بلند می کنه اما در کمال تعجب اونو نمی کشه و روی صخره ای ولش می کنه(بازم گلی به کمال و جمال تو) مدرک: تمام مراجع تیکن منبع: Fighting-Game.ir