جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'اما'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • انجمن رساگیم
  • مطالب مرتبط با انجمن
    • قوانین انجمن
    • درباره انجمن
    • اطلاعیه ها
    • جشنواره ها و مسابقات
  • اتاق های خصوصی
    • اتاق مدیران انجمن
    • اتاق کاربران ویژه
    • اتاق تیم تحریریه
  • اخبار و تازه ها
    • اخبار بازی های رایانه ای
    • اخبار پلتفورم‌های بازی
    • اخبار سازندگان بازی
    • سایر خبرها
  • مقالات سایت
    • نقد و بررسی
    • پیش نمایش
    • داستان بازی ها
    • راهنمای بازی ها
    • سایر مقالات
  • بازی ها
    • بازی ها نقش آفرینی
    • بازی های جهان باز
    • بازی های مبارزه ای
    • بازی های ترسناک
    • بازی های اکشن و مخفی کاری
    • بازی های جنگی
    • بازی های رانندگی
    • بازی های استراتژیک
    • بازی های آنلاین
    • بازی های ورزشی
    • بازی ها هک اند اسلش
    • بازی های ماجراجویی
    • بازی های ایرانی
    • سایر بازی ها
  • پلتفورم‌های بازی
    • کامپیوتر شخصی (PC)
    • نینتندو
    • پلی استیشن (PS)
    • ایکس باکس (XBOX)
    • سایر کنسول ها
  • مرتبط با بازی
    • موسیقی متن
    • نمایشگاه های بازی
    • دانلود بازی
    • سایر مطالب مرتبط با بازی
  • صنعت بازی سازی
    • آموزش ساخت و توسعه بازی
    • موتور های بازی سازی
    • گرافیک
    • انجمن بازی سازان ایرانی
    • سایر مطالب
  • فیلم و سریال و کارتون
    • فیلم و سریال و کارتون مورتال کمبت
    • سایر فیلم ها و کارتون ها
    • اخبار فیلم و سریال
    • تحلیل فیلم و کارتون
  • دانشنامه
    • دانشنامه بازی ها
  • تکنولوژی
    • سخت افزار
    • نرم افزار
    • سایر مطالب
  • مطالب متفرقه
  • بایگانی
  • گروه طرفداران ساب زیرو گروه طرفداران ساب زیرو Topics
  • بچه های قدیمیfg بچه های قدیمیfg Topics
  • بچه های با معرفت fg بچه های با معرفت fg Topics
  • طرفداران اسکورپیون طرفداران اسکورپیون Topics

وبلاگ‌ها

چیزی برای نمایش وجود ندارد

چیزی برای نمایش وجود ندارد


جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من

121 نتیجه پیدا شد

  1. Ali.Z

    داستان : گروه پسران ایران

    به نام خدا اول از همه باید بگم این داستان ساخته ذهن خودمه و هدف خاصی از اون ندارم و اگر نامی هم در داستان برده میشه کاملا اتفاقیه و هیچ ربطی به شخصیت دولتی ندارند افرادی که در داستان حضور دارند : مجتبی 24 = سردار مجتبی عزیزی شرلوک = علیرضا حیاتی خودم = سید علی زین الدین حامد = حامد وثوقی پویا = پویا بیاتی دارک نوب = امیرحسین بزرگمهر قسمت اول داستان: سال هاست که داعش برچیده شده توسط ایران و روسیه و منطقه امنه تنها مشکلی که بوده و هست آمریکاست. چندین ساله که از برجام گذشته و صلح همه جهان رو فرا گرفته اما هنوز آمریکا داره مانور میده و به قدرتش اضافه شده ، رئیس جمهور حال حاضر آمریکا آقای جرارد یک جمهوری خواه سفید پوسته که قدرت مدیریتش پایینه و فقط به مسائل خارجی فکر میکنه. داخل آمریکا شورش ها زیاد شده ، جنگ سفید پوستا و سیاه پوستا زیاد تر از قبل شده و آقای جرارد نسبت به این قضیه بی اهمیته. ایران اقتصادش عالیه و مردم در نهایت رفاه زندگی میکنند ، پیشرفت های ایران به قدری بوده که جای روسیه رو گرفته و رقیب آمریکاست .روسیه زیر پر و بال ایرانه. ساعت 8:30 دقیقه صبح ، وزارت اطلاعات ایران ، جلسه مهرمانه علیرضا حیاتی مافوق همه افراد جلسه ، خطاب به افراد حاضر : به نام خدا ، همه میدونید که چند وقتیه که آمریکا داره نقشه میکشه و باز قصد داره گروهک هایی رو به منطقه تزریق کنه ولی این بار هدف روسیه و عراق نیست ، هدف ایران و پاکستانه . قراره این گروهک ها شیعه و سونی ها رو به جون همدیگه بندازن و در آخر ایران و پاکستان از بین برن ، اطلاعات دقیقی از نقشه نداریم ، این کلیات نقشست که سردار در اختیار ما گذاشتن .... سردار ادامه بدید (معرفی سردار : سردار مجتبی عزیزی ، فردی 46 ساله با موهای جو گندمی ، نهایت مهارت در سلاح های گرم ، تک تیراندازی قابل ، متخصص جنگ ها پارتیزانی ، مستشار در کشور های اطراف با سوابقی درخشان ) سردار مجتبی عزیزی خطاب به جمع : دوستان حاضر در جلسه توجه کنند ، ما تصمیم داریم گروهی رو مخفیانه آموزش بدیم که مخالف گروه های تروریستی هستند اما اعضای این گروه مشخص نیست و این گروه باید مخفی باشه ، در نهایت تاریکی. از اعضا خواهش میکنیم در برگه هایی که جلوشونه نام فردی رو که فکر میکنید سلاحیت رهبری گروه رو داره بنویسید و به ما بدید. 20 دقیقه بعد رای ها جمع و شمارش شده سردار مجتبی عزیزی : لطفا نتایح رای ها رو شرح بدید. -بله سردار -از 100 نفر حاضر در جمع - 98 نفر به سرهنگ سید علی زین الدین رای دادن و 1 نفر رای سفید داده و یک نفر هم کلا با این گروه ها مخالفه علیرضا حیاتی بلند میشه و میگه سید علی زین الدین بازنشسته شده و امکان نداره که برای این کار پذیرفته شه. امیر حسین بزرگمهر از داخل جمع بلند میشه و پاسخ میده ( معرفی امیرحسین بزرگمهر : فردی 30 ساله ، جوون ولی با تجربه ، استاد هنر های رزمی ، استاد استفاده از سلاح گرم و سرد) خودش استعفا داد ولی سرهنگ همیشه در خدمت به مردم کوشاست ، اگر بهش بگیم قضیه رو حتما قبول میکنه علیرضا حیاتی : این کار غیر ممکنه ، من مخالفم پویا بیاتی : ولی نظر شما اصلا مهم نیست ، 98 نفر موافقن علیرضا حیاتی جلسه رو ترک میکنه سردار مجتبی عزیزی : آقای امیرحسین بزرگمهر ، خودتون باید سرهنگ رو راضی کنید. امیرحسین بزرگمهر: باشه مشکلی نیست. جلسه به پایان رسید. بیرون جلسه امیرحسین بزرگمهر با خودش میگه : واییییییییییییییی !!!! حال اون بد عنق رو کی میخواد راضی کنه.؟؟؟!!!!!! پایان قسمت اول قسمت دوم به زودی
  2. Ali.Z

    بازیهای خارجی گران تر می شوند

    معاون نظارت و ارزشیابی بنیاد ملی بازی های رایانه ای بر لزوم گران کردن بازیهای خارجی برای توجیه پذیر شدن سرمایه گذاری در حوزه بازی های ایرانی تاکید کرد. به گزارش روابط عمومی بنیاد ملی بازی های رایانه ای، جواد امیری در گفت وگو با ایسنا، با بیان اینکه مشکلاتی در زمینه کپی رایت در کشور داریم و تولید و توزیع بازی های رایانه ای عملا توجیه اقتصادی برای شرکت های ناشر ندارد، افزود: اولا اگر کسی بتواند با توجه شرایط جدیدی که بر کشور حاکم است و شرایط شرکت های خارجی در پسابرجام ، از طریق شرکت های اصلی کپی رایت محصولات خارجی را دریافت کند، به عنوان اولین مجموعه فرهنگی این موضوع را به رسمیت خواهیم شناخت و مجوز آن بازی را به شرکت دیگری نخواهیم داد. وی ادامه داد: در مرحله دوم خودمان یک کپی رایت داخلی راه انداختیم و از طریق مزایده بازی های خارجی را به شرکت ها واگذار می کنیم. این مکانیزم هم به این صورت است که هر ماه بازی ها که قرار است انتشار بین المللی پیدا کنند، با هماهنگی انجمن ناشرین در ماه 20 بازی انتخاب می شود، افراد ناشر درخواست خود را برای دریافت بازی ارائه می دهند و به ازای هر 500 هزار تومان که در زمینه حمایت از بازی های رایانه ای سرمایه گذاری کردند، کوپن مجازی دریافت می کنند، برای بازی ها پیشنهادات خود را ارائه می دهند و در نهایت شرکتی که در مزایده بیشترین پیشنهاد را داشته باشد آن بازی را برنده می شود. معاون نظارت و ارزشیابی بنیاد ملی بازی های رایانه ای درباره مزایده میان شرکت ها برای واگذاری بازی های خارجی توضیح داد: اواخر سال 94 شیوه نامه ای به موسسات و شرکت های مجاز ناشر تبیین و ابلاغ کردیم که در آن جزئیات برگزاری مزایده در سال جاری به اطلاع عموم رسید و هدف از تدوین این شیوه نامه این بود که ناشرین مجاز چراغ راهی برای سال 95 پیش رو داشته باشند و بر اساس آن برنامه هایشان را تنظیم کنند. امیری هدف از اجرای این طرح را افزایش قیمت بازی های خارجی در بازار ایران با ایجاد انحصار دانست و بیان کرد: مشکل عمده ما این است که بازی های خارجی با بهترین کیفیت با نازل ترین قیمت در بازار توزیع می شود ولی بازی های ایرانی با توجه به عدم رعایت کپی رایت عملا قدرت رقابت با بازی های خارجی را نخواهد داشت و در نتیجه ساخت و تولید و تکثیر و توزیع آن توجیهی نداشته و عملا تولیدکننده ایرانی از پیش شکست خورده است. وی در ادامه اظهار کرد: بازی های روز خارجی در دنیا کمتر از 60 دلار عرضه نمی شود اما همان بازی به فاصله 24 تا 48 ساعت در بازار ایران به قیمت 2000 تومان به فروش می رسد و تولید ملی را زیر سوال می برد و شما با هر کیفیتی هم بازی بسازید مطمئنا گیمر ایرانی به سمت خرید بازی ایرانی نمی رود. معاون نظارت و ارزشیابی بنیاد ملی بازی های رایانه ای با اشاره به ایجاد و افزایش جذابیت در بازی های ایرانی اظهار کرد: جذابیت قاعدتا از طریق رقابت ایجاد می شود و وقتی تولیدکننده ایرانی بداند از نظر قیمتی قدرت رقابت را در بازار خواهد داشت، قطعا به سمت کیفی کردن بازی هایش می رود. امیری در پاسخ به چگونگی برخورد با انتشار بازی های غیرقانونی گفت: اگر بازی در ایران صاحب داشته باشد، قاعدتا خود ناشر داخلی هم به عنوان یکی از بازوهای اجرایی ستاد مبارزه با بازی های رایانه ای غیرمجاز فعالیت خواهد داشت و مراکزی که نسبت به عرضه بازی از طریق غیرمجاز اقدام می کنند معرفی خواهند شد. امیدواریم ستادهای فرعی بنیاد ملی بازی های رایانه ای در شهرهای مختلف فعال شود و ما اگر بتوانیم 50 درصد هم در جمع آوری بازی های خارجی توفیق داشته باشیم باز برای ما موفقیت است. وی با اشاره به ورود مایکروسافت به کشورهای در حال توسعه مانند ایران و مقایسه آن با حضور بازی های خارجی اظهار کرد: در حوزه بازی تا الان افرادی که برای مذاکره رفتند هیچ توفیقی پیدا نکردند که بتوانند کپی رایت بازی های خارجی را تهیه کنند، اما زمزمه هایی به گوش می رسد که شرکت های خارجی با قیمت نازل تری برای بازارهای ایران بازی های خود را عرضه کنند.معاون نظارت و ارزشیابی بنیاد ملی بازی های رایانه ای همچنین خاطرنشان کرد: ما در برابر نرم افزار ویندوز که محصول انحصاری مایکروسافت است قدرت رقابت نداریم و ناچاریم از چیزی که اعلام می کند تبعیت کنیم، اما بازی های ایرانی از کیفیت مناسبی برخوردارند و توان رقابت را دارند که با اندکی گران شدن بازی و توجیه پذیر شدن ساخت بازی عملا بازی های کیفی ساخته شود، کما اینکه در حال حاضر هم بازی های شرکت های ما در حوزه موبایل با نمونه های خارجی برابری می*کند. امیری در پایان با اشاره به نام گذاری سال جدید به «اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل» گفت: ما فرمایشات مقام معظم رهبری را در سال های گذشته آویزه گوش خود قرار دادیم، در بحث حمایت از تولید داخلی و بازی ها قدم های خوبی برداشتیم همچنان که سال گذشته هولوگرام حمایتی به بازی های ایرانی می دادیم و از شرکتی که بازی ایرانی تهیه و تولید می کرد حمایت می شد. برای دستور نام گذاری سال جدید نیز کارگروهی در بنیاد ملی بازی های رایانه ای تشکیل شده و کارهایش را انجام می دهیم.
  3. Kiyarad81

    نقد و بررسى فيلم annabelle

    باسمه تعالى غ شده تا به حال اتفاق ناگوارى براى شما پيش بيايد ؟ بعد بگوييد چرا من ؟ چرا اين اتفاق سر من امد ؟ چرا من ؟ بين اين همه ادم ؟! اين فيلم دارد درباره يك چنين واقعه اى صحبت ميكند . فيلم انابل درباره ى عروسكى است كه در فيلم كانجيورينگ نيز وجود داشته است و در خانه زن و مرد جنگير كه در خانه يكى از خانواده ها همانطور كه در نقد ان فيلم نوشته شده بود ميروند و به انها كمك ميكنند وجود داشت، در واقع اين عروسك در خانه اى بوده است كه باعث ازار و اذيت ان خانواده شده بود و ان زن و مرد جن گير به خانه انها ميروندو اين عروسك را بر ميدارند و ان را به خانه خودشان در قفسى و در اتاقى به صورت قرنتيه نگه دارى ميكنند . حالا اين فيلم ميخواهد درباره ى واقعه قبل از كانجيورينگ صحبت كند و بگويد كه ان عروسك چه كار هايى انجام داده بود . فيلم انابل با صحنه هايى دلهره اور ميتواند هركول را بكشد ، در حالى كه در مسخره ترين صحنه بيننده در حال مرگ است فقط به دليل اضطراب فيلم . اما چه چيزى اين اضطراب را فراهم ميكند ؟ چه در اين فيلم است ؟ اصلا براى چه ؟ با ما همراه باشيد خلاصه داستان : يك زن حامله با شوهرش به خانه اى جديد ميروند و مرد نيز براى خوشحال كردن زنش عروسكى ميخرد ، زن نيز از صورت ان عروسك ميترسد و دور از چشم شوهرش ان را در سطل زباله مى اندازد ،و پس از مدتى به شوهرش قضيه را ميگويد ولى شوهر ناراحت نميشود ، پس از مدتى ميبينند كه عروسك در يكى از جعبه ها است و زن قانع ميشود كه اين عروسك مال انهاست . اما در همان شب در همسايگى انها زن و شوهرى كشته ميشوند و زن و شوهر هم به دنبال ان اتفاق ميروند و متوجه ميشوند كه در نبود انها عروسك كار هايى انجام داده است ر ارواحى خبيث را به خانه انها اورده است .... اين فيلم داراى صحنه هاى نامناسب نيست ولى همان اشباح و اجنه ها فيلم را نا مناسب ميسازند و ترس را در وجود بيننده بر مى انگيزند . اين فيلم در سال دو هزار و چهارده وارد بازار شد ولى انطور كه انتظار ميرفت مانند فيلم كانجيورنگ خوش ساخت و زيبا نبود ولى تازحدى توانست كمبود هايى كه در فيلم كانجيورينگ بود را جبران كند . همچنين من و تعدادى از دوستان در حال دوبله اين فيلم هستيم و هر كس ميخواهد كمك كند به من پ خ دهد تا به گروه ما اضافه شود :) پخش تريلر فيلم با دوبله خودمون . متاسفانه كيفيت صدا كمى پايين است ، اما در حدى است كه يتوانيم بينندگان را متوجه منظور فيلم كنيم ، اميد وارم لذت ببريد :
  4. اد بون که همیشه با خبر هاش طرفداران رو خوش حال میکنه و شور و هیجان بهشون میده اینبار هم با یک نظر سنجی همه را شگفت زده کرد. به نظر میرسد اد بون با این نظر سنجی داره خبر مهمی را به ما میده. عنوان نظرسنجی این بود : بعدی؟ و 3 گزینه برای انتخاب وجود داشت : Kombat pack 3,Mortal kombat 11 , ادامه Shaolin Monks. که در نتیجه کمبت پک 3 با 44 آرا اول و ادامه شائولین مونکس با 31 درصد و مورتال کمبت 11 با 25 درصد به ترتیب دوم و سوم شدند. طبق این نتایج مشخص میشود که طرفداران هنوز به ادامه مورتال کمبت ایکس علاقه دارند و ندر رلمز به این زودی ها مورتال کمبت جدید را نخواهد ساخت. و سوال اصلی اینجاست آیا ندر رلمز با این نظر سنجی هدف بعدی خود را انتخاب خواهد کرد؟ آیا مورتال کمبت ادامه پیدا خواهد کرد؟ آیا ندر رلمز به فکر ساخت کمبت پک 3 و ادامه شائولین مونکس خواهد افتاد؟؟ با وجود اینکه تیکن و استریت فایتر حریف های قدرتمندی برای مورتال کمبت بودند اما هنوز مورتال کمبت بازی محبوبی بین گیمران جهان است و با وجود تلاش هایی که برای تیکن و استریت فایتر میشود ، ندر رلمز بیکار نخواهد بود. و مورتال کمبت ایکس پایان کار مورتال کمبت نیست. شما هم در نظر سنجی تاپیک شرکت کنید : 1 - کمبت پک 3 2 - ادامه شائولین مونکس 3 - مورتال کمبت 11 همچنین درباره هدف بعدی ندر رلمز برای مورتال کمبت نظر خودتان را بگویید. منبع : RasaGame.ir
  5. به نام خدا دو مکان مورتال کمبت آخرین سهم خود را از شخصیت های کلاسیک دریافت کرده اند، اما آنها همچنین شامل چند نماد ترسناک هستن تا چی را بترسانند. این کار از ( بازی ترسناک:65:)ساخت مورتال کمبت 2011 شروع شد، و اد بون به تازگی در مصاحبه با Game Informer در مورد چگون انتخاب کردن و پیاده سازی شخصیت های خود درون بازی هایش چیزی گفته. او گفت: "احتمالا یکی از بزرگترین هاست که به سادگی به کسی نشان داده میشود. کسانی که در مورتال کمبت نبودند و ما در خارج از این جهان(مورتال کمبت) با شخصیت های مانند: فردی کروگر، جیسون، بیگانه، درنده و چیزهای که آورده شده و چیزهایی که با فیلم ها مخلوط شده اند . که بازخوردها داشته است، فقط برای شنیدن صدای برخی که با صدای بسیار بلند فریاد میزند مشکل داریم، آدم هایی که سرسختی نشون میدن (در مورد این شخصیت ها)میگن که: در مورد آنچه که آنها می خواهند و آنچه در دسترس است؛.. ما می خواهیم "پلیس آهنی" در بازی باشد، بدیهی است که ما فقط می توانید انتخاب کنیم که چه کاری میتوانیم انجام دهیم و چه کاری نه، بیاد ببینیم چه شخصیتی میتونه تو بازی باشه یا نمیتونه. بنابراین تعدادی از متغیرها، از جمله آنچه که بازیکنان میخواهند و چیز های که شرکت انتخاب کرده است. ما همیشه به درخواست ها و نظراتی که وجود دارد گوش داده ایم. " تا کنون استودیو NetherRealm شخصیتهایی شامل فردی کروگر، جیسون ورهاست، بیگانه، درنده و صورتچرمی (فیلم های ترسناک رو میگه)بوده. اما بسیار شخصیتهای دیگه ای هستند که میتونند تو بازی باشند. در واقع، این پیشنهاد برای وحشت مضمون بازی مبارزه آمد است و "بون" به نظر می رسد بسیار به این ایده آگاه است. "بله، بله! شما می دونید، ما اونا رو جمع آوری کردیم، ما این ایده را بارها و بارها تکرار کرده ایم و چند نفر دیگه را آوردیم تو بازی" چرا شما میخوایید یک بازی مبارزه ای وحشت ناک به ارمغان بیاورید؟ "شاید یک روز ما اینکار را انجام دهیم. " هیچ کمبودی در شخصیت های بزرگ در چیزی شبیه به این وجود ندارد، در حال حاضر یکی از جدید ترین اخبار در مورد صورتچرمی در مقابل سام در ذهن من وجود دارد. امیدوارم، بون در مورد چیزی که شفافیت نشان میده روزی به انجام برساند. -------------------------------- این هم ترجمه به درد نخور من خوب چیکار کنم.:65: ترجمه از وبسایت: comicbook.com منبع: rasagame.ir
  6. سلام با استفاده از این روش می توانید بازی های پلی استیشن خود را بدون دی وی دی و با استفاده از فلش اجرا کنید. روش نصب برنامه اجرا کننده بازی های پلی استیشن 2 : اول فایل سی دی بوت را از اینجا دانلود کنید. هنگام استخراج یک فایل با نام cd MCBOOT.ELF Play Station 2.iso با حجم 13 مگابایتمی بینید. حالا این فایل را با یک برنامه ی رایت مانند power iso رایت کنید. شما cd بوت را ساخته اید. نوبت آن رسیده که سی دی بوت را روی پلی استیشن 2 خود قرار دهید و فلش را هم به آن وصل کنید پلی استیشن خود را روشن کنید. بر روی گزینه اول از سمت چپ یعنی Normal Install با استفاده از دکمه x که برروی دسته وجود دارد عملیات را شروع کنید. تا به صفحه ی جدیدی بروید در این صفحه شما باید فلش خود را انتخاب کرده و دکمهX روی دسته را بزنید. تا عملیات نصب برنامه برروی فلش شروع شود. صبر کنید تا عملیات نصب به پایان رسد. در آخر باید گزینه ی Ok با استفاده از دکمه X روی دسته را بزنید. شما برنامه اجرا کننده بازی های پلی استیشن 2 را نصب کرده اید. حالاسی دی بوت را بیرون بیاورید،اگر دوست داشتید می توانید چشم پلی استیشن را هم دربیاورید. چون این برنامه برروی فلش پلی استیشن 2 نصب است و بازی هارا از روی فلش اجرا می کند و نیاز به چشم ندارد. تست برنامه اجرا کننده بازی های پلی استیشن 2 : فلش خود را در پلی استیشن 2 وارد کرده و دستگاه پلی استیشن را روشن کنید. در این حالت مشخص می شود که برنامه نصب هست. بعضی وقت ها متوجه می شوید که برنامه نصب شده ولی این منوها را مشاهده نمی کنید. برای اینکه بفهمیم که برنامه نصب شده یا نه باید فلش خود را به دستگاه پلی استیشن وصل کنید و دستگاه را روشن کنید و منوی Browser را باز کرده و بعد فلش خود را باز کرده اگر در فلش دستگاه 3 فایل جدیدمشاهده کردید دستگاه کپی خور شده است. توجه : اما اگه این 3 فایل بالا وجود داشت و اون منوها را نیاورد معلوم می شه که پلی استیشن 2شما کپی خور نیستند. معمولآ این نوع پلی استیشن ها مود چیپ ندارند. راه دوم: نگران نباشید شما میتوانید با استفاده از همین سی دی بوت ان منو هارا بیاورید. برنامه ی open ps2 louders را از اینجا دانلود کنید. فایل rar را استخراج کنید و OPNPS2LD.ELF را به فلش مموری بریزید. حالا cd بوت را داخل کنسول بگذارید وفلش مموری را به دستگاه وصل کنید حالا گزینه ی fmbc configutatr با استفاده از کلید x که بر روی دسته وجود دارد انتخاب کنید. وارد منوی freemcboot setting شدید. گزینه ی return to loader X را انتخاب کنید حالا شما 3 گزینه دارید. فقط کلید دایره را بزنید تا وارد منوی file browser شوید، حالا گزینه ی mass:/دایره را بزنید حالا برنامه open ps2 loader.elf را اجرا کنید که کار همان منو ها را انجام میدهد. تبدیل بازی های پلی استیشن 2 در فلش برای اجرا در پلی استیشن :برای اجرای بازی ها در پلی استیشن شما باید اول از DVD بازی پلی استیشن یک ایمیج با پسوند ISO ایجاد کرده و بعد با برنامه USB Util آن را به فلش کپی کنید. برنامه USB Util را در سی دی بوت برایشما گذاشته ام شما فقط سی دی بوت را در کامپیوتر قرار داده و برنامه USB Util را از داخل سیدی بوت به دخل کامپیوتر خود کپی کنید . حالا برای کپی کردن بازی در فلش : برنامه USB Util را باز کنید و بعد از منوی File گزینه Creae game form ISO را انتخاب کرده و بعد در قسمت Form محل ذخیره فایل ایمیج را باز کرده تانام فایل ایمیج در قسمت Name قرار بگیرد حالا در قسمت To محل ذخیره بازی را در فلش انتخابکنید و روی دکمه Create کلیک کنید. صبر کنید تا دکمه Cancel به دکمه Close تبدیل شود در این حالت بازی کپی شده است. حالا اگر دوست دارید بازی دیگری کپی کنید برنامه را نبندید و مراحلقبل را برای کپی کردن بازی بعدی تکرار کنید. و بعد فلش را به دستگاه پلی استیشن خود وصل کنید. البته توجه کنید با انتخاب گزینهCreate [GAME/ISO] form CD/DVD می توانید مستقیم از دی وی دی بازی ایمیج بگیرید. برای اجرای بازی ها از روی فلش :بعد از اتصال فلش به Play Station 2 آن را روشن کنید.برروی گزینه Open PS2 Loader دکمه X را فشار دهید و بعد روی گزینه USB Games رفته حالافلشی که بازیها را در آن کپی کرده اید را وارد کرده کمی صبر کنید تا لیست بازی ها ظاهر شود و بعدروی بازی مورد نظرتان دکمه X را فشار دهید. مشاهده می کنید که رنگ صفحه عوض می شود، کمی صبرکنید بازی اجرا می شود .اما اگر از راه دوم وارد شده اید برنامه open ps2 loader.elf را اجرا کنید. منبع: fighting-game.ir نویسنده: salman khan
  7. این سه رشته رزمی از سبک های مبارزه ی آزاد هستند و شباهت هایی هم دارند. از لحاظ تکنیکی: ساندا فنون درگیری و گلاویزی بیشتر و کامل تری نسبت به موی تای دارد زیرا کشتی خشن و کهن چینی به نام شو آی جیائو ( که شباهت هایی به دفاع شخصی نیز دارد) در ساندا گنجانده شده است. از لحاظ سرعت: باز هم در هر سه سبک، سرعت بالایی وجود دارد زیرا مبارزات کیک بوکس،ساندا و موی تای به گونه ای است که فایتر در حین حمله حریف باید بتواند ضربه خود را وارد کند پس سرعت در میان این سه رشته تقریبا برابر است اما در مبارزات موی تای ضربات ناگهانی به صورت پرشی نیز بیشتر دیده می شود که سرعت بالایی را خواستار است. از لحاظ بدنسازی: در این مورد معمولا کیک بوکسور ها و موی تای کارها بیشتر کار میکنند اما در مسابقات ساندا به دلیل بستن هوگو کمتر روی بدنسازی تمرکز دارند ولی ساندا مسابقاتی در قالب فوق حرفه ای نیز دارد که در آن از هوگو، کلاه، ساق بند و دستکش استفاده نمی کنند، این نوع ساندا به سانداوانگ (ساندای نظامی) معروف است و به ارتش یک میلیاردی چین آموزش داده می شود. از لحاظ قدمت: در این بین ساندا دارای عمری بسیار طولانی ست که هنوز قدمت آن نامعلوم است،موی تای نیز قدمتی طولانی به اندازه 2000 سال دارد اما کیک بوکسینگ فقط دارای 45 سال قدمت است. با این حال هر سه رشته قابلیت ها و فنون کاربردی مخصوص خود را دارند و از ارزش های این سه سبک چیزی کم نمی شود.
  8. salman khan

    داستان کامل call of duty black ops

    داستان در مورده الکس میسون (Alex Mason) مامور سازمان CIA هست. که با وجود چند شخصیت قابل بازی دیگر، بیشتر روی اتفاقاتی که برای Mason افتاده تمرکز شده است. در سال 1968 یه گروه ناشناس الکس را دزدیده و به یه اتاق در بسته می برند. وقتی میسون از خواب بلند می شود، یه نفر با یه صدا که افکت داشته باشه (دستکاری شده ) با او صحبت می کند و در مورد اعداد صحبت می کند. میسون حافظه اش را از دست داده و همه چیز از یادش رفته، آن شخص از او اسم و فامیلش و این که اهل کجا هست از او می پرسد. میسون یک فحش بد به او می دهد که از گفتنش معذورم،او می داند میسون کیست و کجا زاده شده و چه سالی به دنیا آمده، او از میسون در مورد اعداد و عملیات می پرسد. و دوباره میسون به او فحش می دهد، بعد از سه یا چهار بار شوک الکتریکی میسون مغزش کمی کار می کند. و خاطرات و عملیات خود را بازگو می کند. عملیات خلیج خوک ها (Bay of Pigs): در سال 1961 میسون به همراه دوستانش وودز (Woods) و بومن (Bowman) به كافه ای در خليج خوك ها در ماموريتی به نام Operation 40 به كوبا رفته بودند. هدف آن ها ترور فیدل کسترو (Fiedl Castro) بود. ناگهان پلیس ها به کافه می آیند و مامور به میسون با یک زبان دیگر صحبت می کند. این دفعه با او انگلیسی صحبت می کند. و به او می گوید اهل کجا هستی؟ ناگهان وودز چاقو را در دست او فرو می کند. و کارلوس صاحب بار که در یک ماموریت دیگر به کمک آنها می آید، به او اسلحه می دهد و بعد از نابودی پلیس ها با ماشین فرار می کنند. بعد از فرار آن ها به خانه ی کاسترو حمله کرده و او را میکشند ولی خبر ندارند که او یه بدل است. میسون و دوستانش ماموریت خود را به پایان رسانده بودند و باید به کشورشان برمی گشتند و برای این کار به هواپیما احتیاج داشتند. بعد از درگیری های زیادی با دشمنان آن ها به هواپیما می رسند و به حرکت در می آورند. ولی تعداد نیرو های امنیتی کوبا بسیار زیاد است و امکان این که هواپیما به سلامت پرواز کند بسیار کم است. پس میسون از هواپیما بیرون پریده و تا در توان دارد به دشمنان تیراندازی می کند. و هواپیما پرواز می کند ولی الکس بیچاره توسط نیرو های کوبایی دستگیر شده. میسون چشم های خود را باز می کند و به کاسترو می گوید تو مردی، ما تو را کشتیم و او می گوید تو یه بدلو کشتی و به دراگوویچ می گوید این مرد آمریکایی (اشاره به میسون) هدیه من به تو خواهد بود. و دراگوویچ شاد و شنگول پیش الکس می آید و به او می گوید من نقشه های زیادی برای تو دارم آمریکایی دراگوویچ میسون را در زندانی به نام ورکوتا در روسیه می اندازد. میسون روز های سختی را در زندان سپری می کند. و با یه فرد روسی به نام ویکتور رزنوو (Victor Reznov) که قبلا در ارتش روسیه بوده دوست می شود. و مدت ها با هم نقشه فرار می کشند. و بالاخره فرار کردند و بسیاری از زندانیان و همین طور رزنو کشته شدند، ولی روح رزنو با میسون همراه است و به او راه فرار را نشان می دهد و میسون فرار می کند و به رزنو می گوید قدم هشتم آزادی و روح او می گوید واسه تو میسون نه برای من و میسون فرار میکند. او به آمریکا بر می گردد و پس از استراحت با رئیس جمهور جان اف کندی ملاقات می کند. که او را به پنتاگون دعوت می کند و ماموریتی مهم به او می دهد. کندی به میسون می گوید برای حفظ جهان از خطراتی که پیش رو خواهد بود، باید دراگوویچ را کشت. میسون هم که دنبال چنین فرصتی بود سریع قبول کرد و به همراه دوستانش به پایگاه موشکی در قزاقستان می روند که توسط روسیه کنترل می شد. آن ها تا جایی که می توانستند عملیات را مخفیانه انجام می دهند. اما به خاطر کم بودن زمان دست به جنگ آشکارا می زنند. آن ها فهمیدند که موشک بزرگی در حال پرتاب است. آن ها به اتاق پرتاب موشک رفتند ولی دیر رسیدند و موشک پرتاب شده بود و نقشه ی دوم را که نابودی موشک به وسیله ی راکت هست اجرا می کنند. و موشک را نابود می کنند و یه فحش از شدت خوشحالی می گویند، ولی هدف اصلی خود را (دراگوویچ) گم می کنند و همین باعث می شود دراگوویچ فرار کند و میسون سال ها در کف کشتن دراگوویچ باشد. در مرحله ای شخصیت بازی به هادسون (Hudson) دوست میسون تغییر می کند. در این مرحله رمز و راز اعداد و همیچنین پروژه ی Nova 6 با خبر می شویم. هادسون به همراه دوستش ویور (Weaver) یکی از اعضای مهم پروژه ی Nova6 را گروگان می گیرند. این همان پروژه ای است که با آن دراگوویچ کل دنیا را تهدید کرد. کلارک در بازجویی ها مقاومت می کند ولی هادسون به قدری او را شکنجه می کند که او به حرف می آید. او محل اختفای استاینر (Steiner) را به هادسون و ویور می گوید و در راه فرار نمی تواند مقاومت کند و کشته می شود. هادسون و تیمش به سمت جایی که کلارک لو داده بود رفتند، آن ها پس از درگیری های فراوان به آن جا می رسند ولی اثری از استاینر نمی بینند. ناگهان استاینر از طریق پیام رادیویی اعلام می کند که حاضرم شما را در دریاچه ی آرال ملاقات کنم. او از همان جا می گوید که اگر نیرو های روسی، این اعداد را از شخص مورد نظر بشنوند مامور می شوند که گاز Nova6 را در سرتاسر آمریکا پخش کنند پس آن ها به دریاچه ی آرال می روند. حالا نوبت به شناخت رزنو می رسد. در این مرحله خاطرات رزناو را مشاهده می کنیم و ریشه های اصلی Nova 6 را پیدا می کنیم. اول از همه رزنو از دوستان خود در جنگ جهانی دوم می گوید. او می گوید که دراگوویچ و کراچنکوف از دوستان او بودند، که در یک عملیات دراگوویچ با آن ها بود، دنبال دانشمند نازی استاینر رفته بودند و بعد از عملیات آن ها به یک کشتی می روند و دراگوویچ وانمود می کند که نیرو های دشمن آنجا اند. و به افرادش خیانت می کند و همانجا آن ها را زندانی می کند. بیشتر آن ها توسط نوا6 کشته می شوند و رزنو مرگ دوستان خود را می بیند، و خود نیز در آستانه ی مرگ است که نیرو های آمریکایی فرا می رسند و پس از درگیری های موفق به فرار می شود. رزنو همیشه خاطرات بد و ترسناک خود را برای دوستش میسون تعریف می کند و به او می گوید دلیل کشتن این سه نفر چیست. به خاطر همین همیشه می گوید (Dragovich, Kravchenkov, Steiner… All Must Die) بعد از چند مدت میسون و تیمش متوجه حضور نیرو های روسی در ویتنام وحضور دراگوویچ و کراچنکوف می شوند، آن ها به ویتنام سفر می کنند و به دنبال نشانه هایی از کار های مخفیانه تیم روسی به ویتنام می روند. میسون به طور ناگهانی رزنو را در ویتنام می بیند رزنو به او می گوید که دراگوویچ قصد حمله ای گسترده به غرب را دارد. او اطلاعاتی به میسون می دهد که آنها را به هواپیمایی سقوط کرده در لائوس می کشاند. آن ها می فهمند که هواپیمای سقوط کرده حاوی گاز Nova6 بوده، و از آن اطلاعاتی به دست می آورند. ولی ناگهان نیرو های روسی و ویتنامی به آن ها حمله می کنند، تیم میسون گیر می افتد و به زندان می رود. آن ها بعد از یه مدت اسارت برای بازجویی فرستاده می شوند. در هنگام بازجویی دوست میسون بومن کشته می شود. وودز و میسون موفق می شوند از حواس پرتی نگهبان سو استفاده کرده و فرار کنند. و با یک هلیکوپتر به منطقه ای که کراچنکوف در آن است بروند. آن ها دوستان خود به خصوص رزنو را آزاد می کنند و به سمت کراچنکوف حمله می کنند، درگیری شدید رخ می دهد ولی بالاخره به کراچنکوف می رسند ولی وودز با افتخار می میرد. ميسون و رزنو متوجه حضور استاينر در دريای آرال شده و برای گرفتن انتقام خودبه آن جا می روند. آن ها پس از درگيری های مخفيانه و آشكارا به استاينر می رسند. استاينر با كمال تعجب به آن ها می گويد كه همه چيز را درست خواهد كرد و می داند چه بلايی سرشان آورده است اما رزنو با اين جمله او را می كشد! "اسم من ويكتور رزنو و من انتقامم را خواهم گرفت!" يك فلش بك چند دقيقه ای می زنيم و اكنون به سراغ به تيم هادسون بر می گرديم آن ها به سمت دريای آرال حركت می كنند و به خاطر دستگيری استاينر و فهميدن چگونگی نجات دنيا، به منطقه ای نظامی در آن جا حمله می كنند. آن ها پس از درگيری گروهی و مسلحانه به اين منطقه ی شيميایی، موفق می شوند به داخل اتاق فرماندهی بروند ولی فردريك استاينر و الكس ميسون را در پشت شيشه های ضدگلوله، در اتاق ديگر می بينند. آن ها می فهمند كه ميسون قصد دارد استاينر را بكشد. گروه هادسون به شدت تلاش می كند كه وارد اتاق شود ولی شيشه ی ضدگلوله جلوی اين كار را می گيرد اما بالاخره موفق می شوند با يك كپسول سنگين شيشه را بشكنند ولی دير شده است. آن ها ميسون را می بينند كه با عصبانيت اين جمله را می گويد و به زندگی فردريك استاينر پايان می دهد: "اسم من ويكتور رزنو و من انتقامم را خواهم گرفت!" انگار تمامی اميد ها نقش برآب شده چون ديگر كسی نمی تواند اطلاعاتی در مورد اين پروژه ی خطرناك بدهد. آن ها پس از اين كه ميسون، استاينر را كشت، دستگيرش می كنند و به جایی كه الان بر روی صندلی بسته است و در حال بازجویی و شكنجه است می برند. داستان چیست؟ افرادی که در حال بازجویی میسون بودند (ویور صدای دستکاری شده و مامور هادسون) دیگر خسته شده بودند و یکی از آن ها خود را نشان می دهد او هادسون است دوست قدیمی میسون، او میسون را باز می کند و می گوید تو چرا نمی فهمی؟ چرا هیچی یادت نمیاد؟ چرا نمی فهمی رزنو مرده؟ رزنو مرده میسون اون موقع فرار از ورکوتا می میره اون هشت سال مرده ! هادسون به میسون همه چیز را توضیح می دهد، او می گويد تو به وسيله ی دراگوويچ، كراچنكوف و استاينر شستشوی مغزی شده ای و اين اعداد را آن ها در مغز تو جای داده اند. آن ها كاری كرده اند كه اين اعداد در ذهن تو ثبت شود و زمانی كه آن ها را شنيدی شروع به انتشار اين گاز ها كنی كه در اين صورت به نيروهای خودی شك كنند نه عوامل بيرونی. من می دونم كه تو خيانت كار نيستی. ولی میسون تا دست هایش باز می شود یه مشت به هادسون می زند و کمی در فضا قدم می زند. و همه چیز را به یاد می آورد. او به یاد می آورد هنگامی که با رزنو فرار کرد رزنو کشته شد، او به یاد می آورد که رزنو هم او را شستشوی مغزی داده، تا هدف اصلی ميسون، كشتن سه نفر به نام های دراگوويچ، كراچنكوف و استاينر شود. به خاطر همين است كه او در تمام اين مدت اين جمله ها را در ذهن خودش دارد و قصد دارد آن ها را بكشد. به خاطر همين است كه به نظرش می آيد رزنو زنده است و بعضی اوقات خودش را جای او فرض می كند. هادسون به او توضيح می دهد كه در حال حاضر تنها شانس آن ها، اطلاعات ميسون از اين اعداد است... از مركز انتشار اين اعداد و اين كه كی قرار است پروژه ی Nova 6 اجرا شود. اين بار هادسون از ميسون خواهش می كند كه به دقت به اعداد گوش دهد. يك بار ديگر اعداد را برای او پخش می كند و ميسون را ياد زمانی می اندازد كه فيدل كاسترو او را به دراگوويچ هديه داد. او می فهمد كه منشأ اين اعداد متعلق به كشتی ای به نام روسالكا (RUSALKA) است كه در كوبا بوده است. او اين اطلاعات را در اختيار هادسون قرار می دهد و به سرعت به آن جا حمله می كنند و باز هم رستگاری (ساختگی) ارتش آمريكا شروع می شود. آن ها موفق می شوند به داخل كشتی حمله كرده و تمام كشتی را از بين ببرند و ميسون می تواند انتقام خودش را از دراگوويچ بگيرد اما دراگوويچ قبل از مرگش سعی می كند كه چيزی را به ميسون بفهماند ولی ميسون به هيچ حرفی جز انتقام فکر نمی کند. آن ها بعد از اين كه ماموريتشان در كشتی تمام شد به سطح آب بر می گردند و پيروزی خود را می بينند، ويور به ميسون می گويد: - بالاخره پيروز شديم - فعلاً... بازی تمام می شود ولی بعد از تيتراژ پايانی بازی، ويدئویی كوتاه نشان داده می شود كه مربوط به صحنه های قبل از ترور رييس جمهور سابق آمريكا جان اف كندی است. با كمی دقت در اين كليپ، متوجه حضور ميسون در آن صحنه می شويم. آيا شستشوی مغزی دراگوويچ، ميسون را مجبور كرده كه در ترور كندی نقشی داشته باشد؟!
  9. به نام خدا کمتر کسی است که بازی سوپر ماریو Super Mario یا همان قارچ خور را بازی نکرده باشد. بیشتر کسانی که برای اولین بار وارد دنیای بازی های کامپیوتری شده اند و با میکرو و کنسول های اولیه بازی خور شدند ، سوپرماریو را هیچ وقت فراموش نخواهند کرد. نسخه های جدیدی از سوپر ماریو ساخته شد اما بیشتر برای کنسول نینتندو بود. جدیدا برای کامپیوتر نیز این بازی جذاب با گرافیک بالا منتشر شده است تصاویری از محیط بازی : ویژگی های بازی : – بازی قارچ خور با گرافیک بالا – گیم پلی آسان و جذاب – دو نوع بازی – مخصوص ویندوز دانلود بازی رمز و منبع: fighting-game.ir (نام قدیمی رساگیم)
  10. به نام خدا فیلمنامه نویس گلادیاتور از ساخت فیلم زندگی مولانا ، شاعر و عارف ایرانی با بازی لئوناردو دی کاپریو و رابرت داونی جونیور در نقش شمس تبریزی خبر داد. ------------------------------------------------------------------------------- «دیوید فرانزونی» فیلمنامه نویس برنده اسکاری که آثاری چون «گلادیاتور» را در کارنامه اش دارد، قرار است متن فیلمی را براساس داستان زندگی «مولانا» شاعر، فیلسوف و عارف مسلمان ایرانی را به نگارش درآورد. او اعلام کرده با ساخت این فیلم میخواهد پرتره کلیشه*ای که در سینمای غرب در مورد شخصیت مسلمان وجود دارد را به چالش بکشد. این فیلم به دوران تدریس «مولانا»، آشنایی اش با «شمس» و ارج نهادن به «کیمیا» دختر خوانده خود میپردازد. برخی کارشناسان معتقدند «کیمیا» با «شمس» ازدواج کرده است. «فرانزونی» درباره «مولوی» میگوید: او مثل شکسپیر است، او شخصیتی است با استعداد فوق العاده که بسیار برای مردمش ارزشمند است و مسلما نامش این روزها زیاد شنیده میشود. این افراد همیشه ارزش کشف کردن را دارند. فیلمبرداری این پروژه از سال آینده آغاز میشود. «فرانزونی» هفته گذشته به همراه «استفن جوئل براون» تهیه*کننده به استانبول سفر کردند تا با مولوی شناسان مشورت کنند و از مقبره «مولانا» در قونیه بازدید کنند. به گزارش گاردین، این فیلمنامه نویس ادامه میدهد: این پروژه خیلی هیجان انگیز و مسلما چالش برانگیز است. دلایل زیادی برای ساخت چنین محصولی در این زمان وجود دارد. من فکر میکنم این دنیایی است که نیاز است با آن ارتباط برقرار کنیم. «رومی» در آمریکا خیلی محبوب است، فکر میکنم این فیلم به او یک چهره و داستان میبخشد. «فرانزونی» و «براون» اعلام کرده اند که دوست دارند «لئوناردو دی کاپریو» نقش «مولانا» را در این فیلم ایفا کند و «رابرت داونی جونیور» در نقش «شمس تبریزی» ظاهر شود، اما هنوز برای انتخاب قطعی بازیگران زود است. فیلمنامه نویس این اثر سینمایی همچنین گفت: ما همزمان می خواهیم یک شخصیت را ابداع و احیا کنیم، چون خیلی چیزها در مورد «رومی» در سایه تاریخ از یاد رفته و برخی از این ویژگیها رنگ ایدآل گرایی به خود گرفته؛ بنابراین باید برگردیم و انسانی را پیدا کنیم که تبدیل به یک قدیس شده، چون نمیتوانیم درباره یک قدیس بنویسیم. «فرانزونی» افزود: تصویر کردن شخصیت «شمس» هم کار پیچیده ای است. با وجود این که عوامل این کار او را شخصیتی منفی نمیدانند، اما معتقدند او تاثیر مخربی در دور کردن «مولانا» از تدریس و خانواده اش داشته است. این پیچیدگی و گنگی مجوز، فضای هنری تری را برای نویسندگان و تهیه کنندکان این فیلم صادر میکند. منبع rasagame.ir
  11. به نام خدا سلام. ------------------------------------------------------------------------------------- World Cup 2018 در راهه و قراره توپ این کشور رو روس ها بسازن. اما روس ها که جدیدا گرفتار فروش تسلیحات نظامی به کشورهای متحد شده کارشو به پاکستانی ها سپرده. پاکستانی ها که کار با چرمشون عین افغان ها خوبه بدون شرط و شروط پذیرفتن و آب از آب هم تکون نخورد که مسئولیت چه کشوری بوده. حالا فدراسیون جهانی به روسیه نپره خوبه.روس ها و کشورهایی هم گفتن قرعه به اسم پاکستانی ها دراومده بود که البته من هم قبول دارم. همیشه قانون این بوده که کشوری انتخاب میشده تا فدراسیون توش تشکیل بشه و مقدمه این کار تولید توپه.تولید توپ از قرعه های عجیبی بود که دامن پاکستانی ها رو گرفته و ول نمی کنه. دیگه ولی واقعا این وضعشه؟: ------------------------------------------------------------------------------------- منبع: Fighting-Game.ir
  12. White Night

    اخبار فوتبال داخلی(ایران)

    به نام خدا سلام. مقدمه: قبلا یه بخش درخواست داده بودم برای مباحث ورزشی ولی انگار یکی از مدیران زد حذفش کرد! برای اینکه اختشاش نشه در اخبار ورزشی من این تاپیکو زدم! اون موقع اولین خبر که سایت مشهور Goal ارائه داده بود نامزدهای برترین بازیکن و کاپ طلا بود که یک هفته بعد از اینکه من خبرو زدم توی اخبار شبانگاهی پخش شده!یه کف به افتخارم بزنین... خوب اون تاپیک برای اخبار جهانی فوتبال بود که همیشه سایتا از تلویزیون و اخبارصدا و سیما سریع تر میگن. اما این تاپیک مال اخبار داخلیه که بسیار سخته کارش!چون که گاها سایتا و گاها صدا و سیما پیشی می گیرن. خیلی خیلی سخته... توضیحات: اخبار رو وقتی میذارین باید مدرکی هم براش ارائه بدین!البته اگه از سایت ایرانی کپی میکنید باید منبعش رو بگین نه مدرکشو! این خبر هم لازم نیست که حتما از یک جای خارجی در آورده باشید. فقط به فکر اعتبار انجمن هم باشید! با تشکر بدرود! منبع: Fighting-Game.ir
  13. White Night

    تاریخچه فوتبال از دید کجکی

    به نام خدا سلام. مقدمه: چند وقت پیش همتن دیدین که خلاقیت من کور شده بود و فقط دنبال اخبار میرفتم! اخبار خوب بود اما نه خلاقیت داشت و نه کسی با علاقه تشکر میکرد...با اجازتون این تاریخچه باحال رو میزنم! با ما همراه باشید... هدف تاپیک: #تشویق به مطالعه #پیشروی مستمر در حوصله افزایی #علاقمند شدن به فوتبال #نشان دادن کاربران و استعداد فوتبالیشون #بالا رفتن اطلاعات عمومی کاربران و بالاخره #آشنایی صحیح با تاریخچه فوتبال روند تاپیک: هر از چند گاهی اشخاص یک مطلب جالب درباره یک بازیکن،تیم،پیشکسوتان،ورزش گاه و ... در قالب پست قرار میدن! بعدش من یک امتیاز به اون مطلب میدم.امتیاز بندی رو هم از ده توپ انتخاب کردم.هر کس که ده Goal بزنه یک کاپ به اسمش در میاد! برترین گل زنها و آمارشون در پست اول قرار میگیره! فعلا بازی دوستانست عزیزان!بعدا لیگ قرار میدم تا مستر لیگ هم حتی انتخاب بشه!البته اگه تاپیک علاقمند پیدا کرد! Mester Goals / آقایان گل: White Night منبع: اوهه!انتظار دارین کجا باشه؟خوب همین جاست دیگه! انجمن بازی های مبارزه ای یا Fighting-Game.ir!
  14. White Night

    مکان Chaos-Spiritual Realm از Soul Calibur

    به نام خدا سلام. مقدمه: مقدمه را از شما نمیخواهیم پس شما هم از ما نخواهید! میخواهید بخواهید و نمی خواهید هم به درک! با من،خودم و شخص خودم همراه باشید... پیش نویس: موقعیت: ناشناخته مبارز مربوط: Night Terror در Soul Calibur III Iska در Soul Calibur Legends حضور بازی: Soul Caibur III,L موزیک زمینه: World Distortion -------------------------------------------------------------------- توضیحات: Chaos-Spiritual Realm (هرج و مرج-حیطه روحانیت) متعلق به شخصیت Night Terror می باشد که توسط Iska نیز استفاده شد. زمانی که جدال بر روی شمشیر Soul Edge به نهایت خود میرسد Azure Knight...The Night Mare به قعر مکانی سقوط می کند.مدت ها از وی خبری نبود و بالاخره پس از مدتها نبردی دوباره صورت میگیرد که این بار بر روی شمشیر Soul Calibur بود. هر کس که در مبارزاتش موفق می شد مجبور بود با نایتمر که کیأس به او نیروی خاصی می داد مبارزه کند.این مکان توسط Soul Edge نیروی خاص گرفته بود.همانند کره زمین بود اما نه زمینی داشت و نه آسمانی و سنگ هایی که تنها به نظر میرسید سنگ هستند. این مکان به نایتمر نیروی بی اندازه داد و او به موجودی شیطانی دیگر تبدیل شد...نایت ترور! حال ایسکا بر آن تسلط یافته و می تواند با آن کنار بیاید... منبع: Fighting-Game.ir
  15. White Night

    مکان Egyptain Temple از Soul Calibur

    به نام خدا سلام. مقدمه: بیخیال بابا !همراهمون باشید... پیش نویس: موقعیت: مصر مبارز مربوط: Yun-Seong حضور بازی: Soul Calibur III موزیک زمینه: Call of the Ancients ---------------------------------- توضیحات: Egyptain Temple (معبد مصری) متعلق به یون سئونگ می باشد. در واقع این مکان برگرفته از کوشک و معابد حقیقی مصر است اما با این تفاوت که رویای فرعون و دیگر فرمانروایان را به جای حقیقت به نمایش در آورده. در حقیقت این مکان با داستان های زیادی همراه بوده که هیچ کدام پایه و اساسی ندارد پس بهتر است بحثی در این مورد نشود. در بازی گفته شده Azure Knight متوجه روح های مبارزان قوی برای قربانی کردنشان در کاخش می شود. یون سئونگ متوجه این شایعات در کشورش یعنی کره می شود و به سمت غرب به حرکت می افتد. در میانه راه به مصر به صورت عجیبی سر در می آورد و تصمیم میگرد در آنجا زندگی کند تا از خطرات زیادی در امان باشد. اما مبارزانی به این مکان می آیند و از این طریق یون سئونگ متوجه می شود که Nightmare ناپدید شده. به همین خیال تصمیم می گیرد پس از آشنایی کامل به مکان های این معبد به و شکست مبارزان به نبرد بیاید. خوشبختانه موفق می شود و از این مکان خارج شده و دیگر به آن باز نمی گردد... نویسنده(منبع): Fighting-Game.ir
  16. White Night

    مکان Jyurakudai Villa از Soul Calibur

    به نام خدا سلام. مقدمه: بی مقدمه بریم سر پیاز!(یک حرف بی معنی ای زدم واقعا!) با من و تو و او و ما و شما و آنها همراه نباشید چون نمیشه که به همه یکجا همراه بود. مهم نیست تنها با ما همراه باشید... پیش نویس: موقعیت: کشور ژاپن(هر فئودال-توکیوی امروزی) مبارز مربوط: Setsuka حضور بازی: Soul Calibur III موسیقی زمینه: Ephemeral Dream --------------------------------- توضیحات: Jyurakudai Villa (ویلای جیوراکودای) متعلق به ستسوکا در سول کالیبر3 می باشد. این مکان نیز در واقعیت وجود داشته و متعلق به پادشاه اون دوران Hideyushi Toyotomi بوده. این گونه که در تاریخ آمده سازنده و برپادارنده این محیط که درختانش را نیز استوار گردانیده بود Azuchi Momoyama می باشد.شخصی که نامش نیز در بازی سول کالیبر3 آورده شده.این مکان نمادی برای قدرت هایدیوشی بود. با وجود اهمیت به سزای این ویلا که به کاخ دوم نیز مشهور بوده در زمانی ده ساله به سختی تخریب شد.همیشه گلبرگ های این درخت در تصاویر دوره Nobonaga Oda (زمان هایدیوشی)به بعد ثبت میشد. همیشه هم به این مشهور بوده که با نسیم و نوازشی برگ هایش به زمین می افتاد و مسئله عجیبش رشد زود به زود گلبرگ هایش بود.این مکان مایه آرامش تمام جنرال ها و قدرتمندان دربار هایدیوشی بود. این مکان چند شعبه مختلف دارد که که تنها این متعلق به ستسوکا می باشد و در سول کالیبر3 قابل انتخاب است. طرح معماری این مکان بر طبق نقاشی ای باستانی و ساخته آقای آزوچی ممویاما می باشد. نکات ناچیز: به دلیل موجود نبودن دلایل،شواهد و مدارک هنوز تأیید نشده که این محل در فئودال بوده یا نه! اما احتمال را به کیوتو نسبت دادند چون برخی سند از دوران باستان یافت شد اما به دلیل وجود ویلا و مکان و مقرهای اصلی در فئودال من گفتم که مال توکیوئ نه کیوتو!چون که اصلا مدارک معلوم نیست که مال ویلای جیوراکودایه یا نه! نویسنده(منبع): Fighting-game.ir
  17. White Night

    مکان Silk Road Ruin از Soul Calibur

    به نام خدا سلام. مقدمه: چی بگم؟راس راستی چی بگم؟چیزی هست که بگم؟ هست ولی بهتره نگم...بنابراین پسندیده تره کل تاپیکو بخونین مقدمه رو وللش! پس با ما همراه باشید... پیش شرح: موقعیت: منطقه ای در جاده ابریشم مبارزان مربوط: Hwang در Soul Calibur I Lizardman در Soul Calibur III حضور بازی: Soul Calibur I,III موسیقی زمینه: Beyond the Horizon ------------------------------------- توضیحات: Silk Road Ruin(خرابه جاده ابریشم) در اصل متعلق به هوانگ در سول کالیبر1 و لیزادمن در سول کالیبر3 می باشد. در تاریخچه چین نگاشته شده که یک تاجر ثروتمند این مکان را هم برای استراحت و هم برای کسب درآمد ساخته. جاده ابریشم از این مکان عبور میکند پس مکان خوبی برای درآمد زایی بوده اما اکنون از آن زمان بسیار گذشته و هوانگ جنگجوی قوی و سریع خودش را برای نبرد سول کالیبر آماده کرده.برای تمریناتش از این مکان استفاده می کند. تنها یک بالکون از این محل برای مبارزه و تله های لیزادمن در سول کالیبر3 باقی ماند.هوانگ برای اولین بار در این محل سلاحش را تقویت کرده و آشنایی کامل به تمام بخش های این مکان دارد.به طوری که از پنجاه در میتوانست خودش را پنهان کند. به نظر میرسد که این مکان در چین واقع شده.البته باید گفت جاده کره و چین چرا که هوانگ،Yun Seon و Seong Mi-Na از این مکان استفاده میکردند اما تنها از هوانگ که این مکان را محل اختصاصی خودش قرار داده نام برده شده. در سول کالیبر 3 این مکان در جاده ترکیه برای لیزادمن اختصاص داده شد.اما شکوهش چندان جالب به نظر نیامد چرا که زمین یا به قول سازنده Ring کاملا به بالکون شباهت دارد و بسیار برای دو موجود بزرگ مثل Rock و Astaroth کوچک به نظر میرسد. این مکان واقعیست اما طرح معماریش را کمی متفاوت ساخته اند. نکات ناچیز: این مکان در اصل در ایران واقع شده.چون که اون موقع ترکیه بخشی از ایران بوده انگار. اگه دقت کنید نوشته های میخی و بعضی جاها عربی روی دیوار مشاهده میکنید. نمیتونم به درستی روش تمرکز کنم ولی انگار چیز خاصی نوشته و حتی ممکنه هتاکی باشه. نویسنده(منبع): Fighting-game.ir
  18. به نام خدا سلام.مقدمه: همه ما تاحدودی با Acclius یا Achill آشنایی داریم! بزرگترین مبارز یونانی در تمام تاریخ!حتی از اسپارتاکوس هم بزرگتر!قصد دارم یکم دربارش توضیح بدم! قصد دارم مقصود آشیل رو از مرگش عملی کنم... شناسنامه: نام: Acclius/Achill/آشیل/آکلیوس سن: حدودا 25 ساله اولین حضور: TROY / تروا آخرین حضور: TROY / تروا بازیگر نقش: Brad PITT علاقمندی: Olice،Brisies Troy،شرافت،افتخار،مبارزه و ... تنفرات: Agamemnon،ظلم،از دست دادن عزیزان و ... شغل: فرمانده لشکر غیرسلطنتی اسپارت وضعیت: اسطوره-مهربان و خشن-خوب توضیحات: آشیل مدتها پیش از تولدش توسط پیشگویی در یونان پیشبینی شد. مادرش اعتقاد داشت با فرو کردن تمام بدن آشیل در آب جاودانگی میتونه اونو رویین تن کنه! اما خودش هم میدونست که اون آب جلوی مرگشو نمی گیره!علاوه بر اون مچ پای آشیل با آب تماس نگفت چون که مادرش محکم اونو در دستش گرفته بود و اجازه نفوذ آب بهش نمیداد.اون پیشگو مرگ آشیل رو در بزرگترین جنگ یونان تعریف کرده بود... زندگینامه: TROY جنگ تسالی با مشکلی مواجه شد.برابری در جنگ سربازان.برای همین پادشاه تسالی و پادشاه منفور اسپارت یعنی آگاممنون با هم توافق کردند که مبارزه تن به تن بین برترین مبارزان انجام بشه جنگجوی تسالی زیادی قوی و تنومند به نظر میرسید.آگاممنون علی رغم خواستش آشیل رو صدا کرد اما اون در سپاه نبود.کودکی به عناون پیک به محل اقامت آشیل رفت و شیل با عجله آماده شد. آگاممنون گفت که باید به بدن آشیل بعد از جنگ شلاق زده بشه!آشیل هم که مردی مغرور بود گفت:«پس بهتر است خودت با او بجنگی.»وزیر جنگ اسپارت آشیل را راضی به مبارزه کرد.آشیل بی واهمه پیش رفت و تنها با یک ضربه جنگجوی تنومند تسالی را کشت! پس از این پادشاه تسالی بعد از جویا شدن نام آشیل از اون خواست چوگان فرمانروایی تسالی رو به آگاممنون یعنی پادشاهش بده اما آشیل گفت:«او پادشاه من نیست.»آشیل بعد از اون هرگز به سپاه آگاممنون برنگشت.بعد از مدتی آشیل در حال تمرین با عموزادش یعنی پاتروکولوس بود که صدای اسب های پیک را شنید و نیزه ای به سمت اونا برای اعلام آگاهی از وجودشون پرتاب کرد. تیر به درختی خورد و پادشاه الیس فرمانروای ایتاکا با نیزه پیش آشیل اومد و سعی کرد اونو راضی کنه که در جنگ تروا علیه یونان شرکت کنه.بعد از صحبت های فراوان آشیل احساس دودلی پیدا میکنه و برای همین میره به دنبال مادرش در ساحل. مادرش بلافاصله گفت:«میگویند پادشاه ایتاکا مار را با زبانش از لانه بیرون می کشد.»مادرش براش شرح داد که اگر بمونه صاحب فرزند و خانواده میشه.ولی اگه اونا بمیرن آشیل به فراموشی سپرده میشه. اما اگه به جنگ بره تبدیل به اسطوره خواهد شد...اما دیگه هرگز مادرش اونو نخواهید چون که افتخار برای اون تنها با مرگش بدست میاد.مادرش فاش میکنه اینو از قبل از تولد آشیل میدونسته که این ماجرا براش پیش میاد. آشیل وفادارترین افرادشو جمع میکنه و با کشتی مخصوصش به راه میفته.آشیل سریعتر از همه کشتی ها با افرادش به ساحل نزدیک میشه.همه کشتی ها با دیدن بادبان سیاه میفهمن که اون قهرمان اسپارت یعنی آشیله! آشیل تنها با 50 نفر ساحل تروا رو تسخیر میکنه.اونجا بود که سومین رکوردشو در تمام تاریخ ثبت کرد.رکوردی که هیچ کس توان انجامشو نداشت.آشیل بعد از تصرف ساحل به معبد میره و سر آپولو خدای دروغین تروا رو از تنش جدا میکنه.کاری که حقیقتا درست بود.(البته بی حرمتی هم بود) هکتور و افرادش هم به معبد میرسن.آشیل با دقت و قدرت کامل نیزه ای پرتاب میکنه و به گلوی فرمانده هکتور شراره ای تیز میزنه.هکتور سعی کرد کار اونو تکرار کنه ولی فاصله دور بود و آشیل سریع ! پس خیلی ماهرانه جاخالی داد. هکتور وقتی که به دنبال آشیل وارد معبد شد با حمله غافلگیرانه اسپارت ها مواجه شد پس خودشو به اتاق اصلی معبد رسوند و آشیل رو دید.هکتور که فکر میکرد کشتن راحبان معبد کار آشیله یادآور شد که اونا مسلح نبودن و آشیل هم وانمود کرد که خودش اونا رو کشته و گفت:«آری...بریدن گلوی پیرمردان افتخاری نیست.» -تنها کودکان و ابلهان برای افتخار میجنگند...من برای میهنم میجنگم! بعد سعی کرد آشیل رو بکشه ولی آشیل بهش حمله نکرد و کم کم محاصره شد.آشیل اجازه فرار به هکتور داد. بعد از این در بالای ستون های معبد ایستاد و شمشیرشو به نشانه برتری بالا گرفت و اینطوری بود که ساحل تروا تنها با50 مرد تسخیر شد.بعد از این آشیل به اقامتگاه آگاممنون رفت تا باهاش صحبت کنه.ولی وقتی وارد شد تک تک شاهان سرزمین های فتح شده رو دید که بعد از ذانو مقابل آگاممنون هدیه ای بهش میدن.آگاممنون با دیدن آشیل فرمان خروج به تمام افراد حاضر میده.الیس یواش به آشیل هنگام خروج میگه:«جوانان کشته میشوند و پیران سخن می گویند.هیچ گاه به سیاست اعتنا نکن!» آگاممنون گفت که امروز جنگ بزرگی را پیروز شده و ساحل تروا حالا مال پادشاه تمام یونانه...آشیل هم میگه:«ارزانی خودت...من به دنبال ساحل به اینجا نیامده ام. - برای این آمده که نامت در آینده بماند!شاهان به آشیل تعظیم نمیکنند!شاهان به آشیل هدیه نمیدهند!شاهان به آشیل تبریک نمی گویند!این پیروزی از آن من است. - شاهان از آن کور تر بودند که ببینند این سربازان بودند که پیروز شدند. - سربازها در تاریخ ثبت نمیشوند.تنها شاهان در تاریخ میمانند.پس از فتح تروا فرمان میدم چندین تندیس بسازند و نام آگاممنون رو روی آنها حک کنند.نام تو روی شن ها نوشته خواهد شد...تا دریا بشوید و ببرد. - تند نرو!ابتدا پیروزی را به کف آر! آشیل ی شب صدای ناله زنی رو میشنوه و سریعا به کمکش میره.اون یک راحبه معبد بود.سربازا قصد داشتن نشان داغ روی بازوش بذارن ول اون مقاومت می کرد و در آخر آشیل رسید و خدمت اون(بووووووووووووووقا)رسید. بعد اون دختر که اسمش بریزیس بود رو به چادر خودش برد زخم هاشو ترمیم کرد و بهش غذا داد.و بعد از کلی صحبت گفت:«میخواهم راضی به تو بگویم که الهه ها به تو نگفته اند...آن ها به ما حسادت میکنند چون میرا هستیم.هرگز از اینی که هستی زیباتر نخواهی شد...هرگز گذشته تکرار نمیشود و هرگز دوباره زندگی نخواهی کرد.ما از زندگی لذت بیشتری میبریم چون فانی هستیم...» از اون روز آشیل تا چندین روز کاری در جنگ انجام نداد.سپاه آگاممنون جنگ های پشت سر همی را تجربه میکند.الیس پیشنهاد میدهد پیشنهاد تکرار جنگ اینبار با یاران قدرتمندتری چون آشیل تکرار بشه.پس خودش پیشقدم میشه ولی اینبار موفق به راضی کردن آشیل نمیشه.پاتروکولوس عموزاده آشیل جلو میاد و میگه اگه به خونمون برگردیم این سربازا میمیرن. و ادامه داد:«زمانی که تو در چادرت پنهان شده بودی من با آنها خندیدم و گریستم!»اما آشیل فرمانشو دوباره بلند تر گفت. آشیل شبشو به آرامی و در خواب خوش گذروند.وقتی بیدار شد صدایی شنید...صدای فرماندهش که اونو صدا میکرد.آشیل میاد بیرون و میبینه که اون روی صورتش خون ریخته و شمشیر و زرهش تنشه! پس میفهمه که به جنگ رفته و گفت:«تو از فرمان من سرپیچی کردی...گفته بودم هیچ کدوم از افراد به جنگ نرن.» - می پنداشتیم شما دستور داده اید... - پاتروکولوس کجاست؟پالروکولووووووووووووووس؟ - گمان میکردیم شما هستید...زرهتان را پوشیده بود...کلاه خوردتان،ساق پوشتان... آشیل با یه مشت میندازتش و با خشم میگه کجاست! - هکتور گلویش را برید... آشیل پاشو روی گردنش میذاره و میخواد خفش کنه.اما بریزس میرسه و اونجا گلوی بریزیس رو هم میگیره.اما هردو رو ول میکنه و شمشیرشو بر میداره و توی ساحل قدم میزنه! بعد از قدم زدن جنازه پاتروکولوس رو با احترام کامل میسوزونه!تا صبح اونجا موند و به خاکسترها نگاه میکرد.وقتی روز شد وارد چادرش شد و قبل از اون به فرماندهش گفت که زرهشو براش بیاره. زرهشو پوشید و سوار ارابش شد.قبل از اینکه حرکت کنه بریزیس رسید و با التماس گفت:« نروووووو...صبر کن...هکتور عموزاده من است...مرد خوبیست!خواهش میکنم به جنگ با وی نرو!» اما آشیل حرکت کرد!وقتی به دژ رسید با صدای بلند فریاد زد هکتووووووووووور!هکتور و آشیل با هم حرفایی رد و بدل کردند وبعد مبارزه شروع شد. آشیل تمام حرکات جدیدش را روی هکتور انجام داد. در آخر هم تیغه نیزه ای در شش هکتور فرو کرد...هکتور به سختی نفس میکشید و در آخر آشیل با خنجر مشهورش قلب هکتور رو پاره کرد.خشمش جلوی احترام و خوی مهربانشو گرفت.بعد از اینکه کشتش پاهاشو به ارابه بست و کشان کشان روی زمین به اردوگاه رفت.بعد جسدشو به گوشه ای نزدیک چادرش انداخت.شب هنگام پیرمردی با لباسی کهنه به چادر وارد شد.بعد از چنددقیقه صحبت کردن آشیل رو راضی کرد تا جنازه هکتر رو بهش تحویل بده.اون پریام پادشاه تروا بود. بعد از اینکه خواست بره بریزیس رو هم دید و اونو با اجازه از آشیل برد. آشیل تمام افرادشو به خونه هاشون میفرسته!ولی خودش میمونه تا در جنگ شرکت کنه. یک هدف پوچ سبب وجود هدف واقعی شد.با پنهان شدن در یک مجسمه چوبی که با تخته چوب های کشتی درست شده بود تونست وارد قلعه بشه.اما بجای کشتن سربازان و کارهای دیگر افراد به دنبال بریزیس گشت. در آخر هم دید که بریزیس با آگاممنون درگیر شده و یک خنجر در گردن آگاممنون فرو کرده.سربازهای آگاممنون بریزیس رو گرفتند تا بکشنش که آشیل میرسه و اونو نجات میده.در حالی که آشیل سعی کرد بریزیس رو بلند کنه پاریس شاهزاده جوان و برادرهکتور دچار سوء تفاهم میشه و تیری به پای آشیل پرتاب میکنه. آشیل سعی میکنه نزدیک تر بره تا بتونه از خودش دفاع کنه ولی دیرشده بود و سه تا تیر توی بدنش فرو رفته بود،همه رو از بدنش کشید بیرون.بریزیس با ناراحتی وایساد تا شاید شیل نجات پیدا کنه.پاریس هم گفت که باید سریعا از اونجا دور بشن برای همین هردو رفتند.وقتی که سربازان رسیدند آشیل با یک تیر توی پاش روی زمین دراز کشیده بود... ویدئوهای مربوطه: نبرد هکتور و آشیل به صورت غم انگیز(دوریمه...) فتح ساحل تروا(آیم او...) موزیک فیلم تروا سکانس برتر فیلم تروا از دید تماشاچیان(نبرد هکتور و آشیل) نقل از: خاطرات پادشاه محبوب یونان،الیس! منبع: Fighting-Game.ir
  19. به نام خدا سلام. مقدمه: شخصیت های بالیوودی در نقش های متعددی بازی میکنن و طرفدار جذب میکنن ولی نقششون بی ارزش شناخته میشه.چرا؟ چرا؟...معلومه!چون که بیننده محو نقش بازیگر نمیشه و محو اون بازیگر میشه.امروز میخوام با یک فیلم زیبا با نقش و بازیگران جالب حرف بزنم. از شخصیت مشهور داستان پسر سردار شروع می کنم...جناب...آقای...جاس...وین...� �ار...سینگ! شناسنامه: نام کامل: Juss(Justin) Vindar Sing Randava / جاس(جاستین) وین دار سینگ رانداوا کنیه: Jessie / جسی ملیت: India / هند سن: یادم نیست! سبک مبارزه: Indian Sardar style / سبک سردار هندی سلاح: None / ندارد اولین حضور: Son of Sardar / پسر سردار آخرین حضور: Son of Sardar / پسر سردار بازیگر نقش: Ajay Davegun / آجی دبگان علاقمندی: خانواده سانتو،خنده و ... تنفرات: غم همسرش،توهین به سردا و ... شغل: بیکار(خیابونا رو متر میکنه) ریز توضیح: جاستین با نام شناسنامه ای جاس وین دار سینگ رانداوا همراه با مادر خود در سن کودکی به انگلستان رفت. جاستین اونجا بزرگ میشه و مشهور میشه به سردار جسی!جسی در اون سالها با بوتان که یک جوون هندی بود دوست میشه و در ماجراهای مختلف کنار هم بودن. روزی نامه ای به دست جسی میرسه که نوشته شده یه تیکه زمین از پدرش بهش رسیده! پدر بوتان که یک کلوب دار بود داستان نبرد خاندان رانداوا بر علیه خاندان سانتو رو برای جسی تعریف میکنه. جسی هم که میخواد نشون بده از هیچی نمیترسه سوار قاری میشه و میاد به بمبئی! بعد از اون دختری رو توی ایستگاه میبینه که یک دل نه هزار و یک دل عاشقش میشه(تا بدیدش عقل و هوشش باد...غربت و دل تنگیش از یاد بد) زندگینمامه: جسی که عاشق اون دختر میشه منتظر میمونه تا اون دختره سوار بشه اما قار حرکت میکنه و دختره به دنبالش میدوه. سردار جسی هم میره سراغ در و دست دختره رو میگره تا بکشونتش بالا که حس عاشقونش کر دستش میده و از قطار میفته پایین. بعدش هم قطار می ایسته و جاستین هم سوار میشه.بعدش هم دختره روی صندلی جسی میشنه و جسی هم جلو نمیره. دختره گیر داد به یه مرد کنار جسی و جسی یه کشیده خوابوند در گوش مرده و دختره خندید. جسی اینوری اولین قدم برای ابراز علاقه به دختره رو برداشت.بعد هم ه بهونه اینکه صدای دختر رو نمیشنوه اومد کنارش نشست. اونا از هم سوال میکردن و با هم حرف میزدن.دختره هم لحظه به لحظه اون لحظات رو(چه شعری شد) با دوربینش ثبت کرد. بعد از اون دختره میره و خانوادش میان دنبالش و اون میره.جسی هم که دختره رو نمیبینه به راهش ادامه میده. در میانه راه تصمیم میگره به معبد قدیمی پنجاب بره تا دعاشو به جا بیاره. از پیرمردهای اون محل میپرسه معبد قدیمی و دفتر اسناد شهر کجاست.و اونا هم جواب های چرندی بهش میدن. ولی میفهمه که برای تحویل گرفتن زمین باید پیش ویرو بره.اتفاقا یک نفر هردو جا رو بلده و میاد جسی رو به اونجاها ببره. میون راه پسره ازش میپرسه:اسمت چیه؟» « _ جسی.اسم تو چیه؟» «تونی...تاحالا اینورا ندیمدت اومدی اینجا برای چی؟» «_ پدرم برام یه زمین به ارث گذاشته،راستش اومدم کلک یه چیزیو بکنم.»«_ خوب اسم پدرت چیه؟» «رانداوا.»پسره وایمسته و میگه:«هارجیت سینگ رانداوا» وقتی میفهمه عصبی میشه چون تونی یکی از برادران خانواده سانتوئه. میخواد کلکشو بکنه اما گلوله نداره.یه جایی توی یه روستا نزدیک معبد قدیمی وایمسته و سعی میکنه چیزی پیدا کنه تا جسی رو بکشه. وقتی برگشت جسی اونجا نبود.دنبالش میکنه و داغون میشه و دیگه توان دنبال کردنشو نداشت.جسی به معبد قدیمی رسید. وقتی داشت برای ادای دعاش نارگیل رو شق میکرد نارگیل به کله مرد قد بلندی میخوره. دختر توی قطار میاد و جسی هم دستشو میکنه تو جیب و یه چیزی به دختره میده...همون دوربین دخترک. جسی میگه دنبال ویرو میگرده و بهش میگن که ویرو همون مرده که نارگیل خود تو کلش.ویرو ازش میپرسه واسه چی اومده و اونم جواب میده. بعد میپرسه اسم پدرت چیه که گوشیش زنگ میزنه.تونی بود.ناواضح حرف میزد و بیچاره حرفشو قبول نکردن و فکر کردن ذهر ماری کوفت کرده. پس از یه سری ماجرا دختره هم به جسی علاقمند میشه.دختره مجبور به ازدواج با جوانی میشه که عین برادرش بود...ویکی! بعد از اون افراد سانتو جمع میشن تا حساب جسی رو برسن که همه شل و پل میشن چون یه سردار با 100000 نفر برابری میکنه. آخرم دختره از مراسم بیرون میاد تا به جسی کمک کنه.ویرو ملع میشه و به شهر میاد تا جسی رو بکشه. جسی هم با قدرت باهاش مقابله می کنه و هردو در اواخر دعوا میفتن توی خونه سانتوها.و چون مهمون حبیب خداست دیگه نتونستن ادامه بدن. اما در آخر با یه سری حرف های قشنگ ویرو هم بی خیال جون جسی میشه. جالبه بدونین یک هفته جسی در خونه سانتو ها بود و به خاطر رسم حبیب خدا هیچ آسیبی ندید. نکات بی اهمیت: ویرو دو برادر به نام های تونی و بابی داره. این سه برادر قسم یاد کردند تا وقتی آخرین نفر از نسل رانداوا رو نکشن... 1.ویرو ازدواج نخواهد کرد. 2.بابی بستنی لب نمیزنه. 3.تونی نوشیدنی طبیعی و خنک نمی نوشه. اما بعد از صلح پیمان ها شکسته شد. و یه چیز دیگه اینکه هارجیت سینگ رانداوا پدر ویرو رو کشته و پدر ویرو هم قبل از مرگ هارجیت رو کشته. نقل از: Son of Sardar! منبع: Fighting-Game.ir
  20. به نام خدا سلام. مقدمه: اولین و آخرین اسطوره چینی که در ذهن جنگجویان قدیمی نقش میبست شخصی قدر و قدرتمند به اسم گوان یو بود. اما آیا ما هم ایشونو به درستی میشناسیم.من از بیوگرافی اون در فیلم شمشیرزن گمشده شروع میکنم... شناسنامه: نام کامل: Guan Yu Chang / گوان یو چانگ ملیت: China / چین سن: Unknown / نامشخص سبک مبارزه: Yari Style / سبک نیزه سلاح اصلی: Guan Dao / گوان دائو اولین حضور سینمایی: Three Kingdom Cartoon / کارتون سه امپراتوری آخرین حضور سینمایی: The lost blademan / فیلم شمشیرزن گمشده بازیگران نقش: Donnie Yen / دانی ین علاقمندی: Shu team , Cao Ming & ... / گروه اژدهای سبز،سائو مینگ و ... تنفرات: All team of enemy,Injustice & ... / همه گروه های دشمنان،بی عدالتی و ... شغل: War general / جنرال جنگ ریزتوضیح: جنرال یوچانگ،فرمانده ارشد گروه Shu(اژدهای سبز) که از فرماندهان لرد Liu Bei بودند،می باشد.لیوبی با دوتن از فرماندهان خود پیمان برادری بست و با هردو برادر قسم خورده شد ...ژانگ فی و گوان یو! این سه نفر تبدیل به نماد اولیه Koei ملقب به سه برادر شدند.گوان یو که فردی شریف بود شعاری پاینده داشت:«گوان یو چانگ هرگز بی گناهان رو نمی کشه.» زندگینامه: سه برادر _ شمشیرزن گمشده گاریچی ای در شهر هودونگ که یتیم بزرگ شده و اسمش گوان یو چانگه! در سن بیست سالگی به منطقه ی از هودونگ نقل مکان میکنه و با دختری زیبا آشنا میشه.اون یه دل نه صددل عاشق اون دختره میشه!روزی متوجه میشه که سربازان قصد بدی نسبت به اون دختر دارن (گوان یو همون قیصر چینیه ها!) و شبانه وارد خونه دختره میشن.گوان و هم که سرعتی بی نظیر داشت همه رو کمتر از ده ثانیه می کشه.اما یک مرد کست در حال کوفت کردن ذهرماری اونو میبینه و گوان یو هم که دلش نمیخواست ناحق به زندون بره از شهر فرار میکنه.اینجور بود که گوان یو اولین قتل زندگیشو انجام داد.در راه فرار در مسیر جنگی Cao Cao Ming و Yuan shao قرار میگیره و اونجا برای اولین بار لیوبی رو میبینه.گوان یو که در نوجوانی فنون رزمی رو خوب تعلیم دیده بود فرمانده لشکر شرقی لیوبی میشه و اونجا تمام فرماندهان شرقی یوان شائو رو میکشه.بعد از اون یوان شائو که میبینه چاره ای نداره عقب نشینی می کنه. زمانی که برای جشن به هودونگ بر میگردن گوان یو متوجه مسئله ای میشه...لیوبی برادر همون دختریه که دوستش داره.گوان یو برای حفظ برادریش با لیوبی و اینکه میدونست خیلی از طبقه پاینیه از اون دختره فاصله میگیره! چندوقت بعد درست وقتی که خونه خانواده لیوبی آتشزوزی میشه جنگ شروع میشه و یوان شائو لشکریانش رو آماده نبرد میکنه. اینبار افراد لیوبی آماده نبودن برای همین Cao Cao فرمانده جنگ میشه و گوان و هم وارد میدون نمیشه و مشغول درمان افرادش میشه...اما جنگ تلخ تر از این حرفاست و دروازه هودونگ هم در حال گشایش به روی یوان شائوئه! برای همین سائو سائو،گوان یو رو تشویق به مبارزه میکنه و گوان یو هم دوباره به میدون میره و تنها با سی نفر تمام لشکر مهاجم رو شکست میده و آخر هم سر فرمانده یوان شائو رو از تنش جدا میکنه. امپراتور ضعیف و جوان تصمیم میگیره از گوان یو تقدیر کنه.ولی گوان یو قبول نمیکنه و دلش نمیخواد که هرگز جز مقامات بشه.بعد از نپذیرفتن این سمت تصمیم میگیره خواهر لیو رو ببره پیشش پس آماده میشه.سائو سائو که نمیخواد یک ببر رو در جنگل رها کنه سعی در منصرف کردن اون میکنه اما موفق نمیشه و برای همین به افرادش دستور میده بذارن که اون بره.اما افرادش در کشور پخش میکنن که گوان یو یک خیانت کاره و باید اعدام بشه و این خبر به امپراتور هم میرسه و حکم اعدام گوان یو رو صادر میکنه. در این سفر با مشکلات زیادی روبرو میشه و در آخر سعی می کنه که با کمک افراد قدیمیش از پایتخت فرار کنه و به لیوبی بپیونده.اما افرادش بهش خیانت میکنن و یک سم مهلک وارد بدن گوان میشه. گوان هم تمام اون افراد رو میکشه.بعد از اون وقتی بیدار میشه اولین کسی که بالای سرش میبینه خواهر لیو بود و اینطوری بود که اون هم عاشق گوان میشه. بعد از یک سری اتفاق افراد امپراتور در جنگل جمع میشن و به قصد کشت گوان یو اشتباها خواهر لیو رو با تیر میزنن.گوان هم خشمگین میشه و با سرعتی به شدت همه اونا رو لت پار میکنه.در آخر سراغ امپراتور میره تا اونو بکشه که سائو سائو جلشو میگیره. گوان یو بعد از اون متوجه میشه دختره زندست و معالجش میکنه.بعد از اون گوان یه منطقه در نزدیکی هودونگ رو تبدیل به منطقه خودش میکنه و اونجا اردوگاه میزنه که پس از چندسال با گروه شو ادغام میشه و دوباره سه برادر حمع میشن.روزی گوان یو به قصد تفریح با پسرش به جنگل میره تا شکار کنه که پیکی به دستش میرسه که باید به جنگی بره و اونجا بود که غافلگیر میشه و افراد Sun Quan اونو دستگیر میکنن.سون کوان دستور میده سرشو از تنش جدا کنن و برای سائوسائو بفرستن تا لیوبی فکر کنه کار اون بوده.سائو سائو با دیدن سر بدون تن گوان یو بسیار ناراحت میشه و اون که حس برادر بهش داد تصمیم میگیره انتقامشو از دو امپراطوری SHU و WU بگیره و به جنگ با هردو میپردازه.(دیونست دیگه) نقل از: سری های کارتون و فیلم کوئی منبع: Fighting-Game.ir در آینده تاپیک رو بهتر از اینی که هست میکنم.
  21. White Night

    تریلر بازی Project X Zone 2 برای Nintendo

    به نام خدا سلام. -------------------------------------------------------------------- خبری از یک بازی اکشن برای کنسول Nintendo رسیده. هم اکنون به آن می پردازیم: این بازی یک بازی اکشن است که فعلا نام دو شرکت سازنده بر روی آن است. این بازی توسط دو شرکت مجزا اما مرتبط به نام های Capcom سازنده Street Fighter و Bandai Namco سازنده TEKKEN است که باز هم این مبارزان را در قالب یک بازی کلاسیک گرد آورده است که البته به جز شخصیت های این دو بازی شخصیت های جدیدی نیز اضافه خواهند شد. شایعاتی نیز گذر کرده از ورود ناروتو به این بازی اما رد شده و نشان داده شد که ناروتو در این بازی جایی ندارد. این بازی که برای کنسول نینتندو منتشر خواهد شد یک بازی فایتینگ-کلاسیک است... تریلر: -------------------------------------------------------------------- منبع: Fighting-Game.ir
  22. White Night

    نقد و بررسی کنسول ps2

    به نام خدا سلام. مقدمه: خاطره ها که میگذرن...خوبی بدی زیاد دارن... نمونش همین کنسولی که دارم براتون نقد میکنم.امروز این کنسول رو نقد می کنم تا راحت تر بتونین راجع بهش قضاوت کنین. در آینده با تحلیل های بهتر شما رو یاری خواهیم کرد. با ما همراه باشید... نقد و تحلیل کنسول: مشخصات: رده نسلی: نسل ششمی تاریخ انتشار: ژاپن ۴/مارس/۲۰۰۰ آمریکای شمالی 26/اکتبر/۲۰۰۰ آمریکای شمالی ۲۴/نوامبر/۲۰۰۰ آمریکای جنوبی ۳۰/نوامبر/۲۰۰۰ کانادا ۱/دسامبر/۲۰۰۰ CPU(سی پی یو): ۱۲۸-bit "Emotion Engine" clocked at ۲۹۴ MHz رام(پلیر): DVD و VCD کنترلر: DualShock2 فروش جهانی:۱۲۰ میلیون نسخه(تا ۲۰ سپتامبر ۲۰۰۷) پرفروشترین بازی:Guran Tsurismo ۳: A-Spec با ۱۴٫۸۷ میلیون نسخه فروش(زمان شمارش:سپتامبر۲۰۰۷) تکمیل شده: Playstation پیش زمینه: Playstation 3 فهرست بازی های انحصاری(به ترتیب حروف الفبا): Ben10: Prodocter of Earth Clock Tower 3 Devil May Cry 1 Devil May Cry 2 Final Fantasy 10 Final Fantasy X-2 Final Fantasy 12 Fire Breather:Resident Dragon God Hand God of War 1 God of War 2 Guran Tsūrisumo 3 KillZone1 Metal Gear Solid Snake Eater Resident Evil:Out Break Rule of Rose Shadow of the Colossus Soul Calibber 3 TEKKEN 4 TEKKEN 5 TEKKEN Tag Tournoment 1 -------------------------- Playstation2(پلی استیشن2) تحولی بزرگ و تماشایی در عرصه پلتفرم بازیست و نسخه دوم سری محصولات Playstation می باشد.به این سری محصولات به اختصار و خلاصه PS می گویند که از شرکت سونی توسعه یافته. معنی نام این کنسول نیز Play(بازی) + Station(ایستگاه،جایگاه) که به صورت کلی میشود ایستگاه بازی سونی!معنی این کنسول نیز هرگز به زبان آورده نمی شود و واژه خارجی و انگلیسی او بیان می گردد. پرفروش ترین کنسول ساخته شده توسط شرکت Sony! در ماه مارس سال 1999 شرکت سونی اعلام به ساخت یک کنسول قوی به نام Playstation2 که جانشینی برای (Play one(PS1-Playstation بود،کرد.در سال 2000 این کنسول در فروشگاه های اصلی و سپس فروشگاه های اینترنتی منتشر شد. این کنسول با ورود خود حریفان زیادی چون Xbox، Dream Cast و Nintendo Game Cube را از میان برداشت!این کنسول ژاپنی با قیمت مناسبی در ژاپن و سراسر جهان به فروش میرفت و به تدریج صاحب رکورد فروش برتر شد. هرچند که با آمدن PS3 توجه منتقدان و بازیسازان از PS2 دور شد اما همچنان طرفداران خود را تا زمان ساخت PS4 حفظ کرد.اما پس از اخبار درخشان PS4 دیگر بازی های جدید و جالبی برای PS2 ساخته نمی شد.اما همچنان پرفروش ترین کنسول تاریخ دنیای ماست!با فروشی که حسابش از دست هر حسابداری در می رود و حدود 140 میلیون نسخه تا 30 سپتامبر 2009 می باشد...رکوردی که به فراموشی سپرده شده! اما قبل از سال 2009 و در سال 2005 رکورد دیگری نیز برای این کنسول ثبت شد...سریع ترین کنسول که 100 میلیون نسخه روانه بازار کرده بود.این رکورد را هنوز هم کنسول های دیگر نتوانسته اند بشکنند.اما فروش این کنسول متوقف شد.حدود چهارم ژانویه 2013 یعنی پس از گذشت 13 سال فروش این کنسول کاملا قطع شد.زیرا سرمایه گذاری شرکت سونی تنها با توقف کار PS2 پیش میرفت.زیرا قیمت مناسب این کنسول و کیفیت بالایش سبب فروش کم PS3 و PS4 می شد.علاوه بر آن تبلت و دیگر لوازم شرکت بخاطر شرگرم کننده بودن PS2 در کارخانه ها میماند.برای همین پرطرفدارترین کنسول تاریخ به خاطره مبهمی تبدیل و سرنگون شد! اما درباره دسته کنترلر باید نقل کرد که نوع دسته Doal Shok می باشد با شک قرمز و دکمه های R3 و L3 که گاها به کمک شک عمل می کنند. توجه: بازی هایی که گفتم درسته روی کنسول ها و پلتفرم های دیگری هم بازی میشن اما چطور؟جواب ساده ایه!این بازی های انحصای با کپی و اعمال تمام قابلیت های بازی روی DVD توسط شرکت های خارجی روی دیگر پلتفرم ها نیز بازی میشوند. نظر من: خیلی حقشو خوردن!از نظر من خیلی حیف بود.من خودم جزو اولین کسایی بودم که تا این کنسول به خوزستان اومد خریدمش!بازی ها زیادی باهاش انجام دادم.الان هم اون بازیا روی دیگر کنسول ها داره انجام میشه!این انصافه؟ نقل از(مدرک): اگه به من اعتماد دارین خودم! نویسنده(منبع): Fighting-Game.ir
  23. به نام خدا سلام. مقدمه: بدون مقدمه هم همتون میدونین که بازی های PS2 هنوز هم درحال پیشروین! خیلی از گیمرها در تلاشن ساده تر بازی رو جلو ببرن و برای همین به Cheat نیاز دارن. ما اونا رو از بازی Shrek2 جمع آوری کردیم.پس با ما همراه باشید... رمزها: چهار رمز اول رو باید حین بازی دکمه START رو فشار بدین و بعد وارد کنین. اما پنج تای آخر انجام دادنین.پس وارد کنید و انجام بدید: [TABLE=class: grid, width: 500, align: center] [TR] [TD=align: center]رمز کاربردی[/TD] [TD=align: center]عملکرد رمز کاربردی[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]چپ،بالا،ضربدر،دایره،چپ بالا،ضربدر،دایره،چپ،بالا، ضربدر،دایره،دایره ،دایره،دایره،دایره،دایره[/TD] [TD=align: center]1000 سکه طلا[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]چپ،بالا،ضربد،دایره،چپ،بال ا،ضربدر،دایره،چپ،بالا،ضرب در،دایره،بالا،راست ،پایین،چپ،بالا[/TD] [TD=align: center]جان 100%[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]چپ،بالا،ضربدر،دایره،چپ،با لا،ضربدر،دایره،چپ،بالا،ضر بدر،دایره،بالا،بالا ،بالا،بالا،بالا[/TD] [TD=align: center]انتخاب مرحله دلخواه[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]چپ،بالا،ضربدر،دایره،چپ،با لا،ضربدر،دایره،چپ،بالا،ضر بدر،مربع،دایره،مربع ،دایره،مربع،دایره[/TD] [TD=align: center]آزاد کردن Bonus های بازی[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]21 مأموریت رو تکمیل کنین[/TD] [TD=align: center]سالن رینگ مبارزه[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]31 مأموریت رو تکمیل کنین[/TD] [TD=align: center]طبقه جابجا شونده[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]45 مأموریت رو تکمیل کنین[/TD] [TD=align: center]پیچ و خم ابرها[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]59 مأموریت رو تکمیل کنین[/TD] [TD=align: center]منطقه سقوط از قفس[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]70 مأموریت رو تکمیل کنین[/TD] [TD=align: center]سالن تصادفی[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]70 مأموریت رو تکمیل کنین[/TD] [TD=align: center]تصاویری از فیلم Shrek 2[/TD] [/TR] [/TABLE] نقل از: GameFaqs.com منبع: Fighting-Game.ir
  24. به نام خدا سلام. مقدمه: برای لذت بردن از بازی ها پیشروی در اون مهمه اما ممکنه چیزی بخواین ولی حوصله کشیدن زحمتشو ندارین. بازی Avatar:The Last Airbender اولین بازی در رابطه به آواتاره و در عین سادگی بسیار دشواره و حتی برترین ها هم گاهی از کدهاش استفاده می کنن. پس با این کدها از بازی لذت ببرید! رمزها: ابتدا در منوی اصلی روی گزینه Extras کلیک کنید و سپس در منوی Extra وارد گزینه Code Entry شوید! سپس این کدها رو وارد کنید: [TABLE=class: grid, width: 500, align: center] [TR] [TD=align: center]رمز کاربردی[/TD] [TD=align: center]عملکرد رمز کاربردی[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]54641[/TD] [TD=align: center]آماری از تجاوزات آتش افزارها(لیست حملات)[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]97831[/TD] [TD=align: center]آزاد کردن تصاویر کاراکترها در Concept Gallery(عکس های شخصت ها)[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]34743[/TD] [TD=align: center]خسارت دوبرابر حین ضربه(نیرو دوبرابر)[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]53467[/TD] [TD=align: center]مخفی کاری بی پایان (اعمال منفی سری)[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]23637[/TD] [TD=align: center]مس بی پایان(فلزافزاری نامحدود و ...)[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]24463[/TD] [TD=align: center]انرژی Chi نامحدود(انرژِ دفاع و ضربه بی پایان)[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]94677[/TD] [TD=align: center]سلامتی نامحدود (بهبودی کامل)[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]37437[/TD] [TD=align: center]آزاد کردن تمام نقشه های گنج[/TD] [/TR] [/TABLE] نقل از: GameFaqs.com منبع: Fighting-Game.ir
  25. به نام خدا سلام. مقدمه: بازی های قدیمی Playsation.2 هنوز داستان هایی چون خوزستان در حال فروشه اما هنوز هم راز و رمزهای زیادی فاش نشدن. این تاپیک یکی از اون رازهاست که در ایران نوشته نشده چون دیگه کمتر کسی به PS2 توجه میکنه. از جله افرادی که هنوز PS2 بازی میکنن خود منم! رمزها: ابتدا به Ember Islands برین و سپس بعد از ورود به ساحل به در سمت چپ نزدیک تور والیبال برین. سپس روی قسمت cheat code کلیک کنید و این رمز ها رو وارد کنین... [TABLE=class: grid, width: 500, align: center] [TR] [TD=align: center]رموز کاربردی[/TD] [TD=align: center]عملکرد کد کاربردی[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]52993833[/TD] [TD=align: center]آزاد شدن تمام مراحل بازی[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]27858343[/TD] [TD=align: center]آزاد شدن تمام تصاویر در Concept Art[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]34737253[/TD] [TD=align: center]آزاد شدن تمام Item های Shop[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]66639224[/TD] [TD=align: center]سکه های نامحدود[/TD] [/TR] [/TABLE] نقل از: GameFaQS.com منبع: Fighting-Game.ir